از گوشه و کنار
اخبار و گزارشات هفتگی از وضعیت زنان
چهارشنبه, ۹ام خرداد, ۱۳۹۷  
اشتراک گذاری

۹خرداد۹۷۳۰ مه ۲۰۱۸

 

تهیه وتنظیم عزیزه لطف الهی

نامه سرگشاده مادر رامین حسین پناهی به فدریکا موگرینی

قلب مرا هم روی میز مذاکره بگذارید.

این نامه یک مادر است از یک شهر کوچک در کردستان ایران، مادری که قلبش هر روز در تب و تاب است، چرا که جگر گوشه اش ممکنست در زندانی در همین نزدیکی ها ، بعد از اتمام ماه رمضان اعدام شود. میدانید یعنی چه، از فکر این فاجعه بخود میلرزم و و از کلمه اعدام نفرت دارم.

شنیدم خودتان مادر هستید و دو دختر دارید، پس میتوانید یک لحظه از سیاست فاصله بگیرید و بحرفم گوش دهید با جان دل گوش دهید.

من یک مادر دردمندم، از سی سال پیش درد را شناختم و سالها است که دربدر دنبال فرزندانم هستند، فرزندانی که از عدالت گفتند و برای بهبود اوضاع کوشیدند. ولی در اینجا همه چیز ممنوع است. ما در جهنم زندگی میکنیم و این روزها زندگی من به تمام معنا جهمنی است.

رامین حسین پناهی که حتما اسمش را شنیده اید و عکس اش را دیده اید، فرزند دلبند من است. او هر کاری کرده باشد ، نباید کشته شود. آیا این حرف ناحقی است که من میزنم. او یک فعال سیاسی است ، پرونده سازیها شده و اکنون در یک قدمی مرگ است.

من از شما میخواهم که این روزها که مشغول گفتگو با مقامات ایران هستید، یک خواست را به خواستهای دیگرتان اضافه کنید، لغو حکم رامین حسین پناهی و بررسی پرونده او در یک دادگاه صالحه اروپایی.
میخواهم با این نامه برای یک لحظه به زندگی و روح و روان مادری وصل شوید که دیگر قلبش توان تحمل این فاجعه را ندارد. این روزها من و فرزند دلبندم قلبمان بهم وصل است . من میدانم که برای فرزند کوچکم رامین این لحظات چقدر سخت است کابوس اعدام، و میخواهم شما هم لحظه ای به این احساس من نزدیک شوید و خودتان را جای من بگذارید و کاری کنید که این فاجعه اتفاق نیفتد، شما میتوانید و من صمیمانه از شما میخواهم این کار را بکنید. رسما و بطور جدی بخواهید رامین اعدام نشود.

آناهیتا همتی بازیگر سینما و تئاتر ایران، دعوت به افطاری ریاست جمهوری را رد کرد.

سلام آقای رییس جمهور

من به افطاری شما نخواهم آمد.

سفره ما مردم ایران روز به روز خالی تر میشود… بیماری و فقر در استان های سیستان و بلوچستان روز به روز بیشتر میشود…. وضعیت زلزله زده ها، سالهای سال به همین منوال باقی مانده است (زلزله بم و حالا کرمانشاه) آب و هوایی که در بیشتر استان ها غبار آلوده است و هموطنان کردمان روزی نیست که عذاب نکشند، کوله برانی که با شلیک کشته میشوند. حتی اسب هایشان تیرباران میشوند وضعیت زنان در هر حوزه ای که فکرش رو بکنید، روز به روز اسفبار تر میشود….‌وضعیت اسید پاشی و قوانین عقب افتاده درست نشده…‌بیماریهایی که خانواده ها برای پول دارو به هر جایی التماس میکنن و حاضرند تن به فروختن اعضای بدن خود بدهند… هنرمندانی که ممنوع هستند، هنری که سانسور میشود، آدم هایی که حذف میشوند. سرپنجه آهنینی گلویمان را سالهاست که سخت میفشارد، در حال خفه شدنیم

واقعا در چنین شرایطی که من و مردم با فقر دست و پنجه نرم‌ میکنیم ، در حالیکه کوچکترین اعتراضی هم سرکوب میشود ، برای خودم حضور در چنین مکانی را جایز نمیدانم.

گفتنی است که هنرمندان دیگری , همچون سپیده گلچین ، پرستو گلستانی , هم دعوت افطار روحانی را رد کردند.

 

سوختم و ساختم؛ پوران پوریایی قربانی اسیدپاشی، پس از ۵ سال سکوت خود را شکست

خبرگزاری هرانا – پنج سال پیش در بم به صورتش اسید پاشیدند طوری که چشم‌هایش به هم دوخته شد. در این مدت سکوت کرد و برخلاف دیگر قربانیان اسیدپاشی با هیچ رسانه‌ای صحبت نکرد و غم عمیقش را برای خود نگهداشت. حالا برای درمان به تهران آمده با این امید که شاید نوری به چشم‌هایش بتابد. پوران پوریایی ۵۵ ساله است و ۴ فرزند دارد. او همین روزها تصمیم گرفت برای نخستین بار وارد گفت‌و‌گو شود.

زندگی این زن هم یک روزه زیر و رو شد مثل بقیه‌شان. مثل معصومه، زیور، مهناز، محبوبه و… می‌گوید: «با این همه سعی می‌کنم کارهای خانه را انجام دهم، آشپزی کنم و… گاهی باورم نمی‌شود نابینا شده‌ام و دارم زندگی می‌کنم. اوایل حتی نمی‌توانستم درست راه بروم. عادت کرده‌ام تا حدی… روزهای اول بعد از اسیدپاشی توی بیمارستان تصمیم گرفتم غذا نخورم و بمیرم. حتی قرص‌هایم را می‌انداختم دور. مهناز دخترم کنارم داشت آب می‌شد. گفتم بمیرم تا این بچه‌ها راحت شوند اما یک روز مهناز بغلم کرد و گفت همین بودنت خوبه، به خاطر ما باید بمونی! به خاطر بچه‌ها ماندم. این روزها هم تنها خواسته‌ام این است سربار زندگی بچه‌هایم نباشم. خودم دوباره یک کاری یاد بگیرم و از این خانه نشینی دربیایم و با این وضعیت مستأجر نباشم و مجبور نشوم هر روز جابه جا شوم. تا می‌آیم به خانه جدید عادت کنم و جای وسایل را پیدا کنم، باید بلند شوم…

او از کنجکاوی‌های مردم هم خسته شده؛ اینکه دائم می‌پرسند چرا؟ چرا این اتفاق برایت افتاد، مگر چه کرده بودی که شوهرت روی صورتت اسید پاشید؟ پوران بلند می‌شود و با چای و شیرینی خرمایی کرمان از ما پذیرایی می‌کند.

 

گلاسنوست! رهبر

در روزهای گذشته به دختر دانشجویی اجازه داده شد که در حضور خامنه ای ارگانهای زیر نظر رهبری و فقر و بیحقوقی مردم را مورد انتقاد قرار دهد. سحر مهرابی که نماینده مدیران مسئول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی وزارت علوم است، عدم امکان نظارت و حسابرسی از نهادهای زیر نظر خامنه ای مثل سپاه پاسداران، قوه قضاییه و صدا و سیما را مورد انتقاد قرار داد، از نابرابری ها، حاشیه نشین ها، بیحقوقی اقلیت ها، تعرض به آزادی بیان، محدودسازی حق دسترسی به اطلاعات و فیلترینگ، فقدان آزادی اعتراض، فساد ساختاری و تبعیض، پرونده سازی علیه کارگران و معلمان و از ضرورت عدالت اجتماعی و آموزش رایگان صحبت کرد و پرسید مقامات حکومت از جمله خود خامنه ای چه پاسخی به این مشکلات دارند. او البته راه حل را اجرای قانون اساسی و حفظ جمهوری اسلامی با اصلاحات عنوان کرد و به همین دلیل به او امکان طرح این انتقادات داده شده بود. اما در عین حال کل سیستم و ارگان های مختلف آن و فقر و فساد و نابرابری را به باد انتقاد گرفت.

ده سال قبل یک صدم این انتقادات با مجازات های سخت همراه بود اما در سالهای اخیر این انتقادات در شکل شعارهای افشاگرانه بسیار تندتری در تظاهرات های مردم مقابل مجلس و ارگان های حکومتی و در مقابل چشم اوباش سرکوبگر حکومت فریاد زده میشود و دست حکومت برای دستگیری اینهمه مردم بسته است. رهبر شعار مرگ بر دیکتاتور چند میلیون مردم در خیابانهای اطراف خانه اش در سال ۸۸ و شعارهای مرگ بر خامنه ای و جمهوری اسلامی در دیماه ۹۶ در سراسر کشور را شنیده است و از عمق انزجار عموم مردم و حتی نفرت نیمی از حکومتیان از خودش مطلع است و حالا بارعام داده تا در محضر خودش این انتقادات از زبان یک دانشجو بیان شود.

صرفنظر از اینکه اینهمه معضلاتی که این دختر دانشجو به زبان آورده راه حلش سرنگونی حکومت است نه اجرای قانون اساسی، اما اعتراضات توده ای و خیزش دیماه و تداوم و گسترش اعتراضات توده ای در سراسر کشور پیش زمینه این گلاسنوست! است. اما اگر گلاسنوست گورباچف به تغییر سیستم از بالا منجر شد، گلاسنوست! آقا سیگنال های جامعه برای سرنگونی است. این گلاسنوست را جامعه با پای خودش عملی کرده است. گلاسنوست آقا را باید با صدای انقلابتان را شنیدم شاه مقایسه کرد. مهم انتقادات این دانشجوی ظاهرا یا باطنا اصلاح طلب نیست، مهم این است که مردم شکست دیکتاتور را در پشت این نمایشات میبینند و مشروعیت بیشتری برای آزادی اعتراض خود احساس میکنند و تعرضشان را تندتر میکنند.

خامنه ای در جواب به این دانشجو یا دانشجوی دیگری گفته است احساسش را تایید میکنم اما حرفش را نه. شاید نمیداند که در دوره های انقلاب احساس سرنوشت جامعه را تعیین میکند نه حرف.

 

ایسکرا  ۹۳۸

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com