نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
محمدرضا پویا
بیانیه های چهارده نفره، یک تلاش دست راستی است
اشتراک گذاری

انتشار بیانیه های سه گانه چهارد نفره در روزهای اخیر، بار دیگر شیوه مواجهه با سیاستهای مطروحه در انها را به بحث روز تبدیل کرده است

ابتدا  طوماری با امضا ۱۴ نفر در ایران منتشر شد که در ان خواهان “تغییر بنیادین قانئن اساسی و استقعای رهبری” شدند. پس از چند روز همین جمع با انتشار بیانیه دوم خواهان ” “گذار کامل” و مسالمت‌آمیز از این رژیم «ایران ویران کن» و برپایی انتخاباتی آزاد شدند و اضافه نمودند که:” ما نیز در آرزوی برخورداری حکومتی دموکراتیک و سکولار بوده که اعلامیه جهانی حقوق بشر سر لوحه مجلس آینده‌اش برای تدوین و تبیین مدرنترین قانون اساسی عصر حاضر باشد!”

بلافاصله ۱۴ تن از زنان سیاسی ساکن در ایران در بیانیه ای مشابه استبداد را عامل شکست اصلاح طلبی اعلام و برای تغییر “نظام فقاهتی” خواستار استعفای علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، از قدرت و تغییر قانون اساسی شدند. در پی ان هم یک گروه ۱۴ نفره از فعالین سیاسی زن طی بیانیه ای از بیانیه زنان داخل حمایت کردند.

این بیانیه در واقع پلاتفرم سیاسی کمپ راست اپوزیسیون برای خلاصی از رژیم اسلامی و تقابل با چپ جامعه است. رانده شدگان از رزیم اسلامی به همراه طیفی از جریان راست پرو غرب-ترامپیست با انتشار این بیانیه مجددا خط تاکید های خود را رو به جامعه اعلام کردند. انتخاباات ازاد، استعفای خامنه ای، نظام فقاهتی و حکومت سکولار دمکرات، واژه های نا اشنایی برای جامعه نیست. طیف هایی از بدنه رزیم اسلامی پس از ختم بازی اطلاح طلب اصولگرا از جانب مردم در جنبش دی ۹۶، به جریانات راست پرو غرب پیوستند، اتفاقی که قبل از سال ۹۶ هم شاهد ان بودیم، اما موج عظیم جنبش انقلابی مردم، به این پروسه سرعت بخشید. آنچه که از این طیف سیاسی در حاکمیت رژیم اسلامی باقی ماند، با مزاجی تند تر از رهبر و سپاه پاشداران، دستور سرکوب و کشتار مردم را صادر نمود.  کلید وازه ها و  شیوه مواجهه بیانیه با رژیم اسلامی هم بیانگر همین واقعیت است که این دو طیف سیاسی در کمپ راست( دل کندگان از رژیم اسلامی و جریان راست پرو غرب) در این بیانیه حضور بهم رسانده اند( تغییر قانون اساسی، گذار مسالمت امیز، برکناری رهبر جمهوری اسلامی…..).

تقابل جنبش راست با چپ جامعه هیچگاه اینچنین آشکار و علنی نبوده است. همینها  در سال ۹۶ پس از مشاهده حمله جوانان شهرهای مختلف به مراکز اسلامی از جمله مساجد و فیضیه ها، اعلام کردند که حمله به مراکز مذهبی کار سپاه پاسداران و و وزارت اطلاعات است. حمله به مذهب را سیاست دستگاه های امنیتی اعلام کردند. در دو سال اخیر، این بخشی از آزیتاسیون مستمر سیاسی طیف راست رو به جامعه بوده است. در جنبش زنان هم همین سیاست را بگونه ای دیگر پیش بردند. شاهد بودیم که چگونه خروجی جنبش عظیم و همگانی زنان با سالی چند میلیون دستگیری، در متن بزرگترین حرکت مردم بر علیه رژیم اسلامی در سال نود و شش، به دالانهای دادگاههای اسلامی برای “محاکمه” تک فعالینی ختم شد که روسری از سر گرفته بودند. مجاهدتهای “سفید” و جنبش روسری گل گلی های داخلی  در تقابل با جنبش “حجاب اسلامی نه” البته در این میان بی تاثیر نبودند. در اخر باید به سکوت طیف راست اپوزیسیون در مورد اعتصاب کارگران نیشکر و فولاد اهواز باید اشاره کرد. برای اولین بار در چهل سال اخیر طیفی از کارگران این کشور مستقیم به رزیم اسلامی اعلام کردند برو کنار ما خودمان اداره میکنیم. پدیده اسماعیل بخشی قطعا از نظر طیف راست اپوزیسیون دور نماند.

این بیانیه(یا بیانیه ها) که مهر این تقابلات را بر پیشانی خود دارد، یک تلاش دست راستی برای فائق آمدن بر کمپ چپ جامعه و حاکم کردن افق سیاسی خود بر جنبش سرنگونی است.

تاکید مجدد بر چند نکته:

  1. سرنگونی رژیم اسلامی با یک جنبش همه باهم صورت نخواهد گرفت. هر جنبشی که بتواند افق سیاسی خود را بر جنبش سرنگونی  خواهانه  حاکم  کند، رهبری سیاسی را کسب خواهد کرد.
  2. جنبش راست برای کسب قدرت بمانند گذشته تنها به نیروهای نظامی و یا کودتا اکتفا نمیکند. امروز طیف راست هم در خیابان و در دل جنبشهای توده ای تلاش میکند تا افق سیاسی خود را به پلاتفرم سیاسی عمومی تبدیل کند.
  3. در برخورد با بیانیه های صادر شده گفته میشود که برخی فعالین ان دستگیر شده و لذا باید از آنها دفاع کرد. دفاع از آزادی کلیه دستگیر شدگان نباید به بهانه ای برای دفاع از این بیانیه های دست راستی تبدیل شود. باید خواهان ازادی کلیه زندانیان سیاسی بدون مراجعه به موضع سیاسی آنها، شد.
  4. جنبش دی ۹۶ خلاء  نبود رهبری سیاسی را بار دیگر آشکار کرد. هر انچه ماتریالی که برای سرنگونی رژیم اسلامی لازم بود، در جنبش دی ۹۶ یافت میشد، آنچه غایب بود وجود  یک رهبری سیاسی  بود که بدون ان سرنگونی رژیم اسلامی میسر نمی باشد.
  5. شکلگیری طیف های سیاسی جدید و پرتاب شدن آنها به صف سرنگونی طلبان قطعا ناشی از تاثیرات فعال و انفعلات پر سرعت سیاسی در جامعه است. طیف هایی که تا دیروز از رژیم اسلامی حمایت میکردند، امروز امیدی به بقایش ندارند. اما اینها در امتداد و ادامه جنبش انقلابی مردم برای سرنگونی نیستند. اینها پیوستگان به طیف راست سرنگونی طلب اپوزیسیون میباشند.

۱۴-۸-۲۰۱۹

 
 
http://rowzane.com/content//article=160092