انترناسيونال ٣٣٤
محمد رضا پويا
صفحه بازتاب هفته
عبور از همه قوانین
در آستانه ٢٢ بهمن سران جنبش ملی اسلامی با انتشار بیانیه و انجام مصاحبه، از مردم میخواهند که "آرامش" خود را حفظ نمایند و از دادن شعارهای رادیکال بپرهیزند. شتاب گرفتن رادیکالیسم در پایین تنها خامنه ای و باند نظامی های در دولت را بوحشت نینداخته است، بلکه اصلاح طلبان حکومتی را هم آنچنان به هراس انداخته که مجبور گردیدند در انظار عموم و بدور از هر گونه دیپلماسی اسلامی به مردم گوشزد کنند که اگر شعارهای رادیکال بدهند، جناح رقیب را بیدرنگ در اغوش خواهند گرفت و دست دوستی و اتحاد به خامنه ای خواهند داد. کروبی بصراحت همین سیاست را اعلام کرد و موسوی بمناسبت بیست و دوم بهمن در مصاحبه خود با سایت کلمه، در مورد "شعارهای افراطی" به اصلاح طلبان دولتی هشدار داده است. موسوی میگوید: "بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است. ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است." موسوی به اصلاح طلبان دولتی یاد آوری میکند که مردم از قانون اساسی عبور کرده اند (عبور از قانون اساسی نام اصلاح طلبانه سرنگونی رژیم اسلامی است) و شعارهای افراطی میدهند. ایشان مابقی یارانش را خبردار میکند که مردم مستقیم بسراغ دین و اعتقادات رفته و میخواهند بساط "دین خوب است، تحجر بد است" را در این مملکت جمع کنند. موسوی میداند که در تظاهرات روز عاشورا یک چرخش بزرگ سیاسی در جامعه بوقوع پیوست. مردم بساط عزاداری اسلامی رژیم را بهم ریختند و با گوشمالی دادن نیروهای سرکوب، گوشه ای از قدرت خود را بنمایش گذاشتند. تکرار این تصویر بمنزله سرنگونی قریب الوقوع جمهوری اسلامی است. از همینرو موسوی از نتایج تغییرات رادیکال اظهار نگرانی میکند: "اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد" . این عاقبت محتوم اصلاح طلبان حکومتی پس از سرنگونی رژیم اسلامی است. این طیف از جنبش ملی اسلامی تا زمانیکه در ساختار و قدرت سیاسی رژیم اسلامی حضور دارد، میتواند ابراز وجود سیاسی کند. این همان "ریسمان اتصالی" است که موسوی به ان اشاره میکند. اما طیف اطلاح طلبان دچار یک تناقض بزرگ است، تناقضی که سرنگونی خواهی مردم به این صف تحمیل کرده است. از یکطرف اینها با مردمی روبرو هستند که سرنگونی رژیم اسلامی در دستور کارشان قرار گرفته است، دارند برایش تاریخ تعيین میکنند و خود را برای اوضاع بعد از سرنگونی اماده میکنند. طیف موسوی- کروبی تلاش میکنند بر سر راه این تصمیم میلیونی ایستگاه ایجاد کنند، تلاش میکنند فتیله جنگ سیاسی جامعه را پایین بکشند و انرا در چهارچوبهای مورد قبول جنبش خود، محدود کنند. تلاشی که به سرانجام نرسیده است و تمام دلنگرانی موسوی هم از همین بی فرجامی مسئله است. از جانب دیگر اینها مجبور به تقابل با جناح رقیب خود هستند. بازگشت اینها به ارگانهای دولتی مانند دولت و مجلس منوط به حذف کامل و یا قسمت قابل ملاحظه ای از جناح راست است. خود این واقعه حتی اگر با کمترین تنش در بالا صورت بگیرد، از نگاه مردم به شرایطی خواهد انجامید که در انتهای آن رژیم اسلامی سرنگون خواهد شد. لذا برای طیف موسوی-کروبی روشن است که حضور در قدرت با ترکیب کنونی در بالای رژیم امر ناممکنی است. پرچم اصلاح قانون اساسی موسوی ناظر بر همین شرایط است. میخواهند بمیزانی تغییر کند که حضورشان را در "بالا" تامین کند و به سرنگونی منجر نشود. اما سیر حرکت مردم کل محاسبات اینها را به هم ریخته است و تناقضات این جنبش را عمیقتر کرده است. از یکطرف موسوی و کروبی فتیله اختلافات با جناح رقیب را پایین میکشند، از جانب دیگر دار و دسته سروش و گنجی در خارج کشور با انتشار بیانیه ای خواهان حذف ولایت فقیه از قدرت میشوند. این تناقض دو وجه از یک سیاست واحد در صف اصلاح طلبان حکومتی است. سیاستی که کل تمرکز خود را بر روی تقابل با تغییرات انقلابی، قرار داده است. موسوی و کروبی کماکان در توهم "حکومت اسلامی میانه رو" بسر میبرندد. افغانستان و عراق روی دست معماران اسلام اهلی شده، مانده است. این مدل حکومتی شکست خورد و بساطش جمع شد. این "متوهمین" صرفنظر از تمایلات سیاسی خود، بازیگران تاریخی هستند که سرنگونی جمهوری اسلامی در ان رقم خواهد خورد.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


