نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
مهرنوش موسوی
مخالفت با مسیح علی نژاد، در دفاع از جنبش حق زن!
اشتراک گذاری

چرا مسیح علینژاد با فرح پهلوی دیدار کرده است؟ خودش میگوید با این دیدار « سرشار از احترام شدم». مسیح علینژاد چون میداند این دیدار از جانب ما نقد جانانه خواهد شد، پیش دستی کرده و میگوید احترامش نسبت به زنی بیشتر شده که جمهوری اسلامی یک عمر در کتابهای تاریخ از ایشان بد گفته است. یعنی چه که اگر شروع به نقد کردید، موازی جمهوری اسلامی هستید. سپس می افزاید که جمهوری اسلامی نگذاشت ایشان خودش به تاریخ نگاه کند و با مطالعه و بدون سانسور انتخاب کند. من با استناد به همین گفته میگویم این مصاحبه پس فقط مصاحبه نیست، این یک « انتخاب سیاسی» است!
انتخاب سیاسی فقط این نیست آدم سلطنت طلب بشود. انتخاب سیاسی این است که به جمهوری اسلامی بتازی که چرا سانسور میکند، اما خودت با ثمن بخس همین کار را بکنی به خرج جنبش حق زن! بعد تصورت این باشد که این جنبش هوشمند سیاسی متوجه انتخاب سیاسی شما نمیشود.
مسیح علینژاد به فرح میگوید زمان شاه وصع زنان چطور بود؟ فرح هم میگوید خیلی خوب بود. هر کس هر جوری دلش میخواست لباس میپوشید. همین جا، هر خبرنگار با وجدانی که دست برقضا میخواهد نسل جدید با مطالعه و بدون سانسور قضاوت و انتخاب کند، میبایست می پرسید خب! پس شما چرا ملکه سیستم سیاسی بودی که از پدر به پسر بود؟ نه فقط بودی، الان هم بعد از چهار دهه هنوز هستی! مسیح علی نژاد به جای ماله کشی میتوانست بپرسد خانم فرح پهلوی شما چرا به عنوان یک زن قبول کردی که در این سیستم تا ماشین جوجه کشی تنزل داده شوی؟ چرا به شاه در مصاحبه اش با اوریانا فالاچی حمله نکردی که پرسید آیا زن شما میتواند جانشین شما بشود، گفت نه! زنها اونقدر باهوش نیستند، برای همین دانشمندان زن نداریم! این توهین نبود؟ تبعیض و تحقیر زن نبود؟ چرا نپرسید که پس فقط ازدواج کرده بود تا شما پسر بزایی و ایشان وارث تخت و تاج بشود؟ هر خبرنگار جستجوگر ملتزم به حقیقت می پرسید به نظرتان این تصویر احقاق حقوق زن است که شاه همسرش را طلاق داد چون بچه دار نمیشد؟ چرا نرفت یک بچه پرورشگاهی و بدون سرپرست را به فرزندی بگیرد، این دیکتاتوری اسپرم مردانه چه بود؟ مسیح علی نژاد میتوانست بپرسد، خیابانهای تهران را ول کن، چرا در خانواده شما بین زن و مرد اینهمه تفاوت و تبعیض بود؟ بین پسر شما با بقیه خواهرانش تبعیض بود. فرح خودش در مصاحبه با من و تو میگوید کریستین دیور که لباس عروسی من را دوخت، یک روبان آبی به پائینش دوخت که یعنی پسر بزایم. مسیح علینژاد میتوانست بپرسد چرا در مونارشی پلیسی شاه یک کودک را تاج گذاری کردند، مسئولیت سیاسی دادند، زندگی اش را از قبل تعیین کردند، در حالی که فرح که زن بود به واقع هیچ کاره بود. این چه فرقی با قمه زدن اسلامیها روی سر بچه دارد؟ کودک نه مذهب دارد، نه سیاست را به ارث میبرد. از کجا معلوم که این کودک فردا بی دین نشود، مسیحی نشود، همجنسگرا نشود، جمهوریخواه نشود؟ وقتی شاه مرد، فرح باز هم پسرش را جلو انداخت، به جای اینکه خودش رهبری اعتراض سلطنت طلبانه به جمهوری اسلامی را به عهده بگیرد.
همه اینها را مسیح علینژاد میداند ولی نمی پرسد، چون قرار است تاریخ بازگو نشود. چون قرار است یک ترانزیت ایجاد شود میان جنبش حق زن با اعاده حکومت سابق!
اینجا جنبش حق زن پله است. سکوی سیاسی است. به اعتقاد من اصلن صحبت سر حق زن نیست. این عین مصاحبه با خاتمی میماند که مسیح علینژاد برود از ایشان بپرسد نظرتان راجع به آزادی چیست و سپس کودکانه دستهایش را به هم مالیده سر شوق بیاید!
ایشان از زنی میپرسد که راستی وضع زنان تحت حکومت شما چطور بود که خودش بیحقوقترین فرد در همان نظام بوده است. نظامی که یک انتقاد سیاسی را برنمی تافت ولی به آخوند اجازه وتوی حق رای زنان را داده بود. اسلام سیاسی از آسمان عروج نکرد. حکومت شاه به دستگاه آخوند سوبسید میداد. از قم نظرخواهی میکرد. دست به دامانشان میشد که حکومت اش را با دعا حفظ کنند. در حکومت شاه امکان نداشت یک زن رئیس آن نظام بشود. همانگونه که در حکومت خمینی و خامنه ایی امکان ندارد.
ما به عقب برنمیگردیم. مسیح علینژاد شعار تظاهرات بزرگ زنان را نشنیده است که گفتیم ما به عقب برنمیگردیم. ما مجبور نیستیم جمهوری اسلامی را ملاک بگیریم، برای اینکه الان به مردم بگوئیم حواسشان باشد پایشان را از گلیم دوره قبل درازتر نکنند. اگر در زمان شاه به خاطر بگیر و ببندهای ساواک و محیط سیاسی تک حزبی، جنبش حق زن بیشتر از اینها رشد کرده بود، ما حق داشتیم حکومت شاه را به خاطر مردسالار بودن سیستم سیاسی اش، به خاطر دیکتاتوری اسپرم به اسم حق و حقوق زن بیندازیم!
ما نه به مسیح علینژاد و نه به هیچ احدی اجازه نمیدهیم جنبش حق زن را پله کند. به قول حمید تقوایی گذشته را به آیندگان به عنوان انتخاب سیاسی بفروشد!
دوران سلطنت به پایان رسیده است. زنان در جمهوریت بیشتر صاحب حق اند تا به عنوان ماشین جوجه کشی دربار!
اگر همین الفبای سیاسی را مسیح علینژاد یاد نگرفته است، ما فقط میتوانیم سر تاسف تکان بدهیم!

 
 
http://rowzane.com/content//article=195616