علی جوادی
گذشته چراغ راه آینده نیست! گفتگویی در حاشیه “روز کورش” (۲)
شنبه, ۲۰ام آبان, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

انترناسیونال: از کتیبه کوروش بگذریم و به خود کوروش بپردازیم. میگویند کوروش مظهر انسانیت، آزادی و زندگی مسالمت آمیز بخشهای مختلف امپراطوری ایران در دوران باستان است. واقعیت چیست؟

علی جوادی: بهیچوجه! آیا محمد مظهر انسانیت، آزادی و زندگی مسالمت آمیز بود؟ آیا چنگیز مظهر انسانیت، آزادی و زندگی مسالمت آمیز بود؟ آیا داریوش و نادر شاه نیز مظهر انسانیت، آزادی و زندگی مسالمت آمیز بودند؟ از قربانیانشان بپرسید! از بردگان و توده های مردم ستمدیده و لگدمال شده بپرسید. از مردمانی بپرسید که شهرهایشان توسط ارتش کوروش به آتش کشیده و غارت شد، بپرسید. از بردگان و رعیتها بپرسید که چه زندگی محنت بار و ضد انسانی ای داشته اند. از بردگانی بپرسید که در بازارهای برده فروشی به حراج گذاشته میشدند. از منظر آنها به تاریخ و رویدادهای تاریخی نگاه کنید. کوروش را باید با سایر کشورگشایان و جانیان تاریخی نظیر چنگیز و جولیوس سزار و محمد و اسکندر و تیمور و امثالهم مقایسه کرد.

اصولا نفس وجود سلطنت با انسانیت و آزادی و زندگی مسالمت آمیز در تناقض است. سلطنت یک نهاد تاریخی طبقه حاکمه در به انقیاد کشیدن و استثمار توده های مردم کارکن در طول تاریخ بوده است. سلطنت انسانگرا و آزادیخواه و برابری طلب یک تناقض در کلام است. همانطور که فاشیسم آزادیخواه تناقضی در خود است. ما طبقه حاکمه استثمارگر آزادیخواه نداریم. در تمامی طول تاریخ جوامع بشری هر ذره پیشرفت و تحقق این خواستهای توده های مردم کارکن و زحمتکش در مبارزه ای جانانه با طبقات و حکومتهای حاکم بدست آمده است.

به قول مارکس: “تاریخ کلیه جامعه هایی که تاکنون وجود داشته تاریخ مبارزه طبقاتی است. … خلاصه ستمگر و ستمکش با یکدیگر در تضاد دائمی بوده و مبارزه ای بلاانقطاع، گاه نهان و گاه آشکار، مبارزه ای که هر بار یا به تحول انقلابی سازمان سراسر جامعه و یا به فنای مشترک طبقات متخاصم ختم میگردد، دست زده اند.” (مانیفست کمونیست) دوران کوروش نیز از این قاعده مستثنی نبود.

اما تصویر همگان از زندگی و جامعه مطلوب و ایده آل بدون شک یکی نیست. آنهائیکه کوروش را مظهر و سمبل “انسانیت” کردند، ساواکها و شکنجه گاهها را نیز شکل دادند!

انترناسیونال: آیا جایگاه و شخصیت تاریخی کوروش را در شکل دادن به اولین امپراطوری جهان نفی میکنید؟ پس چگونه کوروش، “کورش کبیر” شد؟

علی جوادی: بهیچوجه! کوروش یک کشورگشای “موفق” بود. او اولین امپراطوری جهان را شکل داد. در امور نظامی بنا به گفته بسیاری از تاریخ نگاران از شقاوت و همچنین نبوغ قابل ملاحظه ای برخوردار بود. همانطور که اسکندر مقدونی چنین بود، همانطور که چنگیز خان مغول چنین بود. کوروش را آنهایی “کوروش کبیر” کردند که به دنبال مشروعیت تاریخی بخشیدن به سلطنت پهلوی در دوران تاجگذاری محمد رضا شاه بودند. کوروش برای ناسیونالیستهای عظمت طلب “کوروش کبیر” است. همانطور که چنگیز مغول برای ناسیونالیستهای مغول یک شخصیت “کبیر” تاریخی است و مجسمه های این جنایتکار تاریخی در شهرهای مغولستان از فاصله های بسیار دور همچنان قابل رویت است. بعلاوه فراموش نکنیم که حتی در شاهنامه که کتاب افسانه ای و اسطوره ای شاهان ایران است هیچ نامی از کوروش چه برسد به “کوروش کبیر” نیست. در هیچ کجای ادبیات و تاریخ ایران پیشا پهلوی اصولا نام چندانی از کورش در میان نیست.

چند سئوال: آیا ناسیونالیستهای ایرانی ذره ای تره برای “اسکندر کبیر” و شاهان کشورگشای کشورهای رقیب که تسمه از گرده مردم در ایران آن زمان کشیدند، خرد میکنند؟ آیا ناسیونالیستهای عظمت طلب ایرانی که حاضرند فرزندان توده های مردم زحمتکش را به زیر توپ و تانک برای “حفظ تمامیت ارضی” بفرستند، فقط برای “تمامیت ارضی خودشان” ارزش قائل اند؟ پس “تمامیت ارضی” کشور بغل دستی چه میشود؟

از استانداردهای دوگانه و تناقضات خرد کننده ناسیونالیستها بگذریم. مشکل ما با نفس جامعه طبقاتی و حاکمیت طبقات استثمارگر بر زندگی توده های مردم است. مشکل ما با کشورگشایی و آدمکشی و غارت اموال مردم است. مشکل ما علی الاصول با سیاست “امپریالیستی” است. سیاست کشورگشایی، یک سیاست “امپریالیستی” چه در دوران باستان و چه در دوران کنونی است. یک سیاست ارتجاعی، تجاوزگرایانه و ضد انسانی است.

انترناسیونال: برخی مدعی اند که کورش هیچ کشوری را بمنظور غارت فتح نکرد، با دعوت مردم و برای آزادی آنها این سرزمینها را فتح کرد و بر خلاف سایر پادشاهان از مردم کشتار نکرد. نظرتان چیست؟

علی جوادی: دروغ میگویند. این یک جعل تاریخی است. آیا کورش سرزمین مادها را به دعوت مردم این سرزمین تصرف و هگمتانه را غارت کرد؟ آیا سرزمین لیدی را به دعوت مردم این منطقه تصرف و قتل عام و غارت کرد؟ آیا کورش قیام لیدی به رهبری “پاکتیاس” را به دعوت مردم لیدی بطور وحشیانه سرکوب کرد و بسیاری را به بردگی کشید؟ آیا پادشاهان هخامشی به دعوت مردم یونان شهر آتن را به آتش کشیدند؟ آیا اسکندر به دعوت مردم ایران شهر پرسپولیس را به آتش کشید؟

شاید ذکر یک نمونه بد نباشد:  گزنفون تاریخ شناسی که از قرار علاقه وافری هم به کوروش داشت گفته است که کوروش در حمله برای اشغال شهر نینوا، به سربازان خود فرمان داد تا خانه‌های مردم را به آتش بکشند. و دستور داد تا هر کس را که در کوچه‌ها یافتند، بکشند. پس از قتل عام و وارد نمودن خسارات بسیار به مردم نینوا، شهر به دست کوروش هخامنشی افتاد. سپس وی بر بازماندگان مردم نینوا مقرر داشت که به کشت زمین مشغول شوند، خراج و غنایم را بپردازند و از نماینده‌ی کوروش، فرمان‏بردارى و اطاعت نمایند. این یک تاکتیک جنگی کوروش برای فتح و تصرف سرزمینهای جدید بوده است(گزنفون).  نمونه ها دیگر بسیارند.

اما شاید در پاسخ به “نمونه” بابل اشاره شود. بابل نمونه ای بود که کاهنان مردوخ پرست و بخشی از رجال طبقه حاکمه بابل در مقابله با نبونید شاه بابل و پسرش دروازه های شهر را در یک تبانی آشکار برای لشکر کورش گشودند. کورش به لحاظ نظامی به سادگی نمیتوانست بر قلعه های عظیم شهر بابل غلبه کند. تنها راه تبانی و سازش با بخشی از هیات حاکمه این سرزمین بود. بند و بست با بخشی از رجال و “آخوند های مردوخ پرست” و نه توده مردم تحت ستم و استثمار طبقه و نظام اقتصادی و سیاسی حاکم.

در ادامه، بیائید فرض کنیم که اصولا کوروش به “دعوت” مردمان کشورهای دیگر به این کشورها لشکر کشی کرده است. می گویند “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است”. ایشان اگر خیلی آدم رقیق القبی بود حداقل از برده گرفتن مردم کشورهای تحت السلطه در دوران امپراطوری هخامنشیان خود داری میکرد. بعلاوه هم اکنون ما شاهد گرایشی در اپوزیسیون حکومت آدمکشان اسلامی هستیم که خواهان حمله نظامی آمریکا به ایران برای “خلاصی” از شر حکومت اسلامی است. “تانکیو بوش”، “بعد از عراق نوبت ایران است”، شعارشان بود. همه و همه و صد البته برای “آزادی ایران”! همین اپوزیسیون در عصر بیست و یکم و علیرغم وجود اینترنت و شبکه های اجتماعی گسترده این خواست ارتجاعی خود را با عوامفریبی تمام خواست “مردم” ایران و “دعوت” مردم ایران برای لشکر کشی ترامپ و حملات موشکهای کروز و بمب افکنهای این نیروی امپریالیستی قلمداد میکند. براستی چقدر این “دعوتها” پرده بر ماهیت ارتجاعی و ضد انسانی چنین اقدامی می اندازند؟

در آخر، نباید فراموش کنیم که کوروش در جنگی با قوم “سکا” در مناطق شمال خراسان فعلی بمنظور تسخیر سرزمینهای جدید کشته شد. آیا این “مردم” هم به کورش و لشکرش “بفرما” زده بودند؟ در برخی روایات تاریخی پایان زندگی کوروش اینگونه ترسیم شده است: تهم‌رییش (ملکه سکا) سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خونخود قرار داد و گفت: “تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی”.

انترناسیونال: اما در پاسخ به شما برخی خواهند گفت که کوروش هر سرزمینی را که فتح میکرد معابد و خدایان آنها را نابود نمیکرد. اجازه میداد به دین و آئین و رسومشان زندگی کنند. و این سیاست نشان “مدارا جویی” این شخصیت تاریخی است.

علی جوادی: بگذارید با اغماض بسیار فرض کنیم که چنین ادعایی درست است. میگویم اغماض چرا که مردمی که در پس هر لشکر کشی قتل عام میشدند، چندان شانسی برای زندگی به هیچ آیین و رسومی نمیتوانستند داشته باشند! از این نیز بگذریم که کوروش مدعی است که بابل را به فرمان مردوخ و بمنظور “رفع ستم” از این خدای بت ها فتح کرده است. در پاسخ به دو فاکتور اساسی باید اشاره کرد.

۱- در زمان کورش سیستم “یکتاپرستی” و یا پرستش “خدای واحد” در آن دوران شکل مذهبی حاکم در جوامع بشری نبود. از قرار “بازار آزاد” بت پرستی و نه “انحصار” در بت پرستی سنت رایج بود. بت های متعددی در هر جوامع وجود داشت و فرقه های مختلف مذهبی به فراخور حال خود مشغول عوامفریبی و چاپیدن مردم و مشروعیت بخشیدن به دستگاه و طبقه حاکمه بودند. از این بابت  لشکر کشی ها و فتوحات نظامی بر خلاف قرون وسطی، مانند جنگهای صلیبی جنبه قوی مذهبی نداشت، به اعتبار “جنگ مذاهب” نبود.

۲- از طرف دیگر یکی از ملزومات شکل دادن و استمرار بخشیدن به یک امپراطوری عظیم برسمیت شناختن نقش فرقه های مذهبی در تحکیم موقعیت دستگاه حاکم در کنار دستگاه سرکوب است. دستگاه مذهب همواره یک رکن اساسی مشروعیت بخشیدن به طبقه و نیروی حاکمه در طول تاریخ بوده است. شاه سایه خداست. حتی تا زمان محمد رضا شاه. بعلاوه ضعف توان لجستیکی و وسعت امپراطوری اجازه تحرک سریع و گسترده به لشکر دستگاه حاکم برای سرکوب مداوم را نمیداد، نتیجتا باید تداوم امپراطوری را علاوه بر دستگاه سرکوب “سراسری” با تکیه بر دستگاه سرکوب و تحمیق “محلی” نیز تامین میکردند. در این دوران ما شاهد نطفه های شکل گیری یک سیستم کولونیالیستی در عصر باستان هستیم. این سیستم و سازمان حکومتی مخاطرات و ریسک کمتری برای هیات حاکمه شکل دهنده امپراطوری ایفا میکرد. در عین حال در شرایطی که نمیتوانستند سرزمینهایی را حفظ کنند، آنها را غارت کرده و مردمانش را نیز به فراخور حال و توان قتل عام میکردند.

انترناسیونال: ناسیونالیستها و عظمت طلبان خشمگینانه به شما خواهند گفت که “تاریخ” و “هویت ایرانی” را انکار میکنید. پاسختان چیست؟

علی جوادی: ما تاریخ را انکار نمیکنیم. روایت طبقات حاکم از تاریخ را انکار میکنیم. این “تاریخ” و این “هویت” بخشی از آراء طبقه حاکمه است. ما منتقد مبلغین و مدافعین روایت طبقات حاکم در طول تاریخ هستیم. برای ما تاریخ، تاریخ مبارزه طبقاتی و اجتماعی است. برای ما تاریخ یک سلسله وقایع و رویدادهای تصادفی نیست. یک کشمکش و تقابل دائمی در جامعه و مابین طبقات موجود در جامعه است. در این جدال ما بی طرف نیستیم، جانبداریم!

ما منتقد جدی “هویت ایرانی” هستیم. این “هویت” واقعی نیست، خرافی است. ما منتقد هر هویت کاذب ملی و قومی و نژادی هستیم. ما این اتهام را با طیب خاطر می پذیریم. ما منکر هویتهای پوشالی و دروغینی هستیم که ناسیونالیستها برای بخشهای مختلف جامعه تولید کرده و به پیشانی شان سنجاق کرده اند. هیچ مشخصه بیولوژی و فیزیکی و اقتصادی وسیاسی و تاریخی و فرهنگی و زبانی نمیتواند بیانگر مختصات و ویژگیهای این هویتهای کاذب باشد. این هویتها ابزار و سیاستی برای تحکیم سلطه طبقه حاکمه بر زندگی و شئونات جامعه اند. ما انسانیم. این هویتها یک مانع جدی تعالی و رشد فکری و سیاسی انسان است. ما خواهان قطع بند ناف توده مردم کارکن و زحمتکش از این خرافات و جعلیات ضد هویت جهانشمول انسانها هستیم.

انترناسیونال: از تاریخ و گذشته بگذریم، به حال بپردازیم. برخی اکنون کوروش را “پدر ایران”، و ۷ آبان را “روز کوروش” نامگذاری کرده اند. چرا مخالفت؟ مگر جامعه چه ضرری از بزرگداشت این روز خواهد خورد؟

علی جوادی: همان ضرری که جماعتی کلاغ را رنگ کنند و بجای بلبل به مردم بفروشند.البته این جماعت پیش از آن رضا خان قلدر را هم “پدر امروز ایران” نام گذاری کردند. حتما پاسخ میرزاده عشقی به این اراجیف را نیز دیده اید (“پدر ملت ایران اگر این بی پدر است…”). چه ضرری جامعه از اینکه یک مستبد و یک دیکتاتور را “پدر” جامعه بدانند، خواهد خورد؟ چه ضرری مردم مغولستان از اینکه چنگیز را “پدر مغول” بدانند میخورند؟

پاسخ روشن است. زمانیکه یک دیکتاتور را بزرگ میدارید، آزادی و تلاش انسانها برای تحقق آزادی را به اسارت کشیده و به عقب رانده اید. زمانیکه یک کشورگشا را بزرگ میدارید، سیاستهای تجاوزگرایانه و قلدرمنشانه و “میلیتاریستی” را بزرگ داشته اید. زمانیکه دیکتاتور راس یک امپراطوری را بزرگ میدارید، مناسبات ارتجاعی طبقاتی حاکم را مشروعیت می بخشید. و خاک به چشم توده های مردمی پاشیده اید که برای خلاصی از این وضعیت دهشتناک مبارزه کرده اند. تاریخ جامعه برای آزادی و رهایی از سلطه طبقه حاکمه را زیر خاک کرده اید. و در یک کلام حقیقت را لگد مال کرده اید.

انترناسیونال: بعضا جریانات ناسیونالیست و عظمت طلب ایرانی مدعی اند که بمنظور مقابله با اسلام و سنت اسلامی باید به چنین سمبلهایی روی آورد. بزرگداشت “روز کوروش” را نوعی مقابله و دهن کجی به سنت اسلامی میدانند. آیا هیچ حقیقتی در این ارزیابی نیست؟

علی جوادی: آیا بزرگداشت “روز کوروش” واقعا یک دهن کجی به اسلام و سنتهای کثیف اسلامی است؟ این جریانات چگونه تلاش برخی مسئولین حکومت اسلامی بمنظور ثبت “روز کوروش” در تقویم جمهوری اسلامی را توضیح میدهند؟

واقعیت این است که “روز کوروش” در مجموع یک روز در سنت ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی است. اما بخشهای از هیات حاکمه اسلامی و جریانات ملی – اسلامی نیز مدعی سهم بری از این روز هستند. بدنبال دوختن کلاهی از این نمد برای خود هستند. در تلاشند تا این “تحفه” را از جریانات طوق ناسیونالیستی اپوزیسیون دریغ کنند. و این مساله در عین حال یک اقدام تاکتیکی – سیاسی از جانب بخشهایی از هیات حاکمه است. یک جریان در هیات حاکمه میداند که مردم برای اسلام تره هم خرد نمیکنند. میدانند که اسلامیسم عامل جری شدن مردم و پاشنه آشیل رژیم است. از این رو میکوشند به درجاتی برخی از “مفاخر” ناسیونالیسم را وارد سیاستها و تبلیغات خود کنند.

اما ناسیونالیستها با این تلاشها دارند چاه دیگری برای مردمی که میخواهند خود را از شر اسلام و حکومت اسلامی و جنبش اسلامی خلاص کنند، می کنند.  نباید از چاهی در آمد و به چاه دیگری افتاد. ناسیونالیسم کوروش پرست ایرانی با این اقدام خود بدنبال جایگزینی محمد و سنت اسلامی با کورش و سنت ناسیونالیسم ایرانی است. و در این جابجایی از قرار فقط مسیر “قبله” عوض میشود. اما پرستش و بندگی و عبودیت کماکان بجای خود باقی است. باز هم بی اختیاری و عدم اراده جامعه، باز هم تبعیت از سنتها و اخلاقیات عقب مانده و ضد انسانی کماکان محصول این تلاشها هستند.

انترناسیونال: گفته میشود که “گذشته چراغ راه آینده است”، آیا گذشته تاریخ ایران نمیتواند راهنمای آینده این جامعه باشد؟

علی جوادی:بهیچوجه! گذشته تنها زمانی چراغ راه آینده است که آینده تکرار ساده گذشته باشد. تمام مساله این است که جامعه نیازمند یک گسست تاریخی با گذشته خود است. ما نیازمند یک تعیین تکلیف قطعی با گذشته ای هستیم که سهم توده های مردم، فقر و محرومیت، نابرابری و تبعیض و استبداد و بی حقوقی سیاسی و اجتماعی است. آنها که خواهان ادامه گذشته جامعه هستند، خود نیز به گذشته تعلق دارند. بخشی از گذشته و تاریخ اند.

واقعیت این است که اگر ما شکست بخوریم، در آنصورت آینده ادامه گذشته خواهد بود. ترکیبی از جریانات نکبت بار اسلامیستی و ناسیونالیستی حاکم بر سرنوشت جامعه خواهند شد. و در بر همان پاشنه قدیم خواهد چرخید. و اگر ما پیروز شویم، که میتوانیم بشویم، در آنزمان شاهد جامعه ای آزاد و برابر و انسانی و مرفه خواهیم بود. “جامعه اى بدون استثمار، بدون فقر، بدون طبقات بالادست و فرودست، بدون استبداد، بدون حاکمیت خرافات مذهبى و سنتها و اخلاقیات ارتجاعى، بدون نابرابرى، بدون تبعیض. یک جامعه سوسیالیستى.”

انترناسیونال: اجازه دهید با این سئوال تمام کنیم: چه مخاطراتی جامعه ایران را در پس تشدید تب ناسیونالیستی تهدید میکند؟

علی جوادی: مخاطرات بسیارند. خطر ناسیونالیسم در تحولات آتی همانند خطر اسلامیسم در تحولات ۵۷ است. جامعه ایران بسوی عظیم ترین تحولات سیاسی و اجتماعی گام برمیدارد. سرنگونی و سقوط رژیم اسلامی محتوم است. راه فرار و نجاتی برای رژیم اسلامی متصور نیست. جدال و کشمکش بر سر آینده ایران یک محور تعیین کننده کشمکش میان جنبشهای متفاوت سیاسی در جامعه است. این جدال همه جانبه است. اقتصادی و سیاسی و اجتماعی است. نه تنها نوع و محتوای اقتصادی و سیاسی و مبانی فکری و عقیدتی نظام آتی بلکه شکل و چهارچوب و ساختارهای آن موضوع یک جدال عظیم طبقاتی و اجتماعی است. مساله ایدئولوژی و فلسفه حکومت علاوه بر مبانی سیاسی و ساختاری حکومت خود موضوع جدال میان جریانات مختلف مدعی قدرت سیاسی در فردای ایران است.

یک محور تلاش جریانات ناسیونالیست دست راستی و محافظه کار قرار دادن هویت قومی و ملی در تعیین شالوده های فکری و فلسفی حکومت آتی در ایران پس از حکومت اسلامی است. ملیت و ملی گرایی، قومیت و قومی گرایی رگه های مختلفی از این تلاش برای شکل دادن به فلسفه و ایدئولوژی حکومت و نظام آتی در ایران هستند. ابعاد و چگونگی و تاثیر این تلاش جریانات ناسیونالیست و قومگرا را باید و میتوان با تلاش جریانات اسلامیستی در دوران شکل گیری حاکمیت ضد انقلاب اسلامی مقایسه کرد. اگر در تحولات سالهای ۵۷ جریانات مرتجع اسلامی با هم دستی و کمک غرب توانستند اسلام و اسلامیت را به مبنایی برای شکل دهی حکومت جایگزین رژیم استبداد شاهی قرار دهند و خواست مردم برای آزادی و برابری و رفاه را به خاک و خون بکشند و یک دیکتاتوری سیاه مذهبی را بر مردم و جامعه تحمیل کنند؛ این بار هم جریانات ناسیونالیست و قومگرا بنام اصالت ملی گرایی و ملیت و قومگرایی تلاش میکنند که چنین آینده سیاهی را برای مردم تدارک ببینند.

خواست ایجاد حکومتی بر مبنای هویتهای کاذب ملی و یا ترکیبی از هویت ملی و قومی تدارک یک چنین سرنوشت سیاه دیگری برای مردمی است که برای آزادی و برابری و رفاه تلاش میکنند. ترجمه زمینی و چنین تقلاهایی کاملا روشن است. سرانجام یک تحول ناسیونالیستی چیزی بجز گورهای دسته جمعی و خلق فجایعی از جمله “پاکسازی قومی” و تولید گسترده ترین کینه و نفرت قومی و قبیله ای و ملی و تفکرات نژاد پرستانه در جامعه نخواهد بود.

ناسیونالیسم و قومگرایی در تحولات امروز همان نقش سیاه و واپسگرا و مخربی را ایفا میکند که مذهب و اسلام در تحولات ۵۷ ایفا کرد. تلاش برای حقنه کردن هویتهای ارتجاعی ملی و قومی بر مردمی که میخواهند آزاد و برابر باشند، نمیتواند نتیجه دیگری داشته باشد.

انترناسیونال ٧٣٧

……….

لینک قسمت اول

http://rowzane.com/content/ali_javadi/article=105124

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com