یادداشتهایی بر یک انقلاب (56)
در اینکه 22 بهمن یک روز طوفانی در مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی و تعرض انقلاب جاری خواهد بود، تردیدی نیست. سوال این است که 22 بهمن تا کجا پیش خواهد رفت؟ با جمهوری اسلامی چه خواهد کرد؟
از مدتها پیش صحبت مردم این است که "در 22 بهمن کارشان را تمام میکنیم". همه جا، در تهران و شهرستانها، در محافل مردم لحن و مضمون صحبت ها از شرکت وسیع در تظاهرات 22 بهمن و عزم راسخ در حمله به مراکز حکومت حکایت دارد. فقط حرف زدن هم نیست. از ده روز مانده به 22 بهمن مردم حتی عملا مشغول تمرین تسخیر زندان اوین و آزاد کردن اسیران خود شده اند.
رژیم اسلامی بخوبی اینها را میداند. بنحو دیوانه واری دست به دستگیری و ارعاب زده و به جنگ اینترنت و اس.ام.اس و ماهواره رفته است. نکته جالب اینجاست: با ضربه خردکننده ای که در 6 دی ماه (عاشورا) دریافت کرد، رژیم از پیش پذیرفته که قادر نیست با سرکوب و ارعاب مانع قدرتنمایی انقلاب مردم در 22 بهمن شود. امید خود را به میدان آوردن جمعیت کرایه ای، در بوق کردن آن در صدا و سیما و قطع کردن همه ابزارهای اطلاع رسانی مردم انقلابی بسته است. مقابله با انقلاب و مردم با جمعیت کرایه ای و تبلیغات صدا و سیما؟! این عرصه ای است که در همان 22 خرداد (و راستش یکی دو هفته قبل از 22 خرداد) در آن شکست خورده بودند. شکست خورده بودند که خامنه ای در نماز جمعه نعره کشید و فرمان حمله داد و بعد زدند و کشتند و کهریزک راه انداختند و اعدام کردند و به جایی نرسیدند. حالا بعد از شکست مهلک در 6 دی میخواهند دوباره به همان نقطه صفر برگردند و اینبار بهتر ظاهر شوند و ببرند؟ واقعا عقلشان را از دست داده اند. حتی متوجه نیستند که نقطه صفر فرسنگ ها پشت سر ما است و حضرات به هزیمت افتاده در حال فرار از دست انقلاب اند. در واقع متوجه اند. چاره ای ندارند جز آنکه خود را فریب دهند. اینها مثل شاه نیستند که بگویند "صدای انقلاب شما را شنیدیم" و بعد مملکت را ترک کنند. اینها جایی ندارند که بروند. اینها مثل نازی ها هستند. باید مثل هیتلر خودکشی کنند. پس تا وقتی که مردم خانه هایشان را فتح نکرده و از مخفیگاه ها بیرونشان نکشیده اند، مجبورند یک جوری خود را فریب دهند.
باری، بهترین حالت برای جمهوری اسلامی این است که روز 22 بهمن را با نمایش دادن جمعیت ساندیسی و با قطع کردن راههای ارتباطی مردم با دنیای خارج و با حفاظت شدید از مراکز دولتی از سر بگذراند. به این امید که 23 بهمن هنوز بر سر کار باشند و فکری به حال زار خود کنند. از آنسو، مسلم است که در 22 بهمن تهران و شهرهای بزرگ بدست مردم خواهد افتاد و رژیم و جمعیت کرایه ای اش در محاصره انقلاب مردم خواهند بود. حال سوال واقعی این است که آیا مردم این قدرت خود را می بینند ولی از کنار آن میگذرند و به دادن شعار و تظاهرات و نمایش قدرت اکتفاء میکنند و به خانه میروند؟ تا باز روز 23 بهمن همین اوباش را با دروغ های نفرت انگیزشان در صدا و سیما ببینند که کرکری میخوانند و اعصابشان را خرد می کنند؟
اینجاست که رژیم اسلامی به عملکرد جناح مغلوب خود، به موسوی و کروبی و خاتمی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت و غیره نیز دل بسته است. اطلاعیه های این حضرات ضمن دعوت وسیع مردم به تظاهرات 22 بهمن سرشار از این است که "الله اکبر و یاحسین" بگویید، "ساختار شکنی نکنید"، در چهارچوب "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" باقی بمانید. اینها خودشان هم میدانند که مردم مدتهاست از چهارچوب ها عبور کرده اند و عمومی ترین شعارشان "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر اصل ولایت فقیه"، "خامنه ای قاتله" و نظیر این است. اینها با فراخوان "شعار ساختار شکننده ندهید" در واقع دارند تلاش میکنند تا اصل مساله، یعنی اینکه مردم در 22 بهمن با جمهوی اسلامی چه میکنند را کلا خط بزنند. اینها هم مثل جناح غالب جمهوری اسلامی به خودشان دروغ میگویند تا شاید دیگران هم باور کنند. اینها نیز همه امیدشان این است که مردم به همان شعارهای خودشان ولو ساختار شکنانه اکتفاء کنند، ولی به خانه برگردند. تا آنوقت اینها هم نفسی به راحتی بکشند و در 23 بهمن با دیکتاتور مفلوکتر به "چانه زنی در بالا" بپردازند.
اگر انقلاب حاضر مطابق منطق کنونی خود حرکت کند در 22 بهمن مردم دیگر به خانه برنخواهند گشت. به شعارهای تند و گوشمالی نیروی انتظامی اکتفاء نخواهند کرد. عمل انقلابی فراتر خواهد رفت. پیش بینی دقیق حدود آن دشوار است. اما میتوان گفت مردم در 22 بهمن شهرها و خیابانها را به تصرف خود در خواهند آورد، در صفوف میلیونی زندانها، قوه قضاییه، مراکز دولتی، استانداریها، مجلس و غیره را محاصره خواهند کرد و نشان خواهند داد که حکومت آدمخوار کنونی تنها یک اقلیت بسیار منفور و منزوی است و باید برود. (7 فوریه 2010)
| < قبلی | بعدی > |
|---|


