یاشار سهندی
آنچه در هفت تپه میگذرد مغازله نیست مبارزه است
شنبه, ۱۰ام آبان, ۱۳۹۹  
اشتراک گذاری

بر هیچکس که مسایل جنبش کارگری را تعقیب میکند پوشیده نیست که مبارزات کارگران هفت تپه یکی از مقاطع مهم در تاریخ جنبش کارگری ایران است. از شروع اعتراض و اعتصاب این بخش از طبقه کارگر ایران (از سال ۸۴ تاکنون) سر دواندن کارگران تا عوام فریبی و سرکوب بی نهایت خشن روشهایی بوده که حکومت اسلامی بکار برده تا این بخش از طبقه کارگر ایران را خاموش سازد. در دور جدید اعتصاب که بیش از هقتاد روز ادامه یافت و اکنون به شکل اعتراضات در داخل خود کارخانه ادامه دارد، هر روز کارگران با ترفند جدیدی از سوی کارفرما در همدستی با حکومت مواجه هستند تا شاید بتوانند آب رفته را به جوی برگردانند. ضرب و شتم نماینده کارگران تا تیراندازی شبانه و احضار کارگران به دادگاه و نپرداختن حقوق فعالین کارگری، از گسیل مزدروان امنیتی شان به کارخانه تحت عنوان دانشجوی بسیجی تا تبلیغات سراسر کذب از صدا و سیمای حکومت همه و همه راه کارهای حکومتی است که کارگر را خاموش و ارزان میخواهد. اما ما در اینجا با پدیده شکست مبارزات مواجه نیستیم.
مبارزه کارگران بطور مداوم طی ۱۵ سال گذشته ادامه یافته و اشکال گوناگونی به خود گرفته است. گاهی مانند سال ۹۷ به قول رهبر این اعتصاب به اعتصاب زیبایی تبدیل شده و شعار نان کار آزادی اداره شورایی توده ای شد. در دور اخیر نیز کارگران پا روی گلوی اقتصاد غارتگر جمهوری اسلامی گذاشتند و پیگیرانه دنبال خلع ید از خاندان اسد بیگی هستند. این که به این خواسته برسند یا نرسند و چه شکلی اجرای این خواسته به خود بگیرد بسته به اوضاع و احوال مبارزه کارگران و کل جامعه دارد.
محمود قزوینی در یادداشتی نسبتا مفصل از کارگران هفت تپه خواسته است که “چند گام به عقب بردارند.” و دنبال خلع ید نباشند. وی معترضانه گفته است وقتی کارگران نمی توانند حداقل هر ۱۵ روز یک بار مجمع عمومی تشکیل بدهند، خواست خلع ید و دخالت در مالکیت زیادی است. به روایت ایشان این خواست چون بر تشکل مستقل کارگران متکی نیست و چشم به نمایندگان اصولگرای مجلس و بسیج و سپاه دارند و نمایندگان کارگران هفت تپه با آنها “مغازله” می کنند و ” پای آنها را در جنبش کارگری باز میکنند” ره به جایی نمی برد و بخود اجازه داده که در این ادعاهای خود از این هم فراتر رفته و تاکید کند ” منفعت کارگران هفت تپه” در مقابل منفعت کل طبقه و مردم قرار گرفته است.
یادداشتی که بر مبنای شماتت کارگران نوشته میشود، می باید هم به دستور به عقب نشینی و به ظن ایشان به کار گیری تعقل در خواسته هایی که ظاهرا میتوان به آنها رسید!، منتهی شود. محمود قزوینی گلایه خود را از کارگران هفت تپه این گونه بیان می کند:” پس از هفتادمین روز اعتصاب، اعتصاب درهفت تپه بشکل بدی پایان یافت. کارگران پس از دریافت حقوقهای معوقه و قول دریافت بقیه دستمزدهای معوقعه حاضر به ادامه اعتصاب نبودند. اما فعالین و رهبران هم بدون ذره ای فکر و مشورت گذاشتند نمایندگان مجلس آینده حرکت کارگران را رقم بزنند. … نمایندگان مجلس برایشان گفتند که چکار کنند.” بهرحال قصد این یادداشت مشخصا نقد نوشته محمود قزوینی نیست بلکه نوشته ایشان بهانه ای شده تا به موضوع اساسی تر اشاره کنیم .
برای برخی مبارزه کارگران فقط در شکل ایده ال آن پذیرفته است و ایده ال ترین شکل آن وجود تشکل مستقل کارگری معنی میدهد و اگر غیر از این باشد سرزنش هاست که بر سر کارگران آوار میشود. حقیقت این است این طرز نگاه و تحلیل از مبارزات کارگری جدید نیست بیان یک گرایش است که به بهای تو سر مبارزات کارگران زدن خود را میخواهد رادیکال نشان دهد. یک جایی خواندن طبقه کارگر تا به آخر انقلابی است، اما اینکه کجا و کی و با چه توان و نیرویی و در چه توازن قوایی کارگران میتوانند امرشان را پیش ببرند، برای ایشان علی السویه است. هفتاد روز ( در آخرین دور مبارزات طی ۱۵ سال گذشته) اعتصاب و اعتراض در سطح شهر یک بخش از کارگران ایران با جیب خالی و در بدترین شرایط آب و هوایی و شیوع بیماری کشنده کووید ۱۹ و در معرض شدیدترین برخوردهای امنیتی از سوی حکومت به چشم نمی آید یا اگر هم می آید بهانه ای یافت میشود مانند این که در این دور نمایندگان کارگران آن نبودند که باید باشند و خطاب به کارگران میگویند: قاچ زین را بچسب، اسب سواری پیشکش!
اعتصابات کارگران ایران در شکل وسیعی در جریان است ( اکنون به مهمترین بخش طبقه کارگر یعنی به کارگران نفت هم رسیده است و زمزمه هایی از اعتراض و اعتصاب در شرکتهای تابعه ایران خودرو به گوش میرسد) و روزی نیست بخشی از کارگران دست به اعتصاب نزنند. کارگران با اعتصاباتشان عملا توانسته اند امری که ممنوع بوده به عنوان یک حق قانونی تبدیل کنند و این ممکن نشده است به جز بهم خوردن توازن قوا به نفع کارگران. اما اینکه این اعتصابات تا چه زمانی می توانند ادامه یابند و دامنه درخواستها تا چه حد میتواند باشد نیز به توازن قوا بین کارگران و حکومت ( و نه صرفا کارفرمایان) بستگی دارد. و کفه ترازو وقتی بیشتر به نفع کارگران سنگین تر میشود که بخشهای مختلف جامعه نیز به اشکال مختلف در مبارزه و اعتراض با حکومت باشند. اگر امروز جمهوری اسلامی حاضر میشود تا پای خلع ید یکی از مهره های خودش برود نه صرفا دعوای جناحی بلکه سمبه پر زور کارگران وادارشان کرده تن به این مسئله بدهند. دعواهای جناحی برای غارت ثروت همیشه وجود داشته و تماما در پس پرده اتفاق افتاده و گاها قتل بوسیله اعدام هم صورت گرفته است. اما در مورد هفت تپه مبارزات کارگران حکومت را به سه کنج رانده است. خیلی تلاش کردند که به حرف “کارگر جماعت” توجه نکنند، این بار اما نشد. “مغازله ای” بین کارگر و یک جناح از حکومت نیست این یک جناح از حکومت است که سعی دارد از مبارزات کارگران به نفع خود سود ببرد. این نه وظیفه کارگر است جلوی این امر را بگیرد نه اصلا لزومی به اینکار است. بگذار دو جناح حکومت همدیگر را شَل و پَل کنند و این نشان از بهم خوردن توازن قوا و سنگین تر شدن توازن قوا به نفع کارگران است.
بسیار شنیدیم که می گویند چون “تشکل مستقل کارگری” وجود ندارد مبارزه کارگران راه به جایی نمی برد. این جا هم یک حکم کلی و درست به ابزاری تبدیل شده برای زدن تو سر مبارزات کارگران. فی الحال کارگران با برگزاری مجامع عمومی شان در هر دور از مبارزه کار خود را پیش می برند. اساسا این تشکل خاصیت اش این است که در دوران اعتصاب و مبارزه شکل می گیرد این که باید به این یک امر دائمی به شکل شورا به خود بگیرد بحثی است درست، اما چون شکل شورایی یا تشکل خاص دیگری به خود نمی گیرد برای کسانی بهانه ای برای کوچک شمردن مبارزات کارگران شده و این کار روتین شان است. گیرم که یک تشکل مستقل کارگری هم وجود داشته باشد کی میتواند تضمین کند حتما به پیروزی صددرصد کارگران ختم میشود. نمونه تاریخی آن مبارزات معدنچیان انگلستان در زمان مارگارت تاچر بود. یا برعکس وقتی اعتصابات شرکت نفت در سال ۵۷ براه افتاد اول کارگران معطل نماندند که تشکل شان شکل بگیرد و بعد اعتصاب کنند. پروسه درست برعکس طی شد. یا بهتر است بگویم همزمان طی شد. و همه این امور هم به توازن قوا بین حکومت و کارگران بستگی دارد. تاریخ مبارزات کارگران در جهان چیزی جز اثبات این امر نیست.
مبارزات هفت تپه خواسته های مختلفی دارد. در این دور مهم ترین خواسته آنها خلع ید از خاندان اسد بیگی و نظارت مستقیم کارگران بر امورات کارخانه است و تحقق این امر به واسطه مبارزه کارگران به نفع کل طبقه کارگر است. کوچک شمردن این امر ذره ای از اهمیت این مبارزه کم نمی کند. و باید توجه داشت در جایی مانند خودرو سازیها در زمان اعتصاب به خاطر شیوه تولیدی که به صورت خط تولید است، کافی است در ابتدای خط بخشی از کارگران دست از کار بکشند تا تمام کارخانه بخوابد. اما در نیشکر هفت تپه تنوع شیوه تولید از کشاورزی تا صنعتی بخاطر محصول نهایی و نیز دسته دسته کردن کارگران توسط حکومت به نیشکری و غیر نیشکری و پیمان کاری و قراردادی و روزمزد؛ سازمان دادن چند هزار کارگر گرسنه و متحدانه دست از کار کشیدن درجه بالایی از اتحاد و سازمانیابی را می طلبد و تجربه گرانبهای مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه دستاورد مهمی برای جنبش کارگری ایران است. در نبود به قول نمایندگان کارگران” خردجمعی” که خودش را در مجمع عمومی و بطور واقعی شورای کارگران هفت تپه ( بارها در سخنرانیها از اسماعیل بخشی تا بقیه نمایندگان تاکید شد که در هر بخش شورا تشکیل شده و نماینده انتخاب شده است) نشان میدهد، تداوم هفتاد روزه اعتصاب و تجمع روزانه در شهر امکان پذیر نبود. در نیشکر هفت تپه کارگران به همه خواسته هایشان نرسیدند، بله اما مبارزه آنان تمام نشده است و هنوز هم پیگیر مطالباتشان هستند.
بیایید این دستاوردهای مهم جنبش کارگری و در واقع این حماسه کارگری را کوچک و حقیر جلوه ندهیم.

کارگر کمونیست ۶۴۶

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی