از گوشه و کنار
صفحه پیامها به کنگره دهم حزب کمونیست کارگری
جمعه, ۲۲ام بهمن, ۱۳۹۵  
اشتراک گذاری

چند پیام از فعالین داخل کشور سازمان جوانان کمونیست، سازمان جوانان حزب کمونیست کارگری ایران به کنگره دهم حزب

با سلام به عزیزان شرکت کننده در کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران.

با توجه به پیشرو تر شدن جنبشهای اعتراضی در ایران و پررنگتر شدن مطالبات چپ در بدنه جامعه طی یکسال اخیر که مدت زمان مابین کنگره نهم و دهم حزب کمونیست کارگری هست بیش از گذشته نیاز تشکل و تحزب قابل درک است.
ودر دل تمامی این جنبشهای اجتماعی بوضوح قابل مشاهده است که جنبش کارگری در ایران پیشروتر از همه جنبشها برای آزادی جامعه از فقر و نابرابری به جلو آمده و تاثیرگذارتر از قبل در تجمعات مطالبه گرایانه مردمی است.
جامعه ایران و بالاخص جنبشهای اعتراضی پیشرو به بلوغ سیاسی مناسب رسیده اند و آگاهتر از گذشته به انتخابها و شرایط پیش روی خود واقفند و در تمامی تجمعات اعتراضی شاهد مطالبات اساسیشان که برابری، آزادی و عدالت همگانی است، هستیم.
امروز در جامعه ایران به جرأت میتوان گفت که جنبش کارگری ایران نیروی محرکه و پیشرونده جنبشهای اعتراضی بالاخص جنبش رهایی زنان و جنبش دانشجویی است و ما فعالین جنبشهای مبارزاتی “دانشجویان”، “ضددین”، “جنبش نوین رهایی زن” و “ال جی بی تی کیو” ها و دفاع از محیط زیست برای پیشبرد و تغییر اساسی و حصول مطالبات خود نیاز به رهبری سیاسی و تشکل و تحزب داریم که انتخاب و پیوستن به حزب نیاز اساسی آن است.
پیام من به کنگره دهم حزب این است که در ادامه تلاشها و برنامه ریزی تا کنونی که در جهت افق دادن به نود و نه درصدیهای ایران بوده متناوبا با تدوین برنامه و استراتژیهایی مدون به نیاز اساسی جامعه و جنبشها در شرایط حال حاضر که تشکل و رهبری سیاسیست پاسخ دهد و حزب کمونیست کارگری ایران در شرایطی قرار گیرد که بیش از پیش نماینده سیاسی اقشار و جنبشهای مبارزاتی باشد. و کنگره دهم حزب همچون گذشته بخوبی تدوین کننده استراتژیهایی که حزب را به این سمت سوق دهد باشد و مردم ایران را به سمت تشکل و تحزب گرایی برای رهایی سریعتر از چنگال سیستم فاسد جمهوری اسلامی باشد.
به امید روزی که کنگره حزب کمونیست کارگری ایران در داخل کشور با حضور ما فعالین جنبشهای مبارزاتی داخل کشور برگزار شود.

کاوه طهماسبی
اسفند  ۱۳۹۵

—-
با سلامی گرم و از راهی بسیار دور، در شرایطی کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران تشکیل می شود که صدای اعتراض تمام کسانی که خواهان یک زندگی در خور انسان است به گوش میرسد.

 

از اعتراضات در امریکا تا کشورهایی که تحت حکومتهای سرکوبگر بصورت سیستماتیک با دیکتاتوری و خفقان هیچ حقی را برای شهروندانش قائل نیستند. در کشورهایی که حتی حداقل حقوق انسانی هرروزه کمتر و کمتر می شود و سعی در خفه کردن صدای کسانی دارند که این وضع را نمی خواهند و خواستار حقوق خود هستند. از کارگران گرفته تا معلمین و تمامی آحاد مردم و مشخصا جنبش مبارزاتی زنان که در سال گذشته علاوه بر جنبش کارگری نقش ویژه ای داشته اند.
و من به عنوان یک زن، البته ترجیح میدهم که بگویم بعنوان انسان، فریادم را هر چه بلندتر و رساتر بر سر حاکمانی که می خواهند به هر بهانه ای از جنسیتی کردن رشته های دانشگاهی و تا تعرض به خصوصی ترین حریم من که جسمم ‌میباشد ویا با طرح عقیم سازی، سعی در به انزوا کشاندنم دارند بگویم، که دیگر دوره شما تمام شده است و من و ما و بخش کثیری از مردم ایران دیگر منتظر نمیمانم که شما هر روزه حقوقمان را هر چه بیشتر پایمال نمایید و در این راه حمایت شما همرزمان حزب در خارج کشور میتواند قدم بقدم ما را در این راه مصمم تر و با انگیزه تر نمایید پس ما را در گرفتن خواسته هایمان، مثل همیشه و بیش از پیش یاری کنید.

من خوشحالم در این شرایط که جنبش چپ اجتماعی جایگاه خوب و در حال پیشروی در فضای سیاسی ایران دارد، کنگره ای تشکیل می شود که یکی از مشخصه های بارز آن علنی بودن و نمایندگی ما جنبش عظیم ۹۹ درصدیهای ایران می باشد. و این واقعه سیاسی برای من که در کشوری زندگی میکنم که در قوانین و از طرف حکومت هرگونه تلاشی را برای بروز علایق و خواسته هایم در همان ابتدا سرکوب می کنند و ما زنان باید بصورت شبانه روز برای داشتن حقمان بجنگیم بسیار شوق انگیز است.
درست است که نتوانسته ام در کنگره شرکت جویم ولی باور کنید از همین جا با صدایی بلند از تمام وجودم میگویم که موفق باشید و تمام امید ما به شماست عزیزان، به شمایی که همواره در جهت شرایط بهتر برای یک دنیای بهتر گام برداشته اید و این را بدانید که تمام اعتراضات، و تمام حق خواهی های ما اگر در جهت یک جامعه انسانی است وقتی شکل واقعی بخود میگیرد و پیروز میشود که رهبری یک حزب سیاسی با برنامه مترقی و درخور یک زندگی انسانی را در حمایت خود داشته باشد. و از نظر من آن حزب، حزب کمونیست کارگری ایران میباشد.پس اعتراض از ما، پشتیبانی از شما.

زنده باد حزب کمونیست کارگری.
شهلا بهار – اسفند  ١٣٩۵


با سلام و احترام فراوان به نمایندگان و شرکت کنندگان کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران.

من کامیار هستم ساکن ایران و مطالعه سیاسی خود را در رابطه با کمونیسم و بیخدایی به طور جدی شروع کرده ام. در اوایل دوره دبیرستان فعالیت خود را با نقد دین شروع کردم و به همراه چند تن از دوستان خود موجی از شک گرایی و گرایش به بیخدایی را در بین همسالان خود بوجود آوردیم در سال آخر دبیرستان خودم را کمونیست میدانم و در حال حاضر نیز در همین جنبش ضددین در شبکه های اجتماعی در اینترنت به فعالیت می پردازم.
هدف ما زدودن خرافات و جهل در جامعه و زمینه سازی مناسب برای تشکیل یک جامعه آزاد، برابر و سکولار است. امروزه نسبت به سال های پیشین علیرغم تبلیغات شبانه روز جمهوری اسلامی، اعتقادات دینی مردم ایران به خصوص در جوانان کمتر شده و این نشان دهنده فعالیت وسیعی از طیف روشنگر در جامعه می باشد.
بدینوسیله از تمامی کسانی که به آینده ای روشن می اندیشند دعوت میکنم که به حزب کمونیست کارگری ایران و سازمان جوانان کمونیست بپیوندند تا دست در دست هم بتوانیم با بازوانی قوی و صدایی رسا و قلبی به بزرگی انسانیت بر علیه نظام فاسد سرمایه داری حاکم در ایران بجنگیم تا آینده را با دستان خود بسازیم.
با تشکر
کامیار ریاحی
اسفند ۱۳۹۵

 

با سلام و احترام فراوان به نمایندگان و شرکت کنندگان کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران

من مهران؛ از فعالان حقوق LGBTQ ها و از اکتیویستهای سازمان جوانان کمونیست از یکی از شهرهای ایران با شما عزیزان صحبت میکنم.
بیش از یک سال است که با حزب آشنا شده ام وهمکاری میکنم؛ ازنظرسیاسی دوره های مختلفی رو طی کردم و پس ازگذار از اصلاح طلبی وسپس جمهوریخواهی لیبرال؛ گم شده خودم رو درسوسیالیسم و حزب کمونیست کارگری یافتم.
من در حال حاضر در زمینه حقوق و خواسته های همجنسگرایان؛ دوجنسگرایان؛ ترنسجندرها و کوییرهای ایرانی فعالیت میکنم و در این مدت توانسته ایم نگاه اعتراضی، حق طلبانه و مبارزه جویانه؛ همراه با امید و افتخار را دراین عرصه وارد کنیم و نگاه جدید و انسانی حزب و نقد سوسیالیستی و سکولار و پیشرو را در یک جدال شبانه روزی در سطح جامعه و در اینترنت و شبکه های اجتماعی وارد این عرصه کنیم و جهان بینی و دیگاه ما و نقد و روش ما برای تغییر این وضعیت را در بین جنبش دفاع از  LGBTQها را نمایندگی کنیم. ما میخواهیم دراین عرصه سکوت و انفعال رو درهم بشکنیم و مبارزه ای را برای سازماندهی و‌تشکل یابی  LGBTQهای ایران با افقی انسانی، برابر و سکولار و مدرن شکل دهیم و پلاتفرم خودمان که ازپیشروترین و انسانی ترین نگاه هایی هست که تا به حال به این عرصه شده را اجراکنیم.
ما  LGBTQهای ایران و فعالین این جنبش از کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران انتظارداریم که دراین مبارزه طبقاتی و ‌نبردی که برای نابودی این مناسبات غیرانسانی سرمایه داریست، ما  LGBTQها را با خود همراه و همگام بداند. آزادی و رهایی تمام و کمال ما در گرو یک نظام انسانی و برابر با قوانین و فرهنگی سکولار و انسان محور و در گرو پیروزی جنبشهای مبارزاتی دیگر و رهایی از از این مناسبات ضدانسانیست. هنگامی این تبعیض جنسی و نگاه نابرابر و جنسیت زده درمورد  LGBTQها محو میشود و ما را با ویژگیهای شخصیتی و عزت انسانیمان میشناسن که نظام ج . ا و مهم تر از آن مناسبات اقتصادی سرمایه داری که شالوده و زیربنای تبعیض و نابرابری عظیم تری که برای همه اقشار زحمتکش ایجاد شده است را از بین ببریم.
من درهمینجا از همه جوانان؛  LGBTQها و کسانی که به دنبال یک ‌زندگی بهتر وانسانی  و خواستار پایان این رژیم ضدانسانی هستند؛ میخواهم که به حزب ما و سازمان جوانان ما؛ حزب کمونیست کارگری ایران و سازمان جوانان کمونیست بپیوندند و دست در دست هم و شانه به شانه برای مبارزه برای یک زندگی و دنیای بهتر؛ برابر و انسانی مهیا شویم.
با تشکر
مهران حمیدی – ایران

اسفند ۱۳۹۵

 

——————

 

من سحر أدیب  در حالی به حزب بحق مردمی و برابری طلب  کمونیست کارگری ایران پیام میدهم که از ماهها پیش با قلبی سرخ و شر و شوری انقلابی در حال برنامه ریزی برای همراهی با انسانهای مبارز در کنگره دهم بودم، اما متاسفانه در همین تاریخ باید جراحی سنگینی را پشت سر بگذارم.

واقعیت جهان امروز و مردم زیر تیغ در کشورهای اسلامزده این است که به هیچ نامی پیوند نخورده و بدنبال نام و نشان نیستند، بلکه بدنبال آلترناتیوی مردمی هستند که بتوانند با اتحاد، خود را از دست توحش و خشونت مذهب و سرمایه برهانند، بهمین دلیل است که کمونیسم، با پتاسیلی پراتیک برای آزادی و برابری، آگاهانه همراه و انتخاب این مردمی خواهد بود که میخواهند از مرزها و تبعیض ها رها شوند، دنیا باید به من بعنوان یک نمونه از زنان ایران نگاه کند که سه دهه زیر بمباران آموزش و تبلیغات مذهبی حکومت فاشیست اسلامی زندگی کرده و پرورش یافته ام، از وقتی خود و محیط اطرافم را شناختم سرخ فکر کردم و رادیکال مبارزه.

 

سال ٨٨ تا آخرین روزهای اعتراضات در خیابان بودم بدون بستن هیچ دستبند رنگی از اعوان و أنصار خمینی، پس با این نوع از زنان و مردانی روبرو هستیم که برای آزادی تمام قد مقابل حکومت اسلامی ایستاده اند، برای این مردم مبارز، و به این امید باید جنبش رادیکال را پیش برد.

با آرزوی رهایی، آزادی و جهانی برابر برای زنان و مردم آزاده ایران و جهان.

 

سحر ادیب

گوتنبرگ سوئد

—————-

 

به کنگره دهم حزب کمونیست کارگری

من همانند بسیاری از جوانان دیگر از طریق تلویزیون کانال جدید با حزب آشنا شده ام. آنچه که از زبان رهبران و فعالین این حزب شنیده ام خواست هایی است که همیشه در دل خود آرزوی آنرا داشته ام. این حرفها را به دوستان خودم گفته ام و در هر جمعی که فرصت و امکانش بوده تکرار کرده ام و کمتر دیده ام که کسی با این حرفها مخالف باشد. به راستی چه کسی میتواند مخالف اعدام و شکنجه نباشد؟ چه کسی می تواند خواستار از بین رفتن فقر و گرسنگی در ایران نباشد؟ چه کسی خواستار آزادی و شادی و رفاه نیست؟ و چه کسی می تواند مخالف نابودی جمهوری اسلامی نباشد؟ هستند اراذل و اوباشی که ثروت های میلیاردی دارند و می ترسند که با رفتن جمهوری اسلامی آنرا از دست بدهند ولی اینها اقلیتی بسیار کوچک هستند. من یکی دو سال است که دبیرستان را تمام کرده و ناچار به ناتمام گذاشتن تحصیل خودم در دانشگاه شدم. اکنون که بیش از یک سال است ناچار به خدمت سربازی شده و با دهها جوان دیگر آشنا شده ام و می بینم که همگی از جمهوری اسلامی و از شرایط حاضر متنفرند و فهمیده ام قلب اکثریت مردم ایران آرزوی چیزهایی را دارد که این حزب می گوید و میخواهد. به همین دلیل خودم را عضو حزب کمونیست کارگری می دانم و آرزوی پیروزی آنرا دارم. من با آنچه در کنگره های حزب میگذرد، آشنایی زیادی ندارم ولی با گفتگوهایی که با یکی از کادرهای حزب داشته ام و با آنچه که از تلویزیون کانال جدید شنیده ام، احساس میکنم که در آنجا تصمیم های مهمی گرفته میشود. و این تصمیم ها می تواند سرنوشت مردم ایران و بخصوص جوانانی مثل من را تغییر دهد.

برایتان آرزوی پیروزی دارم و امیدوارم که روزی بتوانم شما را از نزدیک ببینم و دست شما را بفشارم

آرمین دشتی

 

—————

با درود به شرکت کنندگان در کنگره دهم حزب کمونیست کارگری

من از طریق یکی از بستگان نزدیک با حزب کمونیست کارگری آشنا شدم ولی به عنوان یک کارگر جوشکار در تمام زندگی خود از نزدیک شاهد ظلم و ستم جمهوری اسلامی و سرمایه داران آن بوده ام. به همین دلیل خودم را عضو این حزب می دانم که همواره از حقوق کارگران دفاع کرده و دزدی های روسا و مدیران را افشا کرده است. من بخوبی میبینم که برنامه های تلویزیون کانال جدید تا چه حد حرف دل کارگران را میزند و به آنها در مبارزاتشان کمک می کند. ما کارگران نمی خواهیم بیش از این زندگی چند مرتبه زیر خط فقر را تحمل کنیم و خواستار نجات از شر جمهوری اسلامی هستیم. من هم مانند بسیاری از کارگران معتقدم که فقط این حزب است که می تواند به ما کند تا یک زندگی در شان آدمیزاد داشته باشیم. امیدوارم که کنگره شما مثل همیشه بیشتر توجه خودش را روی مبارزات کارگران و پیدا کردن راههایی برای به پیروزی رساندن اعتراضات آنها بگذارد.

برای این کنگره آرزوی موفقیت و برای حزبمان آرزوی پیروزی دارم

 

مهدی پویا

————–

 

با درودهای صمیمانه

زنده باد رفقا

غریب بیست و پنج سال پیش بورژوازی سرمست از اینکه شاید کمونیسم را شکست داده، فرو ریختن اردوگاه سرمایه داری دولتی را در پی بن بست آن “پایان تاریخ” اعلام کرد. همان زمان حزب ما از زبان منصور حکمت گفت دنیا بدون خطر کمونیسم به چه منجلابی تبدیل میشود و شد. پنج سال پیش که انقلابات منطقه خاورمیانه و شمال افریقا در گرفت و دیکتاتور بعد از دیکتاتور طی چند ماه سرنگون شدند. میادین شهرهای بزرگ جهان به صحنه اعتراض ۹۹ درصدیهای جامعه تبدیل شد و این حاکی از امید تازه ای بود که در دل توده مردم دنیا شعله ور شد. و تاکیدی بود بر امتداد تاریخ، که تاریخ همانا تاریخ مبارزه طبقاتی است. آنها که پایان تاریخ را اعلام کرده بودند از همه سو کمک کردند که تبهکارترین جریانات معاصر به جان مردم منطقه و بعد دنیا بیفتند تا ثابت کرده باشند چه ظرفیت عظیمی دارند که دنیا را به منجلاب بکشند. این ایام که دو قطبی شدن جهان دیگر امری محرز است که نمی توانند پنهانش کنند، بورژوازی بحران زده در پشت شریرترین نیروهایش سنگر گرفته تا بحران را به سلامت بگذراند و مانند همیشه دودش مستقیم به چشم مردم میرود. سر برآوردن فاشیستها در گوشه و کنار جهان نه نشانه تخفیف بحران بلکه نشانه تشدید سیه روزی مردم جهان است.

امید به تغییر که قاعده زندگی است را اما هیچگاه نمی توانند خاموش کنند. در یک گوشه از این دنیا جمعی پر شور گرد هم آمده اند که ثابت کنند میشود کاری کرد و این نه از سر عصیان زده گی بلکه کاملاهدفمند و آگاهانه است چون باور دارند بحث بر سر تغییر جهان است و به پشتوانه جنبش طبقه کارگر که جنبشی علیه ستم و استثمار و سیه روزی است، این شدنی است. کنگره حزب کمونیست کارگری نیرویش را از این جنبش می گیرد، که این حزب نماینده سیاسی طبقه کارگر است، که کمونیسم جنبش طبقه کارگر است. راه حل انسانی بحرانی که سرمایه داری برای بشریت آفریده است کمونیسم است و خوشبختانه در ایران کمونیسم تحزب یافته است و صدایش رسا است. خیلی سعی میشود که کوچکش بشمرند و به روزمره گی متهمش کنند اما همین که صدای انسانیت در ایران هنوز طنین انداز است و همین که هنوز مردم منتظر یک انقلاب دیگر هستند و تحول اساسی را جز در انقلاب نمی یابند یک نتیجه مهم وجود این حزب و تلاشهای این حزب است.

انتظاری که همیشه از این حزب داشتم این بوده که به عنوان حزب جریان رادیکال طبقه کارگر هدفش را گم نکند، همانگونه که در طی تمام فراز و نشیبهای گذشته هدفش که سوسیالیسم است چراغ راهش بوده است. و سوسیالیسم محقق نمی شود مگر اینکه توده مردم در امر خودشان مستقیم دخالت داشته باشند. کنگره دهم حزب باید انعکاس صدای پر شور کارگران باشد که میخواهند سرنوشت زندگی شان به دست خودشان باشد نه سرمایه و بدین خاطر روز بروز بیشتر در کارخانه و خیابان صدایشان بلند است. موفق باشید.

 

یاشار سهندی، ایران

 

—————

پرتوان باد دهمین کنگره حزب کمونیست کارگری

رفقا دستتان را به گرمی میفشارم

 

در شرایطی دهمین کنگره حزبمان را برگزار میکنیم که جامعه ایران در تب و تاب میارزه میسوزد و این  کنگره انعکاس فریاد کارگران هپکو است که شعار روزهای انقلاب را درخیابانها زنده کردند و فریاد زدند زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم در ره آزادگی! و هر روز شاهد بالاگرفتن  مبارزات مردم با حکومتی هستیم که نزدیک به ۴۰ سال سایه منحوس خود را بر سر زندگی ملیونها نفر انداخته است و همچون زالو از ثروت و دسترنج مردم ارتزاق میکند. حکومتی که هرچند از هیچ سبعیتی در سرکوب خواسته های مردم فروگذار نکرده است اما در ۳۸ گذشته نتوانسته  لحظه ای آب خوش از گلوی خود فرو برد و همواره با جنبش های اجتماعی عطیمی چون کارگران و زنان و جوانان درگیر بوده است و امروز شاهد اوج گیری هرچه وسیع تر مبارزات مردمی در اشکال جنبش های اجتماعی مطالباتی هستیم و این مبارزات وقتی سهمگین ترخواهد شد که به شکل متحزب پا به میدان گذارد حزبی که در برابر دنیای بربریت موجود سوسیالیسم را نوید میدهد.

 

رفقا! جامعه  ایران بیش از همیشه تشنه دنیای بهتری است که حزبمان پرچم آن را بلند کرده است وما اکنون در گلوگاههای مبارزه  ایستاده ایم تا دررگهای آن جاری شویم و هر کدام از ما پرچمدار کمونیسمی باشیم که راه رهایی انسان مدرن است و آن کمونیسم کارگری است.

 

امیدوارم کنگره بتواند پاسخ حزب و جامعه امروز باشد تا بتوانیم مبارزات همه بخشهای جامعه را یک کاسه کرده و موجی ویرانگر برای بساط سرمایه براه اندازیم و دور نخواهد بود که جانوران اسلامی را برای همیشه به زباله دان تاریخ بیندازیم.

 

رفقا آرزو داشتم در جمع شما بودم اما قلبم با شما می تپد و از هیچ تلاشی

برای ساختن برگی  دیگر از تاریخ پر افتخار حزبمان فروگذار نخواهم کرد و

فرصت را غنیمت شمرده و از تمام  کمونیستها و آزادیخواهانی که برای رسیدن

به برابری انسانها و نابودی بساط سرمایه مبارزه میکنند میخواهم به حزب

کمونیست کارگری بپیوندید که تنها رمز پیروزی ما وجود قدرتمند حزبی است که

سوسیالیسم آن انسانی است.

 

سیمین صبری

ایران

 

————–

پیام به کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران

با تبریک برگزاری کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران به همه انسانهائی که در برابر توحش رنگارنگ سرمایه داری از  انسانیت دفاع می کنند؛

با سلام به رفقای شرکت کننده در کنگره؛

 

رفقا! ما از شرایط و فضائی متفاوت با آنچه که شما با آن درگیر هستید و هر روزه تجربه می کنید به کنگره پیام می فرستیم. فضائی پر از جدال و سر شاخ شدن هر روزه انسانهای آزادیخواه در دفاع از انسانیت  یکی از ضد انسانی ترین حکومت های موجود در دنیای غیر انسانی پایه ریزی شده توسط سرمایه داری. اگر چه ما و رفقای دیگری که علی رغم میل خود، جسما در کنارتان و در جمع پرشور شما حضور نداریم، ولی از آنجا که جمع فعالیتهای تک، تک ما در گذشته و بخصوص از کنگره نهم تا حالا، حزب را با افتخار، امروز به این کنگره رسانده و با این پشتوانه می خواهد وظایف و برنامه های جدید خود برای عمق و تعین بخشیدن و رهبری جنبش سرنگونی طلبانه مردم ایران که حاکمیت ضد انسانی اسلامی را شقه شقه و باندهای جنایتکارش را به جان هم انداخته است، تعیین کند، در نتیجه ما از قبل جای خود را در کنارتان پر می دانیم، شریک در احساسات پر از شعف و شور شما هستیم و بر خود می بالیم که در دوره ای دیگراز حیات این حزب نقش داشته و همراه با آن، تجارب مبارزه کمونیستی کارگری بیشتری کسب کرده ایم.

 

رفقا؛

حتما از طریق اخبار و گزارشات هر روزه ای که از اوضاع جاری داخل انتشار می یابد تا حد زیادی مطلع از مصاف های مردم با حکومت هستید. خبر دارید که جنبش های اعتراضی چگونه تمامیت جمهوری اسلامی را نشانه گرفته و با ضرباتشان بر پیکر پوسیده حکومت، باندهای جنایتکارش را آشفته و وحشت زده کرده است. با چنگ و دندان همدیگر را پاره می کنند و تقصیر را گردن دیگری می اندازند، رقیب شکست خورده از حکومت بیرون انداخته می شود اما برای نجات حکومتشان در شرایط کمر خرد کنی مثل حالا حتی مغضوبین رانده شده ای مانند خاتمی به سردسته جانی رژیم یعنی خامنه ای پیشنهاد پروژ آشتی ملی می دهند. کسی مثل خاتمی که سالهاست از حکومت رانده شده و ممنوع التصویر، ممنوع السخن و ممنوع الحضور بر سر جنازه رفسنجانی شده است، امروز نابودی حکومتشان که با آن ۳۸ سال مشترکا جنایت کرده و چپاول کرده اند را مقابل چشم خود می بیند و با وجود شکست خوردگیش در برابر دیگر باندهای رقیب و حتی بی اعتباریش نزد نزدیکانش به تقلای یافتن راهی برای ایجاد صفی متحد در مقابل مردم منزجر و به جان آماده که ناقوس مرگ حکومت را به صدا در آورده، افتاده است. حکومت تحت فشارهای اعتراضات رادیکال و چپ توده ای شکننده و بن بست هایش در سطح بین المللی، شکننده و مستأصل شده است. چهارچوب جمهوری اسلامی زیر ضربات مهلک مبارزات کارگران، جوانان، زنان و همه انسانهائی که در مقابل اعدام، سرکوب و خفقان هستند و به دفاع از انسانیت بر پیکرش می کوبند، ترک برداشته و به باندهایی تقسیم شده است که هیچ یک چشم دیدن دیگری را ندارند. افشاگری از یکدیگر، از موضوع اختلاس و دزدی مقامات و سران حکومت عبور کرده و به فساد و تجاوز به جوانان تشویق شده به یاد گیری قراعت قرآن توسط سعید طوسی قاری مخصوص و درباری خامنه ای کشیده شده است و آدم کش مورد اعتماد خامنه ای بعد از سال ها ناچار به اعتراف به جنایتش در کهریزک و عذر خواهی می گردد.

 

اما مردمی که حکومت را به این روز انداخته اند خوب می دانند که نباید مجال نفس تازه کردن به آن داد. در ایران کمتر روزی با چند اعتراض و اعتصاب کارگری سپری می شود. مدافعین انسانیت به همراه خانواده های قربانیان، قانون قصاص و انسان کشی جمهوری اسلامی را لگد مال می کنند و به جای آن زندگی به انسان می بخشند. زنان و جوانان، تلاش های حاکمیت برای تبدیل کردن سنت های عقب مانده و ضد زن و ضد شادی به فرهنگ و سنت عمومی را به بن بست کشانده و نمادهای عقب ماندگی را مگر با احاطه پلیس، اجازه نمایش نمی دهند. در واقع حضور معنوی از رژیم در جامعه سلب گردیده و این نعش حکومت است که تنها با اسکورت گله های نظامیش نمایش داده می شود. امروز در نتیجه رسوائی هائی که باندهای حکومت در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به بار آورده اند و دزدی های هزاران میلیارد تومانی سران و مدیران حکومتی به علاوه افشا شدن تجاوز به قرآن آموزان توسط معتمد خامنه ای، مردم با جسارت بیشتر بر سر مفسدان در قدرت تعرض می کنند و مطالبات خود را مطالبه می کنند.

 

این سطح از توازن قوا میان مردم و حکومت حاصل یک دوره ۳۸ ساله مبارزه بخش های معترض جامعه با حکومتی است که طی این دوره با جهره های مختلف اصولگرائی، اصلاح طلبی و میانه روی ظاهر شده است. فضای امروز جامعه می توانست چیزی غیر از این باشد، اگر چنانچه جریان کمونیسم کارگری و حزبی مثل حزب ما دخیل و فعال در مبارزات نبود. زمانی که مبارزه علیه حجاب توسط جریان ما به عنوان پایین کشیدن نماد و پرچم حکومت اسلامی فراخوان داده شد، همه اپوزوسیون راست و حتی بسیاری از چپها حجاب را نوعی پوشش می دانستند و اعتراض به آن را نقض آزادی قلمداد می کردند. وقتی علیه هر گونه اعدام ایستادیم، راست ها که جای خود دارند، چپ های سنتی هم به تفکیک انواع اعدام پرداختند و غیر از سیاسی ها، مجوز قتل زندانیان دیگر را به رژیم دادند. در برابر تأکید ما نسبت به ساختن چهره های توده ای و شناخته شده از فعالین کارگری و اجتماعی وعلنی بودن مبارزات توده ای، حتی چپ ترین حزب آن دوره، حزب کمونیست کارگری را به بی ملاحظه گی وعدم رعایت امنیت فعالین با هدف سؤاستفاده به نفع خود متهم می کرد. در جریان کنفرانس برلین، تمام اپوزوسیون چپ و راست به عنوان مدافعین حق آزادی بیان علیه حزب ما که به زعمشان ناقض آزادی بیان شده بود، موضع گرفتند. اما ما کوتاه نیامدیم و همچنان مسیر مبارزه را نشان دادیم. این واقعیتی است که نه تنها ما مدعی آن هستیم، بلکه از نظر هیچ آدم منصف خارج از حزب هم قابل انکار نیست. حالا لحظه ای تصور کنید جریان کمونیسم کارگری و در رأس آن حزب کمونیست کارگری در روند مبارزات تا به امروز مردم ایران حضور نداشت و دخیل نبود! آیا باز هم شاهد پیش روی مبارزات زنان و جوانان و عقب نشینی حکومت به این وسعت بودیم؟ شاهد این درجه از تعمیق خواسته های کارگران، ظهور فعالین و رهبران شناخته شده کارگری و معلمی در سطح جهان بودیم؟ تا این حد مبارزات طبقه کارگر مورد حمایت اتحادیه های کارگری بین المللی بود؟ علیه اعدام و قصاص که از جمله احکام اسلامی و قرآنی هستند، به شکل توده ای اعتراض می شد؟

 

هدف ما از بیان این مطالب، روشنگری نیست. یکایک شما به خوبی از این واقعیات و حقایق آگاه هستید. اما ما با این یادآوری ها می خواهم بر ضرورتی تأکید ویژه بگذارم. حزب ما از لحاظ تأثیر گذاری در جهت یابی مبارزات در هر عرصه ای و طرح خواسته های رادیکال و انسانی کم نگذاشته است و به این اعتبار زمینه ساز موفقی در به چپ چرخاندن جامعه بوده است. و در شرایط حاضر در نتیجه این به چپ گرائیدن قدرتمندانه جامعه، راست ترین جریانات اپوزوسیون، ملی- مذهبیان و سلطنت طلبان و حتی بعضی از عوامل در قدرت هم برای جلب سمپاتی، ناچار به تظاهر به همسوئی با مردم شده اند. حتی مرتجع ترین جریانات متوجه شده اند که اگر بخواهند شانسی در تحولات آتی داشته باشند و حداقل درجه ای از اقبال در جامعه روبرو شوند، باید هر چند که ظاهری و عوامفریبانه و فرصت طلبانه خود را سازگار با خواسته های مردم بیارایند. بورژوازی دوره حاضر بسیار هوشمندانه تر از دوره های گذشته عمل می کند و به همان میزان که طبقه کارگر در مبارزاتش آب دیده تر شده، کل سیستم سرمایه داری و حکومت هایش نیز در تشخیص دورنمای مبارزات طبقاتی با تجربه تر گردیده است. سرمایه داری یک بار سال ۱۹۱۷ ضرب شصت از طبقه کارگر و انقلاب کارگری چشیده و از عواقب و خطرات تکرار آن کاملا آگاه است. در جریان انقلاب ۵۷ و انقلابات موسوم به بهار عربی آگاهی و آمادگیش برای مقابله با انقلابات نوع اکتبری به نمایش گذاشت.

 

در تحولات آتی در ایران هر اقدامی از جانب بورژوازی و با هر ترفندی ممکن است. بنابراین کار ما آسان نیست و باید خود را آنچنان قدرتمند و پرتوان کنیم که بتوانیم انقلاب مردم را از همه موانع عبور دهیم و به سرانجام برسانیم. برای این کار باید حزب را قوی تر و نافذتر در جامعه کنیم. حزب از نظر تئوری، روشنگری و ارائه راهکار، کوهی ارزشمند از گذشته تا حال دارد، ضروری است که خود را نیز به بازوانی مجهزسازد که هر اندامش مملو از کادرها و اعضاء جسور در جامعه باشد. حزب باید موضوع سازمان دهی  و سازمان یافتگی را بیشتر از گذشته جدی بگیرد و از طریق اعضاء خود، در ابعاد وسیعتر در دسترس جامعه قرار گیرد.

با امید به اینکه کنگره دهم کنگره تبدیل حزب کمونیست کارگری به حزب آلترناتیو و کانون رجوع مردم آزادیخواه و ستاد فرماندهی انقلاب باشد.

دست همه شما را به گرمی می فشاریم. پیروز باشدید

 

جهان و گلرخ پیروز

ایران

 

 

————–

پیام به کنگره دهم حزب و سلام به همه شما.

 

دهمین کنگره حزب زمانی برگزار می شود که جای من و رفیقانم در کنار هم بودن خالیست. عزیزان امرور جامعه فرزندش را در حال به زمین گذاشتن است. یک زایش از انقلاب ایران. امروز جامعه ما دیگر حتی مثل چتد ماه قبل به معضلات نمی اندیشد بلکه شرایط عینی بهترین آموزشها را به نیروی کار می دهد، وقتی مشکلی بهانه می شود تا مردم ستم کشیده به خیابان بیایند و اعتراض کنند. مثل آن مردی که به حمایت از کولبران جانباخته به عنوان نمادین کوله ای را به پشتش بسته بود و در راهپیمایی ٢٢ بهمن در خیابان ساعتها خود را به نمایش گذاشته بود. امروز من و شما هرکدام بنا بر توانمان وظیفه ای در قبال نسل آینده کارگران و این جامعه داریم. عزیزان ما در اینجا چون شما آزاد نیستیم ولی در همین فضا حرکت می کنیم و هرکجا و همه جا بلندگوی خواست هاییم و راهکار ارائه میدهیم. عزیزان تجربه شخصی من نشان داده است که وقتی در خیابان یا محلهای عمومی از دل مردم میگوییم، از یک دنیای بهتر میگوییم به دلشان مینشینیم و استقبال میشویم و برایمان آرزوهای خوب میشود. پای صحبت مردمی که آنها را نمیشناسیم نشسته ایم، از دردهایشان گفته ایم، از نحوه به دست اوردن حقشان گفته ایم و راه پیروزی و موفقیت را نوید داده ایم. عزیران جای من بین شما خالی است دوستتان دارم و دست همه شما را به گرمی می فشارم.

 

رها شادمان

ایران

 

———————

 

پیام به کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ایران

با سلام های گرم به همه رفقا

 

کنگره دهم حزب ما در شرایط ملتهبی تشکیل میشود. بحران های متعددی گریبان رژیم اسلامی را گرفته است. جامعه هم دستخوش شدیدترین تبعیضات و نابرابری هاست و البته از همه مهمتر کشور صحنه مبارزات کارگران و مردم معترض است. حزب ما طی این چند سال مباحث و موضعگیری های عمیقا درستی ارائه کرده و بدون ابهام و مصمم به پیش رفته است. اما اگر معتقد باشیم که دوره ای از تحولات انقلابی آغاز شده باید به سرعت آماده شویم. مهمترین کار حزب ما تعریف و شناساندن حزب به مثابه آلترناتیو وضع موجود است و در مرتبه دوم ایجاد یک ستون فقرات کمونیستی- کارگری در راس جنبش های اجتماعی موجود و کسب هژمونی سیاسی در این جنبش ها است. بحث تلاش عظیم و پرشوری است که بتوانیم جامعه را رهبری کنیم. اگر چه ما شاهد چنین روندی در فعالیت های حزب هستیم و گفتمان های چپ و حزبمان را در جنبش های اجتماعی  به روشنی میشود دید، ولی حرف ما تعمیق و سرعت دادن به این روند و به این فعالیت است.

 

با تحرکی که در جنبش کارگری و در عرصه های مختلف مبارزه هست، کار ما سازمان دادن، نیرو جمع کردن، و بردن گفتمانهایمان در تمام جنبش هاست. کار ما حضور فعال در مدیای اجتماعی که بستر تحرک جنبش های اجتماعی است و امروز کاملا به اعتراضات خیابانی وصل است، می باشد. تا در سطحی گسترده در گروههای چند هزار نفره ای که در این مدیا شکل میگیرد تاثیرگذار باشیم. نمونه اش گروههای مبارزاتی معلمان است که بستری برای ارتباط وسیع بین آنان است و معلمان را توانا ساخته که به پای فراخوان های اعتراضی سراسری بروند. در عین حال بحث بر سر ریشه دواندن در همه مراکز صنعتی و دانشگاهی و ایجاد هسته های فعال حزبی در این مراکز است. به اعتقاد ما این روندی است که باید استراتژی حزب برای انقلاب و به میدان آمدن کارگران و بخش نود و نه درصدی های جامعه و دخالتگری آنها باشد.

 

رفقا! کارنامه حزب ما کاملا قابل دفاع و افتخارآمیز است اما ما باید برای اینکار بزرگ و شورانگیز، برای انقلاب خود را آماده کنیم و ما خود را در پیشبرد این نقشه مهم سهیم میدانیم. باید تاکید کنم که هیچ کار بزرگی بی شور و شوق انجام نمیگیرد.

دست همه شما را صمیمانه و به گرمی میفشاریم.

 

زنده باد سوسیالیسم و زنده باد حزب کمونیست کارگری                                                                                                                                                                                                                                                                           ۲۲ بهمن ۱۳۹۵

پرویز پوینده و حامد رضائی

 

——————

قرار است کنگره دهم حزب کمونیست کارگری ماه آینده برگزار شود
کادرهای رهبری و کمیته مرکزی این حزب دارند مرتب انتظارات خود را از این کنگره بیان میکنند، چه شور و شوقی، من از وقتی که با این حزب آشنا شده ام اولین بار است که به کنگره هاش بر خورد میکنم. چقدر دوست داشتم من هم در چنین مجمعی با چنین انسانهای بشینم و انتظارات خودم را بیان کننم. چقدر دوست دارم با این انسانها، با این شخصیت های بر جسته، در کنارشان باشم و از آنها یاد بگیرم. از همین حالا که هنوز مدتی برای این کنگره باقی است این آدمها با چه شور و شوقی به پیشواز این اصلی ترین مجمع خودشان میروند.
من هم باشور و شوق دارم به آنها گوش میدهم، چه انتظاراتی، فکر میکنم هر انساان منصفی را اگر به شور و شوق واندارد حداقل باید اینرا قبول کند که این حزب با این کادرها یک حزب جدی سیاسی است، حتی اگر قبول نکند حزب ما کارگران است ولی باید قبول کند مشغله اصلیش ما کارگران و موفقیت ما در اتحادمان و پیروزیمان است.
قبل از هر چیز فراخوان من به همه دوستانم این است که بدون هیچ پیشداوری بروید به این ویدیوها گوش فرا دهید.
انتظار خودم از این عزیزان و این انسانهای کمونیست و مبارز این است که باید این کنگره جای باشد که با نقشه ها و پلاتفرمها و قطعنامه و هر چیز دیگر که من نمیدانم چه هستند برای متحد کردن ما و دست در دست همه ما فعالین کارگری و جنشهای اجتماعی دیگر از جنبش معلمان گرفته تا پرستاران، جنبش خلاصی فرهنگی جوانان تا فعالین اعتراضات دانشجوی از شخصیت های مدافع حیوانات گرفته تا هر انسان شریف و آزاده ای که به این وضع معترض است تا همه انسانهای خوشنام و عزیز در این جامعه زیر یک چتر با زبان ساده و بدون المشنگه بپردازد. چقدر خوشحال خواهم شد که بدانم بعد از این کنگره نقشه های جدی و روشن برای متحد کردن ما و رادیکالیسم این جنبشها، نقشه های در دست دارد که جامعه ما و این پراکندگی را به اتحاد و همبستگی بیشتر تبدیل کند.
دوستان عزیز نماینده کنگره حزب کمونیست کارگری ایران درود بر شما
ریحانه رجائی از تهران

 

—————–

تشکیل کنگره دهم حزب کمونیست کارگری راتبریک و خسته نباشید می گویم.

پیام من بعنوان یک کارگر کمونیست به کنگره دهم حزب کمونیست کارگری

از حضورگروه سهند درجنبش سال ۵۷ و با قبول این نظریات به این گروه پیوستم. با طرد رفرمیسم بورژوایی توده و پوپولیسم خلقی در اتحاد مبارزان کمونیست آبدیده تر شدم. با توجه به اینکه حزب کمونیست کارگری آرمان های من کارگر را در سطح جامعه نمایندگی میکنید و جوابگوی واقعیت های جنبش من است، به عنوان یک کارگر در کنار حزب کمونیست کارگری بوده ام و هستم و از زمانیکه انسانیت را اساس سوسیالیسم شناختم، گردنم را در کوچه بالاتر گرفتم و توفنده تر شدم.

از نظر من مهمترین مساله که کنگره باید به آن بپردازد، باتوجه به اعتلای جنبش کارگری ۱- حمایت مالی و راهبردی از رهبران علنی جنبش ۲-اعتلای حزب کمونیست کارگری بعنوان ستاد پشتیبانی و مبارزاتی سراسری کارگری و اجتماعی است.

رفقا در مقطع حساسی این کنگره تشکیل میشود، چشمها به طرف ماست. امیدوارم کنگره بتواند به مسائل خطیر امروز ایران و جهان جواب روشنی بدهد و راهکارهایی را پیش رو بگذارد که ما را صدها قدم به جلو پرتاب کند. آرزو داشتم که بتوانم در کنار رفقایم در کنگره حزب شرکت کنم ولی هرجا باشم درکنار شما رفقای عزیز هستم.

 

یدی و سکینه ثابت قدم از ایران

——————

 

با درودهای گرم و بهاری

دهمین کنگره حزب را به شما و همه کسانی که دل شان برای تغییر و یک دنیای زیستنی تر و انسانی تر می تپد شادباش می گوییم. خوشحالیم که در کنار شماییم. از زمانی که شما را شناختیم و در کنار هم بودیم تا این لحظه که این پیام را می نویسیم مسیر طولانی را پیمودیم ما با هم قد کشیدیم و به جایی رسیده ایم که می توانیم سرمان را بالا بگیریم و به گذشته و حال مان ببالیم به این که به زندان، اعدام و سنگسار نه گفتیم.

به این که جنبش ها را دیدیم و خودمان و مبارزات انقلابی و سرنگونی طلبانه را در درون جنبش های اجتماعی تعریف کردیم.

به این که کمونیسم را از کتاب ها و نوشته های مارکس درآوردیم و در هستی اجتماعی معنا کردیم و بر این باور استوار شدیم که جهان امروز به یک راه حل سوسیالیستی نیاز دارد تا از گنداب سرمایه و از بردگی نوین نجات پیدا کند.

به این که انسان های هم سرنوشت تنها در یک همبستگی طبقاتی می توانند از شر فقر و فلاکت و بیکاری، اعتیاد و تن فروشی، کارتن خوابی و دیکتاتوری و خفقان و سانسور رها شوند.

به این که برای رهایی باید تشکل های واقعی و مستقل و مردمی را به وجود آورد و همگان را به پیوستن به آنها فرا خواند.

به این که باید حزب را، برنامه یک دنیای بهتر را، انسانیت را به جامعه معرفی کرد.

به این که این کار میسر نمی‌شود مگر با شرکت و حضور موثر در مبارزات کارگران، معلمان، زنان، دانشجویان، نویسندگان و هنرمندان ضد سانسور و همه کسانی که خواهان تغییر انقلابی و سوسیالیستی اند.

ما این پیام را در حالی می نویسیم که جمهوری اسلامی می کوشد با جهل و خرافه و سرکوب، جامعه را مرعوب کند و به قهقرا ببرد و جامعه با همه فشارها، مثل دریایی خروشان و موج آفرین می جوشد.

زنان تمام قد در برابر سیاست های ضد زن و فرهنگ منحط قرون وسطایی حاکمیت جهل و جمود و جنایت ایستاده اند.

کارگران و معلمان با اتحاد عمل و ابتکار مبارزاتی شان، کلیت نظام سرمایه داری و قوانین جزایی و مدنی و نظام سود و استثمار را نشانه رفته اند.

جوانان و دانشجویان به رغم همه محدود سازی ها، تبعیض ها و سیاست های دانش ستیزانه زنده اند.

ما این پیام را در حالی می نویسیم که بشریت امروز و حتی متوهم ترین اقشار و افراد، به گندیدگی سرمایه داری پی برده اند و انتخابات اخیر در آمریکا نشان داد که نظام سرمایه داری در سراشیبی وضعیت خود در دو قرن اخیر قرار گرفته است.

این وضعیت به همان میزان و حتی بیشتر، از غلط بودن تحلیل های احزاب بورژوازی و شبه سوسیالیستی، درست بودن برنامه و تحلیل جنبش بزرگ کمونیسم کارگری و حزب ما را به دنیا نشان داد.

رفقا

ما را در کنار خود ببینید. اگر در کنگره حضور فیزیکی نداریم، خود را همگام و همراه شما می بینیم و برای برگزاری یک کنگره دخالتگر و تاثیرگذار در اوضاع ایران و جهان بهترین آرزوها را داریم. امید داریم که کنگره بتواند در فضایی رفیقانه بهترین قرارها را برای سازماندهی مبارزات مردم ایران به تصویب برساند.

شاد و سربلند باشید.

آزیتا دربندی و آرش دشتی از ایران

***

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com