علی جوادی / گفت و گو
گفتگو با علی جوادی در باره رفراندوم در کردستان عراق
شنبه, ۶ام آبان, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

انترناسیونال ٧٣۵

دولت های عراق، جمهوری اسلامی و ترکیه در اقدامی هماهنگ ابتدا تلاش کردند با تهدید و فشار سیاسی و دیپلماتیک مانع برگزاری رفراندوم گردند. فشارها و تهدیدها کارساز نبود. بلاخره با توطئه و حمله نظامی که به تصرف کرکوک و چند شهر دیگر انجامید به تقابل با رفراندوم روی آوردند. به این ترتیب نتایج رفراندوم و استقلال کردستان در پرده ابهام فرو رفت. شرایط تازه باعث طرح سئوالات و انتقاداتی نسبت به حامیان برگزاری رفراندوم واستقلال کردستان شده است که لازم است به آنها پرداخته شود. در این مورد گفتگویی داریم با علی جوادی.

 

انترناسیونال:توافقات و توطئه های پنهانی نیروهای ناسیونالیست وابسته به اتحادیه میهنی با جمهوری اسلامی و باز کردن درهای قلعه و واگذاری کرکوک و چند شهر دیگر به نیروهای نظامی دولت عراق و حشدالشعبی در ازای کسب برخی امتیازات سیر تحولات را تغییر داد. آیا این روند از پیش قابل پیشبینی بود؟

علی جوادی:تبانی با مرتجع ترین و سیاه ترین نیروهای سیاسی همواره یک رکن سیاست جریانات ناسیونالیست قوم پرست و عشیرتی کرد بوده است. به این اعتبار اتخاذ سیاست بند و بست مزورانه از جانب اتحادیه میهنی و هزیمت و تسلیم بی چون و چرا از جانب حزب دمکرات کردستان عراق، دور از انتظار نبود. اما از آنجائیکه اتخاذ چنین سیاستیدر عین حال مبتنی بر یک چرخش سیاسی دیگر بود، چندان هم قابل پیش بینی در چنین ابعاد و دامنه ای نبود. این رویدادها حتی بسیاری از نیروهای خود این جریانات را هم دچار سرگیجه و شگفتی کرد.تصور چنین هزیمت و خفت و خواری را نداشتند. به هر حال مستقل از هر درجه قابل پیش بینی بودن یا نبودن سیاستهای ناسیونالیسم کرد، ما مستقلا و قائم به ذات از سیاست برگزاری رفراندم و تشکیل کشور مستقل کردستان، یک کردستان آزاد، برابر، سکولار و غیر قومی و غیر مذهبی، دفاع میکنیم.

اما زندگی انگلی در شکاف نیروهای مرتجع منطقه، اتکاء به یکارتجاع در مقابل دیگری بخشی از سیاست همیشگی ناسیونالیسم کرد است. یک نمونه بارز بند و بست این جریانات با رژیم سرکوبگر شاه در مقابله با رژیم ناسیونالیستی و جنایتکار صدام، تا زمانیکه چنین شکافی وجود داشت، است. و سپس خانه نشین شدن ملا مصطفی بارزانی در اطراف تهران، زمانیکه دیگر این شکاف به درجاتی پر شده بود.نمونه دیگر، همکاری حزب دمکرات با رژیم بعث عراق و تصرف شهر اربیل در سال ۱۹۹۶ است. کلا این جریانات بقاء خود را به درجات زیادی مدیون چنین سیاستهای هستند.

به قول منصور حکمت “اتحادیه میهنى کردستان و حزب دموکرات کردستان بارها نشان داده اند که نه فقط هیچ جایى در تلاش تاریخى مردم کردستان عراق براى رهایى از ستم ملى و تبعیضات اجتماعى ندارند، بلکه خود جزو اولین موانعى هستند که باید از سر راه مردم و مبارزه آزادیخواهانه آنها کنار زده شوند. رهایى مردم کردستان بدون خلاصى از سلطه این احزاب ارتجاعى و پایان دادن به میداندارى آنها در صحنه کردستان ممکن نیست.” (منصور حکمت ۱۹۹۶)

این رویدادها بار دیگر بر این ارزیابی ما صحه گذاشت که ناسیونالیسم حتی در دفاع از طرح استقلال مناطق کرد نشین از عراق ذره ای  آزادیخواهی و برابری طلبی و یا پیشروی به سوی یک زندگی بدون ستم ملی و نا برابری و تبعیضات ملی و قومی را نمایندگی نمیکند. هدفشان در هر شرایط سهم بری از قدرت سیاسی حاکم است. جامعه و مطالبات مردم برای این جریانات تنها پلکانی برای رسیدن به قدرت هستند.

انترناسیونال: برخی می گویند شرایط برای برگزاری رفراندوم مناسب نبود. توازن قوا برای رفراندوم مهیا نبود. یک باور در میان برخی از نیروهای چپ این بود که رفراندوم تحت هدایت نیروهای ناسیونالیست به تقویت آنها منجر می شود. از اینرو قابل پشتیبانی نبود. حزب کمونیست کارگری از برگزاری رفراندوم حمایت کرد. بنظر شما برگزاری رفراندوم درست و قابل پشتیبانی بود؟

علی جوادی:سیاست عمومی ما برای فیصله دادن به مساله ملی، برگزاری رفراندم و مراجعه به آراء مستقیم مردم است.در عراقما خواهان برگزاری یک رفراندم آزاد در مناطق کردنشین بمنظور حل مساله ملی و کنار زدن رو در رویی های ملی و قومی هستیم. مساله ای که محصول تلاش ارتجاعی نیروهای رنگارنگ ناسیونالیستی است. از نقطه نظر ما چنین رفراندمی می بایست تحت نظارت مراجع رسمی بین المللی برگزار شود. بعلاوه،رفراندم تنها در شرایطی به معنای واقعی کلمه آزاد خواهد بود که مردم تحت فشار و ارعاب و تهدید هیچ نیرویی نباشند و فعالیت احزاب و نیروهای سیاسی بمنظور آشنا کردن توده های مردم با سیاستهایشان کاملا تضمین شده و بدون قید و شرط در یک دوره حداقل شش ماهه باشد. توازن قوا و موقعیت نیروهای ناسیونالیست در زمان برگزاری رفراندم یکی از پیش شرطهای برگزاری یک رفراندم آزاد نیست. نمیتوان زمان برگزاری رفراندم را به تفوق سیاسی نیروهای چپ و کمونیست موکول کرد. این “پولتیک” زدنها بخشی از سیاست ما کمونیستهای کارگری نیست.

اما آیا رفراندم در مناطق کردنشین عراق در چنین شرایطی برگزار شد؟ نه تماما! جامعه زیر تیغ تهدید نیروهای مرتجع منطقه از حکومت قومی – مذهبی در عراق گرفته تا جمهوری اسلامی در ایران و همچنین دولت اسلامی ترکیه قرار داشت. به این فضای تهدید و ارعاب باید سیاست سازمان ملل و آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی را اضافه کنید، تهدید برای عدم برگزاری رفراندم و مقابله با آراء مردم زمانیکه رای به جدایی دهند، بطور همه جانبه ای بر بالای سر جامعه قرار گرفته بود. آیا احزاب مخالف و موافق اعم از راست و چپ از آزادیهای بی قید و شرط و برابری برخوردار بودند؟ باز هم باید گفت که نه تماما! اما امکان ابراز وجود سیاسی به درجاتی قابل قبولی موجود بود. احزاب و نیروهای سیاسی از آزادی عمل نسبی و معینی برخوردار بودند.

آیا رفراندم منتج به تقویت نیروهای ناسیونالیست کرد شد و اگر چنین میشد، نباید از برگزاری رفراندم استقبال میشد؟ بنظر من نه برگزاری رفراندم منتج به تقویت نیروهای ناسیونالیست کرد شد و نه اگر چنین میشد ما باید الزاما تغییری در سیاست اصولی مان برای برگزاری رفراندم و حل این معضل تاریخی مردم در کردستان عراق ایجاد میکردیم. این تبلیغات صرفا نشانگر کوته بینی برخی جریانات چپی است که از قرار نیات خیر و حسنه خود را با ارزیابی های غلط در هم آمیخته اند. حال زار و چند دستگی و بحرانی که اکنون دچار آن شده اند، نشانی از تقویت نیروهای ناسیونالیست نیست. شاید گفته شود که این وضعیت در هم ریخته و چند پارگی نیروهای ناسیونالیستی ناشی از تعرض ارتجاعی دولت عراق و حمایت گسترده نیروهای تروریست اجاره ای حشد الشعبی و غیره هستند. واقعیتی است. اما حتی اگر چنین چرخش ارتجاعی در مواجهه با رفراندم صورت نمی گرفت ما شاهد تقویت ناسیونالیسم کرد نمی بودیم. واقعیت این است که ناسیونالیسم کرد از وجود مساله ملی و رو در رویی های ملی و قومی تغذیه میکند. زندگی سیاسی اش بر این خصومتهای کور و ضد انسانی بنا شده است. و هر درجه حاشیه ای شدن مساله ملی منجر به زوال این برگ ناسیونالیسم و به جلو آمدن مساله اصلی جامعه طبقاتی یعنی تقابل کار و سرمایه و تشدید مبارزه طبقاتی خواهد شد. کمونیسم کارگری از این تقابل اجتناب نمیکند، بر عکس به استقبال آن میرود.

از طرف دیگر ما به شرط چاقو و به شرط پیروزی وارد هر جدالی نمیشویم. ما به شرط پیروزی اعتصاب نمیکنیم. ما به شرط پیروزی قیام نمیکنیم. ما به شرط پیروزی به تدارک و سازماندهی انقلاب نمی پردازیم.

بعلاوه، ما زمان برگزاری رفراندم را تعیین نکردیم. ما فراخوان روز رفراندم را ندادیم. دولت اقلیم کردستان چنین کرد. واقعیت این است که حزب دمکرات کردستان بمنظور حاشیه ای کردن رقیب خود، اتحادیه میهنی و بمنظور فرار از فشار توده های مردم زحمتکش علیه دولت اقلیم کردستان، علیرغم سیاستهای پیشین خود، برگزاری رفراندم را در دستور کار حکومت اقلیم کردستان قرار داد. در چنین شرایطی یک نیروی کمونیستی کارگری تنها میتواند سیاست خود را در قبال این مساله تعریف کند.

سیاست ما از زمان حمله نظامی آمریکا و اعلام منطقه پرواز ممنوعه بر فراز مناطق کردنشین عراق، برگزاری رفراندم و تعیین تکلیف سیاسی و حقوقی مردم محروم و ستمدیده این منطقه بود. مردم مناطق کرد نشین عراق حق داشتند تا نظر خود را در مورد آینده حقوقی و سیاسی این مناطق در پس یک رفراندم آزاد اعلام کنند. حزب کمونیست کارگری حق جدایی مردم مناطق کرد نشین از عراق و تشکیل یک دولت مستقل از طریق یک پروسه انتخاب آزاد را برای مردم کردستان به رسمیت میشناسد. این یک سیاست اصولی برای پایان دادن به مساله ملی و تخاصمات و کشمکشهایی ملی در جامعه است. ما از این سیاست اصولی قویا دفاع میکنیم. ما هرگونه بند و بستی و توافقی که از بالای سر مردم کردستان میان نیروهای اقلیم کردستان و دولت عراق صورت پذیرد را فاقد هرگونه مشروعیت سیاسی دانسته و قویا محکوم میکنیم.

انترناسیونال: کسانی هم معتقد بودند استقلال راه حل درست و اصولی نیست و لذا راه حل را در یک عراق فدرال می دانند. اما کردستان عراق بیش از یک ربع قرن بصورت فدرال و حتی با حقوق خیلی بیشتر از فدرال اداره می شد. چرا فدرالیسم پاسخگو نبود؟

علی جوادی: فدرالیسم پاسخگو نبود چرا که بر خلاف بسته بندی و ظاهر اعلام شده آن در واقع طرحی برای پاسخگویی به معضلات و کشمکشهای ناشی از تخاصم ملی و قومی نیست. ما همواره اعلام کرده ایم که فدرالیسم نه تنها راه حلی برای پایان دادن به خصومتهای قومی و ملی در جامعه نیست بلکه بر عکس نسخه ای تماما ارتجاعی برای ابدی کردن و قانونیت بخشیدن به این خصومتها و دشمنی ها است. مگر میشود جامعه را به قومیتها و اقوام و ملیتها تقسیم کرد، برچسب و هویت لعنتی قومیت را بر پیشانی مردم در جامعه زد و انتظار داشت که چنین تقسیم بندی و سازمانیابی جامعه منجر به از بین رفتن چنین کشمکشهایی شود؟ اصولا یک هدف چنین نیروهایی تضمین تداوم چنین خصومتهایی است. این خصومتها را شکل داده اند. بذر آن را پاشیده اند. خود خالق و مسبب جنایتهای قومی و ملی بیشماری بوده اند. از این رو نیز شالوده های دولت مورد نظر خود را بر آن استوار کرده اند. ما عمیقا معتقدیم که تشکیل دولت بر مبنای قومیت و ملیت و مذهب یک تلاش عمیقا ارتجاعی و ضد انسانی است. هر جریانی که از فدرالیسم و سازمانیابی قومی جامعه دفاع میکند، از نقطه نظر ما یک جریان ارتجاعی است. آیا تجربه فدرالیسم در عراق چیزی خلاف این واقعیت را نشان میدهد؟ آیا جامعه بشری صدمات کمی از کشمکش ها و فجایع قومی و ملی دیده است؟ آیا گورهای دسته جمعی و کشتارهای دهشتناک قومی در روواندا و یوگسلاوی به فراموشی سپرده شده اند؟

انتظار دیگری از طرفداران فدرالیسم نمیتوان داشت. این جریانات بنا به تعریف نمیتوانند مدافع برگزاری رفراندم و جدایی و تشکیل کشور مستقل به عنوان یک گزینه در این چهارچوب باشند. فدرالسیم به این جریانات امکان میدهد که در یک بست و بند ارتجاعی با نیروهای حاکم از بالای سر مردم، سرنوشت بخشی از جامعه را در دست بگیرند. این یک مزیت فدرالیسم برای جریانات است.

صد بار و هزار بار دگر باید گفت و تاکید کرد که فدرالیسم طرحی مترادف و یا متضمن از بین رفتن ستم و تبعیض و نابرابری نیست. نابرابری و ستم ملی در این سیستم نهادینه و ابدی شده است. آیا در حکومت فدرالی اقلیم کردستان افراد منتسب به “عرب” میتوانند در مقام مسئول قرار گیرند؟ آیا شهروندان منتسب به  ملت”الف” میتوانند از حقوق و اختیارات برابر در حکومت فدرال ملت “ب” برخوردار باشند؟ آیا در اقلیم کردستان چنین بود؟ نفس شکل دادن هر نوع حاکمیتی به نام یک “ملت” و قرار دادن هویت قومی و ملی به عنوان مبنای حقوقی و سیاسی وجود یک کشور، خود بنا به تعریف ناقض حق برابر و آزاد تمامی شهروندان یک جامعه است. ارتجاعی و ضد انسانی است.

انترناسیونال: برخی از نیروها مراجعه به آراء مردم را ظاهرا قبول داشتند، اما تاکید میکردند که سرنوشت کردستان عراق با همه پرسی از همه اهالی کشور عراق باید تعیین شود. اصولا همه پرسی به چه صورت باید باشد؟

علی جوادی: این سیاست اعلام شده جریانات ناسیونالیسم حاکم است. در میان نیروهای سیاسی در ایران حزب مشروطه دارای چنین سیاستی است. از قرار موافق برگزاری رفراندم هستند، اما رفراندمی که در تمام عراق صورت پذیرد. طرحشان بیشتر به شوخی و مزاح شبیه است. جدی نیست.این سیاست فاصله چندانی با سیاست “الحاق اجباری” و استفاده از “نیروی نظامی” برای “ملحق نگهداشتن” و یا مقابله نظامی با “تجزیه طلبی” ندارد. حق جدایی، حق مردمی است که کشمکشهای قومی و ملی همزیستی مسالمت آمیز میان بخشهای مختلف جامعه را عملا به هر دلیلی غیر ممکن کرده است. سرنوشت مردم کردستان عراق را تنها و تنها باید خود مردم کردستان عراق در یک پروسه آزاد تعیین کنند. هرگونه دخالت دولت مرکزی و یا توده مردم “ملت بالا دست” بنا به تعریف ناقض این حق اولیه مردم است.

بعلاوه، این جریانات پرونده قطوری از سرکوبگری و مقابله با “تجزیه طلبی” در تاریخچه خود دارند. از قرار این روزها پس از “تعمق” بسیار، “مدرن” و “لیبرال” شده و دست بردن به “اسلحه” و به پا کردن”چکمه های نظامی” خود را چندان مناسب و مد روزنمیدانند. این سیاست هم از قرار یک نتیجه سیاست عمومی ناسیونالیستی “هنر نزد ایرانیان است و بس” میباشد.

ما به عنوان یک اصل عمومی، خواهان زندگی مردم منتسب به ملیتهای مختلف در چهارچوبهای کشوری بزرگتر بعنوان شهروندان آزاد و برابر و متساوی الحقوق هستیم. اما در شرایطی که وجود ستم و مساله و کشمکش ملی و قومی در جامعه همزیستی مسالمت آمیز مردم را در چهار چوبهای کشوری موجود دشوار و مشکل میکند، ما خواهان حق جدایی و تشکیل دولت مستقل از کانال مراجعه مستقیم به آراء خود آن مردم هستیم.

اما برسمیت شناسایی حق جدایی در جوامعی که از مساله ملی رنج میبرند الزاما به معنای توصیه جدایی در هر موردی نیست. ما در مواردی که قویا محتمل باشد که جدایی و تشکیل کشور مستقل مردم را از حقوق مدنی پیشروتر و برابر تر و انسانی تر برخوردار میکند، رای به جدایی میدهیم.

انترناسیونال: در این میان کسانی هم از موضع ظاهرا چپ بر شعار تسلیح توده ای و مقاومت مسلحانه تاکید داشتند و دارند.اینها تا آنجا پیش رفتند که مردم کردستان را به قیام علیه حاکمین اقلیم تشویق می کنند و حتی شعار معروف لنینی تفنگ ها بطرف دولت خودی را طرح می کنند. بنظر میاید اینها سیاست و راه حل را از میان کتابها و نه واقعیت زنده استنتاج می کنند. در این مورد چه نظری دارید؟

علی جوادی: گفته معروفی است که میگوید جنگ ادامه سیاست است. بیان گویایی است. این مساله در مورد مبارزه نظامی هم به نوعی صادق است. اتخاذ و در دستور قرار دادن سیاست نظامی توسط یک سازمان و حزب سیاسی معمولا ادامه و گوشه ای از سیاست عمومی این حزب است. مجزا از آن نیست. آیا شرایط سیاسی و کشمکشهای موجود در جامعه ضرورت اتخاذ سیاست نظامی و دست بردن به اسلحه را برای مقابله با نیروهای سرکوبگر طبقه حاکمه و یا متجاوز در دستور قرار داده است؟ در صورت دادن پاسخ مثبت به چنین سئوالی معمولا میتوان وارد چنین عرصه ای شد و پاسخ تاکتیکی روشنی به مساله بعد نظامی در سیاست روز داد. اقدام نظامی و بدست گرفتن اسلحه در مبارزه سیاسی عرصه ای مستقل از سیاست و استراتژی سیاسی و اهداف و چشم اندازهای سیاسی نیست. حداقل برای ما کمونیستهای کارگری اینطور نیست.

بنظر من سیاست تسلیح توده ای مردم در کردستان در شرایط اولیه پس از حمله ارتش عراق به کرکوک یک سیاست کاملا آوانتوریستی بود که عملا در خدمت جریانات ناسیونالیست حاکم در عرصه سیاست کردستان قرار میگرفت. به چند دلیل ساده! آیا نیروی فراخوان دهنده خود رهبری و هدایت مردم مسلح را در دست خواهد داشت؟ آیا این سیاست فراخوانی به مردمی است که چشم به سیاستهای حزب و جریان معینی دوخته اند؟ کدام نیرو و یا نیروهایی رهبری و هدایت مردم مسلح را در دست خواهند داشت؟ آیا مسلح بودن در عین حال مترادف با رادیکالیسم سیاسی است؟ تسلیح عمومی ادامه کدام سیاست مبارزاتی توده ای است؟ یک حلقه سیاسی از کدام مجموعه سیاسی و مبارزاتی و مقاومت توده ای است؟

ما عمیقا بر این باوریم که باید مردم را از شر سلطه جریانات قوم پرست و ناسیونالیست خلاص کرد. این جریانات ذره ای منفعت مردم توده های مردم تحت ستم در کردستان عراق را منعکس نمیکنند. این نیروها یک مانع جدی و تعیین کننده در پیشروی مبارزات توده های مردم در اقلیم کردستان هستند. اما اقدام نظامی علیه این جریان در شرایطی که ارتش آمریکایی عراق و لشگر اجاره ای حشد الشعبی به اقدام نظامی علیه کرکوک و شهرهای حومه توسل جسته است، اگر نشان همسویی با این نیروها نباشد، حداقل نشان بی خردی و پرت بودن از اوضاع است. این جریانات را نباید چندان جدی گرفت!

انترناسیونال: با همه این تفاصیل آیا بنظر شما برگزاری رفراندوم استقلال درست بود؟

علی جوادی: بدون تردید!

انترناسیونال: آیا می توان سیر حوادث بعدی را ترسیم کرد؟ مثلا اشغال همه نقاط کردستان توسط دولت مرکزی عراق ممکن است؟ آیا دولت فدرال و اقلیم باقی خواهند ماند؟ و یا آنطور که طرح و نقشه های سلیمانی-طالبانی انتشار یافته است، کردستان عملا به دو اقلیم تقسیم می شود؟

علی جوادی: وضعیت حاضر بسیار سیال است. اما علیرغم همه ناروشنی های سیاسی من فکر نمیکنم که دولت مرکزی عراق چنین سیاستی را در دستور داشته باشد و یا بخواهد در دستور قرار دهد. هدف این جریانات تصرف کرکوک و منابع نفتی آن و شهرهای حومه و باز گرداندن نیروهای اقلیم کردستان به دوران پس از حمله داعش بود. به دنبال به تسلیم کشاندن نیروهای اقلیم کردستان بودند. به این هدف خود با به سازش کشاندن اتحادیه میهنی و تسلیم و هزیمت نیروهای حزب دمکرات دست یافتند.

اینکه دولت اقلیم در کردستان نتواند به عنوان یک مجموعه واحد عمل کند، سیاستی است که بنظر منافع روشنی برای حکومت مرکزی عراق و همچنین بخشهایی از اتحادیه میهنی به دنبال خواهد داشت. در پس این سیاست، برخی از دستجات ناسیونالیستی نیز میکوشند قدرت گیری خود را آزمایش کنند. چنین سیاستی، تقسیم اقلیم کردستان، میتواند یکی از احتمالات آتی باشد.

انترناسیونال: در اطلاعیه رسمی و در تبلیغات حزب کمونیست کارگری ایران تاکید می شود که رای مردم کردستان را نمی توان نادیده گرفت. معنی این حرف چیست؟

علی جوادی: مردم رای خود را داده اند. اعلام کرده اند که خواهان جدایی و ایجاد کشور مستقل در مناطق کردنشین عراق هستند. این رای را نمیشود نادیده گرفت و یا به تاریخ سپرد. این واقعه اکنون بخشی از موجودیت سیاسی جامعه کردستان عراق است. تاریخ تحولات آتی این جامعه از این پس تحت الشعاع این رویداد قرار خواهد گرفت. این رای نشان آراء و خواست مردم برای شکل دادن به کشوری مستقل در کردستان عراق است. یک رکن جدال بر سر آینده کردستان عراق است. مردم نشان دادند که خواهان پایان دادن به فدرالیسم تحت چهارچوب عراق و همچنین پایان دادن به مساله و خصومت ملی هستند. نیروهایی که این رای مردم را ابزار بند و بست و تبانی کردند، نباید جایی در تحولات سیاسی آتی داشته باشند.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com