از گوشه و کنار
قطعنامه ها، قرارها و اسناد پیشنهادی به کنگره
جمعه, ۲۲ام بهمن, ۱۳۹۵  
اشتراک گذاری

سری اول اسناد کنگره دهم

 

شامل :

 – دستور جلسه

 – آئین نامه

 

دستور جلسه کنگره دهم  

الف: پیش از دستور  

– خوشامدگوئی

– سرود انترناسیونال، سکوت به احترام جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم

– سخنرانی افتتاحیه (دبیر کمیته مرکزی)

– تصویب اعتبارنامه نمایندگان

– تصویب آئین نامه و دستور کنگره

– تعیین هیات رئیسه

– پیام مهمانان کنگره

– قرائت پیامهای کتبی

 

ب: دستور پیشنهادی

١- گزارش رئیس هیات اجرائی

۲- بحث حول گزارشها

۳- بحث و تصمیم گیری در مورد قفطعنامه ها و قرارهای پیشنهادی

۴- انتخابات کمیته مرکزی

۵- اختتامیه

 

آئین نامه کنگره دهم حزب

 

١- هیات رئیسه کنگره بوسیله کنگره انتخاب میشود.

٢- تمام تصمیمات با اکثریت نسبی آرای نمایندگان تصویب میشود.

٣- رای گیری در کنگره بجز در انتخابات کمیته مرکزی علنی است. شمارش دقیق آرا در رای گیری های علنی در مواقعی که تفاوت رای های موافق و مخالف عیان است ضروری نیست. در صورت نزدیک بودن رای های مخالف  و موافق، به تصمیم رئیس و یا با پیشنهاد ٢ نفر از نمایندگان آراء شمرده میشود.

۴- در طرح هر قطعنامه و قرار و پیشنهاد، موافق و مخالف به تعداد مساوی صحبت میکنند. ارائه دهنده هر قطعنامه یک نوبت در پایان بحث برای جمعبندی مبحث خواهد داشت. ارائه دهندگان قرارها نوبت جمعبندی نخواهند داشت.

تبصره: هر قرار یا قطعنامه  میتواند بنا به تصمیم ارائه دهنده اصلی بوسیله  دو نفر، تهیه کننده متن سند و یک نماینده دیگر به انتخاب او، ارائه شود. در این صورت وقت ارائه بحث بین دونفر تقسیم میشود.

۵- بعد از ارائه هر قطعنامه حد اقل دو مخالف و دو موافق و بعد از هر قرار حداقل یک مخالف و یک موافق به مدت مساوی صحبت میکنند. این سخنرانان از میان داوطلبین بوسیله هیات رئیسه و با تایید کنگره تعیین میشوند. در مواردی که به بحث بیشتری نیاز باشد طبق بند ۶ عمل خواهد شد.

۶- نوبت گرفتن در سالن برای بحث و نظر دهی حول اسناد بصورت کتبی است. از میان کسانی که نوبت گرفته اند  تعداد لازم به قید قرعه تعیین میشوند.

٧- کفایت مذاکرات به پیشنهاد هیات رئیسه و یا دو نفر از نمایندگان به رای گذاشته میشود.

٨- کنگره تنها به مباحث و پیشنهاداتی میپردازد که از قبل بطور کتبی در اختیار کنگره قرار داده شده باشد و کنگره ورود آنها را به دستور تصویب کرده باشد. هیچ قرار و طرح قطعنامه جدیدی در کنگره دریافت نمیشود و به رای گذاشته نمیشود. (تصویب استثناء بر این قاعده تنها با رای نصف بعلاوه یک نمایندگان مجاز است).

۹- گزارشات به رای گذاشته نمیشود. وقت موجود میان سخنرانان تقسیم میشود. پس از اظهار نظر سخنرانان مختلف، یک نوبت کوتاه نهائی برای توضیح بیشتر درمورد جوانب مورد بحث گزارشات به ارائه دهندگان آنها داده میشود.

١۰- در پایان هر اجلاس وقت مناسبی برای اظهار نظر میهمانان و ناظرین اختصاص داده میشود.

 

 

سری دوم اسناد کنگره دهم

شامل :

۱- موقعیت ویژه جنبش کارگری

۲-  رشد گرایش چپ در جنبش های اعتراضی

۳- قطعنامه پیشنهادی در مورد جنبشهای اجتماعی و چشم انداز انقلاب آتی در ایران

۴- قطعنامه در مورد تجربه کردستان عراق و راه حل مساله ملی کرد

۵- قطعنامه پیشنهادی درمورد عروج راست افراطی در غرب

۶- قرار در باره اهمیت جنبش دادخواهی بازماندگان قتل عامهای سالهای ۶۰ تا ۶۷

۷- قرار در مورد جنبش  تشکلیابی کارگری

۸- قرار درمورد اعتراض علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی
۹- قرار در حمایت از شبکه همبستگی کارگری خاورمیانه و شمال آفریقا

۱۰- قرار پیشنهادی درمورد بالا بردن سن قانونی زندگی مشترک – ازدواج ، در برنامه حزب

۱۱-  قرار درباره نقش مخرب ناسیونالیسم ترک و ضرورت مقابله با آن

۱۲- قرار پیشنهادی درمورد مبارزه علیه تخریب محیط زیست

۱۳- قرار علیه سانسور  و سرکوب عقاید

۱۴- قرار پیشنهادی در مورد ورزش زنان

۱۵- قرار درمورد جنبش رهایی زنان

۱۶- قرار در مورد بیانیه حقوق شهروندان در ایران

 

 

۱- قطعنامه در مورد:

 موقعیت ویژه جنبش کارگری

 

جنبش کارگری در ایران در آستانه جهشی بزرگ قرار گرفته است. در فضای متحول اجتماعی و موج هم سرنوشتی و همبستگی با مبارزات کارگری، این جنبش اکنون ثقل سیاسی مهمی در جامعه پیدا کرده، و به آستانه ایجاد تشکلهای توده ای کارگری رسیده است. مهمترین مولفه های این تحول و پیشروی چنین است:

 

۱- مبارزات کارگری، اعتصابات طولانی مدت و پی در پی در مراکز صنعتی و تجمعات در مقابل مراکز دولتی به امری روزمره تبدیل شده و اتحاد و همبستگی و پیوند بخشهای مختلف کارگران را تقویت کرده است. اعتراضات سراسری و رو به گسترش معلمان و بازنشستگان، یک جنبه مهم این تحول را بازتاب میدهد.

 

٢- جنبش افزایش دستمزد اکنون یک جنبش گسترده و اجتماعی است. خواست افزایش چندین برابر دستمزدها و مقایسه خط فقر و سطح موجود دستمزدها در شعارها و بیانیه های معلمان، کارگران و پرستاران و بازنشستگان بیان میشود. این خواست و جلو آمدن خواستهایی چون طب رایگان و تحصیل رایگان توقع کارگران و کل جامعه را از داشتن یک زندگی انسانی بیان میکند.

 

٣- تلاش کارگران و معلمان برای آزادی اعتراض و اعتصاب و تشکل در شکل مشخص و تعرضی  حذف پرونده های امنیتی و غیر امنیتی کردن اعتراضات کارگری خود را بیان میکند و این امر ابعادی اجتماعی به خود گرفته است.

 

۴- تشکلهای کارگری مستقل از دولت و فعالین سرشناس جنبش کارگری که نقش ویژه ای در سالهای گذشته ایفا کرده اند، صف گسترده ای از رهبران کارگری که در دل اعتصابات و اعتراضات مکرر و طولانی پا به میدان گذاشته اند و شبکه ها و جمع های زیادی که در ابعاد محلی و سراسری شکل گرفته است، نیروی لازم برای شکل دادن به تشکلهای توده ای کارگری را فراهم کرده است.

 

۵- وجود طیف وسیعی از کارگران تحصیل کرده و دانشگاهی، بافت دیگری به طبقه کارگر داده و توان مبارزاتی و سازمانیابی کارگران را بطور محسوسی بالا برده است.

 

۶- حضور خانواده ها در تجمعات اعتراضی کارگری گسترش یافته و به یک سنت رایج تبدیل شده است. این امر به جنش کارگری بعد اجتماعی تری داده و زمینه جلب همبستگی با مبارزات کارگری را تقویت کرده است.

 

٧- مجمع عمومی بعنوان ابزاری برای تصمیم گیری جمعی و اقدام متحدانه در جریان بسیاری از مبارزات شکل گرفته است. در بیانیه ها و فراخوان های کارگران نیز گفتمان و فراخوان مجمع عمومی رواج بیشتری یافته و مجمع عمومی کارایی و اهمیت خود را برای دخالتگری توده های کارگران بیش از پیش نشان داده است.

 

٨- در میان معلمان، بازنشستگان و پرستاران، کارگران پتروشیمی ها و برق و آتش نشانی و برخی مراکز دیگر اعتراضات شکلی سراسری بخود گرفته و بستر مناسبی برای متشکل شدن در سطح سراسری در این بخشها بوجود آورده است.

 

٩- روی آوری بخش های مختلف کارگران به مدیای اجتماعی و تشکیل گروههای مبارزاتی هزاران نفره در شبکه های اجتماعی نیز زمینه فراخوانهای سراسری و تشکل های سراسری کارگران را بیشتر فراهم کرده است.

 

١٠- اکنون عملا کارگران و معلمان در کنار هم صف واحدی را تشکیل میدهند. طرح خواستهای مشترک و عمومی، از یکسو مبارزات بخش های مختلف کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و بخش عظیمی از جامعه را به هم پیوند داده است و از سوی دیگر توجه و حمایت بخشهای مختلف جامعه و فعالین اعتراضات اجتماعی را به جنبش کارگری جلب کرده است.

 

١١- تعمیق بحران اقتصادی و سیاسی لاعلاج حکومت، به جان هم افتادن مقامات حکومتی در سطوح مختلف و گسترش چشمگیر اعتراضات، توان و اعتماد بنفس حکومت و ارگانهای سرکوب آنرا در مواجهه با مردم بشدت کاهش داده و توازن قوا را به نفع کارگران و عموم مردم تغییر داده است.

 

این پیشرویها و تحولات شرایط را برای ایجاد تشکل های توده ای کارگران فراهم کرده  است. تحقق این امر و تعمیق و تثبیت پیشروی های تاکنونی یک اولویت مهم حزب کمونیست کارگری است. حزب برای ایجاد وسیع ترین اتحاد در میان کارگران و بخش های وسیع جامعه و جلب همبستگی هرچه گسترده تر بین المللی با کارگران در ایران پیگیرانه تلاش میکند و همه فعالین جنبش کارگری را به پیوستن به حزب سیاسی خود فرامیخواند.

 

ارائه دهنده: اصغر کریمی، شهلا دانشفر

تایید کننده:‌ نسان نودینیان، نازنین برومند، حسن صالحی، رضا فتحی، یاشار سهندی

 

 

۲- قطعنامه در مورد:                                                                                                                

رشد گرایش چپ در جنبش های اعتراضی

 

تقابل مردم با جمهوری اسلامی در سراسر جامعه و در تمام عرصه های اجتماعی جریان دارد. این مبارزه ای است که دائما به لحاظ  طبقاتی عمیق تر و به لحاظ دامنه گسترده تر و فعالتر میشود. این جنبش صرفا یک جنبش مطالباتی نیست، بلکه جنبشی است که مصائب اساسی سرمایه داری حاکم را به مصاف گرفته است. در این جنبش گفتمان ضد سرمایه داری و چپ جلو آمده است. این یک نقطه عطف و تحول مهم در جامعه ایران است. مشخصات اصلی این تحول اینهاست:

 

١- مبارزات مردم با حکومت گرچه اغلب در قالب صنفی و مدنی بیان میشود اما عملا به معنای دست بردن مردم به ریشه و مورد اعتراض قرار دادن مصائب کل نظام سرمایه داری است. دفاع از آزادیخواهی، انسان دوستی، برابری طلبی و به مصاف گرفتن تمام ناهنجاریهای اجتماعی و تمام عوارض و فجایع و تبعیضات حاکم در جامعه و ضدیت با ستمگری و فساد و دزدی و امتیازات بالایی ها نشانگر چپ بودن ایده آلها و آرمانهای غالب در جنبش های اعتراضی است.

 

٢- اهمیت و جایگاه سیاسی کارگر و جایگاه جنبش کارگری در جامعه ارتقا یافته است. تصویر قدیمی از کارگران بعنوان بخش فرودست و کم توقع و مظلوم کاملا زیر و رو شده و اکنون بطور واقعی این کارگران پیشرو هستند که دارند توقعات و انتظارات جامعه را جلو میکشند و بالا میبرند.

 

٣- رشد همبستگی و هم سرنوشتی بخشهای مختلف مردم با یکدیگر و پشتیبانی از خواستهای سراسری و بحق هر بخشی از جامعه یک جزء جدایی ناپذیر مبارزات اجتماعی است. این روند بویژه در میان کارگران و معلمان و دانشجویان بوضوح قابل مشاهده است. این همبستگی ها بیش از هر چیز خودرا در تشکلها و نهادها و گروههای مبارزاتی که در جامعه ومدیای اجتماعی شکل گرفته اند، نشان میدهد.

 

۴- در مبارزات و اعتراضات بخشهای مختلف جامعه  یک روند و گرایش مدرن و دفاع از ارزش های پیشرو و جهانشمول در برابر عقب ماندگی و سنت گرائی و تعصبات و تابوهای ملی و مذهبی دست بالا پیدا کرده و به موازات آن گرایش چپ و رادیکال در مقابل گرایش راست و عقب مانده، در خواست ها و در اشکال مبارزه بوضوح خود را نشان میدهد.

 

۵- در تقابل با مقدسات و اخلاقیات پوسیده و قوانین فوق ارتجاعی حاکم و حرص و فساد کل رژیم اسلامی سرمایه یک جنبش گسترده دفاع از حقوق شهروندی و دفاع از زندگی و حرمت و منزلت فردی جلو آمده و به بستر اصلی اعتراضات تبدیل شده است.

 

۶- در مقابله با جمهوری اسلامی، رویگردانی از مذهب و نفرت از مسجد و آخوند و سنتهای مذهبی همه جا با قدرت و آشکارا خود را نشان میدهد. نقد طبقاتی و سیاسی مذهب، یعنی افشای دستگاه مذهب بعنوان اهرم دفاع از بالایی ها و توجیه کننده تبعیضات و امتیازات طبقاتی، جای برجسته ای در گرایش ضد مذهبی در جامعه پیدا کرده است.

 

٧-  تاثیر این وضعیت بر حکومت اسلامی تشتت بیشتر و نزاعهای درونی عمیق تر است. جنبشهای اجتماعی آن عامل اصلی است که باعث شده است که برخی قوانین پایه ای حکومت به موضوع مجادله حتی در درون خود حکومتی ها تبدیل شود و زیر سوال قرار گیرد. این تشتت و نزاعها جمهوری اسلامی را  در مقابل موج پیشروی مردم هر روز ناتوان تر کرده است.

 

٨- نه فقط صفوف حکومت به هم ریخته است، بلکه کل جبهه راست و بورژوایی آشکارا دچار تشتت است و یکی از دلایل اصلی این تشتت رشد آگاهی مردم و فشار انتظارات و توقعات بالای مردم است. در این شرایط برخی جریانات راست سعی میکنند مقدسات و سیاستهای ناسیونلیستی شان را با ماسک “حقوق بشری”  آرایش کنند و در مقابل آنها برخی ناسیونالیستها از اینکه مقدسات ملی شان از جانب خودیهایشان کمرنگ شده به خشم آمده اند. ملی اسلامی ها نیز به دار و دسته های متعدد و متشتت و درگیر در اصطکاک با یکدیگر تبدیل شده اند. در میان همه این جریانات طیفهایی نیز به ناسیونالیسم افراطی و شوینیزم عریان چرخیده اند و طیفهایی دچار نوسان و تزلزل و بی افقی شده اند.

 

کل این تحولات گویای پیشروی و به چپ چرخیدن اعتراضات اجتماعی به موازات رشد چشمگیر جنبش کارگری است. این تحولی مهم و تاریخی است که  رشد آگاهی اجتماعی را بازتاب میدهد و در پروسه سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تحولات آتی جامعه ایران تاثیرات مثبت عظیمی خواهد داشت. تضمین اینکه جامعه آینده ایران جامعه ای آزاد و شاد و بری از تبعیض و ستمگری باشد به ادامه جدی و همه جانبه همین روند یعنی به نقش تعیین کننده طبقه کارگر و گفتمان سوسیالیستی بستگی دارد. حزب کمونیست کارگری خودرا نماینده این تحول میداند. حزب برای تعمیق و گسترش این روند بطور نقشه مند و فعال تلاش خواهد کرد.

 

پیشنهاد دهنده: کاظم نیکخواه – حمید تقوایی

تایید کننده: شهلا دانشفر – نسان نودینیان – کیوان جاوید – حسن صالحی

٨ فوریه ٢٠١٧

 

 

۳- قطعنامه پیشنهادی در مورد

جنبشهای اجتماعی و چشم انداز انقلاب آتی در ایران

۱- تقابل میان توده مردم و حکومت گسترده و تعمیق شده و ابعاد تازه ای پیدا کرده است. شکل گیری جنبشهای اجتماعی و حرکات اعتراضی گسترده مردم  در عرصه های متعدد و با شیوه هائی بدیع و ابتکاری در مقابله با قوانین و سیاستهای ضد انسانی حکومت، مضمون صریحا ضد کاپیتالیستی اعلامیه ها و بیانیه ها و فراخوانهای کارگری و پیشرویهای جنبش کارگری در مقابله با حکومت و قوانین و سیاستهای ضد کارگری و سرکوبگرانه حاکم، یک مولفه مهم وضعیت سیاسی ایران در شرایط حاضر است.

 

۲- مبنا و نیروی محرکه جنبشها و اعتراضات گسترده جاری گرایش عمیق مردم به خلاصی از شر جمهوری اسلامی و بزیر کشیدن حکومت است. بچالش کشیدن حکومت و سرنگونی طلبی که خیزش میلیونی سال ۸۸ و شورشهای شهری در دهه قبل از آن نمونه های برجسته بروز و سربلند کردن آن بود اکنون در متن و بطن جنبشها و حرکتهای اعتراضی و در قالب فعالیتهای مطالباتی، صنفی، اجتماعی و مدنی متجلی میشود.

 

۳- انقلاب ادامه خطی جنبشهای اجتماعی نیست ولی سیر و سرنوشت انقلاب تماما بوجود اعتراضات و جنبشهای اجتماعی در عرصه های مختلف، درجه تعین و تشکل آنها، و گرایش سیاسی حاکم بر آنها وابسته است. جنبشها و اعتراضات گسترده جاری و چهره ها و نهادها و شبکه هائی که در دل آن شکل میگیرند و فعال میشوند، نشان دهنده  تعمیق و تعین هر چه بیشتر صفبندی طبقاتی، شکل گیری ابزار و زمینه ها و نقاط اتکای انقلاب آتی، و امکان سازی و کسب آمادگی اجتماعی برای بزیرکشیدن انقلابی حکومت  است.

 

با توجه به نکات فوق کنگره اعلام میکند:

پیروزی انقلاب در گرو تامین هژمونی و رهبری یک حزب انقلابی است که در بطن مبارزات جاری نماینده آرمان و خواستهای انسانی، مدرن، برابری طلبانه و آزادیخواهانه در جامعه باشد. این نقش تعیین کننده ای است که حزب کمونیست کارگری میتواند و باید ایفا کند.

 

هرچه تقابل طبقاتی که در اعماق و در بطن جنبشها و فعالیتهای اعتراضی جاری جریان دارد بیشتر تبیین و تعین بیابد، شفاف و آشکارتر شود، و در قالب خواستها و اهداف روشن در نبردهای روزمره بیان و اعلام گردد، زمینه اجتماعی برای نمایندگی شدن این مبارزات بوسیله حزب بیشتر فراهم خواهد شد، و جنگ نهائی برای سرنگونی جمهوری اسلامی عمیق تر و رادیکال تر و پیروزمندانه تر خواهد بود.

 

تقویت و به پیش راندن این روند اساس و رکن استراتژی حزب برای رهبری انقلاب آتی مردم در ایران و کسب قدرت سیاسی است. سرنگونی جمهوری اسلامی بقدرت انقلاب و خلع ید سیاسی و اقتصادی از طبقه سرمایه دار، میتواند و باید نقطه اوج و حاصل نهائی این جدال طبقاتی باشد.

حزب کمونیست کارگری گسترش و رادیکالیزه شدن اعتراضات اجتماعی، پیشرویهای جنبش کارگری،  و روند تعمیق قطبندی طبقاتی را، که خود در شکل گیری آن نقش فعالی ایفا کرده است، یک گام مهم به پیش در تعمیق و تقویت جنبش سرنگونی طلبانه مردم ایران میداند و با تمام توان برای گسترش و سازماندهی و رادیکالیزه کردن هر چه بیشتر این جنبش تلاش میکند.

 

ارائه دهنده: حمید تقوایی

تائید کنندگان: بهروز بهاری، رحیم یزدانپرست، جلیل جلیلی، مسعود کریمی

 

 

۴- قطعنامه در مورد

تجربه کردستان عراق و راه حل مساله ملی کرد

 

۱- بی اعتبار شدن الگوی حکومتی ناسیونالیسم کرد در کردستان عراق موقعیت جریانات ناسیونالیست کرد در ایران و دیگر کشورها را تضعیف کرده است.  نمونه اقلیم کردستان که در مقطعی به کعبه آمال ناسیونالیستها و بعنوان مدینه فاضله ناسیونالیسم کرد معرفی میشد، اکنون به نقطه ضعف آن تبدیل شده است. موج نارضایتی مردم کردستان عراق از این حکومت ناسیونالیستی و به جریان افتادن اعتراضات توده ای حول مطالبات اقتصادی و رفاهی و آزادی های اجتماعی فضای تازه ای به کردستان داده است. مردم کردستان عراق در حرکتهای اعتراضیشان نفرت و خشم عمیق خودرا از دولت اقلیمی علنا بیان میکنند و خواستار برکناری احزاب حاکم هستند.

 

۲- قدرتگیری احزاب ناسیونالیست کرد در کردستان عراق از اوایل دهه نود میلادی تحرک تازه ای در میان نیروها و احزاب  ناسیونالیستی کرد در ایران ایجاد کرد. برخی از احزاب ناسیونالیست کرد با الهام از تجربه عراق به دولت آمریکا و رسیدن بقدرت در چهارچوب سیاستهای منطقه ای آمریکا امید بستند.حتی بخشی از نیروهای چپ سنتی و ناسیونالیستیدر کردستان و حامیان سراسریشان  پرچم فدرالیسم را به عنوان راه حل ستم ملیو مسئله ملی کرد بلند کردند.اکنون تجربه عملا شکست خورده  کردستان عراقو همچنینهمبستگی مبارزاتی مردم کردستان با بقیه مردم ایران این طرحها و “راه حل” های ناسیونالیستیرا به عقب رانده و در جامعه حاشیه ای کرده است.

 

۳-  تجربه کردستان عراق یک بار دیگرنشان میدهد که مردم تنها با رفع ستم ملی خوشبخت نخواهند شد. برخلاف ادعای جریانات ناسیونالیستی کرد، رفع ستم ملی فقط یکی از خواسته های بر حق مردم کردستان در هر چهار کشور است. مردم ساکن کردستان همانند بقیه ساکنین کشور در همه بخشهای دیگر، دهها مطالبه و خواست حق طلبانه دارند که با حل مساله ملی پاسخ نمیگیرند. احزاب ناسیونالیست کرد و جنبشهای ملی نه تنها این خواسته ها را نمایندگی نمیکنند، بلکه  یک مانع اساسی بر سر راه اتحاد مردم  و تحقق مطالبات آزادیخواهانه محسوب میشوند.

 

۴- اساس و محور مبارزه مردم در کردستان ایران، مقابله با مصائبی است که جمهوریاسلامی به تمام مردم ایران تحمیل کرده است. اعتراضات و مبارزات مردم در کردستان ایرانبطور واقعی و عملی بخشی از مبارزه سراسری مردم علیه جمهوری اسلامی استو از این نقطه نظر ستم ملی و نیروهای ناسیونالیستی مدعی حل این مساله در مقایسه با مناطق دیگر کردستان بویژه کردستان عراق  ثقل و جایگاه فرعی تر و حاشیه ای تری دارد. این شرایط الگوهای ناسیونالیستی را در کردستان ایران بیش از مناطق دیگر بی اعتبار میکند.

 

۵ـ احزاب و نیروهای ناسیونالیستی،اعم از ناسیونالیسم  کرد و فارس، عامل تفرقه و تشتت و اشاعه دهنده تعصبات قومی و ملی در میان مردم هستند. یک پیش شرط رهائی مردم کردستان از ستم ملی و  فقر و محرومیت و همه مصائبی که جمهوری اسلامی به مردم  سراسر ایران تحمیل کرده است،نقد و افشا و منزوی کردن جریانات و احزاب ناسیونالیستی است.

 

با اتکا به مولفه های فوق ما توجه فعالین و رهبران جنبشهای اجتماعی آزادیخواهانه و چپ و کمونیست جامعه را به نکات زیر جلب میکنیم.

 

۱ـ تا زمانی که ستم ملی و مساله ملی کرد حل نشود راه رهائی مردم کردستان، در هر چهار کشور، از مصائب و مشکلاتی که ناشی از سلطه سرمایه اری در این کشورهاستهموار نخواهد شد.

راه حل ما برای رفع ستم ملی اینست که حقوق همه افراد جامعه به عنوان شهروندان متساوی الحقوق برسمیت شناخته بشود.

 

۲- حل مسئله ملی کرد تنها با رجوع به آرا مردم ساکن کردستان و برگذاری رفراندوم ممکن خواهد شد. مردم ساکن مناطق کردنشین در کشورهای ایران و عراق و سوریه و ترکیه حق دارند در یک رفراندوم آزاد درباره ماندن یا جدا شدن  از کشور مربوطه تصمیم بگیرند.

 

۳ـ ما از مبارزات آزادیخواهانه مردم در کردستان عراق پشتیبانی میکنیم و در شرایط حاضر با توجه به تاریخ و شرایط ویژه عراقراه حل مساله کرد در عراق را استقلال کردستان از عراق میدانیم.

 

۴- مبارزه مردم در کردستان ایران جزئی از مبارزه سراسری علیه جمهوری اسلامی است و رهائی و آزادی مردم کردستان و حتی رفع ستم ملی و برخورداری از حقوق شهروندی برابر قبل از هر چیزدر گرو سرنگونی جمهوری اسلامی است.

 

۵- ما نقد و حاشیه ای کردن فرهنگ و سنت و سیاستهای جنبش ناسیونالیستی را یک امر و وظیفه همیشگی خود می دانیم.

 

۶ـ ما همه نیروها وفعالین چپ و سکولار و آزادیخواه را به مبارزه پیگیر و فعال حول مطالبات فوری و حق طلبانه مردم و رهایی جامعه از ستم ملی و برای حل مسئله ملی کرد فرا میخوانیم.

حزب کمونیست کارگری  با تمام توان در پیشبرد سیاستهای فوق خواهد کوشید.

 

ارائه دهندگان: محمد آسنگران، حمید تقوائی

تایید کنندگان: بهروز بهاری، نسرین رمضانعلی، رضا فتحی 

 

۵- قطعنامه پیشنهادی درمورد

عروج راست افراطی در غرب

 

۱- سر بلند کردن راست افراطی در غرب ( انتخاب ترامپ، برگسیت، نفوذ احزاب راسیستی در برخی کشورهای اروپایی) یک پیامد بحران و بی افقی بورژوازی جهانی و مشخصا بی اعتباری سیستم حکومتی بورژوازی در غرب است. در شرایطی که فریدمنیسم و نئولیبرالیسم به بن بست رسیده و کینزینیسم و دولت رفاه نیز مدتهاست دوره اش سپری شده راست ترین و ارتجاعی ترین احزاب و چهره های بورژوازی فرصتی برای ابراز وجود پیدا کرده اند. عروج راست افراطی نشانه بن بست و ورشکستگی نظری دکترینهای  بورژوازی و رسوائی و بی اعتباری سیاسی احزاب سنتی و متعارف  طبقه حاکمه  و کل سیستم حکومتی موجود در نزد توده مردم جوامع غربی است.

 

۲ – با عروج راست افراطی آخرین ادعاهای حقوق بشری، داعیه دفاع از دموکراسی و مدنیت، و حتی تز جوامع موزائیکی و “تحمل  دیگر فرهنگها” رسما از جانب بخشی از الیت فکری و سیاسی و مقامات حکومتی بورژوازی کنار گذاشته میشود و  گفتمان برتری خود و فرهنگ و نژاد و کشور خود در صفوف طبقه حاکمه گسترش می یابد. ورشکستگی لیبرالیسم به پست مدرنیسم و نئولیبرالیسم منجر شد و اکنون با بن بست و ورشکستگی نئولیبرالیسم، نئو فاشیسم بجلو رانده میشود. این آغاز دوره و پارادایم تازه ای در کمپ بورژوازی در غرب و به اعتبار آن در کل جهان سرمایه داری است:  دوره مطرح شدن و نیروگرفتن راسیسم عریان و ناسیونال شوونیسم. در گفتمان و سیستم عقیدتی بورژوازی غرب یکبار دیگر اروسنتریسم  و دکترین برتری نژاد سفید و انگلوساکسون بر بقیه جهان جایگاه برجسته ای پیدا میکند.

 

۳-  از نظر فکری – عقیدتی راسیسم نوپا در امتداد پست مدرنیسم و به شکل ادامه منطقی آن مطرح میشود. پست مدرنیسم با عقب نشینی از جوامع مدنی و مدنیت و جانشین کردن آن با جوامع موزائیکی مرکب از مذاهب و اقوام مختلف زمینه و فضای فکری را برای راست افراطی و نژادپرستی نوع ترامپ  مهیا کرد. راسیسم و پست مدرنیسم در انکار ارزشهای جهانشمول انسانی همنظر اند. تنها تفاوت در این است که یکی خواهان  تحمل و گفتگوی تمدنها و دیگری خواهان  جنگ تمدنها است. راسیسم پست مدرنیسمی است که تحمل اش به سر رسیده است.

 

۴- از نظر خط  و جهت گیری سیاسی راست افراطی در قبال مسائل اجتماعی و سیاسی گرایش و مواضع فوق ارتجاعی ای را نمایندگی میکند. برتری طلبی ملی و نژادی، زن ستیزی، ضدیت با مهاجرین و کلا با خارجی ها، ضدیت با محیط زیست، ضدیت با همجنسگراها و غیره از ارکان هویتی و ارکان سیاسی راست افراطی است. این مواضع و سیاستها تماما در برابر گرایشات و خواستها و آمال انسانی توده نود و نه درصدی مردم و حتی در مقابل سطح تمدن موجود در غرب قرار میگیرد.

 

۵- از نظر سیستم  حکومتی راست افراطی در تلاش برقراری نوعی فاشیسم و دیکتاتوری عریان یک درصدیها است. دامن زدن به رعب و ترس و ناایمنی در جامعه، تبلیغات و ادعاهای سراپا دروغ نوع گوبلزی، تعرض به رسانه ها و مطبوعات، عقب راندن و محدودکردن آزادیهای مدنی، تفرقه افکنی نژادی- مذهبی در جامعه و تهییج و بسیج پوپولیستی توده مردم بر مبنای تعصبات ملی و نژادی و مذهبی، از ارکان این دیکتاتوری است. دولت ترامپ نمونه گویائی از این سیستم حکومتی را بدست داده است.

 

۶- اسلام سیاسی که در اواخر دوره جنگ سرد بعنوان نیروی مقابله با “خطر” کمونیسم و کمپ شوروی،  و سپس بعنوان محور شر و هدف نظامی  بورژوازی آمریکا  برای اعمال هژمونی اش در دوره پسا جنگ سرد به کار گرفته شده  بود اکنون بعنوان دشمن اصلی مسیحیت و فرهنگ آنگلوساکسون هدف بورژوازی غرب معرفی میشود. در سیستم عقیدتی و استراتژی راسیسم نوپا، اسلام و اسلامیسم نماد و مظهر دشمن مذهب و ملت و نژاد خودی است. با این تقابل این دو نیروی فوق ارتجاعی به یکدیگر زمینه میدهند و یکدیگر را توجیه و تقویت میکنند.

۷- از نظر اقتصادی راست افراطی پروتکشنیسم و ناسیونالیسم اقتصادی ( تمرکز بر بازار داخلی، سرمایه گذاری داخلی و سیاستهائی نظیر آن) را نمایندگی میکند. این بخشی از جهتگیری ضد خارجی این نیروهاست. اینان تلاش میکنند  خارجی ها ( هم کارگران خارجی و هم دولتها و سرمایه خارجی) را مسئول مسائل حاصل از بحران سرمایه داری قلمداد کنند. برگسیت و ضدیت با اتحادیه اروپا از جانب راست افراطی در اروپا و سیاستهای ضد مهاجر، ضد تجارت و قرادادهای بین المللی ترامپ ناشی از این جهتگیری است.

 

۸- چهره ها و نیروهای چپ  سنتی و چپ سربرآورده از احزاب بورژوائی در غرب نیز از پروتکشنیسم اقتصادی حمایت میکنند. آنها از زاویه مخالفت با گلوبالیسم و سلطه سرمایه مالی ( بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، اتحادیه اروپا و غیره) به ناسیونالیسم اقتصادی میرسند.

 

۹- در شرایط امروز دنیا پروتکشنیسم و ناسیونالیسم اقتصادی توهمی بیش نیست. سرمایه داری جهانی نمیتواند مناسبات و تقسیم کاری که در سطح دنیا بین بخشهای مختلف سرمایه شکل گرفته است را نفی کند، به بازار داخلی بازگردد و همچنان سودآور باشد. بازگشت به “میهن” بحران سرمایه داری جهانی شده را تخفیف نمیدهد، آنرا بمراتب تشدید میکند. برای کارگران و توده کارکن مردم ناسیونالیسم اقتصادی بجز ریاضت اقتصادی شدید تر و فقر و بی تامینی اقتصادی بیشتر معنائی ندارد.

۱۰- نه از نظر سیاسی و نه از لحاظ اقتصادی راست افراطی آلترناتیو استراتژیک و راه حل عملی ای برای بوروژازی جهانی نیست. بلکه صرفا بازتاب بن بست و بی افقی سرمایه  و “راه حل” ای است که  نهایتا بحران بورژوازی را بمراتب تشدید خواهد کرد. از نقطه نظر اجتماعی نیز راسیسم و ناسیونال شوونیسم در قرن بیست و یکم، عصر جهانی شدن سرمایه و جهانی شدن مبارزه علیه سلطه سرمایه، عصر مدیای اجتماعی و تبدیل دنیا به یک دهکده جهانی،  نمیتواند آلترناتیو کارساز و ماندگاری برای بورژوازی به بن بست رسیده باشد. از نقطه نظر بورژوازی غرب راست افراطی تنها میتواند نقش یک کاتالیزور را ایفا کند. بورژوازی امیدوار است دولتهای نوع ترامپ بتوانند برای طبقه حاکمه وقت بخرند و با به قهقرا کشیدن جامعه، باز پس گرفتن دستاوردهای جنبش کارگری و جنبشهای مترقی در دوره های گذشته، و کاهش سطح توقعات و انتظارات مردم راه را برای بازگشت احزاب متعارف تر بورژوازی  بقدرت هموار کنند.

 

۱۱- ریاست جمهوری ترامپ و قدرتگیری احزاب راست افراطی نظیر او در اروپا  با موجی از اعتراضات و تلاطمهای اجتماعی روبرو شده است و این موج رو به گسترش است. نود و نه درصدیهای جامعه به تشدید ریاضت کشی اقتصادی، زن ستیزی و نفرت پراکنی راسیستی، و نفی حقوق سیاسی و مدنی و اجتماعی شان تن نمیدهند. این وضعیت زمینه را برای شکلگیری یک جنبش رادیکال چپ و با افق سوسیالیستی در غرب فراهم میکند.

 

۱۲- شرایط حاضر نقد ریشه ای کاپیتالیسم و انساندوستی و آزادیخواهی و برابری طلبی سوسیالیستی را به یک گفتمان رایج در صفوف چپ اجتماعی و توده مردم  تبدیل کرده است. اما این گرایش رادیکال اجتماعی بوسیله چپ متحزب در غرب نمایندگی نمیشود. گرایشات و  احزاب سنتی چپ جریاناتی حاشیه ای و کاملا بیربط به سیاست و مسائل امروز جامعه و بدور از اعتراضات و جنبش چپ اجتماعی هستند. از سوی دیگر نقد و اعتراض نیروها و شخصیتهائی نظیر ساندرز و کوربین که توانسته اند در فضای ضد کاپیتالیستی جامعه با ادعای سوسیالیسم و مخالف با یک در صدیها نفوذ و محبوبیت اجتماعی کسب کنند از چهارچوب سیستم سرمایه داری فراتر نمیرود. این نیروها نماینده سوسیالیسم و حتی چپ اجتماعی موجود در این جوامع نیستند بلکه صرفا بازتاب و انعکاسی از حضور و قدرت چپ اجتماعی در صفوف الیت سیاسی در غرب محسوب میشوند.

 

۱۳- آنچه به تحولات این دوره شکل میدهد و سرنوشت توده مردم دنیا را رقم خواهد زد نه کشاکش در صفوف بورژوازی بین احزاب سنتی با افراطی و یا لیبرالیسم و نئو لیبرالیسم با نئوفاشیسم  بلکه مقابله میان دو قطب کار و سرمایه، میان کمپ نود و نه درصدیها و یک درصدیها است. در قطب مقابل راسیسم و ناسیونال شوونیسم، سوسیالیسم قرار دارد. سوسیالیسمی که حزب ما، حزب کمونیسم کارگری نمایندگی میکند. ما در برابر “جنگ تمدنها” ارزشها و تمدن جهان شمول انسانی، درمقابل نقد راسیستی اسلام و مسلمانان نقد اته ئیستی و سکولاریستی اسلام، در برابر مهاجر و خارجی ستیزی دفاع از برابری و حقوق مساوی برای همه افراد جامعه، در برابر ناسیونالیسم شوونیستی انترناسیونالیسم، و در برابر کاپیتالیسم بحرانزده سوسیالیسم را قرار میدهیم. اینها جبهه های اصلی نبرد طبقاتی در دوره حاضر و محور وظایف کمونیستهائی است که در دنیای به منجلاب و به قهقرا کشیده شده بورژوازی، برای برابری و آزادی و رهائی سوسیالیستی، برای انسانیت و برای  باز گرداندن اختیار به انسان مبارزه میکنند.

 

ارائه دهنده حمید تقوائی

تائید کنندگان: محمد شکوهی، سیامک بهاری، شهلا خباززاده، غلام اکبری، ایرج فرجاد، مصطفی صابر

 

۶- قرار در باره اهمیت جنبش دادخواهی بازماندگان قتل عامهای سالهای ۶۰ تا ۶۷
۳۸ سال حکومت جمهوری اسلامی همراه با کشتار و ترور آزادیخواهان و کمونیستها بوده است. کشتارهای سالهای ۶۰ تا ۶۷ را می توان یک نسل کشی و یکی از دهشتناک ترین جنایات در تاریخ بشریت نامید. در سالهای اخیر بازماندگان قتل عام شدگان توسط جمهوری اسلامی به مناسبت های مختلف به دادخواهی برخاسته و خواهان روشن شدن ابعاد فاجعه و محاکمه عاملین و آمرین قتل عامها شده اند. این یکی از عرصه های مهم نبرد با جمهوری اسلامی است.
حزب کمونیست کارگری بر جایگاه مهم جنبش دادخواهی و خواست بر حق بازماندگان این فاجعه انسانی تاکید داشته و بر حمایت از این جنبش و پیشبرد آن تاکید میگذارد.
پیشنهاد دهنده: شهلا خباززاده
تایید کنندگان:
سرور کاردار، بهروز مهرآبادی،  شیوا محبوبی

 

۷- قرار در مورد جنبش  تشکلیابی کارگری 

 

با توجه به اینکه

۱-  تشکل نه تنها ابزار و سلاح مبارزه بلکه ظرف تحقق و تحکیم هویت جمعی و ابراز هویت طبقاتی کارگر است و ازینرو بعنوان یک امر و هدف در خود جایگاه مهم و حیاتی در جنبش کارگری دارد.

 

۲-  در شرایط حاضر از یکسو تشکیل مجمع عمومی و فراخوان به آن به یک سنت در اعتراضات  کارگری تبدیل شده است و از سوی دیگر در بخش هائی از طبقه کارگر اولین جوانه ها و نمونه های تشکلهای توده ای و سراسری شکل گرفته است. این نشاندهنده آمادگی شرایط برای ایجاد و تثبیت تشکلهای توده ای کارگری است.

 

کنگره بر ضرورت و امکانپذیری شکل دادن و دامن زدن به جنبش تشکلیابی کارگری در شرایط حاضر تاکید میکند و تلاش میکند تا ایجاد تشکل  بعنوان یک اولویت و هدف و امر در خود در دستور کار فعالین جنبش کارگری قرار بگیرد. فعالین این جنبش در هر مبارزه و اعتراض کارگری امر متحد و متشکل شدن و متشکل ماندن کارگران را دنبال میکنند و این امر را یک شاخص مهم پیشروی کارگران در هر اعتراض و مبارزه ای میدانند. جنبش تشکل یابی میتواند و باید همانند جنبش افزایش دستمزد  به یک جنبش علنی و گسترده با نهادها و چهره ها و بیانیه های ویژه خود تبدیل بشود.

 

حزب کمونیست کارگری با تلاش برای تقویت جنبش مجمع عمومی و تشکیل مجامع عمومی، و با حمایت از هر تشکل کارگری مستقل از دولت و از هر تلاش فعالین کارگری برای ایجاد تشکلهای توده ای، فعالانه برای شکل دادن به یک جنبش گسترده برای تشکلیابی کارگران می کوشد و همه فعالین کارگری را به این جنبش فرامیخواند.

 

ارائه دهنده: حمید تقوائی

تائید کنندگان: سیما بهاری، طه حسینی، عبدل گلپریان، فراز آزادی

 

 

۸- قرار در مورد اعتراض علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی

 

بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و کارزار علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی، به کارزاری اجتماعی تبدیل شده است. این کارزار مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را گام مهمی به جلو برده است. حزب بر جایگاه مهم این کارزار در این عرصه از مبارزه و علیه سرکوبگری های حکومت اسلامی و دفاع از حق تشکل، حق اعتصاب و آزادی های پایه ای در جامعه تاکید دارد و با تمام توان برای پیشبرد کارزار علیه امنیتی کردن مبارزازت فعالیت میکند.
داود آرام، شهلا دانشفر

 

۹- قرار در حمایت از شبکه همبستگی کارگری خاورمیانه و شمال آفریقا

 

با توجه به اینکه همبستگی بین المللی کارگری یک امر مهم و حیاتی است و با توجه به اینکه منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به یکی از کانونهای جنگ ها و جنایات و تفرقه افکنی های ملی و قومی توسط نیروهای اسلامی و دولتهای سرمایه داری تبدیل شده، کنگره از تشکیل شبکه همبستگی کارگری خاورمیانه و شمال آفریقا استقبال میکند و مورد حمایت قرار میدهد. کنگره از رهبری منتخب حزب میخواهد در تقویت و گسترش این نهاد بطور جدی تلاش کند.

 

شهلا دانشفر، کاظم نیکخواه

 

۱۰- قرار پیشنهادی درمورد

بالا بردن سن قانونی زندگی مشترک – ازدواج ، در برنامه حزب

از آنجاییکه :

  • سن قانونی ازدواج در تبلیغات تا کنونی حزب بدرست  ۱۸ سال اعلام شده،
  • طبق کنوانسیون جهانی حقوق کودک ، افراد زیر ۱۸ سال کودک محسوب میشوند،
  • تقلیل سن ازدواج به زیر ۱۸ سال، به معنای رسمیت دادن به ازدواج کودکان است

امضا کنندگان زیر پیشنهاد می کنیم که کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران به تغییر سن ازدواج _ زندگی مشترک  مندرج در برنامه از ۱۶ سال به ۱۸ سال و بصورت زیر رای دهد:

در بخش ” زندگی مشترک ، خانواده، ازدواج و طلاق ” :

حق هر زوج بالای ۱۸ سال به زندگی مشترک به میل و انتخاب خود

 

سوسن صابری – نوید مینایی  -فریده آرمان

 

 

۱۱- قرار در باره

نقش مخرب ناسیونالیسم ترک و ضرورت مقابله با آن

 

۱- جامعه ایران – از جمله آذربایجان – صحنه اعتراضات گسترده و دائمی توسط کارگران، زنان، جوانان و توده های وسیع مردم علیه فقر، تبعیضات اجتماعی، نابرابری و سرکوب و قوانین مذهبی است.  پیشروی و پیروزی این مبارزات در گرو اتحاد و همیاری و همبستگی همه این مردم در برابر حکومت اسلامی است.

 

۲-  ناسیونالیسم در همه اشکال آن – از ناسیونالیسم عظمت طلب آریایی گرفته تا ناسیونالیستهای قوم پرست –  یک جریان راست ارتجاعی و یک نیروی مخرب سیاسی است که مشغول نفرت پراکنی میان بخشهای مختلف مردم و تفرقه انداختن در صفوف اعتراضات مردم است. محافل حاکم در خود جمهوری اسلامی نیز آگاهانه در تحریکات ناسیونالیستی و قوم پرستانه نقش ایفا میکنند.

 

۳- ناسیونالیسم ترک یکی از مخربترین و فعال ترین شاخه های ناسیونالیسم است که تلاش میکند ستم و تبعیض و تحقیر علیه مردم آذربایجان را دستمایه تبلیغات ارتجاعی خود قرار دهد. آشکارا افکار فاشیستی برتری نژادی را تبلیغ میکند و دستش در دست مرتجعین درون حکومت اسلامی و برخی دیگر حکومتهای ارتجاعی منطقه برای تفرقه انداختن در اعتراضات مردم است. نفرت پراکنی میان کارگران و مردم محروم آذربایجان علیه سایر هم طبقه ای ها و هم سرنوشتهایشان در سایر نقاط ایران اساس سیاست و عملکرد ناسیونالیسم ترک است.

 

۴- جریانات ناسیونالیستی نیروهای ارتجاعی هستند که با نفرت و تعصب پراکنی ملی و قومی یکدیگر را تغذیه میکنند، به یکدیگر زمینه میدهند و عملا همدیگر را تقویت میکنند. تبلیغات و عملکرد فاشیستی ناسیونالیسم ترک علیه مردم کردستان و دیگر مناطق ایران عملا در خدمت ناسیونالیسم ایرانی و سایر ناسیونالیستهای قوم پرست قرار دارد. این تفرقه افکنی های ملی- قومی در تضاد و تقابل با مبارزه متحدانه مردم برای رسیدن به خواسته های انسانیشان عمل میکند و عملا در خدمت جمهوری اسلامی است.

 

۵- کنگره دهم حزب با تاکید مجدد بر اهمیت مقابله با هرگونه تحرک ناسیونالیستی از رهبری منتخب حزب میخواهد در مقابله با ناسیونالیسم ترک  فعالیت همه جانبه تری را در دستور بگذارد. کنگره همه نیروهای چپ و آزادیخواه و برابری طلب و فعالین جنبشهای اعتراضی را فرامیخواند برای مقابله با ناسیونالیسم و ناسیونالیستها و جهت تقویت این عرصه از مبارزه به میدان بیایند.

 

پیشنهاد دهنده: محسن ابراهیمی

تایید کنندگان: شهلا دانشفر، فراز آزادی، پروین آزاد، سیامک بهاری

 

۱۲قرار پیشنهادی در مورد

مبارزه علیه تخریب محیط زیست

 

محیط زیست در ایران در وضعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته است. هوای شهرها منجمله به دلیل تولید و فروش بنزین های غیر استاندارد و آلاینده های ناشی از فعالیت مراکز صنعتی  و  استفاده از سوخت های فسیلی و یا هجوم ریزگردها به مرز کشنده رسیده است. رودخانه ها و دریاچه ها، دشتها  و تالاب ها خشک و در معرض نابودی قرار دارند.  گسترش بیابان زایی، نابودی جنگها و به تاراج بردن منابع آبی کشور جنبه های دیگری از فاجعه زیست محیطی در ایران هستند. حتی بیابانها نیز از این تخریب در امان نبوده اند و به زاغه مهمات و یا محلی برای انجام آزمایشات شیمیایی و هسته ای تبدیل شده اند.

 

آب، هوا و خاک یعنی سه عنصر اصلی در حیات انسان و جانوران و گیاهان در ایران اسلامی مورد تعرض منافع سودجویانه دولت و آقا زاده ها بوده است. واژه هایی نظیر زمین خواری،کوه خواری، دریاخواری، ساحل خواری، رودخانه خواری، جنگل خواری، بیابان خواری مصداق همین واقعیت است.

 

دهمین کنگره حزب کمونیست کارگری ایران در راستای سند مصوب  دفترسیاسی حزب به تاریخ ۲۱ فروردین ۱٣۹٣ “در باره تخریب محیط زیست در ایران” بر این نکات تاکید دارد:

 

–     حمایت فعال از جنبش علیه تخریب محیط زیست.   جنبش علیه تخریب محیط زیست در ایران اکنون در اشکال مختلفی نظیر اعتراض به آلودگی هوا در شهرهای بزرگ، اعتراض به  پخش پارازیت، اعتراض به افزایش گرد و غبار و مسئله ریز گرد ها در هوا، اعتراض علیه حیوان آزاری،اعتراض به شکار حیات وحش، اعتراض به تخریب باغ های گیاه‌شناسی جریان دارد. حزب تقویت و گسترش این جنبش با افق چپ و رادیکال را امر و وظیفه مهم خود می داند و برای آن مجددانه تلاش می کند.

 

–         دامن زدن به گفتمان دفاع از محیط زیست  در جامعه از طریق کانال جدید و گروهها و شبکه های مدیای اجتماعی، و با برگزاری  میزگرد، سمینار،گفتگو، سخنرانی، در داخل و خارج کشور .

 

–         تشویق هر چه بیشتر جوانان و گروههای مختلف مردم برای مشارکت درحفظ محیط زیست از طریق  تقویت نهادهای غیر دولتی و یا  ایجاد ان. جی. او ها تازه در زمینه محیط زیست و یا دعوت به مبارزه و اعتراض مستقیم علیه جمهوری اسلامی بعنوان عامل اصلی تخریب محیط زیست در ایران.

 

ارائه دهنده: آرش دشتی

حسن صالحی ، پیام آذر

 

۱۳- قرار علیه سانسور  و سرکوب عقاید

 

جمهوری اسلامی  هرگونه آزادی در جامعه را سلب  و سرکوب میکند. در این سیستم بیان عقیده مخالف، اسمش برهم زدن امنیت است و جرم است و با همین اتهام بسیاری از نویسندگان و هنرمندان و وب لاگ نویسان احکام زندان گرفته و در زندانند. بسیاری اعدام و شکنجه شده اند. و هم اکنون  زندانهای حکومت مملو از زندانیان سیاسی ایست که بخاطر نبود همین آزادیهای سیاسی پایه ای در جامعه در بندند. یک مورد آشکار سرکوب آزادی ها در حاکمیت جمهوری اسلامی سانسور است. کارزار علیه سانسور یک عرصه مهم مبارزه برای آزادی های سیاسی در جامعه است.  با سانسور جلوی آزادی اندیشه و بیان را می گیرد. از چاپ و نشر کتاب ها و روزنامه ها و نشریات مستقل جلوگیری می‌کند. سینما، تئاتر، موسیقی، نقاشی را از محتوا می اندازد. رادیو و تلویزیون را در انحصار خود دارد و از آن برای دروغ پراکنی و اشاعه جهل و خرافات و بقای خود استفاده می کند. با پخش پارازیت می کوشد مردم را از دسترسی آزاد و آسان به صدا و تصویر بسیاری از رادیو و تلویزیون های ماهواره ای محروم نماید. با فیلترینگ و همچنین با کاهش سرعت اینترنت مانع دستیابی مردم به جریان آزاد اطلاعات می شود و در صدد است به سرورهای تلگرام، اینستاگرام، توییتر و مانند آن دست یابد.

 

مبارزه پراکنده در مقابل نهاد سانسور سازمان‌یافته و سرکوب آزادیها در جامعه  کافی و کارساز نیست. باید کارزاری اجتماعی و همه جانبه علیه سانسور و سرکوب عقاید به راه انداخت و آن را به پیش برد.

 

حزب ما حزب اعتراضات اجتماعی است، برای سازماندهی اعتراضات نویسندگان، شاعران، هنرمندان و روشنفکران می کوشد. حزب در راه تشکل یابی شاعران و نویسندگان و مترجمان و هنرمندان و روشنفکران علیه سانسور و سرکوب عقاید فراخوان می دهد. حزب از هر گونه تلاش و کارزاری در این جهت حمایت و پشتیبانی میکند.

 

ارائه دهنده: آرش دشتی از ایران

تایید کننده: بهروز بهاری، رضا فتحی

 

۱۴- قرار پیشنهادی در مورد ورزش زنان

 

با توجه به اینکه ورزش زنان یکی از عرصه های بارز تبعیض جنسیتی و آپارتاید جنسی علیه زنان، است. با توجه به اینکه کارزارهای اجتماعی مهمی بر سر این موضوع از جمله حق زنان برای ورود به استادیوم های ورزشی، حق دوچرخه سواری زنان، اعتراض علیه شرط حجاب برای شرکت زنان در عرصه های مختلف ورزشی، در ایران جاری است. و با توجه به اینکه ورزش هم اکنون یکی از عرصه های مهم اعتراضی جنبش رهایی زن در ایران است، حزب در راستای مبارزه علیه آپارتاید جنسی جمهوری اسلامی و قوانین ارتجاعی اسلامی آن، حمایت همه جانبه خود را از این مبارزات اعلام میدارد و برای تقویت و گسترش این کارزار ها تلاش میکند.

ارائه دهنده: آزیتا دربندی از ایران

نسرین رمضانعلی، شهلا دانشفر

 

 

۱۵- قرار در مورد

جنبش رهایی زنان

 

جمهوری اسلامی از همان اولین روز به قدرت رسیدن دشمنی عمیق خود را با زنان نشان داد. و از همان ابتدا یک مبارزه پیگیر از سوی زنان و نیروهای آزادیخواه علیه قوانین تحقیرآمیز و زن ستیزانه علیه حکومت اسلامی و قوانین ارتجاعی آن جریان داشته. با وجود سرکوبهای شدید و احکام سنگسار و شلاق و زندان مبارزه زنان به پیشروی خود ادامه داده و دست اندرکاران رژیم بارها به ضعف خود در مقابل جنبش آزادی زنان اعتراف کرده اند. جنبش علیه مذهب بیشترین نیروی خود را از زنان میگیرد. علاوه بر آن حضور زنان در سایر جنبش های اجتماعی نیز روز بروز قویتر و گسترده تر میشود. نقش مهم زنان در به ثمر رساندن انقلاب آتی ایران، سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی یک جامعه آزاد، برابر و مرفه انکار ناپذیر است. سازماندهی جنبش رهایی زنان برای حضور موثرتر و قدرتمند در تحولات سیاسی و اجتماعی آینده ایران یک وظیفه مهم حزب کمونیست کارگری است. کنگره از رهبری حزب می خواهد برای این امر نکات زیر را در دستور کار خود قرار دهد:

 

۱- تمرکز کردن بیشتر به جنبش رهایی زنان و اختصاص نیروی تعدادی از کادرها به فعالیت ویژه متشکل در عرصه خقوق زنان.

 

۲- تلاش برای سازماندهی مبارزات زنان، مقابله با پراکندگی در صفوف این جنبش، گذاشتن خواستهای معین، مترقی و رادیکال و ارائه پلاتفرم مشخص و راهکارهای مشخص برای پیشبرد قویتر این جنبش

 

۳- تلاش در جهت ایجاد ابتکارات جدید در عرصه های مختلف مبارزه جنبش رهایی زنان

 

۴ـ  اختصاص برنامه های ثابت در کانال جدید و بخشهایی از رسانه های حزبی در باره جنبش رهایی زنان و انتشار گسترده تر اخبار مبارزات زنان و انتشار تجربیات و دستآورد های این مبارزات به صورت کنکرتتر و تخصصی تر.

 

۵- تلاش برای برقراری تماس و ارتباط  بیشتر با فعالین جنبش رهایی زنان در عرصه های موجود با هدف متشکل نمودن این فعالین در ایران و حمایت از رهبران پیشرو و مترقی این جنبش.

 

۶- افشای سیاست های سازشکارانه واصلاح طلبی و هر گونه سازشکاری با قوانین ضد زن اسلامی

 

۷- شناساندن و ایجاد همبستگی با جنبش رهایی زن در ایران در سطح جهان و جلب حمایت شخصیت ها و نیروهای آزادیخواه و مترقی جهان از مبارزات زنان ایران در مقابل جمهوری اسلامی

 

ارائه دهنده: شهلا خباززاده

حمایت کننده: شیوا محبوبی، بهروز مهرآبادی، زری اصلی

 

 

۱۶- قرار در مورد بیانیه حقوق شهروندان در ایران

توضیحى در مورد  ”قرار در مورد بیانیه حقوق شهروندان در ایران

 

نمایندگان محترم کنگره ١٠ حزب کمونیست کارگرى ایران

 

امروزه  خیلی از احزاب و سازمانهای فعال در عرصه سیاسی ایران  با کلى گویى و بدون هیچ تعهدى وعده میدهند که آنها ناجى مردم ایران از شر جمهورى اسلامى خواهند بود و اگر آنها سر کار بیایند به تمام مصائب گریبانگیر مردم پایان خواهند داد. شعار هایشان کلى و ناروشن است، مثل نجات وطن و نجات ملت. آنها براى تحقق و یا اجراى تقریبا هیچ مطالبه یا حق روشنى اعلام تعهد نمیکنند. اعلام تعهد براى تحقق خواستها و مطالبات روشن مردم یک معیار قضاوت در مورد احزاب سیاسى است. این معیار میتواند در مورد حزب کمونیست کارگرى هم بکار گرفته شود. برسمیت شناخته شدن بیانیه حقوق شهروندان  از طرف حزب و اعلام تعهد براى اجراى مفاد  این بیانه درصورت بقدرت رسیدن،  میتواند یکى از معیارهاى قضاوت مردم در مورد این حزب باشد.  بنابراین پیشنهاد میکنم حزب تعهد خود را براى اجراى تمام مفاد این بیانیه در صورت بقدرت رسیدن، با تصویب قرارى در کنگره ١٠ خود اعلام کند.

توجه داشته باشیم که اینکه این بیانیه میتواند تکمیل تر شود یا نه، نباید ما را از برسمیت شناختن آن منصرف کند. آنچه که مهم است این است که ایا مفاد این بیانیه با اهداف حزب ما همخوانى دارد یا نه. و آیا حزب در صورت کسب قدرت سیاسى میخواهد مفاد این بیانیه را به اجرا بگذرد یا نه.

نکته دیگرى که اهمیت دارد این است که این یک رویکرد جدیدى است از رابطه حزب و جامعه. سنتا قرارها و یا اسنادى که به کنگره هاى حزب ارائه میشد یا در این کنگره ها بتصویب میرسید، عمدتا معطوف بودند به فعالیتها و جهت گیریهاى سیاسى حزب. ولى قرارها و قطعنامه هاى پیشنهادى براى کنگره پیش رو از یک دگرگونى در رابطه حزب و جامعه حکایت دارد. اهمیت قرار زیر هم در این متن قابل درک است. حزب، بدرست، دارد به حزبى تبدیل میشود که شهروندان بتوانند انتظارات خود را در کنگره هاى این حزب طرح کنند. قرار  پیشنهادى در مورد بیانیه حقوق شهروندان نمونه اى از این نوع فعل و انفعالات و دخالت شهروندان در تصمیم گیریهاى این حزب است.

من قرار لازم براى تصویب در کنگره را بشکل زیر فرموله کرده ام. اگر موافق اعلام تعهد حزب براى اجراى مفاد ”بیانیه حقوق شهروندان در ایران” (این بیانیه ضمیمه است) در صورت کسب قدرت سیاسى، هستید و اگر موافق قرار زیر هم هستید،  در کنگره به آن رای دهید.

 

با احترام

جلیل جلیلى

٢١ فوریه ٢٠١٧

 

قرار در مورد بیانیه حقوق شهروندان در ایران

 

از آنجا که آشنا کردن مردم با پایه اى ترین حقوق خود راه را براى دستیابى به این حقوق هموارتر میکند،
و از آنجا که هم برسمیت شناخته شدن این حقوق از طرف احزاب سیاسى و هم اعلام تعهد این احزاب براى اجراى مفاد بیانه حقوق شهروندان در صورت بقدرت رسیدن، مردم را در مبارزه شان براى دستیابى به این حقوق متحد تر و قویتر میکند:

حزب کمونیست کارگرى ایران بیانیه حقوق شهروندان در ایران را برسمیت میشناسد و خود را متعهد میکند که در صورت کسب قدرت سیاسى در ایران، قدرت و امکانات لازم دولتى را براى اجراى همه مفاد این بیانیه بکار گیرد.

ارائه دهنده قرار: جلیل جلیلی

امضا کنندگان: شهلا خباززاده، اسمائیل مردوخى، سعید مدانلو

 

ضمیمه

بیانیه حقوق شهروندان در ایران

مقدمه

آزادی برای همه، آسایش برای همه، رفاه و شادی برای همه و زندگی بهتر برای همه مفاهیمی آشنا و از بدیهیات پذیرفته شده در جوامع بشری معاصر هستند. ولی واقعیت امروز حکایت از چیز دیگری دارد. از یک طرف امکان متحقق کردن همه این آمال و آرزوهای بشری وجود دارد و از طرف دیگر خیلی از انسانها این آرزوها را برای فرزندان و نسلهاى بعد از خود بجا میگذارند. از یک طرف ثروت عظیمی با کار و تلاش انسانها تولید میشود و از طرف دیگر میلیونها انسان از امکان استفاده از ثمره این تلاشها محروم میشوند. در یک طرف اقلیت کوچکی بخش اعظم ثروت تولید شده را در انحصار خود دارند و در طرف دیگر اکثریت عظیم مردم دنیا در فقر، بی مسکنی، بی بهداشتی، نا امنى و جهل و بى حقوقى عذاب میکشند. غاصبان ثروت به سروران و تولید کنندگان ثروت به بردگان مدرن در دنیای وارونه سرمایه داری تبدیل شده اند. این معادله باید بهم بخورد.

بیانیه حقوق شهروندان تلاشی است برای هموار کردن راه نجات میلیونها انسان محروم از آزادی، محروم از شادی و محروم از حرمت لایق انسان و تبدیل آرزوهای این انسانها به واقعیتهای ملموس. این بیانیه هیچ گونه قید و شرطی را که تلاش انسانها برای رسیدن به یک زندگی بهتر را محدود کند، برسمیت نمیشناسد. و نه تنها این، بلکه دست نیروهای مدافع نابرابری و جهالت را در منگنه قرار میدهد.

ضروری است که همه مردم خود را با تمام مفاد این بیانیه آشنا کنند، بند بند آن را حق مسلم خود بدانند و به نیروی اتحاد خود خواهان برسمیت شناسی آن از طرف هر دولتی شوند۔

 

الف: حقوق عمومی

هر فرد ساکن ایران حق دارد:

*- مصونیت جسمى و روحى داشته باشد. (هیچ کس نباید شکنجه شود، هیچ کس نباید اعدام شود)

* از مسکن، معاش و ضروریات زندگی متعارف در جامعه برخوردار باشد. (زندگی متعارف سطحی از زندگی است که تامین آن، بر اساس محاسبات علمی، برای تمام ساکنین جامعه در آن زمان معین ممکن باشد)

*- از پیشرفته ترین امکانات ممکن بهداشتی و درمانی بر خوردار باشد.

*- محل سکونت خود را آزادانه انتخاب کند.

*- آزادی سفر و نقل مکان داشته باشد.

*- به تمام اطلاعات مربوط به منابع مالی و قدرت تولیدی کشور دسترسی داشته باشد.

*- عقاید و نظرات خود را بطور آزادانه بیان کند.

*- به هر مذهبی باور داشته باشد یا به هیچ مذهبی باور نداشته باشد.

*- از هر مرام، نظر و عقیده ای بطور آزادانه انتقاد کند.

*- به زبان مادرى و یا به هر زبان زنده دنیا تحصیل کند.

*- در هر رشته ای و در هر مکانی، طبق تخصص و علاقه خود، کار کند.

*- از امکان تحصیل، تا عالیترین سطح ممکن، برخوردار باشد.

*- از هر گونه تبعیض و محدودیت، از جمله بر اساس جنسیت، نژاد، ملیت، زبان، قومیت، سن، باور های سیاسی و مذهبی، تمایلات جنسی و نوع پوشش مصون باشد.

* علیه هر گونه تبعیض اعتراض کند و بر علیه هر کس و هر ارگان تبعیض کننده شکایت کند.

* در سازمان های صنفی، سیاسی، فرهنگی متشکل شود.

*- از هر گونه دخالت دیگران، از جمله دخالت دولت، در زندگی خصوصی خود مصون باشد.

*- نوع لباس و پوشش خود را خود انتخاب کند.

*- از هر گونه دخالت اشخاص، نهادها و دولت در روابط جنسى خود با هر فرد بالغ دیگر مصون باشد.

*- در ساختارهای سیاسی کشور و انتخابات ارگانهای محلی و سراسری شرکت کند، انتخاب کند و انتخاب شود.

*- هر فرد بالغ مستقلا و یا مشترکا با هر فرد بالغ دیگری که خود صلاح میداند، زندگی کند.

*- از احترام بر خوردار باشد. (ادارات دولتی و سازمانهای خدمات عمومی موظف اند که با مراجعه کنندگان خود با احترام رفتار کنند. هر گونه توهین و بی حرمتی از طرف ارائه دهندگان خدمات اجتماعی به مراجعه کنندگان باید با اقدامات انظباطی سازمان مربوطه روبرو شود.)

*- از اعتراف به هر نوع اتهامی علیه خود مصون باشد.

*- از شرکت در هر نوع جنگ و هر نوع آموزش نظامی خودداری کند.

*- از وارد شدن در ارتش و نیروهای مسلح خودداری کند.

*- از ورود نیروهای انتظامی به محل سکونت خود جلو گیری کند. (نیروهای انتظامی فقط در صورتی میتوانند بدون اجازه فرد وارد محل سکونت او شوند که: اولا، حکم دادگاه محل را داشته باشند. و ثانیا، هدف شان نجات جان فرد یا افرادی در آن محل یا خنثی کردن خطر جانی برای افرادى باشد.)

 

ب: حقوق کودکان

تمام کودکان، تا سن ١٨ سالگی، باید از امکانات و مزایای زیر برخوردار باشند:

*- غذای سالم با پیشرفته ترین استانداردهای بین المللی،

*- مسکن مناسب در سطح استانداردهای بین المللی،

*- بهداشت و درمان در سطح استاندارد های بین المللی،

*- وسایل بازی و تفریح،

*- تحصیل عمومی،

*- مصونیت از آزار های جسمی، جنسى و روحی،

*- مصونیت از هر نوع دست اندازى مادى و معنوى مذاهب و نهادهاى مذهبى،

*- مصونیت از تلقین عقاید، ارزشها و باور هایی که مربوط به بزرگسالان است،

 

موخره

برای تضمین حقوق بالا، باید هر دولتى که در ایران سر کار مى آید:

١- بیانیه حقوق شهروندان را به رسمیت بشناسد.

٢- تمام امکانات لازم برای دستیابی شهروندان به این حقوق را تامین کند.

٣- تمام اقدامات لازم را، براى به اجرا گذشته شدن تمام مفاد این بیانىه، انجام دهد.

۴- حق مردم را، در اقدامات متحد و متشکل براى تحت فشار گذشتن دولت جهت اجراى مفاد این بیانیه، برسمیت بشناسد.

 

………………………………..

قرار در مورد اعتراض علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی
بیانیه مشترک جعفر عظیم زاده و اسماعیل عبدی و کارزار علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و فعالین اجتماعی، به کارزاری اجتماعی تبدیل شده است. این کارزار مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را گام مهمی به جلو برده است. حزب بر جایگاه مهم این کارزار در این عرصه از مبارزه و علیه سرکوبگری های حکومت اسلامی و دفاع از حق تشکل، حق اعتصاب و آزادی های پایه ای در جامعه تاکید دارد و با تمام توان برای پیشبرد کارزار علیه امنیتی کردن مبارزازت فعالیت میکند.
داود آرام، شهلا دانشفر

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  مطالب دیگر
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com