از گوشه و کنار
معرفی کتاب: گسست. اثر چینوآ آچیبه، مترجم جلیل جلیلى
پنجشنبه, ۲ام خرداد, ۱۳۹۸  
اشتراک گذاری

”اوکونکو براى همه اهالى نه روستاى منطقه و حتى دورتر از آنها نامى آشنا و شناخته شده بود.  شهرت او صرفا مدیون تلاشها و موفقیتهاى خودش بود. او در سن هیجده سالگى با زمین زدن آمالینزه، معروف به گربه، افتخار بزرگى را نصیب روستاى خود کرده بود.  آمالینزه کشتى گیر معروفى بود که در طول هفت سال در هیچکدام از روستاهاى منطقه، از آموفیا گرفته تا امباینو، پشت اش زمین نخورده بود.  او به این خاطر به گربه معروف شده بود که تصور میشد پشت او هرگز بزمین نخواهد خورد.  این مرد بود که اوکونکو در نبردى بر زمین اش کوبیده بود.  نبردى که بنظر ریش سفیدان روستا، از هنگام پیدایش روستایشان تا آنزمان، یعنى از زمانیکه بنیانگذار روستایشان بمدت هفت شبانه روز گرفتار روح پلید شده بود، یکى از خشن ترین نبردها بوده است.

درام ها کوبیده شدند، شیپورها بصدا در آمدند و نفس ها در سینه ها حبس شد.  آمالینزه کشتى گیر ماهرى بود اما اوکونکو هم مثل ماهى از دست طرف درمیرفت.  اعصاب و ماهیچه ها در بازوها و پشت و رانهایشان برجسته و برجسته تر شدند بطوریکه گویا بعضیها صداى جیرجیر کشیده شدن آنها را هم شنیده بودند.  بالاخره آکونکو گربه را بر زمین کوبید.

این ماجرا سالها قبل اتفاق افتاده بود، بیست سال پیش و شاید هم بیشتر، و در این مدت شهرت اوکونکو، مثل آتش در خرمن، گسترش یافته بود.  او مردى بود بلند قد و درشت هیکل که ابروهاى پرپشت و دماغ پهنش چهره خشنى به او میداد.  نفس هایش سنگین بود بطوریکه گفته میشد زنها و بچه هایش، که در کلبه هاى اطراف میخوابیدند، میتوانستند صداى نفسهاى او را بشنوند.  وقتیکه راه میرفت پاشنه هایش به سختى بزمین میخورد گویى که روى فنر راه میرفت و یا، چنانکه اغلب این کار را میکرد، گویى براى زدن یکى خیز برداشته است.  کمى لکنت زبان داشت و هر وقت که عصبانى میشد و نمیتوانست حرف اش را با سرعت لازم ادا کند مشت اش را بکار میگرفت.  او با مردانیکه ناموفق بودند هیچ رابطه خوبى نداشت.  با پدرش هم میانه خوبى نداشته است. . .‟

رمانى۱ که میخوانید یکى از معروفترین و پرخواننده ترین رمانهاى معاصر آفریقا است. این رمان، که به اغلب زبانهاى زنده دنیا ترجمه شده است، به قلم چینوآ آچیبه نویسنده معروف نیجریایى است.  آچیبه در این کتاب مناسبات و آداب و رسوم درون یک جامعه قبیله اى را با بیانى ساده به نقد میکشد و نشان میدهد که دود تقدس این آداب و رسوم بچشم چه کسانى میرود و چه کسانى از آن منفعت میبرند.  او نشان میدهد که این آداب و رسوم ”مقدس‟ و ”باستانى‟ در قبایل مختلف و همیطور در جوامع مختلف، با وجود اختلاف در شکل، چه نقش هاى یکسانى ایفا میکنند.

اوکونکو، کاراکتر اصلى این رمان، مردى است مشهور و داراى قدرت و اوتوریته در داخل قبیله.  او، که بزرگترین قهرمان قبیله اش شمرده میشود، فردى است خشن که افتخارش به تعداد قربانیانى است که بدست او کشته شده اند.  او از این بابت هیچ نوع عذاب وجدانى هم به خود راه نمیدهد چرا که از نظر او فقط ”زن صفتان‟ عذاب وجدان میکشند.  او همچنین کسانى را مرد قلمداد میکند که زنها و بچه هایش همیشه از او بترسند.

نویسنده نشان میدهد که چگونه انسانها میتوانند قربانیان کور و دست و پا بسته تعصبات، باورها و آداب و رسوم قومى، قبیله اى و ملى گردند که براى قربانیانش خودى، مقدس و غیر قابل تغییر مینمایند ولى براى یک تماشاگر بیرونى آدابى عقب مانده، مسخره، غیر مقدس و قابل تغییر.  و بدینطریق خواننده را بفکر وامیدارد که به سنتها و آداب و رسوم به اصطلاح آبا و اجدادى و ملى خودش هم با چشمى باز و انتقادى بنگرد.

ادامه این رمان را از طریق لینک زیر بخوانید

گسست pdf

جلیل جلیلى

 

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  مطالب دیگر
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com