از گوشه و کنار
نامه سرگشاده مینا احدی به حامد اسماعیلیون
شنبه, ۱۹ام بهمن, ۱۳۹۸  
اشتراک گذاری

حامد گرامی! سخنرانی شما در مراسم گرامیداشت یاد عزیز همسر و فرزندتان پریسا و ری را، برایم بسیار تکان دهنده و موثربود. شما در حقیقت صدای همه خانواده هایی هستید که در یک روز ودر یک ساعت همه زندگیشان زیر و رو شد. این ساده نبود و نیست که ببینی عزیز و دلبند ترا با اهداف پلید سیاسی، عامدانه به موشک ببندند و ۱۷۶ زندگی و به همراه آنان هزاران و هزاران نفر را عمیقا داغدار کنند.
من با شما صمیمانه ابراز همدردی میکنم و به همراه میلیونها نفر در ایران و در دنیا شما و خانواده های داغدار هواپیمای ۷۵۲ را در آغوش میگیرم.
اما یک نکته مرا واداشت برایتان این نامه را بنویسم. شما بسیار زیبا ، داغ و درد بسیاری از قربانیان سرنگون شدن هواپیما را فریاد میزنید و توصیف میکنید و من از یک جمله شما استفاده میکنم و تلاش میکنم غم های انباشته شده در دلم را، در چندین و چند سال اخیر را فریاد بزنم. شما گفتید بعد از این فاجعه به عمق سیاهی اقیانوس رفته اید و من متاسفانه باید اذعان کنم بارها و بارها چنین احساسی داشتم. به چند مورد اشاره میکنم…
اولین بار ٢۵ دسامبر ٢٠٠٨ بود ، وقتی زهرای ۱۹ ساله از تهران بمن زنگ زد و‌گفت مینا از زندان الان تماس گرفتند و گفتند شناسنامه مادرت را بیار ، و وقتی پرسیدم چرا ، گفتند میخواهیم باطلش کنیم. زهرا دختر فاطمه حقیقت پژوه بود و وقتی دوست پسر مادرش قصد تجاوز به او را داشت، مادرش متهم بود در یک‌نزاع این مرد را به قتل رسانده، چند ساعت بعد “شناسنامه را باطل ” کردند و مادر این دو دختر را کشتند، وقتی روز بعد زهرا و خو اهر کوچکتر او تنها و درمانده بر مزار مادر زار میزدند و با من تلفنی حرف میزدند، واقعا در قعر اقیانوس بودم و نفسم بالا نمی امد. این احساس را دوباره در دوره ریاست خاتمی لبخند بر لب داشتم، ۱۱ ژوئیه ۲۰۰۱ بود، من در لندن با یک دوستم در جایی قهوه می خوردیم که رادیو اسرائیل گفت امروز در اوین مریم ایوبی سنگسار شد. با صدای بلند گریه میکردم چرا که برای نجات او رفته بودم بروکسل و با مقامات اتحادیه اروپا حرف زده بودم و سپس در لندن در حال سازمان دادن میتینگ بودم، این بخشی از یک کمپین بزرگ برای نجات مریم بود و در حقیقت فعالیتهایی بود که کمیته علیه سنگسار آنرا پیش میبرد، در جریان این کمپین از دفتر خاتمی بمن زنگ‌زده و تهدیدم‌کردند که دست بردارم و زنی از آن دفتر کذایی بمن گفت مگر تو وکیل زنان ایران هستی، خودمان میخواهیم این قانون باشد و اگر خطا کردیم قانون بما برخورد کند، یعنی خودشان میخواهند سنگسار شوند!!
حامد عزیز وقتی با زندان و هم بندیهای مریم ایوبی، مادر دو کودک ۶ و ۸ ساله تماس گرفتم، گفتند روز سنگسار کردن مریم، به او گفتند غسل کن و آماده سنگسار شدن باش، بیهوش شد و او را با برانکارد بردند و تکه تکه کردند. این بار دیگر حتی ته اقیانوس جایی برای ما نداشت، سیاهی مطلق بود و دیگر هیچ. من بارها بالا آمده و نفس تازه کرده و با قربانیان و اسرای این حکومت کار کرده و سنگ صبورشان بودم و خاطراتم فقط و فقط بخشی از رفتار داعش حاکم بر ایران را عیان میکند. الان با شما یک فعال عادی مخالف اعدام و سنگسار و زن ستیزی و انسان ستیزی حکومت اسلامی حرف نمیزند، کسی خطاب با شما حرف میزند که در گوشهایش صدای زنان سنگسار شده ، صدای کودکان اعدام شده ، صدای بهنودها، کبری رحمانپورها، شهلا جاهدها، رامین حسین پناهی و زانیارها و صدای ریحانه جباری ها است. من در ۴ دسامبر ۲۰۱۰ به اعماق اقیانوس رفتم وقتی ساعت ۱۰ صبح آلمان، شهلا جاهد از زندان بمن زنگ زد و گفت مینا این آخرین روز هست امشب اعدام میشوم و من اینطرف خط زار میزدم و او مرا آرام میکرد و شب از طریق فیس بوک در جریان لحظات آخر در مقابل در زندان بودم و زار زدن مادرش را می شنیدم که افق را زخمی میکرد و همه ما حاضرین مجازی در صحنه و مردمی که تجمع کرده بودند را به قعر اقیانوس میبرد، وقتی که آمدند و گفتند اعدام شد. این فقط و فقط بخش کوچکی از جنایات داعش وقیح حاکم بر ایران است. حامد عزیز من بویژه وقتی ریحانه جباری دختر قهرمان ایران را علیرغم اعتراضات گسترده در دنیا ، کشتند مدتها توان بالا آمدن از قعر اقیانوس را نداشتم، و وقتی رامین و زانیار و لقمان را کشتند، و حتی تا به امروز به ما و خانواده ها نگفته اند پیکرهایشان کجاست، همانند دهها و دهها نفر دیگر، بیش از پیش چهره کریه اینها را دیدم و عزمم را جزم تر کردم که باید فورا این حکومت را سرنگون کرد. ما از اولین روز به قدرت رسیدن این حکومت در مقابل اینها بودیم و شاهدان زنده جنایات و انسان کشی این جانیان از چهل سال قبل هستیم. اکنون با سرنگون کردن عمدی یک هواپیما این حکومت داغ و زخم عمیقی بر پیکر جامعه ایران و بر قلب همه مردم ایران زد و باید با توجه به اینکه دولتهای دیگری در این ماجرا دخالت میکنند، کاری کرد که مجبور شوند اعتراف کنند عمدا به هواپیمای مسافربری حمله کرده اند و باید بعد از این کاری کنیم که روابط دیپلماتیک همه کشورها با این جانیان قطع شود و روز سرنگونی این حکومت را نزدیکتر کنیم.
یکبار دیگر به شما تسلیت میگویم و همه خانواده های داغدار را فرا میخوانم باهم علیه این جنایت آشکار حکومت اسلامی اعلام جرم کنیم و نگذاریم از زیر بار این جنایت راحت جان سالم بدر ببرند.
مینا احدی ٧ فوریه ٢٠٢٠

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  مطالب دیگر
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی