شيوا محبوبى
من و “قصاب کردستان” و دخترش فاطمه صادقی خلخالی 
پنجشنبه, ۱۹ام مرداد, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

فاطمه صادقی، دختر صادق خلخالی که مشهور بود به ‘ قصاب کردستان ‘ گویا برای اولین بار در مورد پدرش صحبت میکند. صحبتهای فاطمه صادقی برای من به عنوان کسی که در زمان خلخالی و اعدامهای کردستان یک بچه بودم یادآور دردناکترین خاطرات بچگیم است. پدر ایشان خشونت را وارد دنیای کودکانه من و هزاران کودک دیگر کرد و صدها کودک را از داشتن پدر محروم کرد. من پدر ایشان را که یک جلاد بود نه میبخشم و نه جنایاتش را فراموش میکنم.

به نظر میاید من و خیلی از بچه های دوران من خاطرات متفاوتی نسبت به پدر جنایتکار ایشان داریم. فاطمه صادقی در بخشی از صحبتهایش میگوید ” … من خیلی از وقایعی را که در جریان انقلاب اتفاق افتاده چون بچه بودم از نزدیک تجربه نکردم. من بچه بودم و حالا باید بروم و ببینم در کردستان چه اتفاقی افتاده یا ماجرای هویدا و اعدام‌ها چه بوده. وقتی نمی‌دانم، اصلاً صلاحیت ابراز نظر درباره آن قضایا را ندارم. وقتی که من سکوت می‌کنم یا می‌گویم نمی‌دانم، آدم‌ها فکر می‌کنند که می‌خواهم لج‌بازی کنم. اما واقعیت این است که من خیلی علاقه‌ای نداشتم که درباره وقایع کردستان بخوانم با اینکه می‌دانم آن مقطع هم خیلی مهم است. ممکن است یک روز این کار را بکنم و ببینم اتفاقات کردستان چه بوده و نقش پدر من چه بوده.” . ایشان میگوید بچه بود و از نزدیک وقایع کردستان را تجربه نکرده و علاقه ای نداشته در موردش بخواند و حالا هم میگوید شاید یک زمانی در موردش بخواند. اما برای من به عنوان یک بچه یازده ساله شنیدن و لمس و تجربه وقایع کردستان علاقه و انتخاب نبود، واقعیت و جزئی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره ام بود. هر لحظه نگران بودم که کدام عضو خانواده ام و یا خواهر و برادر و یا پدر و مادر کدام یک از دوستانم قرار است به حکم خلخالی تبعید و یا اعدام بشوند. من انتخابی نداشتم وقتی اشکها و زجه های مادر نسرین و شهلا کعبی را در مراسم بعد از اعدامشان دیدم. در آن زمان مغز جوانم نمیتوانست هضم کند که چرا شهلا و نسرین که دو انسان مهربان و نازنین و دو پرستاری بودند که در بدترین شرایط وظیفه پرستاری خودشون را انجام دادند باید اعدام شوند. من انتخابی نداشتم وقتی هر بار با شنیدن اسم پدر جلاد این خانم نفس در سینه ام حبس میشد ، چرا که هر بار شنیدن اسمش به این معنی بود که آدمهایی را که دوست داشتم تبعید و یا اعدام میشدند. پدر جنایتکار ایشان بسیاری از لحظات شاد کودکانه را از من و هزاران کودک دیگر گرفت و خون و اعدام و خشونت و ترس را جایگزین آن کرد.

فاطمه صادقی میگوید : ” من دغدغه‌های خودم را دارم. الزامی ندارم چیزی که برای پدر من جالب بوده برای من هم جالب باشد … ” . درست است، ایشان نباید با پدرش و جنایاتی که کرده تداعی بشود. پدر و مادر انتخابی نیستند و یک بچه کنترلی روی شخصیت و عملکرد پدر و مادرش ندارد. اما این خانم که حالا دیگه بچه نیست و حق انتخاب دارد ، میتواند از پدرش دفاع نکند و خودش را به بیراهه نزند که اطلاع ندارد پدرش چه جنایاتی مرتکب شده و باید برود در موردش بخواند. جنایات خلخالی در همه جا ثبت شده است. آیا فاطمه صادقی که اسم خودش را ‘ پژوهشگر علوم سیاسی ‘ گذاشته است عکس مشهور اعدام به دستور خلخالی در سنندج را که در آن برادران ناهید در حالیکه یکی از آنها زخمی بودند و اعدام شدند را ندیده است؟ ایشان لازم نیست برود کردستان تحقیق کند که پدرش چه جنایاتی مرتکب شده، تمام این اسناد روی اینترنت وجود دارد .

میگویند انسان حس همدردی با همنوعش را دارد ولی به نظر میاید این حس همدردی در فاطمه صادقی وجود ندارد. مسئله اینست که فاطمه صادقی میخواهد جنایات پدرش را توجیه کند. از نظر من کسی که جنایتی را توجیه و یا سرپوش میگذارد در ارتکاب آن جنایت سهیم است.

شیوا محبوبی

۹ اوت ۲۰۱۷

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com