علی جوادی
معضلات پروژه احیای سلطنت در ایران
جمعه, ۲۰ام مرداد, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

مقوله، شکل و فرم حکومت یک موضوع دائم کشمکش و جدل در جنبش ناسیونالیسم پرو غربی است و کلا مساله ای مفتوح است. موضوعی که شاید بدون یک جدال خونین در این جنبش دست راستی و ارتجاعی، حل و فصل نخواهد شد.

در این جنبش، دو گرایش عمده موجود است. گرایش سلطنت طلب – مشروطه خواه و گرایش جمهوریخواه. گرایش “جمهوریخواه” این صف، کلا مقوله دستگاه سلطنت را پاشنه آشیل این جنبش و یک مساله مزاحم و مانعی در جهت مقبولیت یافتن آلترناتیو این صف در جامعه میداند.این گرایش، تلاش “سلطنت طلبان” را برای احیای “سلطنت” در ایران را تلاشی غیر واقعی و ناخوانا با واقعیت زمانه و جامعه کنونی در ایران می پندارد. بعلاوه، دلیلی نمی بینند که بالاترین پست حاکمیت سیاسی در شکل حکومتی مورد نظر خود را، در اختیار اولین فرد ذکور باقیمانده خانواده پهلوی قرار دهند و سرنوشت آینده جنبش خود را به مکانیسم توارث خانوادگی و پهلوی بسپارند. “رقابت” برای تعیین مقام اول کشور در این صف بیشتر دل بسته اند. و کم نیستند کسانی که در این صف خود را شایسته تر و لایق تر و یا با سابقه تر از رضا پهلوی می بینند. دلیلی نمی بینند که شانس خود را برای احراز پست “مقام اول مملکت” از هم اکنون کور کنند و خود را از دایره رقابت خارج کنند؟ از طرف دیگر، گرایش “سلطنت طلب” این صف، با تکیه بر “تاریخ” شاهان، خود در تلاش برای اعاده گذشته اند.

این واقعیات تاثیر خود را تا حدود زیادی بر صفوف جریانات مشروطه خواه گذاشته است. از عمق و دامنه این کشمکش در صفوف خود مطلع اند. میدانند که بسادگی نمیتوانند پرچم احیای سلطنت را حتی در صفوف جنبش راست پرو غربی به پرچم غالب و حاکم تبدیل کنند. بی دلیل نیست که رضا پهلوی و برخی دیگر از مبلغین اصلی این جنبش، عوامفریبانه این علم را در دست گرفته اند که “شکل حکومت مهم نیست، مضمون آن مهم است.” میگویم عوامفریبانه، چرا که این جریانات برای لحظه ای هم حاضر نیستند از خواست خود برای احیای پروژه ارتجاعی سلطنت گذشت کنند. از طرف دیگر، این شعار تلاشی برای به تعویق انداختن سرنوشت این کشمکش در درون این صف است. تلاش میکنند نیروهای جنبش خود را با این وعده پوچ متحد کنند که سرنوشت شکل حکومتی را در “رفراندوم” آتی در ایران تعیین خواهند کرد. از قرار مردم “رای” خواهند داد که آیا رضا پهلوی را به پادشاهی “انتخاب” کنند یا فرم حکومتی جمهوری را برخواهند گزید. به همین سادگی، به همین پوچی!

اما این تبلیغات و راه حلها، تماما صوری و عوامفریبانه اند. نیروی زیادی حتی در خود این جنبش، به این راه حل ها باور چندانی ندارد، و آن را جدی نمی گیرد. سلطنت طلبان طوق و دو آتشه، کلا این تبلیغات و تلاش و “عقب نشینی” تاکتیکی را، به حال جنبش و پروژه خود عمیقا مضر میدانند. حاضرند که حتی از وارث سلطنت خلع ید کنند. بیانیه چندی پیش پنجاه و اندی از سلطنت طلبان و خلع ید از رضا پهلوی تلاشی در این راستا بود. این جریانات حاضر نیستند سرنوشت حکومت خود را به مکانیسم “انتخابات” و یا “رای” مردم بسپارند. برای راه مردم ذره ای ارزش قائل نیستند. در کنار احیای پروژه سلطنت همزمان به احیای دستگاه ساواک و بساط خفقان و سرکوب، بی تابانه دل بسته اند. میدانند و صریحا نیز میگویند که سلطنت مقوله ای “انتخابی” نیست. موروثی است و از آن رضا پهلوی و فرزند ذکور اول محمد رضا پهلوی است. پیش از این نیز مطرح میکردند که کس دیگری هم حق کاندیدا شدن برای سلطنت مفروض را نمیتواند داشته باشد. اما اگر تاریخ درسی در این زمینه برای آموختن داشته باشد، باید گفت واقعیت این است که مقوله، شکل و فرم حکومتی، و یا چگونگی تعویض حکومت در بالا، در این صف همواره با سرکوب و کودتا و سر زیر آب کردن رقبا همراه بوده و رای مردم کوچکترین جایی در این پروسه نداشته است.

مضون مشترک سلطنت و جمهوری در این صف

اما از نظر مردم آزادیخواه و برابری طلب، از نظر ما کمونیستها، “جمهوری” راست بورژوایی مورد نظر، بر خلاف ادعاهای کاذب شان، تفاوت چندانی با “سلطنت مشروطه” نخواهد داشت. خاورمیانه در دورانهای بسیاری پر از “جمهوری”های سرمایه داری بوده است که “مادام العمر” بوده اند. بنوعی، تماما سلطنتی و موروثی بوده اند. تنها اسمشان جمهوری است. مضمون حکومت جمهوری سوریه و اردن پادشاهی و مراکش پادشاهی در اساس و پایه یکسان اند. و اگر حتی خود تاریخ ایران را به عقب ببریم، سلطنت رضا شاه و یا جمهوری رضا شاه تفاوت چشمگیری نمیکرد. رضا شاه میتوانست رئیس جمهور مادام العمر باشد، با تمام خصوصیات استبدادی و شیوه های سرکوبگرانه حکومتی که از خود به نمایش گذاشت. تاجگذاری و اعلام پادشاهی رضا خان در آن برهه تاریخی، خود صرفا انتخابی بود که تحت تاثیر فشار اسلامیستها و پذیرش پروژه سلطنت از جانب سردار سپه، صورت گرفت.

واقعیت مهم و اساسی این است که سطنت و جمهوری در این کشورها و از جمله ایران تابع مقتضیات اقتصادی و سیاسی یکسانی خواهند بود. انباشت سرمایه در “اقتصاد کار ارزان” ملزومات یکسانی برای هر شکل حکومتی اعم از سلطنتی و یا جمهوری ایجاب میکنند. و این اصلی ترین مساله در تعیین ویژگی ها و یا مضمون حکومت سرمایه در ایران است.

اما آقای رضا پهلوی و مدافعین شان میگویند حکومت ایشان متفاوت خواهد بود. ایشان مصرند که حکومت شان حتی با سلطنت پدرشان تفاوت فاحشی خواهد داشت. از جنس دیگری است. میگویند الگوی حکومتی مطلوبشان پادشاهی سوئد و و دانمارک و هلند است. و تنها و تنها اگر “مردم” خواستند، رضا پهلوی بر تخت سلطنت جلوس خواهد کرد. و ایشان تنها سلطنت خواهد کرد و نه حکومت. بلاوه ایشان حتی وعده موقعیت سیاسی و حقوق شهروندی در کشورهای اروپایی را به مردم میدهند. حتی اینگونه تبلیغ میکنند که شرایط زندگی مردم در این کشورها محصول سیستم پادشاهی و سلطنتی است. واقعیت چیست؟

واقعیت این است که شرایط حکومتی سرمایه در ایران و کشورهای مشابه را نیات “خیرخواهانه” و یا “شیطان صفتانه” فردی که در راس این سیستم قرار میگیرد تعین نخواهد کرد. موقعیت سیاسی و حکومتی این جنبش را ملزومات و نیازمندیهای سرمایه تعیین خواهد کرد. پایه های مادی و عینی استبداد و بی حقوقی سیاسی در ایران را حتی با فرض “نیات خیر” نمیتوان تغییر داد. کلا در ایران سرمایه داری، با اقتصاد متکی به کار ارزان، حتی دمکراسی لیبرالی یک پدیده غیر قابل حصول و خیالی است. سود و انباشت سرمایه در چنین سیستمی با هر درجه آزادی، با کوچکترین میزان آزادی، در تناقض و تضاد است. نمیتوان آزادی داشت، نمیتوان تشکل و تحزب داشت و در عین حال سود فراوان تولید کرد. رابطه اقتصاد و سیاست در ایران سرمایه داری مشتقی از رابطه سود و دیکتاتوری است. در جمهوری این جریانات نیز همانند حکومت سلطنتی ابتدا کارگر و کمونیسم را سرکوب خواهند کرد، تا بدنبال آن بتوانند حق نفس کشیدن را از مردم سلب کنند. جامعه باید بداند که در حکومت مورد نظر این جریانات احزاب آزادیخواه و حتی غیر درباری ممنوع خواهند شد. کلا چه سلطنت و چه جهموری سرمایه داری در ایران برای بقاء خود باید هر روزه سرکوب کنند. در حکومت این جریانات نیز برای تحمیق و کم توقع کردن مردم به مذهب و دستگاه کثیف مذهب متوسل خواهند شد. با آخوند معامله سیاسی خواهند کرد تا دستگاه آخوند را برای حقنه کردن افیون مذهب در اذهان جامعه حفظ کنند. سلطنت مشروطه از نوع سوئد و دانمارک در ایران با اقتصاد کار ارزان یک توهم و یک اتوپی عوامفریبانه بیش نیست. موقعیت مادی و سیاسی جامعه سوئد محصول تلاش های سیستم انگلی پادشاهی نیست. حاصل مبارزات کارگران و آزادیخواهانی است که اجازه نداده اند شرایط استبدادی را به این جوامع تحمیل کنند. حاصل موقعیت مادی جامعه و مختصات اقتصادی است که کارگران به سرمایه تحمیل کرده اند. حضور بقایای انگل سلطنت در این جوامع نه شاخص موفقیت و اراده مردم بلکه محصول ناتوانی در بر چیدن تمامی این بساط ارتجاعی در پس یک انقلاب اجتماعی از نوع انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر است. سکولاریسم در این جوامع محصول مبارزات تاریخی و دورانساز علیه دستگاه مذهب و سلطنت است. بعلاوه، سلطنت در جوامعی که کماکان موجود است، نماینده سنت و عقب ماندگی و ارتجاع است.

آینده سلطنت

واقعیت است که پروژه احیای سلطنت یکی از احتملات سیاسی در ایران نیست. ممکن است، اما محتمل نیست، شانس چندانی ندارد. شانس ابقای سلطنت در جامعه بسیار ضعیف تر از شانس کلیت آلترناتیو راست در فردای پس از جمهوری اسلامی است. فروش سلطنت به جامعه در ایران محتاج تلاشی هرکولی است. مساله این است که مردم رعیت نیستند که شاه بخواهند. ما نیز اجازه نخواهیم داد. آزادیخواهی نیز اجازه نخواهد داد.

انترناسیونال ٧٢۴

 

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  از همین نویسنده
 
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com