عبدل گلپریان
خود شیفتگی های رضا پهلوی. پاسخی به بیانیه، “آمادگی ملّی برای رهبری سیاسی دوران گذار”
یکشنبه, ۱۰ام آذر, ۱۳۹۸  
اشتراک گذاری

رضا پهلوی بتاریخ ۹ آبان ۹۸ که با چند روز تاخیر علاقمند بوده است در روزی که با تاریخ تولدش جور درآید بیانیه ای منتشر کرده است. او در این بیانیه به نکات و مواردی پرداخته است که نیاز به پاسخگویی دارد.
بیانیه رضا پهلوی پیرامون “شرایط گذار مسالمت آمیز از اسلامیت به ایرانیت”، با واژه هایی چون “هم میهنان” و “دلاوران میهنی” آغاز شده و از همگان خواسته است برای “سربلندی سرزمین ایران” از خود “دلاوری” نشان دهند. او در ادامه بیانیه اش راه کار “کم هزینه تر” را با حضور”سیاستمداران دانا” در صحنه سیاسی کشور و بالاخره از خود نیز بعنوان یک “سرباز” برای فراهم‌آوردن ابزارهای تحقق امر بیانیه گفته است، “آمادگی ملّی برای رهبری سیاسی دوران گذار، مسئولیت همگی ماست.”
چرا بیانیه رضا پهلوی با اهداف خیزش اعتراضی مردم علیه کل حاکمیت اسلامی در تناقض و تقابل با خواستهای مردم ایران است؟
خواستهای مردم از اعتراضات و خیزش سال ۸۸ به اینسو خیزشی برای جدایی دین از دولت، تامین و تحقق یک زندگی مرفه و شایسته انسان امروز، تحقق آزادی، برابری، جامعه ای سکولار، تحقق عدالت اجتماعی، برچید بساط قرون وسطایی مجازات اعدام، برابری کامل زن و مرد و در یک کلام تحقق این مطالبات با پایان دادن به نظامی که طی چهار دهه گذشته جامعه ای را به تباهی کشانیده است، ممکن و میسر می دانند نه با “گذار مسالمت آمیز” دست بدست شدن قدرت از بالا و دست نخوردن ساختار و چهارچوب نظام.اینها اکنون دیگر برای هر ناظر خارجی بخوبی قابل روئیت است. نسل جدید تحصیل کرده که به صف نیروی کار رانده شده است امروز پیشتاز مبارزه علیه کل نظام اسلامی است. خواست اداره شورایی که در جنبش کارگری طی سالهای اخیر از سوی فعالین و تشکلهای کارگری فریاد زده شده است و تنها بخاطر این حق فعالین کارگری محبوب و شناخته شده به زندان انداخته شده اند، اکنون در قامت سخنگوی مطالبات کل جامعه بطور مداوم با حاکمیت و نهادهای سرکوب آن در صف مقدم این مبارزه قرار داشته و دارند.
موارد و نکات بسیاری در این زمینه ها میشود و میتوان ردیف کرد اما اینها تنها گوشه کوچکی از مطالبات، شکل مبارزه، بافت اجتماعی و خواستهای امروز مردم در جامعه ایران است که میکوشند با بزیر کشیدن جمهوری اسلامی به امیال و آرزوهایشان جامه عمل بپوشانند.

اینها با بیانیه رضا پهلوی در تناقض و تقابل قرار دارند. برای رضا پهلوی “دلاوران میهن” خاصیت و حکمت دیگری دارد. نیرویی که رضا پهلوی بدان دلخوش کرده است چیزی جز ارتش سرکوب و بدنه پایین سپاه و بسیج برای آینده بعد از جمهوری اسلامی نیست که او یا هر ساختاری که در کمین قدرت نشسته است با ابزار “دلاوران نرینه میهن” از ایرانیت رضا پهلوی و از “مرز پرگهر” و از “سرباز”ی که میخواهد به تاجش برسد دفاع کند.
رضا پهلوی “دلاوران هم میهن” را نه برای آزادی، نه برای رفاه و عدالت اجتماعی در خدمت هشتاد میلیون انسان بلکه برای “عظمت طلبی ” و “سربلندی سرزمین ایران” و برای سرکوب هر گونه صدای حق طلبانه ای میخواهد. آلترناتیو “آمادگی ملّی برای رهبری سیاسی دوران گذار” رضا پهلوی با اسم “ایرانیت” در مقابل “اسلامیتی” که طی چهار دهه گذشته تا به امروز مردم ایران و کل منطقه را به لجن کشیده است چیزی جز علم کردن، ناسیونالیسم فارس نیست. این را کسی نمیگوید بلکه بیانیه رضا پهلوی تلاش کرده است “گذار مسالمت آمیز” را با به ارث بردن از خاندادن و طوایف پیشین خود، “عظمت طلبی ایران را ” وارد دنیای مدرن و متمدن قرن بیست و یک نماید.
توجه او بعنوان اولویت در این بیاینه به “دلاوران میهن” یا به معنای امروز کلمه، همان ساختار ارتش و نیروی مسلح، مفهومی جز حراست این “دلاوران” از ساختار سود و سرمایه ندارد.
رضا پهلوی هنوز هیچی نشده است، تکنوکراتها، یا همان “سیاستمداران دانا و متخصص” را برای شیفت کردن از “اسلامیت” به “ایرانیت” دست نشان کرده و فراخوان داده است. “سیاستمداران دانا” آنانی هستند که حساب و کتاب اقتصاد سرمایه داری را برای ریاضت کشی اقتصادی بر گرده مردم خوب یادگرفته اند.
نسل جدید جامعه ایران چه در جنبش کارگری، چه در میان جوانان تحصیل کرده اعم از زن و مرد، بافت اصلی در جامعه و در صف اول اعتراضات را تشکیل میدهند. آنان نیازی به این ندارند که عده ای “سیاستمدار دانا” اندر وصف سفت کردن کمربندها جهت رونق و شکوفایی سرمایه و اینبار با شعار “ایرانیت” چهل سال دیگر برای مردم تباهی به ارمغان بیاورند.
زمانیکه دولتهای غربی در سال ۵۷ خمینی را سوار انقلاب آزادیخواهانه، چپ و برابری طلبانه مردم ایران کردند، خمینی برای به لجن کشیدن جامعه ایران گفت که، ” من به قم خواهم رفت و یک طلبه بیشتر نیستم”.
رضا پهلوی هنوز خیال میکند مردم عوام هستند و میشود با “سرباز” نام نهادن خود همان فیگور خمینی را که گفته بود، “من یک طلبه هستم” آنان را فریب داد. نسل جدید در جامعه ایران و در قرن بیست و یک و در عصر تکنولوژی، بسیار تیزتر، سیاسی تر ضد مذهبی تر و هوشمند تر از آن است که بتوان با عبارات “فروتنانه” بعنوان یک “سرباز” هستم کلاه سرشان برود. بنظر میرسد رضا پهلوی با چند شعار “روحت شاد” در گوشه ای از تهران ذوق زده شده است. این واژه ها برای مردم، برای کارگران، برای زنان و برای نسل جوان امروز در ایران ابدا جایگاهی ندارد. تاریخ سلطنت پهلوی معجونی از اسلامیت و ایرانیت بود که بوسیله آن هر گونه صدای حق خواهانه ای را خفه میکرد. جمهوری اسلامی هم همین معجون دو قولو را تا به امروز با خود یدک کشیده است اما خیزش انقلابی مردم بر ویرانه های اسلامیت و ایرانیت و با عبور کوبنده از خودشیفتگی “گذار ملی و مسالمت آمیز”، میرود تا همه آزادی، تا همه برابری و انسانیت را به جامعه ایران باز گرداند.

عبدل گلپریان
١٠ آذر ٩٨
١ دسامبر ٢٠١٩

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com