نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
از گوشه و کنار
مصاحبه نشریه کارگر کمونیست با بهروز مهرآبادی ( مارس ٢٠١۶)
اشتراک گذاری

این مصاحبه در کارگر کمونیست ۴٠۶ سه شنبه ١٣٩۶( مارس ٢٠١۶) منتشر شده. سردبیر وقت کارگر کمونیست نسان نودینیان
در ایران بیکاری بشکل انفجاری ادامه دارد. هر روز به میران بیکاری افزوده میشود! اخراج و بیکارسازی در کارخانه ها و مراکز صنعتی و نبودن فرصت های شغلی برای چند میلیون از جوانان تحصیلکرده بی وقفه پیش میرود! راه حل مبارزه علیه بیکاری به نظر شما چیست؟

این سوال بدرستی به فاجعه آمیز بیکاری در ایران اشاره می کند. جمهوری اسلامی آمار دقیقی از تعداد بیکاران ارائه نمی دهد. بخش زیادی از زنان بیکارند و یا به کار خانگی بدون هیچ درآمدی مشغولند بدون اینکه “بیکار” محسوب شوند. شیوه آمارگیری بیکاران در جمهوری اسلامی شیادانه و به شکلی است که تعداد بیکاران را هر چه کمتر نشان دهد.در نشریه کارگر کمونیست بارها و به تفصیل درباره ابعاد بیکاری صحبت شده است.اما باید قبل از پاسخ به این سوال در مورد خود آن بحث کرد. اگر به کار به مفهوم رایج آن در جامعه سرمایه داری نگاه کنیم، این پرسش مطرح میشود که چرا کارگران برای اینکه کار کنند، دستمزد بخور و نمیری بگیرند و استثمار شوند، باید مبارزه کنند؟ چرا باید برای پر تر کردن حسابهای بانکی سرمایه داران باید به زندگی برده وار تن بدهند؟ و چرا ما کمونیستها همانند خانه کارگری هاخواهان به راه افتادن چرخهای اقتصاد سرمایه داری، افزایش تولید و “ایجاد کار”، شویم؟
تنها دفاعیه سرمایه داری در مقابل نقد عمیق و همه جانبه مارکسیسم این است که سرمایه کار می آفریند، چرخهای اقتصاد را به حرکت در می آورد و زندگی کارگران را تامین می کند. “حق کار” در منشور جهانی حقوق بشر از طرف تمام نظامهای سرمایه داری پذیرفته شده است. در این منشور به حق همگان برای برخورداری از حق معیشت انسانی اشاره شده است. از اینرو وجود حتی تعداد اندکی بیکار در یک جامعه بدون داشتن بیمه بیکاری و امکان تامین معاش، به معنی نفی نظام حاکم بر آن جامعه است. و این حقیقت که بیکاری یک جزء جدائی ناپذیر نظام سرمایه داری و ابزاری مهم برای پائین نگاه داشتن دستمزد کارگران است، ضرورت پایان دادن به نظامی را نشان می دهد که نتوانسته تنها ادعای خود را عملی سازد. این ضرورتدر جمهوری اسلامی که آمار بیکاران و محرومان از معیشت انسانی در آن بیش از نیمی از جمعیت را در برمیگیرد، بیش از همه مطرح است. آمار بالای بیکارانی که تحصیلات بالا دارند یک دلیل روشن بی خاصیتی رژیم در ایجاد کار و عدم توانایی در انجام تعهدی است که زیر آنرا امضا کرده است.
اینکه کارگر ناچار است برای داشتن کار و در حقیقت برای “استثمار شدن” مبارزه کند بیش از هر چیز بخاطر فقر و استیصال مفرط کارگران و توحش و بیشرمی غیرقابل توصیف سرمایه داری است. برای کارگری که معیشت او به سطحی بسیار پائین تر از خط فقر تنزل یافته و از هر گونه تامین اجتماعی محروم است، بیکاری به معنی سلب حق حیات و زندگی او و خانواده اش است.به همین دلیل یک جنبه از مبارزه حول مسئله بیکاری باید افشاگرانه و در نفی حکومت سرمایه باشد. باید سیاست های بیکار سازی که برای کسب منافع بیشتر برای سرمایه داران و فقر و فلاکت بیشتر برای کارگران است، را افشا کرد. باید بهانه های دولت سرمایه داران در مورد دلایل بیکاری را پاسخ داد.در حالی که بالا رفتن بازدهی تولید موجب بیکار شدن بخش وسیعی از کارگران میشود، باید خواستارپائین آوردن ساعات کار و کاهش سن بازنشستگی با حفظ حقوق ایام کار شد. اگر در دهه های اخیر بازدهی تولید دهها برابر شده است، به همان نسبت ثروت سرمایه داران و فاصله طبقاتی آنها با کارگران افزایش یافته و جز نکبت بیشتر عاید کارگران نشده است. بدست آوردن ثروت های هنگفت توسط سرمایه دارانی که کمتر از یک درصد جامعه را تشکیل می دهند و تعداد بیشمار بیکاران مانع از این نشده است که هزاران کودک خردسال بجای مدرسه رفتن و بازی و تفریح ناچار به کار با دستمزدهای بسیار ناچیز برای تامین معاش خود و خانواده شان باشند.با وجود آمار بالای بیکاری در کشورهای مختلف و بویژه در ایران تلاشهای دولتهابرای بالا بردن سن بازنشستگی چیزی جز غارتگری و وقاحت بیش از حد آنها را نشان نمی دهد.
جنبه دیگر مبارزه حول مسئله بیکاری برای داشتن تامین اجتماعی، بیمه بیکاری و معیشت انسانی برای بیکاران است.
این مبارزه باید بخش جدائی ناپذیر مبارزات همه کارگران و تشکل های کارگری باشد. بیکاری خطری است که همواره هر کارگری را تهدید می کند و مبارزه برای بیمه بیکاری و تامین اجتماعی همگانی امری همگانی است. از اینرو جای کارگران بیکاران باید در میان صفوف همه تشکل های کارگری و همه مبارزات کارگری باشد. یگانگی بین مبارزات بیکاران و جنبش کارگری موجب میشود تا سرمایه داران کمتر بتوانند کارگران را با خطر بیکاری تهدید کنند و این اتحاد امکان موفقیت مبارزات کارگری را بیشتر می کند. بیکاران هر کجا که تشکلی ایجاد می کنند، اگر در رابطه با سایر تشکلهای کارگری قرار نگیرند، امکان پیروزی آنها در تحقق خواسته هایشان بسیار کم است. این تشکلها هر طول و عرضی که داشته باشند، پدیده هایی سیال هستند. با هر گشایش موقت در وضعیت اقتصادی یک بخش از سرمایه تعدادی سر کار می روند و با هر بحران کوچک در بخشی دیگر، گروهی بیکار میشوند. کارخانه و محل کار مشترک امکان ارتباط گیری کارگران رابسیار راحت می کند در صورتی که کارگران بیکار از این امکان محرومند. و از همه مهمتر اینکهتشکل بیکاران به قویترین ابزار مبارزات کارگری یعنی “اعتصاب” و متوقف ساختن تولید دسترسی ندارد.

وجه دیگری از مبارزه حول مسئله بیکاری، افشای گرایشات انحرافی است که به بهانه مبارزه علیه بیکاری نظرات بورژوایی و حتی فاشیستی را در میان کارگران تبلیغ می کنند. نمونه آنرا می توان در تبلیغات فاشیستی علیه کارگران افغان در ایران دید. و یا راه حل هایی که توسط جناحهای مختلف بورژوازی و یا حتی چپ های سنتی در مورد حمایت از اقتصاد ملی و یا ممنوعیت ورود اجناس خارجی و امثال آن میشود.
بطور خلاصهمی توان گفت: مبارزه حول مسئله بیکاری باید با خواست بیمه بیکاری، تامین اجتماعی همگانی و معیشت انسانی، با افشای قاطع و پیگیر حکومت سرمایه داری و خواست کنار زدن آن و با افشای گرایشات انحرافی و راه حل های بورژوایی باشد. این مبارزه باید یک امر مهم جنبش کارگری و طبقه کارگر در نظر گرفته شود. مبارزات بیکاران اگر در ارتباط با مبارزات سایر تشکلهای کارگری قرار نگیرد، امید زیادی به موفقیت آن نمی توان داشت.

 
 
http://rowzane.com/ca/article=202420