|
|
|||||||
|
|
تشدید نزاعهای درون حکومت بر سر انتصاب وزیر کشور! مهرنوش موسوی
موضوع این بار افشاگریهای درونی حکومت و تشدید نزاعهای درونی رژیم بعد از اکسیون پالیزدار، فساد، دروغگویی و کلاهبرداری آشکار وزیر کشور احمدی نژاد و گارانتی شده خامنه ایی است. علی کردان یکی از سه وزرای احمدی نژاد است که همین هفته قبل به مجلس معرفی شده و بالاخره به ضرب و زور خامنه ایی، برایش جهت نشستن بر صندلی خالی وزارت کشور رای جمع کردند. مخالفت با علی کردان در صحن مجلس آغاز و پس از رای گیریها ادامه داشته و امروز وارد ابعاد جدیدی شده است. مکث کردن بر سر زوایای مختلف غائله اخیر مجلس، تابیدن نوری است به صفوف درهم ریخته و آشفته دشمنان مردم ایران! اجازه بدهید ابتدا مختصرا ببینیم داستان کلاهبرداری وزیر کشور احمدی نژاد که نیامده دستش رو شده چیست؟ حقایق پشت پرده این نزاعها کدام است.
1. ماجرا از این قرار است که احمدی نژاد سه وزیر کابینه خود را در هفته گذشته برای گرفتن رای اعتماد به مجلس معرفی کرد. از قبل صدای مخالفتهای زیادی علیه علی کردان که وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت کشور بود، از میان خود جبهه طرفداران دولت، موسوم به اصولگرایان بلند شده بود. احمدی نژاد با وقوف به این امر و اینکه به تنهایی از پس این مخالفتها بر نمی آید، در دقیقه 90 آخرین برگ برنده خود را به زمین زد و مجلس را در مقابل تمایل خامنه ایی قرار داد. احمدی نژاد گفت: " رابطه ما با رهبر انقلاب اینگونه نیست كه مدام اصرار كنم. برای ایشان این پذیرش دو دقیقه طول كشید و من مسیر موضوع را گفتم، آقا درباره كردان پرسیدند و من توضیح دادم كه ایشان گفتند، تلاش كنید رای بیاورد." جالب اینجاست که با وجود استناد احمدی نژاد به نظر و تمایل آقایش، از قضا جمع کثیری از نمایندگان، از میان سه وزیر پیشنهادی وی، کمترین رای را به علی کردان دادند. كردان توانست تنها رأي موافق 169 نماينده را به دست آورد و 64 نماينده به او رأي مخالف و 36 نماينده ديگر رأي ممتنع دادند. توکلی و نادران که از افتضاحات سیاسی پرونده وی مطلع بودند اصرار کردند تا با غیر علنی کردن نشست مجلس، پرونده وی را پشت درهای بسته رو کنند که پیشنهادشان با مخالفت ریاست مجلس روبرو و لذا کار به افشاگری علنی از وی کشید. حسینیان و جمعی از نمایندگان مجلس رو کردند که بر خلاف تبلیغات احمدی نژاد و تیمش در باره کردان، وی هم در سازمان اطلاعات پرونده دارد و هم بویژه اینکه ادعای آنها مبنی بر اینکه کردان داری مدرک دکترای افتخاری حقوق از دانشگاه آکسفورد میباشد، جعل و سراپا دروغ است! حسین شریعتمداری که عضو بلند پایه سازمان قتلهای زنجیره ایی و جزو جانیان راس نظام و نزدیک به خامنه ایی میباشد، در زمره مخالفین علی کردان است. حسین شریعتمداری عهده دار تداوم کمپین مخالفت با علی کردان به نفع حسینیان در روزنامه کیهان شده و روز بعد از رای گیری مجلس، در سرمقاله کیهان با عنوان " نازنيني تو ولي.. ( در حد خويش...)" اعلام کرد که "ديروز، برادر عزيزم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم كه براي ايشان احترام فراواني قائل هستم در حالي كه براي دفاع از وزراي پيشنهادي خود پشت تريبون رفته بود، سخني از قول رهبرمعظم انقلاب درباره وزيران پيشنهادي نقل كرد كه نگارنده با اطلاع دقيقي كه از اصل ماجرا دارم، مي دانم و كمترين ترديدي ندارم كه متأسفانه اين نقل قول، مخدوش و غيرواقعي بوده است و با نظر ارائه شده از سوي رهبرمعظم انقلاب، تفاوتي نزديك به تناقض دارد و با عرض پوزش از آقاي احمدي نژاد بايد گفت در سخنان ديروز ايشان، نظر واقعي آقا تحريف شده بود، به گونه اي كه انگار رهبرمعظم انقلاب نه فقط با وزراي پيشنهادي آقاي احمدي نژاد موافقت كامل داشته اند، بلكه نمايندگان مجلس را براي دادن رأي بالا به آنها تشويق و ترغيب هم كرده اند!" حسین شریعتمداری با نوشتن این سرمقاله تمرکز مخالفت خود را با علی کردان برای بسیج جریانی در درون جبهه طرفداران خامنه ایی در مجلس روی تحریف کردن نقل قول احمدی نژاد از خامنه ایی قرار داد. واضح است که با انتشار این مطلب خامنه ایی مجبور میشد موضع گیری کند. توپ به زمین خامنه ایی سر داده شد. تست مهمی برای طرفداران خامنه ایی تا فهم کنند که هزینه دفاع از احمدی نژاد از سوی خامنه ایی برای خود آنها چقدر میباشد. نفس نوشتن این مقاله و موضع گیری صریح علیه احمدی نژاد، خامنه ایی را در مقابل اتخاذ موضع صریح قرار میداد. به همین خاطر میبینیم که در نوشته شریعتمداری اینکه علی کردان تقلب کرده و جعل مدرک نموده است یک مسئله فرعی است. شریعتمداری میخواست ثابت کند که احمدی نژاد تحریف کرده است تا از این طریق خامنه ایی وارد موضع گیری جدی علیه وی بشود. در حالی که بعدا با انتشار موضع رسمی دفتر خامنه ایی علیه شریعتمداری، کل این جریان به موضع جعل مدرک توسط کردان عقب نشست، شریعتمداری مجبور به سکوت شد. او مجبور به سکوت شد اما رسالتش را انجام داده و پیامش منتشر شد. هشدار این موضع گیری این بود که تا این درجه حمایت خامنه ایی از احمدی نژاد، خود او را نیز هزینه خواهد کرد. آنهم در حالی که در خود جبهه طرفداران خامنه ایی، صدای عبور از احمدی نژاد بسیار بلند شده تا جایی که سخنگوی حزب الله دم از تقلای انتخاباتی برای عبور از دولت نهم میزند! به همین خاطر بود که شریعتمداری نوشت: " اگر اظهارنظر ديروز برخي از نمايندگان درباره مثلاً مدرك تحصيلي جعلي يا قلابي فلان وزير معرفي شده صحت داشته باشد- كه انشاءالله ندارد- آيا شايسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترين شخصيت نظام براي توجيه آن هزينه شود؟! " شریعتمداری نوشته خود را با درخواست ابطال رای گیری مجلس اینچنین به پایان برد که: "و بالاخره، از آنجا كه نقل قول غيرواقعي آقاي احمدي نژاد در كسب آراء وزير محترم مربوطه تاثير تعيين كننده اي داشته است، قانوني بودن رأي اعتماد مجلس به ايشان قابل ترديد است و به نظر مي رسد كه نياز به رأي گيري مجدد باشد." سرمقاله کیهان در فردای نشست مجلس از سوی نادران و توکلی و بقیه مورد استناد قرار گرفته، درخواست باطل کردن انتخابات و غیر قانونی بودن آن در میان نمایندگان مطرح شد. خامنه ایی در مقابل یک مصاف جدی قرار گرفت. این بار صفوف هوادارانش شقه شده و پای خودش به میان کشیده شده بود. حسین شریعتمداری نگران هزینه شدن " مقام معظم رهبری" بود، در حالی که خامنه ایی مثل آب خوردن خود شریعتمداری را هزینه و سکه یک پول کرد! خامنه ایی باید انتخاب میکرد. میان احمدی نژاد که از قول خامنه ایی اعلام کرده بود برای کردان رای جمع کنید! یا حسین شریعتمداری و طیف حسینیان، توکلی، نادران وبقیه که با استناد به نوشته حسین شریعتمداری میگفتند احمدی نژاد تحریف کرده است! خامنه ایی انتخاب خود را اعلام کرد. حسین شریعتمداری سنگ روی یخ شد. دفتر خامنه ایی با انتشار اطلاعیه ایی جانب احمدی نژاد را گرفته و اعلام کرد که او تحریف نکرده است. در اطلاعیه آمده بود که: "نقل قول جناب آقاي رئيس جمهور از مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در رابطه با بعضي از اعضاي پيشنهادي مربوط به كابينه، با توجه به مجموعه مذاكراتي كه در اين مورد صورت گرفته است، خلاف واقع نيست" اطلاعیه دفتر خامنه ایی که مشت محکمی بر دهان حسین شریعتمداری و بقیه مخالفین احمدی نژاد و علی کردان بود جایی برای جدال بیشتر در صحنه جنگ نقل قولها باقی نگذاشت. این جوابیه یک موضع گیری سیاسی معین در مقابل آن دسته از جریانات جناح راست بود که کفش و کلاه کرده اند فرش را از زیر پای دولت منتخب خودشان بکشند. جالب اینجاست که با وجودیکه جنگ بر سر نقل قول احمدی نژاد بدنبال اطلاعیه دفتر خامنه ایی شکل دیگری به خود گرفت، اما خاتمه پیدا نکرد. خود اینکه طرفداران خامنه ایی به این بسنده نمیکنند که او رسما و علنا اعلام کرده است که این انتصاب مورد حمایت او میباشد، جای مکث دارد.... در حالی که کیهان به سکوت وادار شد، سایت الف ( نزدیک به توکلی) ادامه جنگ را به عهده گرفت. ادامه این جنگ بر سر صحت یا عدم صحت نقل قول احمدی نژاد باعث میشد طرف حساب مخالفین علی کردان، این بار شخص خامنه ایی باشد، به همین خاطر سایت الف کمپین علیه این رای گیری را به مسئله جعلی بودن ادعای دکترای افتخاری حقوق کردان از آکسفورد کشاند. مدیریت دانشگاه آکسفورد طی جوابیه ایی به استعلام این سایت، رسما اعلام کرد که این دانشگاه هیچگاه به وی دکترای افتخاری حقوق اعطا نکرده است. چاپ متن نامه آکسفورد صدای مخالفت علیه وی را تشدید کرد. رو کردند که پس علی کردان با ادعای دریافت مدرک دکتری حقوق از دانشگاه آکسفورد، نه فقط امروز پست وزارت کشور را احراز، بل از اواخر دهه 70 تا سال 1384 در سالهایی معاونت مالی – اداری و بعدها معاونت امور مجلس و شهرستانهای صدا و سیما را به عهده داشته و از سال 1384 به این سو نیز با عنوان "دکتر علی کردان" رئیس سازمان فنی و حرفه ای و قائم مقام وزیر نفت بوده است. در حالی که آخرین مدرک تحصیلی وی که مورد تایید وزارت آموزش عالی قرارگرفته، فوق دیپلم است. جالب اینجاست که علی کردان با مدرک فوق دیپلم، عضو هیات علمی دانشکاه آزاد اسلامی بوده و در این دانشگاه با عنوان "دکتر کردان" تدریس می کند. خودشان با رو کردن این کلاهبرداری علنی به قوانین خود نظامشان استناد کردند که بر پایه ماده 527 قانون مجازات اسلامی هر كس مدارك اشتغال به تحصيل يا فارغالتحصيلي ياتأييديه يا ريز نمرات تحصيلي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و تحقيقاتي داخل ياخارج از كشور يا ارزشنامههاي تحصيلات خارجي را جعل كند يا با علم به جعلي بودن آنرا مورد استفاده قرار دهد علاوه بر جبران خسارت، بهحبس از يك تا سه سال محكومخواهد شد.در صورتي كه مرتكب، يكي از كاركنان وزارتخانهها يا سازمانها ومؤسسات وابسته به دولت يا شهرداريها يا نهادهاي انقلاب اسلامي باشد يا به نحوي ازانحاء در امر جعل يا استفاده از مدارك و اوراق جعلي شركت داشته باشد به حداكثرمجازات محكوم ميگردد. توزیع شبنامه علیه کردان در صحن مجلس درگیری را تشدید کرد. نزاع بر سر این موضوع هنوز هم در سر تیتر اخبار و مطالب روزنامه های صبح و عصر تهران میباشد. وزارت کشور صبح امروز با انتشار اطلاعیه ایی اعلام کرد که " مدرك دكتراي افتخاري وزير كشور پس از طي مراحل قانوني از سوي رييس كل بخش خاورميانه دانشگاه آكسفورد استيفن پرينگل و به امضاي سه نفر از اساتيد معروف و مشهور دانشگاه آكسفورد صادر گرديده است و هيچگونه خدشهاي در صحت آن وجود ندارد. " در اطلاعیه وزارت کشور رسما و علنا مسئولین سایت الف تهدید شده اند که مورد پیگیری قضایی قرار خواهند گرفت. پاسخ سایت الف به تهدیدات وزارت کشور و ادعای آنها در باره مدرک تحصیلی کردان این بود که: " بررسیهای الف نشان داد، فردی به نام استیفن پرینگل یا استفان پرینگل یا اسامی مشابه به عنوان مدیر یا کارمند بخش خاورمیانه یا بینالملل یا عناوین مشابه در دانشگاه آکسفوردوجود ندارد. با توجه به استعلامهای رسمی و جداگانه "الف" از دانشکده حقوق و بخش تایید مدارک آکسفورد، انتظار میرود، وزارت محترم کشور با انتشار اصل مدرک آقای علی کردان و مشخصات کامل اساتیدی که مدرک افتخاری ایشان را امضا کرده اند، به شفاف شدن موضوع کمک نماید. " داستان این نزاع ادامه دارد. احمدی نژاد و خامنه ایی نه میتوانند دستشان را دیگر از پشت کردان بردارند و نه مخالفین آنها به عقب نشینی بیشتر رضایت خواهند داد. دایره درگیریهای درونی به پشت درهای بیت رهبری رژیم رسیده است!
2. سئوالی که با شنیدن این داستان در بیرون حکومت مطرح میشود این است که حقیقت چیست؟ چرا امروز در حلقه وفاداران خامنه ایی، به جان هم افتاده اند؟ واقعیت این است که کسی باور نمیکند که جدا بر سر جعلی بودن مدرک دکترای کردان این هیاهو به پا شده است! به هیچ عنوان! این یک نزاع سیاسی مهم است که به سنگر فعلی عقب نشسته است. کسی باور نمیکند که افرادی مثل شریعتمداری یا حسینیان، توکلی یا نادران یا مطهری الان مدافع راست کرداری در حاکمیتی شده باشند که پایه و اساسش با دست داشتن خود اینها در آن، بر ریاکاری، جنایت، دزدی و کلاهبرداری بنا شده است؟ مگر نه اینکه مجموع سران نظام در جعل و دروغ و کلاهبرداری گوی سبقت را از هم ربوده اند؟ هم الان اگر آماری حتی از مدارک تحصیلی موافقین یا مخالفین کردان در دولت گرفته و از دانشگاههای مربوطه استعلام شود، معلوم خواهد شد که غالب اعضای این دولت، مدارکشان را جعل کرده اند. خود کیهان یک سال پیش تهدید کرد که مدارک دکترای جعلی خریداری شده از دانشگاه هاوایی را که شامل دوم خردادیها و بقیه میشد رو خواهد کرد. پس این دعوا نمیتواند سر این موضوع باشد. اینها خودشان میدانند که 30 سال است کارشان جعل و دروغ، پارتی بازی و کلاهبرداری، دزدی و جنایت است. با بیشتر از اینهایش خودشان کنار آمده اند. کیهان خودش رسانه ایی جعلی، ریاکارانه، فاسد و جنایتکار است. روح الله حسینیان خود قاتل حرفه ایی و جزو لیست کسانی است که باید به خاطر کشتن آدم در کنار کردان و شریعتمداری و خامنه ایی و بقیه ارازل و اوباش حاکم محاکمه بشود! جعل مدرک در مقابل جنایاتی که اینها در حق مردم ما مرتکب شده اند هیچ است! جعل مدرک دکترا در مقابل جنایاتی که شخص کردان در زمان عضویتش در کمیته ساری و سپس به عنوان مسئول تحقیقات سپاه و جانشین دادستان در مازندران در آن شریک بوده است، هیچ نیست! از قضا به خاطر ظرفیتهای جنایتکارانه اش، کلاهبرداری و جعل و دروغ است که کاندید خامنه ایی برای احراز پست وزیری کشور میباشد. علی کردان در لیست کسانی است که باید در فردای سرنگونی نظام پاسخ مردم ساری، مازندران و گنبد را در باره جنایاتی که در آنها شریک بوده است را بدهد، در ته لیست موارد اتهام شاکیان خصوصی وی، جعل مدرک تحصیلی و کلاهبرداری و دزدی قرار دارد. لذا به اعتقاد من این صرفا سطح قضیه است. اصل ماجرا چیز دیگری است. علت اصلی این نزاع حاد را میتوان این چنین برشمرد: 1. این دعوا پوشش رودررویی بخشی از جناح راست با احمدی نژاد و شخص خود خامنه ایی است. علت اینکه دعواها بر سر افشای مدرک تحصیلی کردان تمرکز یافته است، علاقه مخالفینش به راستگویی و درست کرداری نیست، ناتوانی آنها دررودرو شدن مستقیم با خامنه ایی، جایگاه وی و مسئولیت مستقیم وی در حمایت از احمدی نژاد و سرهم بندی کردن کابینه او میباشد. جنگ فی الواقع با دولت برگزیده شریکی امام زمان و خامنه ایی میباشد. کاری که خاتمی و مجلس ششم از عهده اش بر نیامدند. بیهوده نیست که خودشان میگویند با تصویری که این بار احمدی نژاد از خود در صحن مجلس داد، به تصویر خاتمی نزدیک شده که گفته بود ایشان فقط یک " تدارکچی" است. همانگونه که سرنوشت مجلس هشتم بی شباهت به مجلس ششم نیست. این را بهتر از هر کسی خود یاران خامنه ایی میدانند. شریعتمداری درست میگوید وقتی از " هزینه شدن رهبر" سخن میگوید! میداند ته این جنگ پاسخ دادن به سئوال کسانی چون عماد افروغ است که پرسیده بود مسئولیت این انتخاب برعهده کیست؟ باید پاسخ دوم خردادیها را بدهند که با حکم خامنه ایی در باره مجلس ششم، در جنگ قدرتشان آنها را بی اختیار کردند! و این یعنی ایجاد کردن زاویه واحد از هر دو جناح علیه " رهبر" ! آنچه در نزاعهای فعلی بر سر کردان قابل روئیت بود اینکه حرف و نقل قول خامنه ایی حتی با وجودیکه در آن روز هنوز توسط کیهان زیر سئوال قرار نگرفته بود، خریداری پیدا نکرد. 64 نفری که به کردان رای ندادند، غالبا از خود افراد جناح راست و موسوم به اصولگرا بودند. بعد از انتشار اطلاعیه دفتر خامنه ایی هم جنگ نخوابید. بر خلاف الهام سخنگوی دولت که در اطلاعیه اخیر خود چنین مدعی شده است : " خوشحالیم كه بیانیة بجا و به موقع دفتر مقام معظم رهبری به چنین آفتی مجال رشد نداد و رفع شبهه كرد، تا دوستان صدیق نظام و رهبری در میدان طراحی شده مخالفان ولایتفقیه، بازی نكنند و گرفتار نیایند." این جنگ ادامه پیدا کرده و اشاره وی در باره اینکه " مخالفان ولایت فقیه" در این بازی شرکت دارند، بیجا و بیمورد نیست! هر چه باشد اذعان به این واقعیت است که صدای مخالفت با خامنه ایی اکنون در صفوف هواداران خود وی بلند شده است. این نزاع به هر نتیجه ایی که منجر شود، تا کنون شکاف صفوف جناح راست را آشکارا عمیقتر کرده است. روی محور برکناری احمدی نژاد و عبور از قدرت مطلق خامنه ایی در حاکمیت، این صف ریزش کرده مترصد شکل دادن به یک جریان سوم است. کمپین انتخاباتی که کلید زده شده است زمینه ساز نزدیکیهای بیشماری خواهد بود. دیدار ناطق نوری و خاتمی! چاره اندیشی مشترک آنها برای انتخابات، یکی از این تصاویر آینده است!
2. سئوال دیگری که در پس این نزاعها مطرح است اینکه چرا بر سر پست وزارت کشور اینهمه حساسیت و درگیری بوجود آمده است؟ چه کسانی و با چه هدفی بر سر وزارت کشور میجنگند؟ چرا بر سر احراز پست وزرای راه و اقتصاد این جدال صورت نگرفت؟ چرا خامنه ایی راسا پشت سر وزیر پیشنهادی وزارت کشور قرار گرفت؟ حاضر شد خودش و دولتش هزینه نشوند ولی اختلاف صفوف طرفدارانش رسما از پرده بیرون بیفتد؟ به اعتقاد من علاوه بر اهمیت علی العموم وزارت کشور به عنوان نهاد سازمانیافته سرکوب، نقش کلیدی وزارت کشور در انتخابات آتی ریاست جمهوری در این نزاع، تعیین کننده است. خامنه ایی میداند که وضع حکومت خراب است. میداند که نفس زدن کلید زودرس تقابل انتخاباتی از سوی دوم خردادیها و کارگزاران و حتی خود صفوف اصولگرایان باعث میشود نه فقط عبور از احمدی نژاد صورت بگیرد، بل اجماعی از لایه های هر دو جناح در مقابل خود وی ایجاد شود. لذا تسلط کامل بر وزارت کشور به عنوان برگزار کننده انتخابات آتی برای همه طرفهای درگیر در جنگ قدرت مکانی تعیین کننده پیدا میکند. از همین روست که این جدال ادامه دارد و بدون قطع اگر تا انتخابات چاره سر نشود، که نمیشود، با طنین سنگینتری به تقابل انتخاباتی کشیده خواهد شد. نزاع امروز بر سر وزارت کشور، تصویر کوچکتری از تقابل انتخاباتی آتی است. انتخابات آتی برای جناح راست تعیین کننده است. برای احمدی نژاد، برای سپاه، برای اطلاعات و برای شخص خود خامنه ایی! این بار شرایط سیاسی با کنار گذاشتن خاتمی و بیرون کشیدن احمدی نژاد از صندوقهای مضحکه انتخابات قابل قیاس نیست. برکناری خاتمی روی موقعیت خامنه ایی تاثیرات منفی نداشت. بر عکس، مواضع وی تقویت شد. جناح راست تفوق پیدا کرد. دوم خردادیها بیرون رانده شدند و دولت نهم ادعا کرد که یکدست شده است. ادعایی که ما همان روز اول پوچ بودنش را اعلام کردیم. نوشتیم و گفتیم که رژیم اسلامی هرگز یکدست نخواهد شد. این حکومت حکومت بحران است. از بدو تولد خود، رژیم دو جناح در صفوف ضد انقلاب بورژوا امپریالیستی بوده و خواهد ماند! اما اگر احمدی نژاد از صندوقهای رای بیرون کشیده نشود، این خود خامنه ایی است که به همراه رفتن احمدی نژاد به شدت تضعیف خواهد شد. این حتی با شرایط خرداد 76 نیز قابل قیاس نیست. علاوه بر جناح رقیب و مخالفتهای درون صفوف هواداران وی، فشار غرب برای تغییر ساختار حکومت ایران، چیدن سناریوی انتخابات قبلی را دشوار میکند. بیرون کشیدن رئیس جمهور آتی گزیده " مقام معظم رهبری" از درون صندوقهای مضحکه انتخابات را سخت تر میکند. میتواند پای نظارت سازمان ملل را روی انتخابات باز کند! آن را موجه کند! لذا گرفتن پست مهم وزارت کشور و نظارت بر انتخابات و مهر و موم کردن آن، مجهز شدن بیشتر درجنگی است که مدتهاست در جناح رقیب شیپور آن زده شده است. رقیبی که صفوفش در آشفته بازاری سیاسی، بی افقی و شکافهای درونی دست کمی از جناح راست ندارد!
اما تشدید نزاعهای درونی حکومت و کشیده شدنش به زیر عبای خامنه ایی و تیم وفادار وی، رژیم اسلامی را در مقابل مردم ایران ضعیفتر میکند. مردم ایران در پس این نزاعها در می یابند که صف دشمنان آنها پاره پاره است. این بار حتی خامنه ایی هم قادر نیست صفوف جناح خود را یکدست کند، همانگونه که التماس دوم خردادیهای شکست خورده برای کاندیداتوری خاتمی جهت سر و سامان دادن به صفوفشان، پوچ و عبث است. علت این درهم گسیختگی سیاسی، قبل از هر چیز بی افقی مطلق و به پایان رسیدن عمر کلیت نظام است. دیگر نه خامنه ایی، نه خاتمی، نه رفسنجانی و نه هیچ احدی نمیتواند این نظام را سر پای خودش نگاه دارد. دولتی که روزمره بحران دارد! روزمره کثافتکاریهای هم را خودشان رو میکنند! بی آیندگی حکومتی که دیگر حتی روی دست برپادارندگانش هم باد کرده است. علت العلل درهم ریختگی صفوف این نظام همین حقایق است. مردم ایران کل این حکومت را نمی خواهند. مردم ایران به کمتر از سرنگونی نظام رضایت نمیدهند. افشاگریهای اوباش درون حکومت در باره هم، رو کردن دست هم، خواه در باره مفاسد اقتصادی، یا دروغ و جعل و کلاهبرداری، پرونده آنها را که زیر بغل مردم ایران است سنگینتر میکند. این رژیمی است که روی پله بحران آخرش ایستاده است. رژیمی که از درون شقه شقه شده، درهم ریخته و در جنگ و جدال قدرت به سر میبرد. رژیمی که فشار غرب روی سرش سنگینی کرده، مبنای دیپلماسی خود را خریدن وقت قرار داده است و رژیمی که در محاصره خشم و نفرت مردم ایران است! راه دیگری به جز سرنگونی این رژیم جنایتکار و فاسد نمانده است. از خامنه ایی تا احمدی نژاد، از خاتمی تا هاشمی، از کروبی تا لاریجانی... کل این حکومت باید به زیر کشیده شود! |