از گوشه و کنار
حزب کمونیست ایران: کارگران مبارز یاد همرزم طبقاتی خود محمد جراحی را گرامی می دارند
دوشنبه, ۱۷ام مهر, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

صبح روز پنجشنبه ۱۳مهرماه، محمد جراحی کارگر مبارز و عضو “کمیته پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری”، بعد از تحمل ۵ سال زندان و دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان تیروئید، در سن ۵٨سالگی و بعد از ٣ دهە تلاش در راە رهایی طبقە کارگر در بیمارستان تجریش تهران درگذشت. اخبار رسیده از شهر تبریز، زادگاه این کارگر مبارز حاکی است که روز جمعه ١۴ مهرماه مراسم خاکسپاری “محمد جراحی”، با حضور اعضای خانواده و همکاران و یاران و جمع زیادی از کارگران و فعالین برجسته کارگری در “وادی رحمت”، تبریز برگزار شد. در این مراسم همرزمان وی و افرادخانواده اش یاد این عزیز جانباخته را گرامی داشتند. در این مراسم فعالین کارگری،محمود صالحیو جعفر عظیم زاده با ایراد سخنانی ضمن ابراز همدردی با خانواده محمد جراحی، با اشاره به فرازهائی از زندگی پر از تلاش و مبارزه وی، به دستگیری فعالین کارگری و به شرایط ضد انسانی حاکم بر زندانهائی که این انسانهای شریف در آن نگهداری می شوند، اعتراض کردند. آنها به خاطر فشارهائی که در زندان بر محمد جراحی روا داشته شده بود، رژیم را در تشدید بیماری و سرانجام در مرگ وی مسئول دانستند.

محمد جراحی به دلیل فعالیت های کارگری و دفاع از حقوق هم طبقه ای های خود، از خرداد ماه سال ١٣٩٠ با اتهامات بی پایه و اساس، همراه رفیق و همرزمش شاهرخ زمانی دستگیر و در بیدادگاه رژیم به پنج سال حبس محکوم شد. در طول دوران زندان علیرغم تلاشهائی که برای رهائی وی از زندان در داخل و خارج کشور انجام گرفت، رژیم اسلامی با یک کینه جوئی طبقاتی،ایشان را تا پایان دوران محکومیتش در زندان نگاه داشت و حتی حاضر به دادن مرخصی استعلاجی به وی که گاهی در زندانهای جمهوری اسلامی معمول است، نشد.

محمد جراحی در زندان به بیماری غده تیروئید مبتلا شد. سطح نازل آزمایشهاو خودداری مسئولین زندان از ارائه خدمات اولیه پزشکی، موجب تشدید بیماری وی شد و سرانجام به دلیل نبودن مراقبتهای پزشکی لازم، این بیماری که در روزهای نخستآشکار شدنش می توانست کنترل شود، به یک غده سرطانی تبدیل شد. در تمام مدت پنج سال زندان با وجود ابتلا به چنین بیماری مهلکی به محمد جراحی اجازه مرخصی و درمان داده نشد و یک بار هم که به دلیل وخامت حالش با دستبند و پابند از زندان به بیمارستان منتقل شده بود، آنچنان مورد اذیت و آزار و توهین مامورین همراه قرار گرفت که دیگر حاضر نشد به بیمارستان مراجعه کند.

این اولین باری نبود که کارگر مبارزی به خاطر دفاه از منافع هم طبقه ای هایش، در زندان به چنین سرنوشتی دچار می شد.افشین اسانلو، فعال کارگری و از اعضای “هیئت مؤسس سندیکای رانندگان میان شهری”، در سال ١٣٨٨ دستگیر شد. وی بدون وجود هیچ مدرکی در یک دادگاه نمایشی و طی چند دقیقه به اتهام ساختگی “اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس در زندان رجائی شهر کرج محکوم شد. در سال ١٣٩٢ و بعد از تحمل چهار سال زندان، در حالیکه به زمان آزادی خود نزدیک می شد، به طرز مشکوکی اعلام شد که به دلیل سکته قلبی درگذشته است. کارگر جانباخته شاهرخ زمانی نیز که در تمام مدت پنج ساله حبس اش از مرخصی محروم بود، در زندان به شکل مشکوکی جان خود را از دست داد. هم اکنون نیز رضا شهابی کارگر زندانی دیگر به دلیل اعتصاب غذای پنجاه روزه اش، با وجود وضعیت وخیم جسمی، در شرایط بد زندان به سر می برد. این در حالی است که علی رغم توصیه پزشکان معالج برای ادامه معالجه ، به بیمارستان منتقل نشده است.

دستگیری و آزار فعالین کارگری در ایران همچنان ادامه دارد. فعالین کارگری را در بدترین شرایط همراه با محکومین دادگاههای عادی و در مخوف ترین زندانی ایران نگهداری می کنند. آنها حتی از سطح بسیار نازل خدمات پزشکی و درمانی که در اختیار زندانیان عادی قرار دارد، محروم هستند. محمد جراحی در نامه ای از زندان، شرایط غیر انسانی حاکم بر آن را این گونه توصیف می کند:

“من محمد جراحی، کارگر زندانی و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری هستم. من بیش از دو سال است در زندان تبریز به سر می برم. درزندان دچار بیماری غده خوش خیم تیرویید شدم. هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبد و زنجیر به پا چنان از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه، اذیت و آزار شدم که دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیستم.هم اکنون به اطلاع می رسانم که مرا به دلایل واهی به شش سال زندان محکوم کردند. من یک کارگرم و کلیه فعالیت هایم در جهت تشکیل سندیکا و دیگر تشکل های کارگری بوده است. ایجاد تشکل‌های کارگری و سندیکا طبق مقاوله ‌نامه سازمان جهانی کار آزاد است. دولت جمهوری اسلامی ایران هم عضو این سازمان جهانی است و متعهد به انجام این مقاوله نامه ها است. ایجاد سندیکا و دیگر تشکل‌های واقعی از ابتدایی ترین حقوق ما کارگران است. من یک کارگرم و تا ایجاد تشکل‌ها و سندیکا فعالیت خواهم کرد.”

مرگ زندانیان بیمار در زندان، که ”قتل های خاموش” نام گرفته اند، در ردیف قتل عمدهای آشکار جای می گیرند. تنها با اعتراض متحدانه و همزمان در بیرون زندان هاست که می توان رژیم جمهوری اسلامی را وادار کرد که از این جنایات آشکار دست بردارد. کارگزاران این رژیم سرانجام در فردای انقلاب مجازات شایسته خود را از کارگران و مردم عدالتخواه دریافت خواهند کرد.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com