یاشار سهندی
اول مه، سوء تدبیر سرمایه داران و تدبیر کارگران
پنجشنبه, ۲۹ام فروردین, ۱۳۹۸  
اشتراک گذاری

چهل سال پیش، بعد از ۸ مارس که زنان اعلام کردند آزادی زن معیار آزادی جامعه است، دو ماه بعد نوبت کارگران بود که در روز اول مه به خیابان بیایند و در سطح وسیع عملا اعلام کنند که انقلاب پایان نیافته است و شوراها آن ابزاری است که اراده جمعی را ممکن میکند و کارگر تنها به فکر رهایی خود نیست که رهایی کارگر بدون رهایی جامعه ممکن نیست. مزدوران سرمایه که با ژ۳ و کلت و چماق و اعدام و کل قوانین ضد انسانی اسلام به مصاف جامعه آمده بودند عزم خود را بیشتر جزم کردند که این صداها را خاموش کنند. با وجود همه شقاوتی که بکار بردند نتواستند صدای زنان و کارگران را خاموش کنند، اما با سازمان دهی چپاولی عظیم جامعه ایران را به فلاکتی بس دردناک سوق دادند. اکنون یکی از آنها، محسن صفایی فراهانی، یکی از کاربدستان سرمایه که در جناح مثلا اصلاح طلب حکومت قرار دارد میگوید: “از کوزه همان برون تراود که در اوست. به هر حال آنچه را که کاشتیم در حال برداشت آن هستیم. اقتصاد ایران محصول سال ۹۷ نیست، سوءتدبیر چند دهه است که با هر تلنگری برون‌دادهای نگران‌کننده‌ای دارد.” در یک مصاحبه طولانی ایشان مدعی است گویا جمهوری اسلامی میتوانسته طور دیگری رفتار کند و نکرده و در انتهای مصاحبه  ضمن اشاره به وخیم ترشدن اوضاع در سال ۹۸ بیان میکند: “اتفاق‌هایی که افتاده هیچ‌کدام این نتیجه را نشان نمی‌دهد که مردم تصور کنند دارند مسیری را می‌روند که این مسیر دوباره این‌طور نمی‌شود. تا زمانی که شیب این مسیر به سمت پایین باشد آن‌وقت خیلی از اتفاقات دیگر هم ممکن است رخ دهد.”

آنچه که سوء تدبیر خوانده شده برای ما مردم منجر به فاجعه عمیقی شده که انتهائی ندارد. زخمی عمیق بر پیکر جامعه نشسته که هر روز خونریزی دارد. با  سوء تدبیر قلمداد کردن نمی توان سر و ته قضیه را هم آورد. گیرم که سوء تدبیر نمی بود که ظاهرا زمان آریامهر نبوده، و ما دیدیم و خواندیم که به چه فقر وسیعی در زمان خودش منجر شد. از سوی سرمایه چه “تدبیر” بکار رود و چه “سوء تدبیر” نتیجه برای ما کارگران جز رنج و محنت ثمردیگری ندارد. در شروع سال جدید از زمین و آسمان برای مردم مصیبت می بارد. گرانی، سیل و سپاه خونریز و حشدالشعبی، بازداشت و زندان و بی خبری از زندانیان و… این ها همه نتیجه تدبیر سرمایه است برای تضمین ادامه استثمار و سود.

سوی دیگر ماجرا اما جلوه خودش را دارد. سوی دیگر ناامیدی، امید است. مردمی با دست خالی، شط و دولت را به گریه انداختند و یزله کردند، به خاطراینکه قدرت خود را باور کردند. از اعتراض به حق  کودکی که خانه و دوستانش ناپدید شده اند تا اعتراض زن و مرد به مسبب اصلی فاجعه؛ یقه گرفتن سرداران، آیت الله ها، استانداران و فرمانداران و ایستادگی در مقابل سپاه خونریز، به یاری هم شتافتن از همه سوی کشور برای یاری همدیگر، و تا اعتراضات پرشور مناطق مختلف اهواز گواهی است بر زنده بودن جامعه ای که از زخم عمیق در رنج است. پنج ماه پیش اما در منطقه خوزستان بود که  فریاد اداره شورایی کارگران بعد از چهل سال طنین انداز شد و به توده مردم نشان داد که تصمیم زندگی خود مردم به دست خودشان ممکن و شدنی است. سپیده قلیان و اسماعیل بخشی به زندان افتادند تا شاید این صدا ساکت گردد. اما اداره شورایی بیش از پیش ضرورت خودش را ثابت کرده است برای همین زندان و شکنجه و مستند اثر خودش را از دست داده. شاهد هستیم که عملا در مناطقی از بخشهائی که سیل خرابی به جا گذاشته است مردم عملا به صورت شورایی امورات خود را سازمان میدهند. سپاهیان اسلام وحوش خود را به شیوه داعشیان به نمایش میگذارند و دست به دستگیری وسیع مردم میزنند چون خطر هنوز بیخ گوش سرمایه است و جان تازه یافته است چون مردم به یاری هم شتافتند و این مقدمه تشکیل شوراها است.

بعد از چهل سال از اول مه ۵۸ که سفاکان تاریخ را به دست بوسی کارگران کشاند که “مبادا انفجاری میان کارگران واقع بشود” اکنون “اتفاقات دیگر” در آستانه شکل گیری است. انفجاری که از آن ترس داشتند در آستانه وقوع است. اداره شورایی آن انفجاری است که هیچ چیزی از دنیای ستمگر سرمایه داری باقی نخواهد گذاشت. اپوزیسیون راست بورژوازی و خود جمهوری اسلامی خدا خدا میکنند تیری از غیب برسد شعله جنگی درگیرد اما کارگران و توده مردم زحمتکش رهایی خود را در همیاری یکدیگر می جویند. اول مه در همچین شرایطی دارد از راه میرسد. نیاز به رهایی در کل جامعه احساس میشود. رهایی در دورانی که مردم برای همدیگر در خیابان هستند، وقتی که انسانها برای خود هستند و این مهم را با در کنار هم بودن می یابند شکل میگیرد؛ برای همین شادی و پایکوبی میکنند. و اول مه، نوید برای خود بودن انسان است که این پرچم اش در دست کارگران است و کارگران ایران در همه این سالها پرچم سرخ آن را در اهتزار نگه داشته اند. خودآگاهی که در شعار اداره شورایی متجلی شده است میتواند پرچم رهایی کل جهان باشد.

سرمایه داری یعنی تعبیر سوء تدبیر در بدفرجام ترین شکل آن. این یعنی  چگونگی استثمار ۹۹ درصد جامعه؛ این را همه عمله و اکره سرمایه داری خوب بلد هستند منتها به اشکال گوناگون. روزی که قرار شد در سال یکروز معین شود تا توده کارگران برای هشت ساعت کار دست از کار بکشند و این را به خواسته جهانی تبدیل کنند، بزرگترین تدبیری بود که در جهت آسایش انسان برداشته شد و از آن روز به بعد هر سال کارگران با همه غل و زنجیری که بر دست و پایشان است این روز را به نمادی از مبارزه جویی برای یک زندگی انسانی ساختند و الحق در این چهل سال، از مه ۵۸ تاکنون به هر رنجی بوده این پرچم مبارزه طلبی را در اهتزار نگه داشتند.  امسال شعار این روز باید اداره شورایی باشد که کارگران در خیابان نجوایش را به فریاد تبدیل کردند. این روز باید روز اسماعیل بخشی و سپیده قلیان باشد که به کل جامعه نشان دادند که آلترناتیو کارگری پاسخی انسانی است به خواسته رهایی انسان از زنجیر فقر و بندگی.*

کارگر کمونیست ۵۶۸

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com