
جوانان کمونیست ۴۶۰
اصغر کریمی: حمید تقوایی به برنامه ما خوش آمدید.
حمید تقوایی: خیلی متشکرم.
اصغر کریمی: حمید تقوایی، ما می گوییم مذهب یک صنعت و یک دستگاه چپاول است. آیا تنها مذهب اسلام اینطور است؟ آیا در دوره جمهوری اسلامی اینطور شده است؟
حمید تقوایی: مذهب دستگاهی است که با مفتخوری و چپاول سرپا مانده است. با موقوفات، نذر و نذورات، خمس و زکات و غیره. مذهب در واقع، در همه جای دنیا یک کار و کسب است و یک صنعت است. بعنوان نمونه واتیکان یکی از بزرگترین سرمایه دارهای دنیا است و حتی در مواردی دستش با مافیا یکی است. اینها مثل زالو به جان مردم افتاده اند. در تمام قرون همینطور بوده و امروز هم هر جا و به هر اندازه مذهب حضور و نفوذ ارد همین بساط برقرار است. در مورد جمهوری اسلامی، البته بطور ویژه ای این بساط مفتخوری و چپاول پهن شده است بخاطر اینکه قدرت دولتی تماما در خدمت این دزدی و چپاول صدها ساله آخوند ها و مفتخورهای اسلامی قرار گرفته است.
اصغر کریمی: یک نکته ای که اخیرا امام جمعه جهرم اشاره کرده است، منفور بودن آخوندها نزد مردم است و اینکه جرأت ندارند در اماکن عمومی ظاهر شوند و غیره. می خواستم نظر شما را دراین مورد بدانم که معمولا اینطور تبلیغ می شود که مذهب جزو اعتقادات مردم است و نسل اندر نسل با مردم بوده است و همین امام جمعه جهرم اشاره می کند که موقوفات دستشان را برای تبلیغ مذهب باز میکند و موقوفات برای تبلیغ مذهب اهمیت زیادی دارد. نظر شما در اینمورد چیست؟
حمید تقوایی: ببینید؛ بنظر من، مذهب، جدا از مسئله مفتخوری و چپاول و حتی اگر این مسئله هم نبود، به هر حال، یک عقیده نیست. به هیچوجه اینطور نیست که مردم به مذهبشان قانع شده اند و مذهبشان جزء عقاید شخصی شان است. اینطور نیست. خوب، اگر قراراست عقیده باشد، انسان باید انتخابش کند. مثلا در مورد فرهنگ، هنر، سیاست و غیره، بالاخره وقتی شما بالغ میشوید و به سن تشخیص میرسید، مطالعه و بررسی می کنید و مثلا در مورد هنر یا سیاست صاحب عقیده ای می شوید. در مورد مذهب اینطور نیست. هر کسی با مذهب پدر و مادرش بدنیا می آید. کسی که پدر و مادرش مسلمان هستند ــ که تازه آنها هم انتخاب نکرده اند ــ مسلمان نامیده می شود. این در مورد همه مذاهب صادق است. به هیچ وجه اینطور نیست که وقتی فرد به سن تشخیص میرسد به کتابخانه می رود و قرآن و تورات و انجیل و غیره را باز می کند، می خواند و بررسی می کند و انتخاب می کند. اینطور نیست. این یک نکته است و نکته دیگر اینکه قدرت جاذبه مذهب در منطقش نیست. چون اساسا هیچ منطقی ندارد. خرافه و باورهای غیرحقیقی و خلاف واقع از سر و روی هر مذهبی می بارد. هیچ مذهبی کسی را به این خرافات قانع نکرده است. ریشه های مذهب ــ مثل کرمی که در باتلاق رشد می کند ــ فقر و بدبختی، بی امکاناتی، ستم و تبعیض و مسائلی است که از بالا به مردم تحمیل می شوند. اینها هستند که مذهب را نگاه داشته اند و در این میان البته، بنیه مالی مذهب، نفس کار و کسب بودن مذهب، نقش اساسی دارد. به دو معنی. یکی به این دلیل که این دم و دستگاه نشرخرافه را زنده نگاه دارند و یک طایفه ای بعنوان آخوند، کشیش، خاخام و روحانی از قبل آن مفت بخورند و بچرند و از طرف دیگر، از همین بنیاد مالی استفاده کنند برای اینکه هر چه بیشتر مذهب را در جامعه توسعه بدهند. برای اینکه این سم را در رگ های جامعه تزریق کنند. امروز هم بنیه مالی مذهب و هر آن چیزی که موقوفات می نامندش، همین نقش را دارد ایفا می کند. اگر مذهب یک عقیده بود، هیچ احتیاجی به اینها نداشت. همانطور که یک شاخه علمی هیچ احتیاجی به نذر و نیاز و موقوفات و غیره ندارد. مردم می خوانند و مطالعه می کنند و بالاخره یا قبول می کنند یا نمی کنند. همینطور در مورد یک شاخه فلسفی، هنری و غیره. مذهب ــ دقیقا ــ از آنجا که عقیده نیست، هیچ منطقی در آن نیست و کسی نمی تواند نسبت به آن قانع شود، به این دم و دستگاه چپاول نیاز دارد. هر انسانی که در یک جامعه نسبتا آزاد و متمدن بدنیا بیاید، هیچ نیازی نسبت به مذهب احساس نمی کند و به همین خاطر، اینها ناگزیرند به زور پول، غارت جامعه، موقوفات، ساخت حوزه ها و زیاد کردن امامزاده ها و غیره، آن را سرپا نگاه دارند و البته در مورد جمهوری اسلامی و در تمام دوره قرون وسطی، به زور شمشیر و کشتار. چیزهایی مثل ارتداد و کفر ــ حتی در جوامع غربی ــ همواره وجود داشته اند. درست است که مثل جمهوری اسلامی نمی گیرند و نمی بندند اما انتقاد از مذهب مذموم تلقی می شود و براحتی اجازه نمی دهند شما بیایید و همانطور که در مورد انتقاد از مسائل سیاسی صحبت می کنید، در مورد انتقاد از پاپ و کلیسا هم بنویسید و بگویید. در همین جریان اخیر که تجاوز کشیشان کلیساها به پسران جوان افشا شد، خیلی از روشنفکران و انسانهای مترقی اعتراض کردند ولی موضع رسمی دولت ها هیچ تغییری نکرد و دست به پاپ نزدند. همین پاپ زمانی که هنوز پاپ نبود و یک مقام بالا در کلیسای کاتولیک داشت، با افشا شدن تجاوز یک عده از همین کشیش ها، آنها را با همان نوع مسئولیت از یک شهر به شهری دیگر انتقال داده است. بقول "ریچارد داوکینز"، دانشمند "اته ایست" انگلیسی، اگر همین کار را مثلا معلم یک مدرسه ای انجام داده بود، هم آن معلم را می گرفتند، هم مدیر مدرسه را، هم وزیر را از کار برکنار می کردند و هم ممکن بود حتی آن دولت سقوط کند اما در روز روشن، تمام دم و دستگاه باصطلاح مبلغ اخلاق کلیسا این تجاوزها را نسبت به پسربچه ها انجام می دهد و هیچ کس هم به پاپ نمی گوید بالای چشمت ابروست و شما مسئول هستی. می خواهم بگویم این باصطلاح تابو بودن مذهب، حتی در کشورهای غربی ــ جمهوری اسلامی که جای خود دارد که اگر به مذهب انتقاد کنید اساسا سرتان را به باد می دهید ــ یک جنبه ای است برای اینکه این ارتجاع و خرافه بتواند سرپا بماند و وجود داشته باشد. شما تاریخ تمام مذاهب، جنگ های صلیبی و غیره را می خوانید اما هیچ کس تاریخ "اته ایست"ها، تاریخ کسانی را که با این خرافات جنگیده اند، به شما نمی گوید. بسیاری از کسانیکه به مذهب اعتقادی ندارند، در تمام زندگی شان حتی جرأت نمی کنند حرفش را هم بزنند. بنظر من، جمعیت کثیری در دنیا هیچ اعتقادی به خدا ندارند و حتی اگر هم مثل جمهوری اسلامی مذهب در حکومت نباشد، باز زیر فشارهای اخلاقی و این فرهنگ حاکم بر جوامع، جرأت ابراز نظر ندارند.
اصغر کریمی: البته خود جمهوری اسلامی با حکومتی که براه انداخته، خودش تا حدود زیادی ماهیت مذهب را افشا کرده و ...
حمید تقوایی: بله و من فکر می کنم در فردای سرنگونی جمهوری اسلامی، با یک بررسی ساده معلوم خواهد شد که ایران کشوری "اته ایست" است. کشوری ضد خداست. نه تنها نود و نه درصد جامعه معتقدند که مذهب نباید هیچگونه دخالتی در قوانین، دولت، آموزش و پرورش و غیره داشته باشد بلکه یک درصد بالایی از جامعه ایران "اته ایست" است و مردم متوجه مذهب بعنوان یک عقیده خرافی هم شده اند.
اصغر کریمی: حمید تقوایی، طبق آمار رژیم فقط در استان فارس یک هزار و چهارصد و هشت امامزاده وجود دارد که باید هزاران مسجد و غیره را هم اضافه کرد. و با این حساب، باید گفت در سراسر کشور دهها هزار امامزاده و مسجد و غیره وجود دارد. با سقوط جمهوری اسلامی چه بر سر اینها میاید؟ با اینها چه باید کرد؟
حمید تقوایی: اینها در واقع، شعبات تحمیق و چپاول مردم هستند. ببینید؛ چند نکته وجود دارد. یکسری اماکنی هستند که در همین دوره جمهوری اسلامی و با استفاده از قدرت و امکانات دولتی بنا شده اند. همه اینها را باید از دستشان درآورد و در خدمت فعالیتهای عام المنفعه قرار داد. علاوه بر این، باید تمام پرونده های آن مال و منالی که اینها قبل از به قدرت رسیدن جمع آوری کرده اند، باز و حسابرسی کرد. بسیاری از همین نوع امامزاده ها، محلات نذر و نیاز و غیره وجود دارند که اینها در هر باصطلاح "غبارروبی" میلیاردها پول از آنها جمع آوری می کنند. اینها را باید حسابرسی کرد و یک ذره مفتخوری و چپاول را نباید اجازه داد. منصور حکمت جمله جالبی در این زمینه دارد و می گوید مذهب مثل صنعت دخانیات است. در چارچوب قانون است و در عین حال، یک امر فردی است، کسی می خواهد خمس بدهد، می خواهد پولش را در یک چاهی بیندازد، به یک مفتخوری بدهد، امر خودش است ولی با اینحال، جامعه مسئول است که این پرونده ها را باز کند و بطور کاملا قانونی ضرر و زیان اینها را به مردم یادآوری کند و همانطور که روی پاکت سیگار می نویسند این سرطان می آورد و برای سلامتی مضر است، همانطور هم باید گفت مذهب یک سم است. از یکسو دولت وظیفه دارد این را به مردم بگوید و از سوی دیگر، تا آنجا که به جنبه های مالی این نهادها مربوط می شود، باید دفاتر اینها کاملا باز باشد، حساب هاشان روشن باشد و باید مالیات های سنگین برای اینها بسته شود.
اصغر کریمی: حمید تقوایی، یکی از موضوعات مهم برنامه "یک دنیای بهتر"، برنامه حزب کمونیست کارگری، درمورد مذهب میگوید:
"ممنوعیت هر نوع تقویت مادی و معنوی مذهب و فعالیت نهادها و فرقه های مذهبی توسط دولت و نهادهای دولتی، موظف شدن دولت به مذهب زدایی از جوانب مختلف زندگی اجتماعی از طریق اقدامات آگاهگرانه و رشد سطح سواد و اطلاعات علمی عامه، حذف هر نوع اشاره به مناسبت ها و سالروزهای مذهبی از تقویم رسمی. ضرورت ثبت ادیان و فرقه های مذهبی بعنوان بنگاه ها و نهادهای خصوصی و تابعیت نهادهای مذهبی از کلیه قوانین و مقررات ناظر بر فعالیت بنگاه ها. یعنی کنترل مراجع قانونی به حساب ها، دفاتر و دریافتی ها و پرداختی های فرقه ها و نهادهای مذهبی و تابعیت این نهادها از قوانین مالیاتی ناظر بر بنگاه های مشابه و همینطور مصادره و بازپس گیری کلیه اموال، دارایی ها و اماکنی که نهادهای مذهبی در طول حکومت اسلامی به زور یا از طریق دولت و نهادها و بنگاه های مختلف صاحب شده اند و قرار گرفتن این اموال و اماکن در اختیار نهادهای منتخب مردم برای استفاده های عام المنفعه". دولت سوسیالیستی با اینها چکار می کند؟
حمید تقوایی: بله. باید بگویم دولت سوسیالیستی خرج زیادی هم دارد. برای رفاه مردم، برای اقدامات عام المنفعه، برای اینکه همان سطح علم، فرهنگ و هنر را در جامعه ارتقاء بدهیم. ببینید؛ هم اکنون اینها تقریبا در هر محله ای یک مسجد دارند ــ و در دوره جمهوری اسلامی که چندین برابر شده است ــ ولی اکثر قریب به اتفاق محلات از یک مکانی برای تفریح، ورزش بچه ها، مهد کودک و انواع کانون ها، کتابخانه، سینما، سالن تئاتر و غیره، برخوردار نیست. این پول ها را باید در اختیار این نوع فعالیت ها قرار داد. اگر عده ای می خواهند برای عبادتشان مسجد داشته باشند، می توانند با پول خصوصی و شخصی خودشان و آنهم با حسابرسی کامل ــ همانطور که در برنامه حزب ما هست ــ بعنوان بنگاه هایی که درشان کاملا باز است و هیچگونه دزدی در آنها نیست، داشته باشند ولی اساسا لزومی ندارد که شما در هر محله ای هشت مسجد داشته باشید که از صبح تا شب خرافه بر سر مردم بکنند و یک عده ای بساط مفتخوری شان را پهن کنند. به همین خاطر، من فکر می کنم یک محل و ممری که می شود برای بالا بردن رفاه مردم، از آن تأمین بودجه کرد، زدن از همین مال و اموالی است که اینها با دزدی و چپاول و تحت هزار و یک اسم شرعی و غیرشرعی از مردم دزدیده اند. باید این پول ها را از اینها بازپس گرفت و خرج رفاه جامعه کرد. اماکنی وجود دارند که صاحب خصوصی دارند و بخصوص در دوره جمهوری اسلامی، هزاران هزار مستغلات، خانه و زمین هست که اینها به زور از مردم گرفته اند. با کلک های شرعی و واقعا به زور. با تهدید. با به زندان کشیدن و خط و نشان کشیدن برای خانواده ها و گروکشی از آنها. باید اینها را به صاحبان اصلی شان بازگرداند و ...
اصغر کریمی: مثل همین آستان قدس رضوی که سرپرستی اش با آیت الله طبسی، از میلیاردرهای حاکم است که فکر می کنم اگر فقط اموال همین دستگاه مصادره شود، میتوان تمام استان خراسان را آباد کرد و مردم را از فقر و محرومیت نجات داد. کلی کارخانه و معدن و غیره در دست آستان قدس رضوی است ...
حمید تقوایی: بله، این دیگر در درون خود حکومت است. یعنی جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت هم، یک حکومت دزد و چپاولگر است. فقط از کانال ها و جنبه های شرعی نیست که دارند می چاپند و می خورند. نسل اندر نسل این آیت الله ها کارشان همین بوده ولی در این سی ساله ای که اینها بقدرت رسیده اند، دیگر چنگ انداخته اند روی مراکز تولیدی، معادن، جنگل ها، صادرات و واردات، بانکها، معاملات ارز و غیره و به این ترتیب، می بینید یک حجم بسیار عظیم از درآمدهایی که اینها پشت خودشان جمع کرده اند، منبع دیگری است برای اینکه اینها را از چنگشان درآورید و در خدمت جامعه و رفاه مردم بکار بیندازید.
اصغر کریمی: مذهب در عین حال، اعتقاد یک بخشهایی از جامعه بویژه نسل های قدیمی تر است. یک موضوع حساسی است. شما اشاره کردید که مثلا دریک محله ای کتابخانه، سینما و امکانات تفریحی نیست ولی ده مسجد وجود دارد و خیلی هاشان هم خلوت است. بالاخره، بدلیل حساس بودن مسئله، چگونه با اینها برخورد می شود؟ دولت می گیرد؟ شوراهای محله ها اقدام می کنند؟
حمید تقوایی: من فکر می کنم حتی همان تیپ سنتی که می گویید بالاخره مذهب را بعنوان عقیده قبول دارند، حتی افراطی ترین آنها هم، کاملا متوجه می شوند و ترجیح می دهند که اگر در این محله شان سه تا مسجد هست، یکی بماند و دو تای دیگرش، یکی مهد کودک و یکی کتابخانه بشود. بنظر من، اینطور نیست که، حتی مذهبی ترین آدم های جامعه هم، با کتابخانه و مهد کودک و سینما و هنر و غیره، دعوا داشته باشند. همانطور که گفتید، حتی اگر این مساجد یک دهم این هم بود، باز خلوت بود و بخصوص بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، دیگر فکر نکنم حتی همین تعداد معدود مردم هم زیاد رغبتی داشته باشند که به مساجد بروند. الآن هم اگر کسی می رود، یا از دار و دسته های خودشان است و یا کسی که مستقیما منافعی در این دم و دستگاه دارد و بخشی هم شاید می ترسند و محافظه کارند و غیره. بعد از سقوط جمهوری اسلامی، فکر نکنم حتی همین اندازه از رفت و آمد به مساجد باقی بماند و به همین خاطر، خود جامعه، با تشخیص خود مردم و شورای محل، می تواند این مسئله را حل کند. بالاخره این امور، اموری هستند که مستقیما به مردم مربوط می شوند و تصمیم گیری سراسری راجع به آنها لازم نیست. در همان استانی که گفتید هزار و چهارصد امامزاده و هزاران مسجد وجود دارد، خوب، شاید یک صدم این هم برای آن مردم زیادی باشد. در هر حال، می خواهم بگویم خود جامعه می تواند در این موارد تصمیم بگیرد ولی وظیفه دولت ــ یا حزب ما که همان موقع و بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی هم باید فعالیت هایش را ادامه بدهد ــ این است که باید آگاهگری کند که هر مسجدی، در نهایت، یک امکان و وسیله اشاعه خرافات در جامعه است. دولت موظف است ــ در عین حال که جامعه کاملا آزاد است و به هیچ وجه دولت نباید متعرض کسی بشود که می خواهد نماز بخواند و به مسجد یا حج برود و مناسک مذهبی اش را به نحوی که مزاحم جامعه نباشد اکرا کندــ با اشاعه علم، تمدن، فرهنگ امروزی و روشنگری، به مقابله فکری با مذهب برود.
اصغر کریمی: در مورد اقلیت های مذهبی، خود اسلام که آنهم یک اقلیت است، شیعه، مسیحی، زرتشتی، بهایی و غیره چطور؟ آیا اینها در انجام اعتقاداتشان کاملا آزادند؟
حمید تقوایی: بنظر من، اساسا آزادی مذهب به این صورتی که می گویید، فقط با یک دولت غیرمذهبی و فقط از راه سیاستی که ما می گوییم، امکانپذیر است. ما می گوییم جمهوری سوسیالیستی در ایران مذهب رسمی نخواهد داشت و بنابراین، هر کسی در هر مذهبی با فرد دیگری در یک مذهب دیگر کاملا مساوی است. شما در هر کشوری ــ و حتی در کشورهای غربی ــ وقتی مذهبی را رسمی اعلام کردید، خواه ناخواه، یک تبعیضی را اعلام کرده اید نسبت به مذاهب دیگر. اما، در ایرانی که ما فکر می کنیم باید آزاد بشود و باید یک جامعه انسانی، برابر و مرفه در آن ایجاد شود، مذهب رسمی وجود نخواهد داشت. نه تنها دولت نباید هیچ نوع کمک یا سوبسیدی به هیچ مذهبی بدهد بلکه هیچ مذهبی حق ندارد بگوید من ــ مثلا ــ مذهب اکثریت هستم، مذهب رسمی هستم، برتر هستم، امتیازات دیگری دارم و غیره. هر کسی با هر مذهبی بعنوان عقیده شخصی، کاملا آزاد است در آن جامعه زندگی کند و البته هیچکدام از آن مذاهب حق ندارند به هیچ وجه در حیطه زندگی اجتماعی، دولت، قوانین، آموزش و پرورش، سیستم قضایی و غیره دخالت داشته باشند و به این معنا، دست مذهب باید از جامعه قطع بشود و ما به این می گوییم "مذهب زدایی" از جامعه و این، فراتر از ــ فقط ــ جدایی مذهب از دولت است.
اصغر کریمی: بعنوان آخرین سؤال، حزب کمونیست کارگری در میان تمام احزاب و سازمان های اپوزیسیون، بیشترین آزادی را برای همگان قائل است و در عین حال، بیشتر بعنوان یک حزب ضد مذهبی شناخته شده است. این، از زاویه نفوذ و جلب مردم به این حزب، نقطه قوت حزب کمونیست کارگری ایران است یا نقطه ضعف این حزب؟
حمید تقوایی: بنظر من، این نقطه قوتش است بخاطر اینکه مردم در این جهت گیری کاملا با حزب شریکند. من فکر می کنم هم اکنون اکثریت مردم در اینکه باید مذهب را از جامعه جمع کرد، دست و پایش را قطع کرد و اینکه نباید در مدرسه، قوانین و حتی در مراسم شخصی عزا و عروسی دخالت کند، با جهت گیری ما شریکند. نباید اجازه داد مذهب در نقاط عطف زندگی انسان ها، در تولد، ازدواج، طلاق و مرگ حضور داشته باشد. خوب، اگر کسی دوست داشت، می تواند هر نوع مراسمی داشته باشد ولی این امور برای اینکه رسمیت پیدا کنند، هیچ ربطی به آیات و روایات شرعی و مذهبی ندارند. در کشورهای مترقی، ازدواج مدنی و طلاق مدنی را برسمیت می شناسند و فقط همین را برسمیت می شناسند. اگر کسی برود و ازدواج یا طلاقش را تنها با یک آخوند به ثبت برساند، از نظر جامعه برسمیت شناخته نمی شود و باید حتما بر اساسا قوانین مدنی ازدواج کند. اگر هم می خواهید مراسمتان مذهبی باشد، امر خصوصی تان است. به دولت مربوط نیست و به جامعه مربوط نیست. اما ازدواج رسمی باید مدنی باشد. می خواهم بگویم که در این سطح، ما می گوییم مذهب باید از زندگی اجتماعی آدم ها و حتی از زندگی خصوصی آنها جمع بشود. مذهب فقط باید بعنوان عقیده باشد و من فکر می کنم حتی مذهبی ترین فرد در ایران، کاملا با این موافق است. بنابراین، در عین حال که حزب ما یک حزب ضدمذهبی است و هم با دخالت مذهب در جامعه و هم بعنوان یک عقیده خرافی، با آن درمی افتد، در عین حال، حزبی هم هست که این را برسمیت می شناسد که پیروان هر دینی آزاد باشند در تبلیغ، اجرای مراسم شان و اینکه به هر چیزی که فکر می کنند مذهبشان ایجاب می کند، عمل کنند. به این معنا، می بینید که اعتقاد و عمل به هر نوع مذهبی هم، اساسا، فقط در چارچوب جامعه ای که ما می گوییم، امکانپذیر است. به این دلیل که ــ همانطور که گفتم ــ در جامعه سوسیالیستی مذهب رسمی وجود نخواهد داشت. مذهب رسمی به این معناست که بخشی از شهروندان جامعه شهروند درجه دوم هستند و بخصوص اگر آن مذهب رسمی مثل مذهب جمهوری اسلامی باشد که دیگر خیلی ها خونشان حلال است (مثل کاری که با بهایی ها و یهودی ها یا حتی مسلمانی که بگوید من مسلمان نیستم می کنند). به همین خاطر، بنظر من، آن جامعه ای می تواند ــ حتی ــ آزادی مذهب بعنوان یک امر شخصی را حفظ کند که در درجه اول مذهب را از جامعه جارو کرده باشد. از دولت جارو کرده باشد و اعلام نموده باشد که مذهب رسمی نداریم. فقط چنین جامعه ای است که می تواند هر فردی را آزاد بگذارد که هر طوری که می خواهد خدای خودش را بپرستد یا هیچ خدایی را نپرستد. این هم نکته مهمی است؛ تمام جوامعی که از آزادی مذهب می گویند، این نکته را فراموش می کنند که یک بخش مهم از آدم ها و ــ امروزــ بخش وسیعی از آدم ها به هیچ مذهبی معتقد نیستند. اینها هم آزادند که حرفشان را بزنند. خوب، تمام مذاهب در طول تاریخ همیشه حرفشان را زده اند و آنهایی که اجازه حرف زدن نداشته اند، کسانی بوده اند که معتقد بوده اند خدا نیست و خرافه است و باید این مزخرفات را کنار گذاشت. بویژه اینها هم باید آزاد باشند فیلم بسازند، کتاب و نمایشنامه بنویسند، سخنرانی کنند، طنز بگویند. مذهبیون هم حق دارند بیایند و بی خدایان را مسخره و علیه بیخدایان بنویسند و تبلیغ کنند. یک عمر این کار را کرده اند و باز هم بکنند! به این معنا، ما نمی خواهیم آزادی ابراز عقیده فردی را بگیریم. برعکس، ما می خواهیم آزادی نقد خدا، نقد مذهب و علیه مذهب تبلیغ کردن را بدست بیاوریم و چون حقیقت با این خط است، ما از آزادی بیان و عقیده همگان استقبال میکنیم. در جامعه ای که ما می خواهیم، باید بشود بحث کرد و مثلا مناظره تلویزیونی با آخوندها گذاشت، قرآن را نقد کرد و غیره. در چنین جامعه ای، حقیقت پیروز می شود، ما بی مذهب ها پیروز می شویم. اگر تا کنون اینطور نشده است، به این خاطر بوده است که سرها و زبان های بیخدایان را بریده اند، منتقدین مذهب را سرکوب کرده اند و زنده زنده در آتش سوزانده اند. در جامعه سوسیالیستی ما هیچ احتیاجی نداریم که هیچ مذهبی را بعنوان عقیده محدود کنیم. سانسور کنیم و بگوییم کتابت را درنیاور یا حرفت را نزن. اتفاقا ما استقبال می کنیم و بنظر من، برای آن جامعه خیلی مفید خواهد بود که مثلا یکی از حزب ما برود در یک مناظره تلویزیونی بنشیند و یک فلان آیت اللهی هم بیاید و با هم بحث کنند. این به نفع ماست. مردم حقانیت ما را می فهمند. بگذاریم توضیح المسائل هاشان را چاپ کنند. همین الآن هم توضیح المسائل شان مثل جک نامه شده و مثل نشریه "توفیق" مردم به آن نگاه می کنند و می خندند. بگذاریم چاپ کنند و بگذاریم ابزار انبساط خاطر جامعه باشد. این نقطه قوت ما است که بخواهیم همه چیز آزاد باشد. برای رد کسی که فکر می کند کره زمین مسطح است، باید اجازه داد تا حرفش را بزند تا بتوانید مقابلش بنشینید و ثابت کنید که کره زمین مسطح نیست. به همین ترتیب، اجازه بدهید یک آیت اللهی بیاید و بخواهد پل صراط را به ما ثابت کند یا اینکه در بهشت اینقدر حوری هست و در چاه جمکران فلانی هست و غیره. این بهترین شیوه است برای اینکه ــ اتفاقا ــ ما آگاهگری کنیم، علم را اشاعه دهیم، خرافات را جمع کنیم و مذهب را بعنوان عقیده شخصی هم از جامعه بربیاندازیم. به همین دلیل، ما "اته ایست"ها، ما ضدخدایان، کاملا در این آزادی ذینفع هستیم. مردم آزاده در این ذینفع هستند که به هر مذهبی اجازه بدهند بیاید حرفش را بزند و جوابش را بگیرد.
اصغر کریمی: حمید تقوایی، خیلی ممنون از حضورتان در این برنامه.
حمید تقوایی: متشکرم.
متن این مصاحبه بوسیله هادی وقفی پیاده شده است
| < قبلی | بعدی > |
|---|


