Bookmark and Share

حمید تقوائی: تهاجم به نیروهای سرکوب گر حق مردم است!

فرستادن به ایمیل چاپ
جوانان کمونیست ۴۳۸

با سلام به بینندگان عزیز این برنامه

این روزها بعد از خیزش ۶ دی‌  به بحث و گفتگویی از جانب برخی از شخصیتها و نیروهای اپوزیسیون دامن زده شده مبنی بر اینکه خشونت بد است و باید از خشونت احتراز کرد، مردم نباید به خشونت متوسل بشوند، باید از راههای مسالمت آمیز و قانونی اعتراض کرد و جواب خشونت جمهوری اسلامی را نباید با خشونت داد و غیره.

وقتی انسان این بحثها را میشنود تصور می‌کند که مطرح کنندگان این موعظه ها و نصیحتها یا در ایران زندگی‌ نمیکنند، یا از جائی مثل کره مریخ آمده اند و یا جمهوری اسلامی را با جوامعی مثل سوئد و فرانسه اشتباه گرفتند. و گرنه کسی‌ که در همین ۷ ماه اخیر شاهد این باشد که واقعا چه بر مردم ایران گذشته است، این نوع نصیحتها را کنار می‌گذارد. یک حکومتی هست که به وحشیانه ترین اعمال و شیوه ها بیش از ۷ ماه است که دارد آن جامعه را می‌کوبد، در خیابانها بمردم شلیک میکند، زندان می‌کند، شکنجه می‌کند، تجاوز می‌کند، جوانان مردم را سر به نیست می‌کند، بی‌ هیچ حساب و کتابی‌ فله ای بازداشت می‌کند، دادگاه فرمایشی درست می‌کند، شکنجه گاه ها و زندانهایش مملو از کسانی‌ هست که هیچ گناهی‌ ندارند بجز اینکه  فریاد حق طلبانه خود را بلند کردند و غیره و غیره.

چنین حکومتی در ۶ دی‌ ضربه شصتی از مردم دریافت می‌کند و عملا نیروهای انتظامی آن تار و مار میشوند. این حق مردم است! مردم راه دیگری برای مقابله با این حکومت ندارند. مردم حق دارند و باید به هر وسیله ا‌ی که میتوانند به این حکومت تعرض کنند و نیروهای انتظامی آن را در هم بکوبند، آنها را فراری بدهند و تار و مارشان بکنند، مقراتشان را بگیرند، اتومبیل ها و خودرو ها و موتورهایشان را واژگون کنند، آنها را خلع سلاح کنند.

نمونه ای از این را مردم در ۶ دی‌ نشان دادند. و چیزی حقانی تر از این و چیزی انسانی تر از این و چیزی آزادیخواهانه تر از این نیست که شما نیروهای سرکوب را سر جای خودشان بنشانید و به آنها گوشمالی بدهید و کاری بکنید که دیگر جرات نکنند دست به جنایاتشان بزنند.

این موضع که نباید دست به خشونت زد دو دلیل بیشتر نمی‌تواند داشته باشد، یا اینکه گویندگان این نوع نصیحتها و موعظه ها جامعه ایران را نمی شناسند و آن را با جامعه مثل سوئیس یا سوئد اشتباه گرفتند و یا اینکه واقعا نمی خواهند جمهوری اسلامی سرنگون بشود، نمی خواهند این ماشین کشتار و جنایت از طرف مردم درهم کوبیده بشود. در غیر این صورت هر انسانی‌ که اندکی‌ با واقعیت آشنا باشد متوجه این هست و بسرعت برایش روشن میشود که حقانی ترین عمل و آزادیخواهانه ترین و انسانی ترین عمل این است که به اوباش سرکوبگر و جانی حکومت تهاجم کنیم و برسر جای خودشان بنشانیم.

جواب  استدلالاتی مانند اینکه باید مبارزات قانونی باشد و یا باید مسالمت آمیز باشد روشن است:

می‌گویند باید مبارزات قانونی باشد اولین سوال این است که مگر قوانین در جمهوری اسلامی حقی برای اعتراض و مبارزه قائل است؟ کدام قانون؟ مگر شما میتوانید یک روزنامه در بیاورید و یا یک حزب درست کنید و یا  اعتراضی را سازمان بدهید؟ مثلا آیا میشود علیه خرافات مذهبی‌ و یا برای جدایی مذهب از دولت که حق پایه ای و ابتدایی بسیاری از مردم در کشورهای دنیاست و همه این را قبول دارند، کوچکترین اعتراضی کرد؟ کسی‌ میتواند یک حزب درست کند با پرچم جدایی دین از حکومت؟ و یا یک کتابی‌ بنویسد و یا فیلمی درست کند شعر بگوید در نقد مذهب و خرافات مذهبی‌؟ خوب خون چنین شخصی بنا بر قوانین جمهوری اسلامی حلال است. مگر بر اساس همین قوانین نیست که اصلا در  جمهوری اسلامی کشتار توجیه شده و مشروعیت پیدا کرده، مگر طبق همین قوانین و مصوبات نیست که سنگسار میکنند، کودکان را اعدام میکنند، مگر طبق این قوانین نیست که دست قطع میکنند، پا قطع میکنند، چشم در میاورند، مگر طبق همین قوانین نیست که به دختر ۹ ساله تحت نام ازدواج شرعی تجاوز میکنند؟ این قوانین خودشان جزیی از ماشین خشونت هستند. چطور کسانی‌ که می‌گویند باید قانونی مبارزه کرد متوجه نیستند که یک هدف مبارزه مردم خود همین قوانین ضد انسانی‌، سرکوبگرانه و وحشیانه است. قوانینی که حتی در همان ۱۴۰۰ سال پیش هم عقب مانده بودند.

این که باید در چهارچوب قانون مبارزه کرد برای جامعه ای صدق می‌کند و معنی‌ میدهد که طبق قانون اعتراض، مبارزه، تحزب و اعتصاب آزاد باشد. در جامعه‌ ایران نه آزادی عقید وجود دارد، نه آزادی مطبوعات، نه آزادی بیان، نه آزادی تحزب، نه آزادی مبارزه و اعتراض. و همه هم بنابر قوانین جمهوری اسلامی. این قوانین از سر تا ته از قانون اساسی‌ تا قوانین قصاص تا قوانین مدنی و اجتماعی  جمهوری اسلامی عقب مانده، ارتجاعی و ضد انسانیست و باید جارو بشود و یک هدف مبارزه ما مردم جارو کردن همین قوانین است.

می‌گویند باید مبارزات مسالمت آمیز باشد. مبارزات مسالمت آمیز هست ولی‌ وقتی به یک راهپیمایی‌ مسالمت آمیز، به یک اعتصاب مسالمت آمیز، حمله میکنند، شلیک میکنند، همینطور فله ای و دسته دسته بازداشت میکنند و در زندانها شکنجه و تجاوز میکنند و جوانان مردم را سربه نیست میکنند آن موقع عامل و اساس این خشونت، آن دولت با تمام قوانین و نیروهای سرکوبگر آن است که باید از جلوی پای مردم جارو بشود. این نوع حکومتهای دیکتاتور و سرکوبگر هیچ کدامشان با زبان خوش کنار نرفتند. انقلاب باید تعرض کند، باید تهاجم کند باید قیام کند. باید علیه اینها بلند شد و آنهارا جارو کرد.

ما خواهان جامعه ای هستیم که در آن هیچ خشونتی نباشد. از جانب دولت و هیچ دار و دسته و هیچ فرقه و حزب و گروهی از جامعه. خواستار جامعه ای هستیم که انسان ها در آن در کمال مسالمت و صلح و انسانیت زندگی‌ کنند. ولی‌ مساله این است که مانع‌ اصلی‌ در برابر رسیدن به چنین جامعه ای جمهوری اسلامی است که تا دندان مسلح است، انواع و اقسام اوباش سرکوبگرش را سازمان داده است و به جان مردم انداخته است. راه رهایی از این جهنم فقط یک چیز است، باید تعرض و تهاجم کرد. قیام حق ما مردم است. تعرض و تهاجم به نیروهای سرکوبگر و آدمخوار جمهوری اسلامی حق ما مردم است. این حکومت خونخوار و جانی روز ۶ دی‌ضرب شصتی از مردم دریافت کرد، باید در همین جهت مردم بیشتر پیش بروند. باید صفوف خودمان را متشکل کنیم، باید تدارک ببینیم، باید آماده باشیم برای تهاجم بیشتر، برای تعرض بیشتر، برای قیام کوبنده و سراسری علیه حکومت، برای اینکه کل ماشین سرکوب، شکنجه، کشتار و نیروهای نظامی و انتظامی حکومت را در هم بکوبیم، تار ومار کنیم و این حکومت خونخوار را به زیر بکشیم.

انقلاب خشونت نیست، انقلاب پاسخ انسانهای متمدن، آزادیخواه و برابری طلب به خشونت است. انقلاب تنها راه خلاصی از خشونت است.

شاد و پیروز باشید.

مطلب فوق متن پیاده شده ویدئوی ۱۰ دقیقه ای حمید تقوائی در تاریخ ۲۴ دیماه ۱۳۸۸ است. با تشکر از نازیلا صادقی برای پیاده کردن و ادیت اولیه این متن. ج.ک

  Share/Bookmark

آخرین مقالات