بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات

جمهوري اسلامي نه فقط متعارف نمي شود كه رفتني است

 

منصور تركاشوند

در سقوط نماينده‌ي اسلام سياسي، دنيا كمتر از فرو ريختن ديوار برلين نخواهد لرزيد. اين سقوط نيز فرهنگ و ادبيات و سينما، تا ديپلوماسي و روابط بين المللي و ادبيات سياسي جهان را دچار تحول خواهد كرد. مناسبات اجتماعي كه طي سه دهه سيطره‌ي اسلام سياسي ايجاد شده است در هم خواهد ريخت. مسائل جهان دچاره تغيير خواهند شد.

اين بار به سود چه كسي اين تحول تمام خواهد شد؟ آيا اين ريزش هم مثل ويراني ديوار برلين به سكوي پرتاب ديگري براي سرمايه داري و دنياي دموكراسي بورژوايي تبدل خواهدشد؟ يا نه برعكس و به لطف آنچه كه در ماجراي ريزش ديوار برلين در بلوك شرق غايب بود و در ايران و زير سلطه اسلام سياسي حي و حاضر است، يعني كمونيزم كارگري، نتيجه‌ي ديگري خواهد داشت؟

نقش كمونيزم كارگري اينجاست كه معلوم ميشود. تغيير جهان و نه تفسيرش همينجاست كه معنا ميشود. آيا كمونيزم كارگري و چنبش آن به وضعيت خطيري كه در آن قرار گرفته واقف است؟

***

نماينده اسلام سياسي، يعني جمهوري اسلامي، نه فقط متعارف شدني نيست كه رفتني است و بايد برود. نه سيل كشتارها و اعدامها و نه "انرژي هسته اي" و عواقب تنش هاي سياسي اش و نه "خدا و قوانينش" و نه "مهدي هميشه غايب" كمكي به ماندن و سقوط نكردن نظام الهي نخواهند كرد. جمهوري اسلامي به حكم مردم بايد برود. سي سال حكومت و تلاش براي ساختن جامعه اي مبتني بر قوانين ارتجاعي به چه رسيده است؟ در اين سالها دانشگاهها را تسويه و اجازه ادامه تحصيل و گرفتن تخصص را گزنيشي كردند. فقط كساني حق ادامه تحصيل داشتند كه گزنيش تاييدشان كرده بود. تمام تلاششان را كردند كه سربند نسل كشي سالهاي ٦٠ و ٦٧ اوباش و ارازل خودشان را همه كاره كنند. متون درسي سالهاي دبستان و دبيرستان را سراسر به دروغ و نيرنگ آلوه كردند. از تاريخ تا رياضي را طوري تحويل دانش آموزان دادند و مي دهند كه گويي اسلام و دول اسلامي تاريخ را ساخته اند و سر منشاء علم بوده وهستند.

اما از دانش آموز تا متخصص همگي بلاي جان اسلام از آب در آمده اند. تمام تلاشش را كردند كه هنر و خلاقيت را اسلامي كنند. از تئاتر و سينما و كتاب و نويسندگي را براي سي سال كنترل كردند. سي سال است كه در  دنياي "سينما و تلويزيون ايران" زنان در رختخواب هم حجاب دارند، ولي برغم اين در خيابان و دنياي واقعي براي محجبه كردن زنان جنگي سخت جاريست و زنان حجابشان اسلامي نميشود. هنر زير زميني روايت ديگري دارد. سينماي واقعي، قطعات ويديويي است كه روي گوشيهاي موبايل ديده ميشود. موسيقي رسما زير زميني است و ادبيات اينتر نتي. آنچه با تمامي هزينه هاي سرسام آور كاشته اند، ثمر و بار ديگري داده است. بعد از قريب سي سال نتيجه چيز ديگري شده است. آنچه كاشته اند درست برعكس انتظارشان ثمر داده است.

و اما نتايج جالبتري هست. نتايجي كه  نياز به تفكر ندارند. ساده اند و در عين سادگي ويرانگر. واقعيند و ملموس. زمستان برق و گاز نداريم و تابستان آب وبرق؛ و در كل سال مشكل سوخت و مسكن، گراني بيشتر و بيشتر ميشود و امكانات زندگي محدودتر. اينها نتايج واقعي سي سال حكومت نمايندگان اسلام سياسي است. نتيجه چيزي شده است كه ساده دلترين‌هاي مردم نيز به رفتن جمهوري اسلامي  حكم داده اند.

جمهوري اسلامي قبلا و در سالهاي ٦٠ و ٦٧ با نسل كشي در پشت ديوارهاي بلند زندانهايش و در سكوت محض اهل و مدعيان حقوق بشر جان بدر كرده است. اما امروز نميتواند همان سناريو را اجرا كند. لذا جان بدر نخواهد برد. امروز براي سركوب و عقب راندن بايد اكثريت جامعه را كشتار كنند واين شدني نيست. بخصوص اينترنت و ماهواره دنيا را براي جانيان اسلامي سخت تنگ كرده اند. بخشهاي وسعي از نيروهايشان دارند همين نوشته هاي ما را ميخوانند. تلويزيون ما را مي بينند و به فكر فردايشان افتاده اند. بعضا بخشي از سران و صاحبان قدرت از سر راحتي و طيب خاطر نيست كه پته هاي يك ديگر را روي آب ميندازند. دارند اعتبارنامه هاي لازم براي تبرئه در دادگاههاي فردا را تهيه ميكنند. من بودم كه گفتم آيت الله ها ميلياردرند؛ من بودم كه گفتم "كردان" دكتر نيست! من بودم كه گفتم كييك قاتل است. ... و بلاخره اينكه قاضي "مرتضوي" و امثال ایشان نميتوانند خلخالي بشوند و برعكس، شبها خوابهاي آشفته ميبيند و تعبير خوابهايش مرگ نظاميست كه يك بار ديگر جهان را خواهد لرزاند. اين بار تلاش ما ميتواند و بايد كه بتواند دنيا را طور ديگري تغيير بدهد. نبايد و نميگذاريم سقوط  جمهوري اسلامي به سود دنياي دمكراسي و توحش و بربريت ختم شود. فرصت چنداني نداريم. بودن يا نبودن مسئله كمونيستهاي كارگري در اين شرايط است.

٢٤ مرداد ٨٧


بازگشت به صفحه اول