Bookmark and Share

محسن ابراهیمی: لحظات آزادی و برابری نزدیک میشود!

فرستادن به ایمیل چاپ

mohsen-Ebrahimiانترناسیونال ٣٣٤

ستون اول

محسن ابراهیمی

لحظات آزادی و برابری نزدیک میشود!

در سالگرد قیام بهمن ٥٧

به سالگرد قیام ٢٢ بهمن نزدیک میشویم. یک هفته بیشتر نمانده است. سرعت تغییرات در فضای سیاسی جامعه بی سابقه است. همه چیز به طور فشرده در فاصله هایی بسیار کوتاه دگرگون میشود. صف بندیها و ریزشها و جاعوض کردنها و جازدنها و دلالیها و میانه بازیها و موعظه های اخلاقی و شیادیهای سیاسی و تهدیدها و تردیدها هم در صف حکومت و هم در صف مخالفین درونی و بیرونی اصلاح طلبش سرعتی خیره کننده پیدا کرده اند. این خود از مشخصات یک مقطع انقلابی است. مقطعی که شکاف پایین و بالا هر دم بزرگتر و پرنشدنی تر و خطرناکتر و "ویرانگر"تر میشود و بالا را به تشویش و نگرانی و هراس میاندازد. مقطعی که گذر هر لحظه اش، عناصر یک انقلاب زیر و روکننده را متراکم تر و آماده تر میکند و جامعه را به سمت لحظه تعیین تکلیف نهایی سوق میدهد.

 

طنز تلخ و در عین حال شیرین - تلخ برای حکومت و شیرین برای مردم انقلابی - این سالگرد قیام ٢٢ بهمن این است که "همه" این سالگرد را از آن خود میدانند. "همه" برای برگزاری باشکوه این سالگرد فراخوان میدهند. "همه" میخواهند در این روز وسیعا شرکت کنند و "همه" میخواهند این روز را به روزی برای رسیدن به اهداف خود تبدیل کنند. از سرجلاد حاکمیت اسلامی یعنی خامنه ای گرفته تا فرزندان مغضوب و مطرود بارگاه حاکمیت اسلامی از یکطرف تا مردمی که تا پای سنگربندی خیابانی علیه این رژیم رفته اند خود را برای سالگرد قیام ٢٢ بهمن آماده میکنند. البته با دو هدف کاملا متضاد و در مقابل هم. جبهه اول برای حفظ نظام و جبهه دوم برای سرنگونی نظام.

 

حاکمین اسلامی در حقیقت سالگردی نمیگیرند. آنها تماما بسیج شده اند تا از این گردنه تند و طوفانی با کمترین تلفات عبور کنند و به ته دره سقوط نکنند. از حرکات و سکنانشان در چند هفته گذشته بخوبی روشن است که نگرانند و در تشویشند که این سالگرد ممکن است به مراسم سرکشیدن آخرین جام زهرشان بدیل شود. تمام تلاششان این است که سالگرد قیام ٥٧ به قیام ٨٨ تبدیل نشود. آنها تجمع توده ای وسیع مردم در ١٣ آبان و روز قدس و مخصوصا ٦ دی را دیده اند و خاطره تلخ حقارت و ذلت این روزها همچنان بر سر و مغزشان سنگینی میکند. یادشان هست که چگونه مردم توانستند روزهای خود حکومت را به روزهای مصاف علیه حکومت تبدیل کنند. میدانند که مردمی که قرار است در سالگرد ٢٢ بهمن به خیابان بیایند، همان مردمی هستند که در همین مدت کوتاه بارها در مقیاس میلیونی سرنگونی حکومت را تمرین کرده اند. میدانند که اینها قیام کنندگان ٦ دی هستند که قرار است مجددا در سالگرد قیام ٥٧ به خیابان بیایند. میدانند که این مردم میدانند که ٣٠ سال پیش در چنین روزی مردم بساط یک دیکتاتوری را برای رسیدن به آزادی و برابری و انسانیت جارو کردند و میدانند که که این مردم میدانند که این قیام مردم با یک بند و بست طبقات حاکم و دول غرب به خون کشیده شد و قدرت سیاسی بدست مرتجعترین نیروی معاصر یعنی جنبش اسلامی سپرده شد.

 

حتی ابله ترین عناصر حکومت هم تصور نمیکنند که گویا "دهه فجر"، دهه ای برای حضور حتی بی شکوه رژیم باشد. حتی آن عناصری از رژیم که رجز میخوانند که ٢٢ بهمن کسی جرئت دست دراز کردن به مقدسات حکومت نخواهد داشت هم به حرف خودشان باور ندارند. همه این رجزها بخشی از تبلیغات تولید وحشت است. بخشی از تلاش برای عبور کم خطر از این گردنه است. به همین دلیل نمیدانند چکار کنند. نمیدانند چه بگویند و چه نگویند. نمیدانند چماق علم کنند یا هویج نشان دهند. نمیدانند چه تاکتیکی و چه شیوه ای کار ساز است. در این چند هفته به هر دری زده اند. به هر ترفندی دست برده اند. یک روز چوبه دار نشان داده اند. صبح اعدام کرده اند و ظهر قانون قانون کرده اند. از این مصلی تا آن مصلی، از این امام جمعه تا آن امام جمعه، از این نماینده مجلس اسلامی تا آن نماینده مجلس اسلامی، از این حاکم شرع تا آن قاضی شرع، از این سردار سپاه تا آن سردار بسیج، هر کدام سازی زده اند. و در این میان وضع رهبر این ارکستر خونین و چرکین از همه بدتر است. مثل همه دیکتاتور های رو به موت، با تمام علاقه اش به چماق، گاها از بیت خونیش همراه چماق هویج نشان مردم داده است و اما نمیداند کی و چگونه و کجا کدام را بکار ببرد چون هیچکدام دیگر موثر نیست. نه چماقش میترساند و نه هویجش آب بر زبان کسی میاندازد. این رهبر "نه پشت دارد و نه مشت". فعلا بعد از الاکلنگ سیاسی هفته های پیش، هر چقدر به سالگرد ٢٢ بهمن نزدیک میشویم چماقهایش را بیشتر نشان مردم میدهد چون آخرین ابزارش همین چماق است که در ٦ دی همین ابزار هم در هم شکسته شد.

 

سران جناح حاکم، در کشمکش با جناح مغضوب هم پاک گیج شده اند. همین اخیرا اینها را تا کنار صندلی "محاربه با خدا" برده بودند و از آنجا به صندلی "سران فتنه" منتقل کرده بودند و از آنجا به صندلی "خواص" منتقل کردند و فقط خواستند این "خواص" صریحا با "عوام" یعنی همان توده مردم مرزبندی کنند. اگر چه در مورد برخورد به همین خواص هم به اندازه محافل درون باند خامنه ای – و این محافل زیادند – سازهای مختلف میزنند. "خواص"ی که قرار بود کوتاه بیایند و بحران مشترکشان را با معاملات پشت پرده و از بالای سر مردم حل کنند یکباره توسط دایره سیاسی سپاه به "ورود به فاز نظامی" متهم شده اند. چه وضعیت آشفته و در عین حال مضحکی!

 

و در این میان و درست به خاطر نزدیک شدن سالگرد قیام بهمن، فیلشان یاد هندوستان کرد و دلقکشان را به میدان فرستاند تا باز هم طبق معمول فیل هوا کند تا شاید بتواند حواس مردم جهان و ایران را از انقلاب در آسمان سیاسی ایران پرت کنند. برای مثال: درست در آستانه قیام ٢٢ بهمن، در آستانه روزی که قطعا "عظمت" این دستگاه فرسوده را به چالش خواهد کشید، احمدی نژاد در مقابل دوربنیها ظاهر شد و مردم را مطلع کرد که به کوری چشم دشمن، جمهوری اسلامی چند کرم و چند موش و چند لاک پشت به فضا فرستاده است تا مثلا از این طریق عظمت حکومت اسلامی در حال سقوط را به جهانیان نشان دهند!

 

صف جناح مغضوب هم به اندازه جناح حاکم آشفته است. عبور سالم از ٢٢ بهمن برای این صف هم به اندازه جناح حاکم حیاتی است. خطر سالگرد ٢٢ بهمن خطری مشترک است. فلسفه وجودی این جناح حفظ نظام از معرض یک انقلاب دیگر است. و سالگرد ٢٢بهم میتواند نقطه عطف مهمی از انقلاب جاری باشد. کابوس "ساختار شکنی" در ٦دی بر مغز این صف هم فشار میاورد و ٢٢ بهمن را به مقطع پر کابوس تری برای همین جناح تبدیل میکند. ٢٢ بهمن اگر به ٦ دی رادیکالتر تبدیل شود و شعار مرگ بر خامنه ای طنین بیاندازد یک روز شرم آور برای اینها خواهد بود که چند هفته است تلاش کرده اند رهبر قاتل را به مثابه کلید دار بحران جا بزنند. اظهارات دو پهلوی موسوی و کروبی در چند روز گذشته انعکاسی از این وضعیت است. لحنشان را علیه قوه قضاییه و دستگاه امنیتی تندتر کردند تا بتوانند با بیشرمی تمام شعارهای رادیکال مردم را "مشکوک" جلوه دهند (مصاحبه موسوی با سایت کلمه)؛ تا بتوانند از مردم بخواهند که "بدون خشونت کلامی و فیزیکی" این روز "ملی" را هر چه با شکوهتر برگزار کنند. خشونت کلامی؟! صاف و ساده یعنی علیه نظام و کلیت نظام و سران نظام شعار ندهید.

 

سفیهانه تصور میکنند که مردم نمیدانند که چرا همین جناحی که یک خط در میان قسم میخورد هرگز برای اعتراضات میلیونی قبلی فراخوان نداده بودند، یکباره برای برگزاری باشکوه ٢٢ بهمن فراخوان میدهد؟ مردم میدانند که اینها فراخوان شرکت داده اند چون میدانند مردم بدون فراخوان آنها به خیابانها خواهند آمد و در سالگرد انقلاب دزدیده شده و بخون کشیده شده شان، انقلاب دیگری را پیش خواهند برد. فراخوان داده اند تا بتوانند حضور مردم در خیابانها را نشانه ای از حضور خودشان در عرصه سیاسی و علاقه مردم به بازگشت به دوران اول انقلاب تصویر کنند. در یک کلام فراخوان داده اند تا مثلا رنگ خودشان را به حضور توده ای مردم علیه کل حکومت اسلامی بزنند. چه تصورات پوچ و احمقانه ای!

 

مردم آرزو میکنند و میخواهند و تمام تلاششان را میکنند تا لحظه آخرین صحنه نبرد باشکوهشان با حکومت اسلامی را نزدیکتر کنند. برای مردم روشن است که حکومت اسلامی را فقط و فقط با در هم کوبیدن نیروهای سرکوبش میتوان به تسلیم واداشت. سکوهای به آتش کشیده شده اعدام در سیرجان، تار و مار کردن نیروهای ویژه و بسیج در ٦دی، صحنه هایی از تعرض به نیروهای سرکوب بوده اند که راه را نشان داده اند. همه اینها نشانه های آمادگی مردم برای تعرض به ارگانهای سرکوب رژیم اسلامی است. تجمع هر روزه مردم در مقابل مرکز اصلی آدمکشی اسلامی، زندان اوین آخرین مورد از آمادگی مردم برای مقابله نهایی با حکومت اسلامی است. اوضاع دارد برای تعرض به مراکز سیاسی و سرکوب رژیم آماده میشود. اوضاع برای ویران کردن دیوار زندانها و بازگرداندن زندنیان سیاسی به آغوش عزیزانشان، زیر پا انداختن حجاب اسلامی و رها کردن نصف جمعیت از اسارت اسلامی، برچیدن بساط دار و اعدام، حمله به مراکز سپاه و بسیج و فلج کردن آخرین امکانات رژیم برای سرکوب، هجوم به دادگاههای ضد انقلاب اسلامی، هجوم به صدا و سیما و کیهان و در هم شکستن سانسور اسلامی بر جامعه، آماده میشود. سالگرد ٢٢ بهمن میتواند صحنه تعرض به همه ارکان سرکوب رژیم اسلامی باشد؛ میتواند و باید تلاش کرد قله انقلابی باشد که ٧ ماه است آغاز شده است؛ میتواند قیام ٥٧ را در ابعادی وسیعتر و عمیقتر تکرار کند و دمل چرکین جمهوری اسلامی را از پیکر جامعه جراحی کند؛ میتواند بر حیات جمهوری اسلامی نقطه پایان بگذارد؛ میتواند پنجره آزادی و برابری و انسانیت را بر روی ٧٠ میلیون انسان در ایران بگشاید؛ میتواند آغازگر دومین رنسانس عظیم ضد مذهبی در خاورمیانه و جهان باشد. میتواند راه را برای یک انقلاب انسانی در قرن بیست و یک، یک حکومت انسانی در این قرن، یک جمهوری سوسیالیستی در این قرن باز کند. *

 

 

  Bookmark and Share

آخرین مقالات