فاتح بهرامی / گفت و گو
بررسی انقلاب اکتبر مهمترین واقعه سرنوشت ساز تاریخ مبارزه طبقاتی! “فاکتها و واقعیات”
شنبه, ۱ام مهر, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

انترناسیونال:  مخالفین انقلاب اکتبر مدعی اند که این رویداد نه انقلاب بلکه، دسیسه و توطئه و کودتای گروهی از کمونیست ها به رهبری لنین بوده است. آیا بنظر شما این رویداد یک انقلاب بوده است و طبقه کارگر روسیه در آن نقش کلیدی داشته است؟  بر اساس کدام فاکت ها و واقعیات می توان توضیح داد که انقلاب اکتبر با مشارکت توده ها و بویژه با شرکت فعال طبقه کارگر انجام گرفته است؟

 

فاتح بهرامی: تبلیغات مبتذل و بنجل مخالفین انقلاب اکتبر تازگی ندارد. بورژوازی برای حفظ نظام پوسیده اش در کنار ابزارهای سرکوب به ماشین تبلیغات و دروغ و تحریف و توطئه علیه انقلاب و انقلابیگیری کارگری نیز نیازمند است. مادام که سرمایه داری حاکم است کارخانه های تولید نفرت و دروغ علیه کمونیسم و کارگر و انقلاب کارگری با سرعت کار میکنند و محصولات نکبت بیرون میدهند.

معضل مخالفین انقلاب اکتبر بر سر توطئه و کودتا نیست، بلکه نفس انقلاب کارگری و تاثیرات عظیم و ماندگار آن در جامعه اساس مساله شان است، از این هراسانند که انقلاب اکتبر بعنوان یک الگو و امید برای رهائی از نظام ضد انسانی سرمایه داری نقش ایفا میکند.  و گرنه چرا صد سال پس از انقلاب اکتبر هنوز بورژوازی به سمپاشی علیه لنین و انقلاب اکتبر نیاز دارد؟ چرا وحشت از اکتبر و ترس از انقلابیگیری هنوز کابوس بورژوازی است؟

انقلاب اکتبر نشان داد برپائی حکومت کارگری و برافراشتن پرچم رهائی بشر امکانپذیر است. انقلاب اکتبر نشان داد که طبقه کارگر سازمانیافته تحت رهبری حزب خود میتواند دولت بورژوائی را سرنگون کند و قدرت سیاسی را بدست بگیرد. این انقلاب پراتیک یک طبقه عظیم بود که نشان داد سوسیالیسم امکانپذیر است. پیروزی و شکست انقلاب اکتبر، هر دو، برای طبقه کارگر و برای هر کسی که میخواهد بشریت از نکبت دنیای سرمایه داری رها بشود حاوی درسها و پیامهای مهمی است. یک پیام مهم پیروزی این انقلاب برای امروز است، که این وضعیت دهشتناک تحمیلی سرمایه داری که بشریت را دارد به قهقرا میبرد، میتواند تغییر کند و به استثمار و ستم و تبعیض و نابرابری و جنگ و دیگر مصائب سرمایه داری پایان بدهد.

انقلاب اکتبر مهمترین واقعه سرنوشت ساز تاریخ مبارزه طبقاتی است. این انقلاب محصول پراتیک یک طبقه میلیونی بود که اتفاقا میدانست برای منافع طبقاتی خود مبارزه میکند و طبقه کارگر در ابعاد میلیونی در آن شرکت و حضور داشت بلکه پیشروترین احزاب و تشکلهای کارگری سالها در شکل دادن به این انقلاب نقش اساسی داشتند.

جان رید در مقدمه کتاب “ده روزی که دنیا را لرزاند” درباره طبقه کارگر روسیه و رابطه اش با انقلاب اکتبر نکات جالبی را نقل میکند، میگوید:

“ویلیام انگلیش والینگ در کتاب خویش به نام “پیام روسیه” که شرح مختصری است از انقلاب ١٩٠۵، روحیه کارگران روسی را که بعدها تقریبا همگی در صف بلشویسم قرار گرفتند بدین گونه تشریح میکند:

>آنها (کارگران) میدیدند که حتی آزادترین حکومتها، اگر به دست طبقات دیگر باشد، احتمالا ناچارند مانند گذشته گرسنه باشند… کارگر روسیه انقلابی است، ولی زورگو نیست. دگماتیک نیست، از خرد محروم نیست. او حاضر است پشت باریکادها بجنگد- و میداند که یعنی چه- او در بین کارگران سراسر جهان یگانه کارگری است که این را از روی تجربه شخصی خویش میداند. او آماده است و میخواهد علیه ستمگران- طبقه سرمایه داران- مبارزه کند و تا پایان مبارزه کند. ولی موجودیت طبقات دیگررا از یاد نمیبرد. تنها چیزی که از آنها میخواهد اینست که، به هنگام درگرفتن توفانی که فرا میرسد، آنها در این سو و در آن سو قرار گیرند… آنها (کارگران) تائید میکنند که سازمانهای سیاسی آمریکا از سازمانهای سیاسی آنها بهتر است. ولی آنها به هیچ روی نمیخواهند به جای مستبدی مستبد دیگر را (طبقه سرمایه دار را) بنشانند… کارگران روسیه را در گروههای چند نفری در مسکو، در ریگا، در اودسا، تیرباران و اعدام کردند. آنها را هزار هزار به زندان افکندند، به کویرها و مناطق قطبی تبعید کردند. و آنها همه اینها را به جان خریدند نه به خاطر چیزی مانند امتیازات مشکوک کارگران گلدجیلد یا کریپل کریک…<

بدین سبب است که در روسیه، در بحبوحه جنگ، انقلاب سیاسی به انقلاب اجتماعی تکامل پیدا کرد و سرانجام عالی خود را در پیروزی بلشویسم یافت.”

 

درباره “فاکتها و واقعیات” این رویداد تاریخی بزرگ باید به اسناد و تاریخ این انقلاب رجوع کرد. در میان اسناد مربوط به تاریخ انقلاب اکتبر کتابهای زیر جزو معتبرترین و مطرحترین اسناد هستند و به فارسی ترجمه شده اند و روی اینترنت وجود دارند.

١- تاریخ انقلاب روسیه، لئون تروتسکی – ٣ جلد.

٢- انقلاب بلشویکی، ای.اچ.کار – ٣ جلد.

٣- ده روزی که دنیا را لرزاند، جان رید.

 

انقلاب اکتبر با شعار “همه قدرت به شوراها” به سرانجام رسید. و بنا به نقل مندل از بریل ویلیامز “توده ها ﻗﺪرت شوراﺋﯽ را بیش از برنامه های حزبی یا مجلس موسسان حلال مشکلات خود میدانستند، و تنها بلشویکها بودند که واقعا با قدرت شورائی پیوند داشتند… اینک حزب آنها بود که میتوانست روی موجی از همبستگی توده ای قدرت را کسب کند.” این فقط یک نمونه از  موارد متعدد مشابه در اسناد موجود است که خیلی از آنها بروایت مخالفین بلشویکها و حتی افراد ضد کمونیست است که تاکید دارند بلشویکها دارای نفوذ عظیم توده ای در میان کارگران و سربازان و مردم زحمتکش بودند. اما بورژوازی مشکلش نفهمی و کمبود اطلاعات نبوده و نیست، امرشان دفاع از مالکیت خصوصی و بربریت سرمایه داری است.

اما یک گوشه این بحث و کلا مساله “کودتای اقلیت” به این برمیگردد که بورژوازی و حتی بخشی از چپهای سابق از موضع دمکراسی انقلاب اکتبر را از این جنبه زیر سوال میبرند که لنین و بلشویکها اکثریت شوراها را با خود نداشته اند. پاسخ قاطع به این بورژواها اینست که کمونیستها هر وقت امکان گرفتن قدرت سیاسی را داشته باشند، حتی اگر در اقلیت باشند، یک آن معطل نمیشوند و نباید بشوند و کوچکترین ارزشی برای این نوع انتقادها نباید قائل شد. گرفتن قدرت از دست بورژوازی مستلزم داشتن اکثریت نیست. باوجودیکه در ماه اکتبر لنین و بلشویکها در شوراها اکثریت داشتند اما مخالفین انقلاب اکتبر ساز خود را میزنند. این بحثی درچهارچوب حزب و قدرت سیاسی است که باید جداگانه مورد بحث قرار بگیرد.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com