از گوشه و کنار
نگاه هفته: مجموعه اخبار و گزارشات هفته در شهرهای کردستان
چهارشنبه, ۱۷ام آبان, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

نسان نودینیان

 

پایان اعتصاب غذای ٩٩ روزه محمد نظری پس از دیدار با وکلا

به گزارش سحام نیوز، محمد نظری، زندانی سیاسی، پس از ملاقات با دو وکیل و امضای وکالت‌، با توجه به درخواست وکلا برای پایان اعتصاب غذا و قول مساعد ایشان برای به نتیجه رساندن درخواست قانونی آزادی، پس از ٩٩ روز به اعتصاب غذای خود خاتمه داد. محمد نظری در جریان اعتصاب غذای اخیر خود که از ١٨ مرداد ١٣٩۶ شروع شده، خواستار اعمال ماده ١٣۴ قانون مجازات اسلامی جدید در پرونده خود است که می تواند به آزادی او منجر شود.

محمد نظری در پیامی از همه کسانی که از او در مدت اعتصاب غذا حمایت کردند و تنهایش نگذاشتند تشکر کرده است.

لازم به یادآوری است که این زندانی از سال ١٣٧٣ و بمدت حدود ٢۴ سال است که در زندان بسر می برد و تاکنون هیچ مرخصی هم نداشته است.

کمیته بین المللی علیه اعدام از پایان اعتصاب غذای محمد نظری ابراز خوشحالی می کند و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط وی و رسیدگی اضطراری به وضعیت سلامتی ایشان است. محمد نظری باید همه خدمات پزشکی لازم را فورا دریافت کند.

 

نامه سعید شیرزاد برای محمد نظری

کجاست شاهین، صدای بی‌صدایان، وقتی صدای محمد نظری که بار سنگین ٩۵ روز گرسنگی را به دوش می‌کشد به خاطر بی‌کسی و گمنامی‌اش شنیده نمی‌شود.

کجاست داریوش تا ببیند محمد نظری را که ٢۴سال زندان، بر صلیب صدا مصلوبش نکرده است. کجاست مرجان که ببیند رهایی‌اش فریاد ٩۵ روز گرسنگی محمد نظری شده است.

٩۵ روز است که محمد نظری با گرسنگی اجباری‌اش جانش را همچون تیر بر کمان نهاده و جز آب و قند و نمک چیزی بر زبانش مزه نکرده است. آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید در پس رنج ٢۴سال زندان و غم از دست دادن عزیزان و در اوج بی‌کسی چرا انسانی باید این‌گونه عذاب ٩۵روز گرسنگی را بر تن بگیرد.

با شما هستم شما یاوران همیشه مومن که دیروز یار و یاور آرش شدید و صدایش را به گوش جهانیان رساندید یا که در هنگامه بازی گرگ و میش، آتنا را فراموش نکردید که از بی‌صدایی بمیرد و چشمان زینب شدید که با شما بتواند هزاران بار به آبیدر و زریوار بنگرد. اکنون شما را چه شده است که این‌گونه انسانی را پس از ٩۵روز اعتصاب هیچ صدایی نیست مگر فرق او با آرش و آتنا و زینب چیست که چنین در اوج بی‌صدایی و بی‌کسی به سوی مرگ می‌رود و مرگ برایش رهایی‌ شده است…

آیا می‌توانید تصور کنید ٨۵۴۵ روز زندان بدون یک ساعت مرخصی (تا به امروز) یعنی چه؟ با خود اندیشیده‌اید ما را چه شده است که مرگ انسانی از بی‌کسی را نظاره‌گر شده‌ایم، وجدانمان را باد برده است یا گردباد حادثه‌های پی‌درپی آن را درهم نوردیده است؟ او می‌میرد نه مرگی از گرسنگی که از بی کسی‌اش می‌میرد و ما را آیندگان چگونه به یاد خواهند داد؟ ما در خودمانده‌گان از پس این سکوت سهمگین، محکوم تاریخیم!

محمد نظری ٩۵ روز است هیچ نمی‌نوشد جز آب و قند و نمکی که با آن به سختی زنده مانده است. محمد تا به امروز ٣٠ کیلو از وزنش را از دست داده است. ضربان قلبش نامنظم شده، قدرت تکلمش را تقریبا از دست داده و توان راه رفتن ندارد.

قطره قطره خون این انسانی که تاکنون ایستاده است و من را یارای نگریستن در چشمانش نیست سیلی است انسانی که حتی ٩۵روز گرسنگی هم نمی‌تواند وصف دردها و رنج‌های بی‌پایانش باشد. انسانی با مارش فردا، انسانی از مرداد تا آبان، انسانی از گرسنگی تا رهایی و انسانی از بی کسی تا مرگ …

سعید شیرزاد

١٠آبان١٣٩۶

زندان گوهردشت

جمعی از معلمان ،کارگران و مردم آزادیخواه و برابری طلب ایران، در اعتراض به بازداشت ظالمانه محمود صالحی، فعال کارگری بیانیه ای را امضا کرده اند.

متن بیانیه

معلمان ، کارگران و مردم آزاده ایران!

محمود صالحی، فعال برجسته جنبش کارگری ایران که به دلیل حبس های مختلف و طولانی مدت و عدم مداوا در زندان، هر دو کلیه اش را از دست داده است و هفته گذشته، در حین دیالیز در بیمارستان سقز، مجددا دستگیر و برای اجرای حکم ناعادلانه زندان مستقیما راهی زندان مرکزی سقز شده است.

این فعال جنبش کارگری، علاوه بر مشکل دیالیز، در سال گذشته ٢بار نیز عمل جراحی قلب انجام داده و سلامت او در زندان بیشتر از هر زمان دیگری با تهدید جدی مواجه است.

زندانی شدن فعالین صنفی و کارگری با وضعیت جسمانی وخیم و عدم مداوا و درمان جدی آنها به صورت آگاهانه در سالهای اخیر منجر به مرگ تعدادی از فعالین کارگری از جمله محمد جراحی و شاهرخ زمانی شده است. به همین جهت بدون شک مسئولیت مستقیم مخاطرات جانی و سلامت این فعال کارگری بر عهده صادر کنندگان حکم ناعادلانه زندان علیه این فعال دلسوز بوده و لازم است که مسئولان و بانیان چنین احکامی در برخورد خود تجدیدنظر نمایند.

ما امضاکنندگان خواهان آزادی فوری و بی قیدوشرط محمود صالحی و پایان بخشیدن به صدور احکام ناعادلانه علیه همه فعالین صنفی و کار گری هستیم.

 

نامه سرگشاده عثمان اسماعیلی رو به اطلاعات سنندج و سقز و دادستانی سقز و مسئولین اطلاعات سقز و سنندج .

من کارگر ساختمانی از شما ها سئوال دارم ، آیا چرا باید فعالین کارگری را باز داشت کنید مگر آنها چه گناهی کرده اند غیر از این است که بر علیه نابرابری و فاصله طبقاتی و اجتماعی مجنگند؟ اینها بر علیه نابرابری و اجتماعی مبارزه می کنند. تمام این زندگی پر زرق و برقی که شما ها و دادستانی دارد مدیون طبقه کارگر هستید حقوق شماها از دسترنج طبقه کارگر پرداخت می شود شماها با دسترنج کارگر سر قدرت نشسته اید. شما ها نماینده گان طبقه سرمایه دار هستید برای ماندگار نظام های سرمایه داری هزاران کارگر و فعالین کارگری را اعدام و زندانی می کنید. شما ها بارها و بارها می گویید که ما زندانی سیاسی نداریم آیا محمود صالحی و هزاران مثل او سیاسی نیستند؟ آیا شما از دسترنج طبقه کارگرجنگ های نابرابری و دخالت تو کشور های منطقه نمیکنید .خرج این درآمد ها از کجا می آید؟معلوم است مال دسترنج طبقه کارگر است. شما مگر نمی بینید هر روز کارگران رو به کولبری آورده اند روزی نیست که چند تن از آنها در مرزها کشته نشوند شما آمار بی کاری طبقه کارگر را هیچ وقت واقعیت آن را به جامعه بیان کرده اید؟ این همه دزدی های میلیاردی همه اینها از دسترنج طبقه کارگر نیست؟ شما ها اگر راست می گویید بیایید با کارگران مناظره رسانه ای و تلویزیونی داشته باشید در مورد نا عدالتی صحبت کنید . قضاوت را بگذارید به عهده خود توده مردم. شما تا کی اعتقاد و باورهای انسان ها را باور ندارید؟ فقط باورهای خودتا ن را باور دارید ولی خب به نظر من کارگر، باید همه انسان ها اعتقاد شان آزاد باشد هیچ کس بخاطر باورش نباید زندانی ویا اعدام شود. ماطبقه کارگر هیچی نداریم که از دست بدهیم ولی خوشبختی را برای انسان های کره خاکی به ارمغان در می آوریم . امید وارم هر چه زود تر وزارت اطلاعات دادستانی شهرسقز دست از این کارهای غیر انسانی بردارند و تمام زندانیان سیاسی و کارگران بدون قید و شرط آزاد گردند .

 

چهاردهم آبان یاداور تلخ ترین روز زندگیم بود. روزی که هیچگاه فراموش نخواهم کرد،روزی تلخ و باشکوه

اما تلخی آن چندین برابر میشود وقتی که میبینم کاک محمود صالحی عزیز با این شرایط جسمی در بند است

و سعی در تکرار کردن سناریوی شاهرخ زمانی ،کوروش بخشنده و محمد جراحی را نیز برای او کرده اند

محمود صالحی که تمام زندگی خود را وقف طبقه کارگر کرده و برای رسیدن به آن اهداف انسانی سرسختانه و جسورانه مبارزه کرده.

زمانی که در مورد طبقه ستم دیده ی کارگر و احیای حقوق کارگران با تمام وجود صحبت و فعالیت میکند و از دغدغه هایش میگوید من مات مبهوت میشوم که یک انسان چقدر باید دلی بزرگ و تفکری عمیق داشته باشد که تمام زندگی خود را در مسیری درست و انسانی بگذارد

بی شک جای او زندان نیست و تنها جرمش صدای فرودستان بودن است و بس

و هر مشکلی چه در زمان حبس و چه در زمان آزادیش پیش بیاید مسئولیت آن مستقیما به عهده ی سیستمی است که او را حبس کرده امیدوارم هرچه زودتر او در کنار خانواده و عزیزانش ببینیم

و شاهد سناریوی تلخ از پیش نوشته شده ای نباشیم

 

روز شمار مبارزاتی محمود صالحی فعال جنبش کارگری

محمود صالحی، اهل، ساکن سقز و متولد ١٣۴٣ می باشد. وی در سال ۵٩ بە اتهامی سیاسی دستگیر و بعد از مدتی کوتاه آزاد و مجددأ در سال ۶١ دستگیر شد. ارتباطات محمود بە ویژە با کارگران به شیوه ای بود کە در ١١ اردیبهشت روز جهانی کارگر در سال ۶٢ طی فراخوانی توانست ٩٠ درصد کارگاه های خبازی را از ساعت ١٠ الی ١١ صبح تعطیل کند و فعالین کارگری با پخش شیرینی و صحبت با مردم، روز جهانی خود را جشن بگیرند. پس از این مراسم، محمود صالحی دستگیر و مدتی را در زندان گذراند و در سال ۶۴ یک بار دیگر در مهاباد دستگیر و زندانی شد. او مدت ۶ ماە از زندان خود را در زندان ارومیە گذراند.

وی در سال ۶۵ پس از آزادی، بە شهر سقز برگشت و در این شهر بە فعالیت های کارگری خود ادامە داد. او در بهار همان سال دستگیر شد و تا بهمن سال ۶٧ در سقز زندانی شد.

ایشان در اولین مجمع عمومی ” انجمن صنفی خبازان سقز ” در دهه ٧٠ شرکت کرده و با وجود اینکه مراجع قانونی اجازه کاندیدا شدن در هیئت مدیره این نهاد را به او ندادند؛ اما نقش به سزایی در شکل گیری این انجمن که بعدها در بین کارگران به عنوان سندیکای خبازان شناخته شد را داشت. وی به فعالیت خود در سندیکای خبازان ادامە داد تا اینکە این بار ادارە اطلاعات تصمیم گرفت او را از کار اخراج کند. در چنین وضعیتی در حالی که حدود ٩ سال سابقە کار در یک خبازی را داشت، بدون پرداخت هیچ مزایایی اخراج گردید.

محمود صالحی بار دیگر در سال ٧٨ به اتهام سیاسی دستگیر و حدود سه ماه را در بازداشت بودند و‌ همانند بارهای قبل، پس از آزادی باز بە فعالیت های کارگری خود پرداخت.

در سال ٧٩ مجددأ ایشان به ١٠ ماە حبس تعزیری محکوم گردید و در شهریور ماە سال ٧٩ بە زندان رفت.

١١ اردیبهشت سال ٨٠ کە تنها ١٣ روز از آزادیش گذشتە بود باز هم از طرف ادارە اطلاعات در مراسم روز جهانی کارگر دستگیر و بە خارج از شهر انتقال دادە شد. کارگران و شرکت کنندەگان در مراسم روز جهانی کارگر بە دستگیری او اعتراض کردند و خواستار آزادی فوری او شدند، تا اینکە سرانجام پس از چند ساعت او را آزاد کردند.

محمودصالحی، در سال ٨٣ با هیات نمایندەگان کنفدراسیون اتحادیەهای آزاد کارگری، بە سرپرستی خانم آنا بیوندی در تهران، ملاقات کرد و مشکلات واقعی کارگران ایران را برای او و هیات همراهش تعریف کرد. همچنین ایشان از اعضای کمیته برگزار کننده ی اول ماه مه سال٨٣ سقز بود که منجر به دستگیری او و جمع زیادی از کسانی شد که قصد شرکت در این مراسم را داشتند. بعدها همه ی دستگیر شدگان به مرور تبرئه شدند، اما محمود صالحی به یک سال زندان محکوم شد.

این فعال کارگری از اعضای هیئت موسس کمیته هماهنگی برای  ایجاد تشکل های کارگری بود که در سال ٨۴ اعلام موجودیت کرد. او چندین دوره عضو هیئت اجرایی این تشکل و بعدها کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری بود.

ایشان بار دیگر در سال ٩۴ دستگیر گردید و پس از بازداشت و محاکمه به ٩ سال زندان محکوم شد که در دادگاه تجدیدنظر به یک سال تقلیل یافت.

محمود صالحی هفته گذشته که برای انجام دیالیز در بیمارستان سقز حضور داشت با همان وضعیت وخیم جسمی بازداشت و برای گذراندن این محکومیت روانه زندان سقز گردید

 

محمود صالحی ، سمبل مقاوت وپایداری جنبش کارگری ایران ، آزاد باید گردد!

محمود صالحی از پیشروان وفعال برجسته کارگری ایران در حالی که در بیمارستان امام خمینی سقز در حال دیالیز کلیه های خودبود بدون اخطار قبلی توسط نیروهای وزارت اطلاعات بدون توچه به وضعیت وخیم پزشکی اش بازداشت وبرای اجرای حکم یک سال روانه زندان شد .

جمهوری اسلامی مسبب حال وروز وبیماری کلیه های محمودصالحی است. او کلیه هایش را به دلیل عدم رسیدگی وعدم تحویل داروهایش در بازداشتگاه اطلاعات سنندج از دست داده است. محمود صالحی نیاز مبرم به رسیدگی پزشکی دارد واگر در این مورد تعللی صورت گیرد، اتفاقات جبران ناپذیری ممکن است بیفتد .

اکنون خانواده این فعال وجنبش کارگری ایران شدیدا نگران حال محمود صالحی هستند.  محمود صالحی سمبل مقاومت وپایداری ما کارگران علیه بی حقوقی وچپاول هرروزه است. محمود صالحی همواره قهرمانا نه در دفاع از طبقه کارگر به مبارزه بی وقفه برای آزادی وبرابری و رفاه هم طبقه ای هایش در صف اول این کارزاربوده است.

بازداشت محمود صالحی قویا محکوم است. جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی اش،  مسئول مستقیم  هرگونه آسیب جسمانی به او هستند و باید در برابر خانواده و مردم و کارگران ایران و در مقابل وجدان و افکار عمومی جهان پاسخگو باشند.

محمود صالحی باید فورا وبی قید وشرط آزاد شود.

بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری، عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های آزاد کارگری

٨ آبان ١٣٩۶

 

 

نجیبه صالح‌زاده همسر محمود صالحی: همسرم به امکانات درمانی نیاز دارد

نجیبه صالح زاده، همسر محمود صالحی و سخنگوی کمیته دفاع از او، با شرح ماجرای بازداشت وی در بیمارستان از سوی نیروهای لباس شخصی، از همگان خواستار شده است که ” سکوت نکنند و پشتیبان خانواده نه تنها محمود بلکه همه زندانیان سیاسی و عقیدتی باشند و آنها را تنها نگذارند!”

به فراخوان او وسیعا پاسخ دهیم.

***

محمود صالحی فعال کارگری که روز ۶ آبان مجددا دستگیر شد، به دو بار دیالیز در هفته نیاز دارد. روز ٧ آبان نجیبه صالح‌زاده همسر او از دادستانی تقاضا کرد مجوز انجام دیالیز محمود صالحی را صادر کند. دادستانی او را به پزشکی قانونی ارجاع داد و پزشکی قانونی صدور چنین گواهی را به دریافت نامه‌ای از بیمارستان منوط کرد. نجیبه صالح‌زاده همسر محمود صالحی در گفتگو با رادیو زمانه نسبت به سلامتی این فعال کارگری زندانی ابراز نگرانی کرد.

محمود صالحی دبیر سابق انجمن صنفی خبازان سقز و از بنیانگذاران کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری است و بارها به سبب تلاش در راه ایجاد تشکل مستقل کارگری بازداشت و زندانی شده است.

دستگیری مجدد محمود صالحی که به بیماری قلبی و مشکل کلیه دچار است با اعتراض تشکل‌های مستقل کارگری و فعالان اجتماعی روبرو شده است.

بیماری کلیه صالحی سال ٩۴ در زندان تشدید شد. او هشتم اردیبهشت ١٣٩۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر شد. مسئولان زندان داروهای او را که همسرش هر هفته به زندان می‌برد، در اختیار صالحی قرار ندادند و تنها پس از آن که کلیه صالحی از کار افتاد، ماموران دو بار او را با یک نام مستعار برای دیالیز به بیمارستان توحید سنندج بردند.

صالحی نهم خرداد‌ماه ١٣٩۴ در حالی که بشدت بیمار بود با قید وثیقه آزاد شد. دادگاه انقلاب او را به ٩ سال حبس تعزیری محکوم کرد و اعتراض صالحی به حکم، منجر به ارسال پرونده او به دادگاه تجدید نظر شماره ۴ سنندج شد.

مامورانی که ۶ آبان ١٣٩۶ محمود صالحی را هنگام خروج از بیمارستان دستگیر کردند، برگه‌ی حکم یک سال زندان او را در دست داشتند. اما حکم دادگاه یا احضاریه برای صالحی ارسال نشده بود.

به گفته نجیبه صالح‌زاده، روز سه‌شنبه ٨ آبان نوبت دیالیز محمود صالحی است. انتقال او به بیمارستان اما منوط به تایید پزشکی قانونی و موافقت دادستانی و مسئولان زندان است.

برگرفته از تلگرام اتحادیه آزاد کارگران ایران

 

اطلاعیه شماره ٣ کمیته دفاع از محمود صالحی:

 مسئولین زندان مرکزی سقز محمود صالحی را تحت فشار قرار داده اند

به اطلاع عموم می رسانیم که مسئولین زندان مرکزی سقز بدون هیچ مجوز و توجیه قانونی پوشیدن لباس مشکی در زندان را ممنوع کرده اند، این در حالی است که محمود صالحی سالهای سال است لباس مشکی می پوشد.

ایشان زیر بار این تصمیم خودسرانه مسئولین زندان نرفته است. در مقابل زندانبانان از تحویل گرفتن لباس، پتو و سایر لوازم مورد نیاز ایشان از خانواده اش خودداری کرده اند.

محمود صالحی از روز دستگیری یعنی شنبه گذشته تاکنون بالاجبار تنها از یک دست لباس استفاده کرده است.

زندانبانان محمود را از داشتن نیازمندیهای اولیه زندگی در زندان یعنی تخت، پتو و لباس مردم محروم کرده اند و تحمیل این شرایط باعث ابتلای ایشان به سرما خوردگی شدید شده است.

محمود صالحی از بیماریهای عدیده ای رنج می برند و پزشکان معالج بارها تاکید کرده اند که بخاطر دیالیزی بودن ایشان سرماخوردگی برایشان خطرناک است.

تحمیل این محرومیت ها به محمود صالحی سرآغاز فشار روحی و جسمی و بازی کردن با زندگی این فعال جنبش کارگری ایران است.

ما ضمن محکوم کردن این اعمال ضد انسانی خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان هستیم.

کمیته دفاع از محمود صالحی

پنج شنبه ١١ آبان ١٣٩۶ برابر با دوم نوامبر ٢٠١٧

 

 

بی خبری از فواد زندی، فعال کارگری در بازداشت

بیش از یکماه است فعال کارگری فواد زندی در بازداشت بسر میبرد وخانواده وی در بی خبری مطلق بسر میبرند. بنابر گزارشی از کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، ساعت ٢ بعدازظهر روز جمعه هفتم مهر ٩۶، نیروهای لباس شخصی با شکستن درب ورودی، وارد منزل فواد زندی شده و او را دستگیر کردند. فواد زندی از فعالین کارگری شهر سنندج که پیش تر نیز سابقه بازداشت داشت مجددا توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل شده است و بیش از یک ماه است که از دلایل بازداشت این فعال کارگری اطلاعاتی در دست نیست. لازم به یادآوری است فواد زندی به همراه برادر خود نخستین بار در سال ٨٩ بازداشت شده بود و سپس این تجربه بازداشت را در سال ٩۴ تجربه کرد.

آقای زندی و برادرش در سال ٩۴ در شعبه اول دادگاه انقلاب به اتهام فعالیتهای کارگری از جمله شرکت در مراسمهای روز جهانی کارگر، روز جهانی زن، گلگشت های کارگری، همکاری با کمیته هماهنگی، دفاع از کارگران زندانی و شرکت در راهپیمایی در حمایت از مردم کوبانی هر یک به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شدند. که پس از تحمل ایام محکومیت از زندان آزاد شدند

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

 

اعتراض کارکنان شهرداری سروآباد

اعتراض کارکنان شهرداری سروآباد بدلیل عدم پرداخت بیش از هفت ماە حقوق و دو سال نیم اضافە کار در مقابل ساختمان شهرداری سروآباد.

 

اعتصاب رانندگان شهرداری سنندج

رانندگان شهرداری سنندج همگام با کارکنان شهرداری دست به اعتراض زدند. شهرداری سنندج به مدت چند ماه است که حقوق کارگران، و رانندگان و کارکنان را پرداخت نکرده است.

 

اعتراض کارگران مرز باشماق مریوان

اعتراض کارگران مرز باشماق مریوان به عملکرد شرکت انبارهای عمومی و عدم اجرای تعهدات نسبت به کارگران.

 

ایسکرا  ۹۰۹

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com