نجوم
پای سخن حسن کلوانی در مورد شرایط بردگی رانندگان شرکت واحد, بخش خصوصی در تهران، قسمت دوم
یکشنبه, ۶ام بهمن, ۱۳۹۸  
اشتراک گذاری

در قسمت اول مصاحبه با حسن کلوانی او به وضعیت و شرایط بد کاری در شرکتهای وابسته به اتوبوسرانی شرکت واحد پرداخت، در این قسمت در مورد اعتراضات و نقش فعالین کارگری و مشخصا خود او میپردازیم.

  • از اعتراضات و خواستهای رانندگان بگوئید، در حال حاضر رانندگان به چه چیزهایی معترضند؟

  • رانندگان بخش خصوصی به طور کلی به تمام حقوق پایمال شده خودشون معترض هستند در واقع به نداشتن حقوق ثابت، ساعت کاری مشخص، بیمه سلامت و بازنشستگی، سنوات و درآمد پایین حاصل از همان دریافتی های نقدی از مسافران و اجبار به هرگونه کاری که شرکتها اضافه بردوش آنها میگذارد.
    رانندگان دولتی که دارای سندیکای شرکت واحد هستند معمولا سعی میکنند که اعتراضات خود را از طریق سندیکا متشکل کنند و به گوش مسئولین برسانند که بیشتر مواقع در مورد وضعیت معیشت و شرایط سخت کار است.
    اما در کل از نظر امنیتی و تسلط دولت و نیروهای امنیتی و پلیسی آن در شرکت واحد هم بخش دولتی و هم بخش خصوصی کاملا همه را زیر نظر دارند و حتی در بین کارگران و رانندگان افرادی هستند که خبرچین هستند و کوچکترین اعتراضها را به مدیران و اعضای حراست خبر میدهند. اما در همین شرایط سخت هم همیشه اعتراض در اشکال مختلف وجود داشته است.
  • شما و فعالین کارگری دیگر چگونه و به چه شکلی اعتراضات را متشکل میکردید در این شرایط پلیسی و امنیتی؟ چه خطراتی شما را تهدید میکرد؟
  • معمولا رانندگان بخش خصوصی بخاطر اینکه سندیکا ندارند و نماینده رسمی برای پیگیری خواسته هایشان ندارند از این رو سعی میکنند از طریق مدیاهای اجتماعی مانند تلگرام و یا واتساپ گروهایی تشکیل بدهند و در بیشترمواقع با گردهمایی و تجمع مشکلات شان را به صورت به گوش مسئولین برسانند که در بیشتر مواقع گوش شنوایی نداشتیم. شرکت های خصوصی معمولا در هر منطقه ای از خطوط کاری نمایندگانی داشتن که کارشون هماهنگ کردن سرویس های خطوط و رسیدگی به مشکلات خطوط هست در واقع اینها رسما برای استفاده و نفع شرکت ها کار میکردند و رانندگان را تهد فشار قرار میدهند که کار مضاعف و سرویس بیشتری انجام بدهند که مبادا شرکت و مدیران شرکتها از طرف مرکز و شهرداری زیر سوال بروند اینها افرادی هستند که بهشون بهره برداران شرکت میگویند واین اشخاص هرگونه فشاربر رانندگان اعمال میکنند و کوچکترین اعتراض و یا شکایت را سریعا به ناحیه ها ‌و حراست و شرکت گزارش میدهند علاوه براین، اینها معمولا خبرچینهایی تو کار هستن که قبل از هر گونه اقدام رانندگان به شرکت گزارش میدهند و شرکت سریعا افراد معترض را فرا میخواند کلا این روال در همه مشاغل اجرا میشود چون از نظر امنیتی مسائل اعتراضی و اعتصاب شدیدا کنترل میشود چند بار برای خود من پیش آمد که در بین رانندگان نسبت به مشکلات و حق پایمال شده صحبت میکردم بلافاصله از حراست یا شرکت تماس گرفتند و من را احضار کردند و هر دفعه از من تعهد گرفتند که نسبت به هیچ مسئله ای حق تجمع و صحبت نداری و بارها بصورت کتبی از من امضاء گرفتند.
  • از برخوردهای حراست با خودتان گفتید چه عواقبی برای شما این تهدیدها داشت؟


معمولا افراد امنیتی وحراستی برخورد درستی با رانندگان ندارند، افراد حراست با کسی که از نظر آنها محکوم هست با فحاشی و زورگویی زیاد استفاده میکنند، در چندین مورد که برای خود من پیش آمد و به حراست احضار شده بودم هردفعه مسئول حراست صراحتا به من فحاشی و توهین کرد، حتی چندین مورد مرا حیوان خطاب کرد و به عقب هل داد و به جرم مرتد بودن و به اسلام اعتقاد نداشتن مرا به حراست مرکزی فرستاد.

  • کسی مثل شما که یک فعال کارگری است و فردی استکه به رژیم اسلامی هم اعتقادی ندارد و خود را مسلمان نمیداند، برخورد حراست در محل کار و یا برخورد نیروهای رژیم در زندگی اجتماعی و خانوادگی شما چگونه بود؟

در مشاغل دولتی یا نیمه دولتی و حتی خصوصی یک چیز حاکم هست اون هم عقیده داشتن به اسلام و جمهوری اسلامی است، اگر ارگانهایی مانند حراست، نیروهای انتظامی و امنیتی متوجه بشوند که شخصی دارای عقیده اسلامی نیست و یا عقاید مذهبی ضعیفی دارد از هرگونه برخورد اعم از توهین و فحاشی، زور، شکنجه، تهدید و برچسب مرتد نسبت به او شخص دریغ نمیکنند بارها پیش آمده که مورد توهین و فحاشی قرار گرفتم بارها مورد تهدید قرار گرفتم در یک مورد مسئول حراست در حین مشاجره لفظی که با هم داشتیم از من پرسید تو مگه مسلمان نیستی و من بلافاصله گفتم نه اصلا من مسلمان نیستم که این فرد به طرف من هجوم آورد و گفت پس تو آدم نیستی تو یه حیوانی و دستش را روی سینه من گذاشت و شدت به عقب هل داد و گفت جای حیوان مرتدی مثل تو اینجا در این شرکت نیست و حکم کار منرا باطل کرد و من را به حراست مرکزی شرکت واحد فرستاد..

  • چند بار مورد توهین، اذیت و آزار و یا زندانی و یا شلاق شدید؟

من در طول مدت کاری بارها و بارها مورد توهین و اذیت و آزار کاری اعم از زورگویی بیکاری مدتی و فحاشی قرار گرفتم ولی در دو مورد به شلاق و زندان محکوم شدم که بار اول بخاطر روزه خواری از طرف نیروهای انتظامی دستگیر شدم در ماه رمضان در یک روز کاری که از نظر روزهای خواص نزدیک به کشته شدن امام علی بود من به علت ساعات کاری زیاد و سنگین در کلان شهری مثل تهران با اون حجم آلودگی و ترافیک و چون هرروز از ساعات اولیه صبح زود ساعت ۵ صبح مشغول به کار میشدم از نظر تغذیه و سلامت به خاطر کار طولانی رنج میکشیدم به علت گرسنگی زیاد به عنوان سوختگیری اتوبوس از خط خارج شدم و غذای مختصری تهیه کردم و داخل ماشیم خوردم که ماموران انتظامی سر رسیدند و وارد ماشین شدند و من را دستگیر کردن علت دستگیری من را اینگونه عنوان کردن که در ماه رمضان و ایام شبهای قدر اقدام و عمل روزه خواری در ملاعام کرده است سپس مرا به حوزه انتظامی بردن و یک شب را در بازداشت نگه داشتن صبح روز بعد به دادگاه فرستادن و به حکم دادگاه به ۴۱ ضربه شلاق و جریمه نقدی ۱۵۰ هزار تومان محکوم شدم، بلافاصله من را به دفتر اجرایی احکام بردن و به زیر زمین دادسرا بردند و آقایی که حکم شلاق رو اجرا میکرد از من خواست که پیراهنم را در بیارم و روی تخت چوبی دراز بکشم بعد حکم شلاق را اجرا کرد بعد از اجرای حکم به دفتر اجرایی احکام رفتم و و مبلغ ۱۵۰ هزار تومان جریمه را پرداخت کردم، اما با گزارش نیروی انتظامی و دادگاه به حراست شرکت واحد و گزارش حراست به شرکت خودمان من رو به مدت یک ماه اجازه کار ندادند.
در مورد دوم پس از بحث و مشاجره لفظی که با مسئول حراست داشتم, حکم کار منو گرفت ودر گزارشی به حراست مرکز عنوان کرده بود که این راننده به دین و مذهب شیعه اسلامی عقیده ندارد واز خدمت کردن به زائران اتبات عالیات خود داری میکند و مقدسات اسلام را بی ارزش تلقی میکند همینطور در طی مدت کاری بارها مشکلاتی به وجود آورده که منجر به اعتراض و عدم خدمت دیگر رانندگان شده است. مجددا از طرف حراست کل مورد تهیدی و اذیت قرار گرفتم و پیامهایی به من میرسید که به حراست کل مداجعه کنم به شرکت اعلام کرده بودند که این راننده به جرم توهین به مقدسات و عدم خدمت به اتبات عالیات باید به دادگاه مراجعه کند تا محکوم به شلاق و زندان شود واز بکارگیری مجدد او جلوگیری شود. در این شرایط خیلی سخت بود که تصمیم به خروج از کشور گرفتم.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

  از همین نویسنده

از این نویسنده مطلب دیگری در دست نیست!

 
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com