علی جوادی
به نام نامی مردم، به کام جانیان و طبقات حاکم! در حاشیه سخنرانی روحانی و ترامپ و نتانیاهو در سازمان  ملل
شنبه, ۱ام مهر, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

سخنرانی روحانی و ترامپ راهم گوش کردم و هم دقیقا خواندم.مایلم قبل از اینکه به جوانب مختلف و یا فرازهایی از سخنرانی این دونگاهی بیندازم، ابتدائا احساسم را بیان کنم. نفرت و انزجار بیان گویا و همراه با نزاکت سیاسی بیان احساسم است. هر جمله و هر پارگرافی از این سخنرانی ها توهین به شعور و حقیقت است. توهین به بشریت است. توهین به مردم و جامعه ای است که زندگی شان در زیر دست و پای این جانیان طبقات حاکم به اسارت گرفته شده است. زمانیکه راس جانیان اسلامی حاکم بر ایران از حکومتی “آزاد” و “حقوق بشر و حقوق شهروندی” صحبت میکند، نمیتوان احساس انزجار خود را پنهان کرد. سخت است، واقعا غیر ممکن است. زمانیکه دانالد ترامپ این نئوفاشیسم راس هیات حاکمه آمریکا بی پروا اعلام میکند، “اگر ناچار شویم، کره شمالی را نابود میکنیم” دارد به قابلیت و توان نیروهایشان در انجام یک جنایت جنگی دیگر و کشتار میلیونی صحبت میکند. بی مهابا و بی اعتنا به میلیونها قلبی که در پس این قلدرمنشی ها و میلیتاریسم از تپش باز خواهند ایستاد. این جانیان امروز حاکم بر سرنوشت جوامع بشری اند. باید جهان را از شر این جنایتکاران رها کرد.

“حکومتی مردم سالار و آزاد”

روحانی از مضحکه انتخاباتی در ایران آغاز میکند. این مضحکه را “حاصل بلوغ سیاسی و اجتماعی در جامعه” میداند، جامعه ای که “تنها چهار دهه است حکومتی مردم سالار و آزاد را تجربه میکند.” عجیب است. جامعه ای خواستار نابودی و سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی حاکم بر ایران است، اما یکی از روسای این حکومت با وقاحتی بی حد و حصر در مقابل چشمان جامعه بشری اعلام میکند که انتخابات در ایران آزاد است، حکومت مردم سالار و آزاد است! براستی چه کسی نمیداند که در ایران اسلام زده، هر انسان آزاده، برابری طلب و حق طلبیرا که صدای اعتراض خود را بلند کند، به زندان و شکنجه میکشند، و اگر نمیتوانند بسادگی مانند سالهای شصت و شصت و هفت دسته جمعی اعدام کنند و در گورهای دسته جمعی از کشته ها پشته سازند، بخاطر مقاومت و مبارزه ای است که این جامعه از سر گذرانده و هر روز در جریان است. بخاطر عقب نشینی ای است که به حکومت اسلام تحمیل کرده اند. این مردم، این جامعه حکم به سرنگونی رژیم اسلامی داده است. و اگر بخشی از جامعه در مضحکه انتخاباتی رژیم اسلامی شرکت میکنند، نه دلیل آزادی انتخابات بلکه نشان تلاش برای ایجاد شکاف در صفوف رژیم اسلامی و چوب لای چرخ این حکومت گذاشتن است. تنها یک روز آزادی در جامعه، عمر حکومت اسلامی را به شمارش می اندازد.

“صلح زیباست، عدالت زیباست”

روحانی خطوط استراتژیک سیاست بین المللی خود را با این کلمات کلیدی بیان میکند. شاعر گونه و لطیف!؟ اعتدال، صلح، عدالت، زبان کرامت. این مجموعه مفاهیم هر کدام بار عمیقو تاریخی ای را با خود حمل میکنند. اما همین مفاهیم تاریخی که جایگاه ویژه ای در ادبیات توده مردم دارد، زمانیکه از زبان سران حکومت اسلامی خارج میشود، ذره ای از حقیقت و واقعیت سیاستهای حکومت اسلامی را بیان نمیکنند. تاریخ این حکومت روشن است. این حکومت بر مبنای ترور و تروریسم متولد شد. سینمای رکس آبادان را به آتش کشید و زنده زنده بیش از چهارصد نفر را جزغاله و خاکستر کردند. این حکومتی است که ترور ابزار اصلی گسترش سیاستهایش در منطقه است. این حکومتی است که دو روز بدون زندان و شکنجه و ابزار وحشیانه سرکوب دوام نخواهد آورد. این حکومتی است که هر اعتراض حق طلبانه را به خاک و خون کشیده است. حتی نیروهای صفوف خودشان هم به این همه عوامفریبی و شارلتانیسم خواهند خندید. تلاش برای پیچیدن یک سیاستی تروریستی در زرورق صلح و عدالت یکی از ویژگی های این جناح این جماعت اسلامی است. رژیم اسلامی با صلح و عدالت و کرامت انسانی جای پای خود را در کانونهای بحرانی منطقه باز نکرد، با ترور و آدمکشی و جنایت پیش رفت. “صلح زیباست، عدالت زیباست”، اما حکومت اسلامی تمامی ذرات وجودش علیه صلح و عدالت است.

در صف مقدم مبارزه با تروریسم”

تروریسم یک واقعیت کریه زندگی بشر معاصر است. حکومت اسلامی پرچمدار و پدرخوانده این سنت کثیف اسلامی است. داعش و القاعده و طالبان و حزب الله و اخوان المسلمین و حماس شاخه های دیگر این تروریسم اسلامی اند. امروز نه تنها این نیروهای تروریست به جان جامعه افتاده اند و در هر کجا جنایتی جدید می آفرینند، بلکه شاخه های مختلف آن در یک جدال خونین قرار گرفته اند. شاخه تروریسم اسلامی حکومت اسلامی و شاخه دیگرش که عمدتا تحت نفوذ و کنترل عربستان قرار دارد. جدال داعش و نیروهای حکومت اسلامی گوشه ای از این جدال دو گرایش اصلی تروریسم اسلامی در دنیای امروز است. اما روحانی در سازمان ملل بیشرمانه اعلام میکند: “ما امروز در صف مقدم مبارزه با  تروریزم و تندروی مذهبی در خاورمیانه قرار داریم نه از موضع فرقه‌ای و قومی که از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.” و آنچه در درجه اول وجود هر انسان آزادیخواه و انسانگرایی را سرشار از خشم و نفرت میکند، بخش پایانی این اظهارات است، “از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.” کدام موضع انسانی؟ کدام موضع اخلاقی؟ این حکومتی است که بنیانهای فلسفی اش با تقلیل انسان به انسان اسلام زده و نابودی غیر از خودی پایه گذاری شده است. انسان آزاده، زن برابر، مرد آزاده در دیدگاه این جریان انسان قلمداد نمیشوند. مستوجب اعدام و سنگسار اند. میگوید: “ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و مذهب و انقلابمان، در قلبها وارد می شویم و با عقلها سخن می گوئیم”. اما فراموش کرد که بگوید، با دشنه و گلوله!همان گونه که در مغز امثال غلام کشاورز رخنه کردند. همانطور که در قلب فرخزادها رسوخ کردند.

برجام، فرجام برجام

حکومت اسلامی بر این باور کودنانه بود که با عقب نشینی و سرکشیدن جام زهر برجام، میتوانند به اقتصاد به بن بست رسیده حکومت اسلامی رونقی ببخشد. از قرار سرمایه های خارجی در پشت مرزهای ایران صف کشیده بودند تا به جامعه ایران سرازیر شوند. اشتغال ایجاد کنند، تولید کنند، سطح درآمد را افزایش دهند و ایران اسلام زده و غارت شده واقعا کشور گل و بلبل شود. اما چنین نشد. نه برجام چنین هدفی را دنبال میکرد و نه معضل اقتصاد بحران زده در ایران با این چرخشها و مانورها قابل درمان حتی بطور مقطعی بود. مشکل اقتصاد ایران حتی در چهارچوب مناسبات استثمارگرایانه سرمایه داری، مشکل حکومتی است. مشکل حاکمیت اسلام در جامعه است. مشکلی حتی فرا کشوری است، منطقه ای است. خاورمیانه منطقه ای مناسب برای صدور سرمایه و تکنولوژی غرب نیست. معضلات استراتژیک منطقه ای سایه تاریکی بر فراز سر این جوامع قرار داده است. اما روحانی و این جناح حاکمت اسلامی کماکان به این تغییر ریل استراتژیک غرب در قبال حکومت اسلامی دل بسته است. آینده حکومتشان را در گرو این چرخش سیاسی می بینند. بدون برجام، بدون معامله و بند و بست با غرب هم جناح خودشان و هم حکومت خودشان را بازنده می بینند. از این رو حتی خامنه ای ناچار به “نرمش قهرمانانه” شد. اما این خوشخیالی های اولیه جای خود را به نا امیدی برای دلباختگان این سیاست داد. مایوسانه التماس میکنند. به نئوفاشیست مستاجر کاخ سفید نصیحت میکند که “دولت جدید آمریکا با پیمان شکنی و نقض تعهدات بین المللی، فقط اعتبار جهانی خود را می‌شکند و اعتماد دولت‌ها و ملت‌ها نسبت به هر گونه مذاکره و تعهدات آینده خود را از دست می‌دهد.” دیدنی است. نیرویی که یک رکن فلسفه وجودی اش، تقابل کور و ضد انسانی با غرب است، اکنون به التماس و استغاثه همان درگاه افتاده است.

غول اقتصاد

روحانی عوامفریبانه ادعا میکند که “سال گذشته نیز نشان داد که اقتصاد ایران می تواند با پتانسیل رشد یک تریلیون دلاری در بیست سال پیش رو، امیدبخش ترین اقتصاد نوظهور جهان شود.” در پاسخ باید گفت که “امید بخش ترین اقتصاد نوظهور” حتی یک شوخی بیمزه نیز نیست. فقر و فلاکت گسترده، فحشا، اعتیاد، کودکان خیابانی، بی خانمانی، گورخوابی بیان مناسبتری از این “امید بخش ترین اقتصاد” است. این اقتصاد  “نوظهور” نیست، یک سرمایه داری در بن بست و بحران است. اما روحانی به ذخائر نفت و گاز اشاره میکند. وعده فضای حقوقی مناسب برای سرمایه گذاری در ایران را میدهد، از دول سرمایه داری جهان میخواهد که در استثمار و چپاول اموال جامعه شریک شوند. وعده میدهد که به تمامی قواعد بین المللی از کپی رایت و مالکیت فکری پای بند خواهند بود. اما از قرار دیگر گوش شنوایی نیست.

سخنان روحانی در اجلاس سازمان ملل تماما ریاکارانه مختص حکومت اسلامی بود. اما این تنها یک روی سکه شارلتانیسمی است که اجلاس سازمان ملل شاهد آن است. در روی دیگر سکه باید به سخنرانی ترامپ و نتانیاهو پرداخت.

انترناسیونال ٧٣٠

 

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com