نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
محمد شکوهی
در حاشیه تظاهرات “مخالفان محدودیتهای کرونایی” در آلمان و هجوم جریانات فاشیست و دست راستی به پارلمان این کشور!
اشتراک گذاری

ابتدا گزارشات رسانه های آلمان:بعد از ظهر روز شنبه هشتم شهریور (۲۹ اوت ٢٠٢٠) هزاران تن از افرادی که “مخالف محدودیت‌های وضع‌شده مرتبط با کرونا” از جانب دولت آلمان بودند، در برلین راهپیمایی کردند.در این میان چند صد تن از “معترضان” فرصت را مغتنم شمردند و از سد ماموران حفاظت پارلمان گذشتند و به پارلمان هجوم بردند و تا جلوی در ساختمان هم رفتند. آنها با برافراشتن پرچم‌های ویژه جریانات راست‌گرایان افراطی وابستگی خود به این گروه‌ها را به‌ نمایش گذاشتند. نئونازی‌ها و دیگر گروه‌های راست‌گرای افراطی سال‌هاست که برای سقوط دولت فدرال و ایجاد حکومت مورد علاقه‌شان فعالیت می‌کنند.بر اساس گزارش “بیزنیس اینسایدر” فرد پیام‌دهنده وعده می‌دهد که با ادامه حرکات اعتراضی می‌توان برلین را فلج کرد و دولت را به استعفا واداشت.این گزارش رسانه های آلمانی در این مورد می باشد. چند نکته در این رابطه:

اول مخالفت با محدودیت های کرونایی و طولانی بودن آن بخش هایی از مردم علی العموم را نگران کرده است. مخالفان می گویند به بهانه کرونا دولت حق و حقوق و آزادیهای شهروندی و.. را محدود کرده و در تلاش برای استفاده از این وضعیت برای تحمیل سیاستهای خودش می باشد.

دوم طیف مخالفان از گروههای مختلف با گرایشات سیاسی مختلف می باشند. در سالهای اخیر جریانات و دستجات نئونازی و فاشیست با استفاده از نارضایتی های موجود در جامعه تلاش هایی برای نفوذ به این جنبش های اعتراضی  را در دستور خود گذاشته او در صدد دیکته کردن سیاستهای ضد انسانی وراست و فاشیستی شان بر این اعتراضات بر آمده اند.

سوم مورد برلین ویژه ترین وبه یک اعتبار تازه ترین تلاش و تقلای جریانات راست وفاشسیت برای هجوم به یکی ازسمبل ها و مراکز قدرت سیاسی در آلمان می باشد از این منظر بسیار مهم است. این یک تحول بسیار خطرناک در جامعه آلمان می باشد.

اینکه دولت و نظام حاکم بر آلمان چه تحلیلی از این واقعه دارد و چه استفاده ای ازاین کار می برد، اینکه تا کجا میشود با آن مخالفت و یا موافقت کرد؛ موضوع ثانوی می باشد که باید نقد کردو علیه اش نوشته شود. اما مهمترین موضوع جرات تعرض و تلاش جریانات راست و فاشسیت  به سمبل ها و مراکز قدرت سیاسی در این کشور می باشد که بسیار خطرناک است. شعار “تسخیر پارلمان” و تلاش برای برافراشتن  پرچم “رایش سوم”؛ سنبل حکومت و نظام هیتلری و فاشیزم در آلمان، آن روند خطرناک می باشد که بر بستر نارضایتی های سیاسی و اجتماعی در آلمان, حداقل در برلین اتفاق افتاد؛ می باشد. این نمونه سمبولیک و بسیار خطرناک و یادآوری وقایع خونین دهه های ۳۰ و ۴۰ قرن بیستم و قدرت گیری فاشیزم در آلمان و.. می باشد.آغاز جنگ جهانی دوم توسط فاشیزم آلمانی و به خاک و خون کشیدن دنیا و.. از نتایج آن بود.تحرکات جریانات دست راستی افراطی و فاشسیت و نئونازی محکوم است.

اما اینکه جریانات فاشیت و دست راستی از قضا در آستانه سالگرد آغاز جنگ جهانی دوم دست به این اقدام سمبولیک  خطرناک زدند، خود ریشه در افکار و مناسبتها و تقلای فاشیزم آلمانی در دهه های ۳۰ و ۴۰ قرن گذشته دارد که اینجا فرصت پرداختن به آن نیست. و یا مورد  “پگیدا”؛ باندهای فاشیست وراسیست در استانهای شرقی آلمان در چهار سال گذشته و بویژه در جریان ورود پناهجویان به آلمان در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ بود که این باندها وسیع ترن تبلیغات ضد مهاجری و پناهنده ستیزی را به راه انداختند.اینها فقط نمونه هایی می باشند.

در این شکی نیست کهنظام حاکم در آلمان هم جامعه سرمایه داری است. در این هم شکی نیست که احزاب وطبقات حاکم در این کشور هم سیاستهای طبقاتی خودشان را برای تضمین بهره کشی از نیروی کار و مردم و افزایش سود و مافوق سود و در یک کلام ادامه استثمار و..برای حفظ و بقای نظام می باشند. این نظام  وسیستم سرمایه داری هم به حق مورد مخالفت و نقد بخش کارکن جامعه و کل جنبش رهایی از قید و بند نظام سرمایه داری می باشد. سیاستهای این نظام زمینه ساز شرایطی هستند که امروز جریانات دست راستی و فاشیست از آنها استفاده کرده و خودشان را به عنوان “ناجی بحران” معرفی نمانید. باید مقابله و مبارزه ای اجتماعی علیه راسیسم و نژاد پرستی را سازمان داد.

 جنبش های اعتراضی و اجتماعی برحقی که در این جامعه هستند باید صف خودشان را از صف دشمنان مردم، فاشیزم و نژاد پرستی جدا کرده و به آنها اجازه سوء استفاده و ارز اندام و مصادره اعتراضات برحق شان علیه سیستم دولتی و نظام سرمایه داری حاکم را ندهند. در عین حال صف مبارزه کارگرو مردم آزادیخواه هم باید آماده مقابله با سیاستهای نظام و حکومت و دولت که به هر بهانه ای و برای حفظ وضعیت موجود تلاش می کند،روشن بوده و خواستها ومطالبات عمومی مردم را طرح و به پیش ببرند. مرز بندی روشن جنبشهای اجتماعی و اعتراضات جاری علیه راسیسم و نژاد پرستی و جریانات فاشیستی و به حاشیه راندنشان، دخالت چپ و کمونیستها در کل این پروسه، تلاش برای سازمان دادن جنبش قدرتمند اجتماعی مخالفت با نظام سرمایه و مبارزه بر علیه سیستم سرمایه داری و عوارض آن، یک نیاز امروز مبارزاتی مردم می باشد.در این میان  گشترش مبارزه و افشاگری برعلیه فاشیزم و احزاب و دار و دسته های راست افراطی هم از اهمیت ویژه  تری برخوردار می باشد.

آنچه در برلین شاهدش بودیم فقط یک اتفاق ساده و یک آکسیون فاشیستها و جریانات دست راستی  نبود. این جریانات چشم طمع به قدرت سیاسی از منظر فاشیزم و نازیسم را در سر می پرورانند. نظام کثیفی که ضد انسان و ضد زندگی بوده و امتحان پس داده .باید برعلیه آن به پا خاست و همزمان دولت و نظام و سیاستهایش را که یکی از دلایل این وقایع می باشد، را زیر ضرب انتقاد و مبارزه اجتماعی گرفت. راسیسم و نژاد پرستی و ناسیونالیسم افراطی دو روی سکه گندیده مناسبات کاپیتالیستی می باشند که در مقاطع بحران سرمایه از همدیگر نیرو گرفته و جوامع بشری را متحمل خسارات و تلفات و جنگ و ویرانی های گسترده ای کرده اند؛ میباشند.

 جنگ اول و دوم جهانی  فقط دو نمونه از وحشیگریهای نظریه پردازان و تئوریسینهای احزاب  و جریانات ناسیونالیستی وراسیستی بود که جهان را تا آستانه نابودی پیش بردند. مرزبندی روشن با جریانات و احزاب راسیست و نئو نازی و فاشیست، دخالتگری چپ و کمونیزم در این اوضاع؛ ترسیم افق های پیشروی جنبش های مبارزاتی برای رهایی از سرکوب و ستم نظام سرمایه داری و.. مهمترین وظیفه امروز جریانات چپ و ضد سرمایه داری در آلمان می باشد. برای پایان دادن به راسیسم و نژاد پرستی، برای پایان دادن به نابرابریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود، باید کل نظام سرمایه  و سیستم حکومت مدافع آن را به همراه کل جریانات راسیستی و نژاد پرست و فاشیست را به زیر کشید و بر ویرانه های آن سوسیالیسم و رهایی انسان؛ جامعه ای آزاد وبرابر برای همه آحاد بشر را برپا داشت.

محمد شکوهی

٣١ اوت ٢٠٢٠

 
 
http://rowzane.com/content//article=198455