علی جوادی / گفت و گو
جایگاه مجاهدین در تحولات سیاسی ایران
یکشنبه, ۱۸ام تیر, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

نگاه روز: گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین- اول ژوئیه، ۱۰ تیر، با حضور تعدادی از چهره‌های سیاسی از کشورهای مختلف از جمله رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و مشاور غیررسمی دونالد ترامپ و همچنین ترکی فیصل، رئیس سابق سازمان اطلاعات عربستان سعودی، در پاریس پایتخت فرانسه برگزار شد. نظر علی جوادی را در باره این نشست و پیامدهای سیاسی آن جویا می شویم.

نگاه روز: نشست سالانه سازمان مجاهدین پر سر و صدا ، پر زرق و برق و پر جمعیت برگزار می شود. آیا همین عمل سازمان مجاهدین نشان نمی دهد این سازما ن نیروی اصلی اپوزیسیون علیه جمهوری اسلامی است؟

علی جوادی: بهیچوجه! بهیچوجه! اجازه دهید به تک تک این صفاتی که برشمردید بپردازم. این مراسم “پرجمعیت” بود، اما اکثریت قریب به اتفاق جمعیت حاضر در این مراسم فعالین سیاسی هیچ عرصه خاصی از مبارزات رادیکال و آزادیخواهانه در جامعه نیستند. این جماعت فعالین جنبش آزادیهای بی قید و شرط سیاسی در جامعه نیستند. این جماعت فعالین جنبش آزادی و برابری بی قید و شرط زن و مرد در جامعه نیستند. این جماعت فعالین جنبش جدایی دین از دولت، سکولاریسم و مذهب زدایی در جامعه نیستند. این جماعت فعالین جنبش خلاصی فرهنگی و خلاصی از نکبت عقب ماندگی و تحجر فرهنگی و اجتماعی در جامعه نیستند. نه! جمعیت خاموشی اند که نظر به امکانات سازمانی و قدرت مالی این جریان در یک سالن گرد آورده شده اند.

این مراسم “پر زرق و برق” بود چرا که هدف چنین مراسم و نشست سالانه ای اصولا سیاست گذاری، بحث و تبادل نظر و اتخاذ تصمیمات سیاسی نیست. قرار نیست در این نشست ها قطعنامه و قرارهای های سیاسی در زمینه چگونگی پیشبرد مبارزات گسترده و عدیده اجتماعی به رای گذاشته شود. قرار نیست در این نشست ها سمینار و کنفرانسی برگزار شود. این نشست سالانه یک فرقه مذهبی است. این نشست سالانه نیرویی از جنس کنترا است. مراسمشان هم طبیعتا شکل و شمایل اهداف فرقه ای مورد نظر این جریان را دنبال میکند.

این مراسم “پر سر و صدا” بود چرا که اصولا “سر وصدا”، نه تبلیغ و ترویج، نه روشنگری و آگاهی سیاسی، نه سازماندهی، نه رهبری سیاسی اعتراض و اعتصابتنها اهرم فعالیت این فرقه مذهبی است. سر و صدایی که قرار است زمینه های دریافت “اعتبارنامه” سیاسی این جریان به عنوان “آلترناتیو” فردای ایران را از آمریکا و متحدین منطقه ای اش تامین کند.

برگزاری چنین مراسمهایی اصولا نشاندهنده قدرت این فرقه مذهبی بمثابه یک نیروی “اپوزیسیون” نیست. اگر بخواهیم از اجرای چنین نمایشهایی نتیجه گیری ای بکنیم شاید باید گفت که مجاهدین راه و چاه و فوت و فن اجرای مراسمی از جنس کنسرت و رقص و آواز را خوب فرا گرفته اند. شاید بتوانند فردا در یک وادی در خاک عربستان دفتر اجرای چنین کنسرتهایی را باز کنند. اما اطلاق “نیروی اصلی اپوزیسیون” به این جریان بیشتر یک مزاح سیاسی است. این جریان نماینده هیچ بخشی از جامعه نیست. یک نیروی اجتماعی و سیاسی نیست. یک فرقه مذهبی است که راه و رسم تطمیع چهره های اولترا راست و مرتجع را خوب فرا گرفته است. همین!

نگاه روز: سازمان مجاهدین مخالف سرسخت جمهوری اسلامی است آیا شایسته حمایت از سوی همه جریانات سرنگونی طلب نیست؟

علی جوادی: بهیچوجه! بهیچوجه! اجازه دهید اشاره مختصری به سابقه سیاسی این جریان بکنم، شاید بتوان معنای واقی “مخالفت” این جریان با حکومت اسلامی را بهتر درک کرد. واقعیت این است که مجاهدین هیچگاه قائم به ذات و بنا به تعریف هویتی خود، ضد حکومت اسلامی و مبانی سیاسی، عقیدتی و هویتی ضد انقلاب اسلامی حاکم در ایران نبودند. در دوره های شکل گیری و قوام ارتجاع اسلامی در ایران، این جریان در کنار حاکمیت اسلامی بود. خمینی “رهبرشان” بود، طالقانی “پدرشان” و بنی صدر “متحد” سیاسی شان. در زمانی با التماس و استدعا، رجوی و خیابانی، به ملاقات خمینی رفتند و آمادگی خود را برای همکاری و به بازی گرفته شدن اعلام کردند. این جریان بطور همه جانبه ای از جناح بنی صدر در راس قوه مجریه حکومت اسلامی دفاع میکرد. و زمانیکه دعوای جناحهای حکومتی منجر به حذف بنی صدر از حاکمیت اسلامی شد، این جریان هم از حواشی حاکمیت رانده و به “اپوزیسیون” سوق داده شد و به دنبال آن، سیاست و تاکتیک ترور و عملیات انتحاری اسلامی را در دستور سازمانی خود قرار داد. اگر “انحصار طلبی” جریان خمینی و باندش نبود، این جریان کماکان در کنار بنی صدر و حاکمیت اسلامی قرار داشت. مخالفت خوانی امروز سازمان مجاهدین، نتیجه بلافصل سیاستهایشان در قبال یک نیروی ارتجاعی و آدمکش اسلامی نیست.

اما وضعیت امروز این جریان نسبت به گذشته نه چندان دورشان کاملا متفاوت است. این جریان تنها یک نیروی سیاسی راست و مذهبی نیست. بلکه نیروی عمیقا مخرب و ضد اجتماعی است. یک نیروی سناریو سیاهی است. یک نیروی ضد آزادی و ضد برابری است.نه تنها کوچکترین حمایتی از این جریان مجاز نیست، بلکه نیرویی است که عمیقا باید افشاء و طرد شود. یک شرط مبارزه انسانی و انقلابی علیه حکومت اسلامی، طرد این سازمان و واکسینه کردن جامعه در مقابل تحرکات مخرب جریانات این چنینی است.

و باید اضافه کنم که شاخص و معیار ما در حمایت از نیروها و فعالین سیاسی جامعه، یک شاخص سیاسی و اصولی است. ما نیروهای مخرب قوم پرست و فرقه های مذهبی جامعه را افشاء و نقد میکنیم. ما هیچگونه حمایتی از نیروهای دست راستی و ارتجاعی جنبش ناسیونالیسم پرو غربی که بعضا بر علیه رژیم اسلامی هم مبارزه میکنند، نمیکنیم. ما نیروهای رنگارنگ جنبش ملی-اسلامی را که خرده انتقاداتی به زیاده روی جناح حاکم اسلامی دارند، را افشاء و نقد میکنیم. شاخص ما امر آزادی و برابری و سعادت جامعه است، ما دست همه فعالین اجتماعی در عرصه های متفاوت این جنبش عظیم را میفشاریم. ما مردم را به اردوی عظیم کمونیسم کارگری، اردوی عظیم آزادی و برابری و رهایی انسان فرامیخوانیم.

نگاه روز: شخصیت های سیاسی شرکت کننده در این نشست از جمله نماینده غیر رسمی ترامپ و وزیر اطلاعات سابق اطلاعات عربستان را چگونه بررسی می کنید؟

علی جوادی: بسیار روشن است. این جمعی از کثیف ترین و مرتجع ترین نیروهای دول سرمایه داری غرب و متحدین عقب مانده و عشیرتی منطقه ای آن هستند. به همان اندازه جمهوری اسلامی کثیف و ضد انسانی و بعضا متحجرند. جدال و کشمکش این جریانات با جمهوری اسلامی ذره ای، هیچ ذره ای از آزادیخواهی و برابری طلبی را نمایندگی نمیکند. جدال این جریانات، جدال دو قطب تروریسم بین المللی و یکی از معضلات عظیم بشریت امروز است. جامعه بشری تنها با خلاصی از شر هر دو سوی این جدال ارتجاعی روی خوشی و سعادت را خواهد دید.

از طرف دیگر، شما نمیتوانید در کشور “خود” نماینده ضد انسانی ترین گرایشات باشید، مهره ای اساسی در جنبش نئوفاشیسم حاضر باشید، ضد زن و ضد آزادیخواهی و ضد مهاجر باشید، اما در گوشه ای دیگر به صف آزادیخواهی تعلق داشته باشید. ترامپ و جولیانی و جان بولتن همه جا ارتجاعی اند. همه جا مرتجع و ضد آزادیخواهی اند. چنین وارونگی و دو گانگی یک غیر ممکن ریاضی است. واقعی نیست. عملی نیست. به همین اعتبار اگر به دوستان و آشنایان مجاهدین نگاه کنید، به سادگی در می یابید که تصویرشان از آینده و تغییرات احتمالی در ایران چیست؟می بینید که متحدین بین المللی شان چه کسانی هستند؟ می بینید که این جریان کوچکترین ربطی به بشریت متمدن در سطح بین المللی ندارد. می بینید که این جریان در کنار دشمنان کارگر و آزادیخواهی و برابری طلبی و در کنار اردوی میلیتاریسم و قلدری و زورگویی قرار دارد. سگ شکاری بیان گویایی برای توصیف خصلت و نقش سیاسی مجاهدین در تحولات آتی است.

مجاهدین به دنبال دریافت اعتبار نامه “آلترناتیو” حکومت اسلامی از دولتهای قلدر و زورگوی سرمایه داری غرب و متحدین منطقه ای اش هستند. از این رو، چنین جماعت و ترکیبی را،در جلسه سالانه آنها می بینیم. همانطور که اشاره کردم، این جریان قرار نیست، اعتبار نامه خود را از رهبران جنبش کارگری، فعالین ورهبران جنبش آزادی و برابری زن و مرد، از فعالین جنبش آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، از فعالین جنبش لغو بساط اعدام و قتل عمد دولتی دریافت کند. در سناریوی این جریانات، آمریکا و متحدین منطقه ای اش و مشخصا عربستان سعودی باید اعتبار نامه “آلترناتیو” این جریان را امضاء کنند. همین و بس!

اما در همین چهارچوب هم دچار اشتباه محاسبه عظیم شده اند. نه این جریانات دارای چنین قدرتی هستند که با امضای اعتبار نامه مجاهدین به عنوان “آلترناتیو” راه این جریان را برای قدرت گیری فراهم کنند و نه جامعه و نه ما اجازه خواهیم داد.

نگاه روز: آیا پیروزی قطعی مبارزات مردم و برقراری یک جامعه آزاد و برابر و انسانی با وجود نیروهایی چون مجاهدین و احزاب دیگر که در زیر پرچم ترامپ رژه می روند ممکن است؟

علی جوادی: قطعا. اگر ممکن نبود، من و شما و جنبشی به عظمت اجتماع هر روزه، چه آشکار و چه پنهان، در پهنای جامعه در جریان نبود. آنچه که بنظر من کمتر ممکن است، آنچه کمتر شانسی دارد، تکرار سناریوی خونین عراق در جامعه ایران و نقش آفرینی جریاناتی امثال مجاهدین است.

واقعیت این است که سرنوشت آتی جامعه را تلاقی جنبشهای اجتماعی اصلی جامعه، تقابل سه جنبش اجتماعی کمونیسم کارگری، ناسیونالیسم پرو غربی و جنبش ملی – اسلامی تعیین میکند. مجاهدین جایی در این معادله تعیین سرنوشت آتی جامعه ندارند. بز گر گله ملی – اسلامی اند، اما بزی که از خانه و کاشانه خود نیز طرد شده است.

بعلاوه جامعه تیمارستان نیست که در پروسه سرنگونی حکومت اسلامی به نیروی اسلامی دیگری امکان قدرتنمایی دهد. جامعه ایران را نباید دست کم گرفت. بلوغ سیاسی و درجه رشد و آگاهی جنبشهای آزادیخواهی و برابری طلبی را نباید دست کم گرفت.

من عمیقا معتقدم، و این یک باور دیرینه است، که جامعه میتواند علیرغم نقش مخرب نیروهایی مانند مجاهدین و جریانات قوم پرست و دستجات کثیف حزب اللهی در پیشروی امر آزادی و برابری و خلاصی از کلیت نظام اسلامی به اهداف دیرینه خود که یک جامعه آزاد و برابر و انسانی است، دست یابند.*

 

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  از همین نویسنده
 
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com