|
|
|||||||
|
|
خلیل کیوان 25 نوامبر 2009 درباره یک شعار " انقلابی انسانی برای حکومت انسانی"
چند ماه پیش وقتی که طرح نشریه " ندای انقلاب" تنظیم میشد، بدنبال شعاری بودیم که لوگوی این نشریه باشد. شعاری که بنحو روشنی درک و جهت ما را در دل تحولات جاری نشان دهد. از اینرو، با انتشار اولین شماره ندای انقلاب شعار "انقلاب انسانی برای حکومت انسانی" را انتخاب کردیم که از همان اولین شماره نشریه، بر تارک آن حک شد.
اما طرح این شعار به این شکل، از نظر زمانی به تابستان گذشته برمیگردد. با آغاز اعتراضات گسترده مردم پس از انتخابات در ایران و روی آوری بیش از پیش به کانال جدید، مباحث متعدد و پرشوری در این کانال پیرامون رویدادها و مسائل سیاسی، صورت گرفت. تماس و دیالوگ گسترده ای بین مردم و رهبری حزب کمونیست کارگری برقرار شد. شعار انقلاب انسانی برای حکومت انسانی اولین بار و در این متن بود که توسط حمید تقوائی در یکی از برنامه های تلویزونی طرح شد و بارها پس از آن نیز در برنامه های کانال جدید در مورد آن صحبت شد.
ظهور این شعار در آن موقع نیز خلق الساعه نبود. صرفا عکس العمل و پاسخ سیاسی به این سئوال که خصلت تحولات چیست و چه نوع حکومتی را ما مد نظر داریم؟ نبود و نیست. این شعار در درجه اول به یک پشتوانه و تلاش سیاسی و نظری عمیق و پیوسته ای متکی است که قطب نمای همه فعالیت ما و فلسفه تلاش و دوندگی روزانه ما برای خلاصی از وضع موجود و رهائی انسان است. کسی که مباحث کنگره ها و پلنوم های حزب کمونیست کارگری را دنبال کرده باشد، متوجه این بهم پیوستگی میشود.
از نظر تاریخی تر حتی، به تلاش منصور حکمت برای تکاندن جنبش ما از تحریفاتی که در آن صورت گرفته بود و انسانی کردن سیاست و بازگرداندن اومانیسم به جنبش مان و قرار دادن آن در مرکز سیاست ما، برمیگردد. بقول او "سوسیالیسم جنبش باز گرداندن اختیار به انسان است". و یا بقول مارکس برای انسان ریشه خود انسان است.
این شعار میوه سیاسی نقد عمیق کمونیسم کارگری به مناسبات سرمایه داری است که ریشه همه مصائب سیاسی و اجتماعی امروز بشر است. در بعد جهانی، این شعار پاسخ منجلابی است که نئوکنسرواتیسم پس از سقوط سرمایه داری دولتی شوروی به جهان عرضه کرده است. پاسخ عقبگردی است که در همه زمینه ها اعم از حقوقی و سیاسی و اجتماعی در بیست سال گذشته شاهد آن بوده ایم. عقبگردی که دست آوردهای تا کنونی انسان، حتی در شکل صوری و حقوقی را هم،به سخره گرفته اند. حقوق انسان را نسبی خواندند. آنرا به ملیت و قوم و مذهب و محل تولد گرده زدند. الگوهای حکومتی قومی و نژادی و مذهبی را به بخش هائی از مردم دنیا تحمیل کردند. نسبیت فرهنگی و معیار دو گانه را رسمیت دادند. دیدیم که حاصل این نوع نگرش قهقرائی شد که بیش از دو دهه است جهان شاهد آن است. این شعار پاسخ این وضع است. امروز موضوع جدال هم در صحنه بین المللی و هم در سیاست ایران، مستقیما خود انسان است.
شعار "نه ملی نه مذهبی، انسانی"، بیانگر این است که انسان مهمترین موضوع مورد کشمکش در دل تحولات جاری است. این شعار ترجمه دیگری از همین شعار حکومت انسانی است. پاسخ سیاسی مردم در دل تحولات اخیر به نسخه های قومی و مذهبی است . نه ملی نه دینی انسانی، بر محور قرار دادن انسان در سیاست و حرمت و رفاه او تاکید دارد. این شعار از این نظر بر جهت و تمایلات سوسیالیستی در جامعه صحه میگذارد.
لگوی نشریه ندای انقلاب به سمت و سوی تحولات اشاره دارد. بر جهت سرنگونی طلبانه آن و بر خصلت انقلابی آن تاکید میگذارد. بر خواست ها و تمایلات عمیقا انسانی و سرکوب شده مردم که این اعتراضات بواسطه آنها شکل گرفته است و بسیار فراتر از سرنگونی جمهوری اسلامی است، دلالت دارد. در کنار ده ها شعاری که در اعتراضات بیان میشوند به شعارهائی برمیخوریم که اگر چه هنوز بحد کافی توده گیر نشده اند اما، بر تمایلات عمیقا سوسیالیستی و انسانی در جامعه صحه میگذارند. مردم " معیشت منزلت" میخواهند که یک شکل بروز تمایلات سوسیالیستی در جامعه است. مردم " آزادی وبرابری" میخواهند که یکی دیگر از شعارهای همطراز با معیشت منزلت است که بویژه در اعتراضات دانشجوئی بطور گسترده طرح شد. شعار " آزادی برابری هویت انسانی " که ۱۶ آذر دو سال قبل در اعتراضات دانشجویان اصفهان طنین انداخت، شکل دیگری از بیان همین خواست های انسانی و سوسیالیستی است. حکومت انسانی را، انسان و فقط انسان، نه ایدئولوژی و نه مذهب و نه ملیت و نه جنسیت و نه هیچ چیز دیگری آنرا تعریف نمیکند. این در جوهر خود سوسیالیستی است.
مردمی که در کار بزیر کشیدن مذهب از اریکه قدرت هستند. جامعه ای که هنوز خاطره ناسیونالیسم پرو غرب در قدرت و دیکتاتوری شاه را در حافظه خود دارد. و بالاخره مدل های قومی مذهبی که سرمایه داری جهان به کشورهای مجاور هدیه کرده است را، میبینند. و بالاخره مردمی که لولوی تجربه سوسیالیسم های خاکستری مدل شوروی را در مقابل آنها میگذارند، باید قطب نمای دیگری در مقابل خود ببینند. حکومتی انسان محور. اینجاست که شعار حکومت انسانی به قلب مردم نزدیک میشود. به این خاطر است که برای مردم انسان محوری در سیاست در متن اوضاع سیاسی ایران و جهان برجستگی پیدا میکند. شعار انقلاب انسانی برای حکومت انسانی بر این زمینه هست که ضرورت میابد.
این شعار در اساس سلب و نه به آلترناتیوهائی است که بر اساس قومیت و ملیت و مذهب و تجربه شوروی بنا شده است. سلب جمهوری اسلامی و مذهب در قدرت است. |