معرفی بیشتر و  بهتر بابک یزدی به رضا پهلوی

اخیرا رضا پهلوی  در تورنتو با طرفدارانش نشستی داشته که هواداران با پرداخت  300 دلار هزینه می توانستند شرفیاب شوند! (نشست های قبلی خیلی گرانتر بوده و چون استقبال چندانی نداشته این نشست را تخفیف داده اند!). این نشست گویا دو قسمت داشته. قسمت اول رسمی و تا حدودی علنی که سخنرانی یا صحبت  ایشون هم در برخی از مدیای اجتماعی  پخش شده و قسمت دوم ظاهرا  خودمونی و بیشتر خصوصی بوده. در قسمت دوم بحث حول چپ و راست و موافقین و مخالفین سلطنت  و کمونیست ها و … بوده که می رسند به “بابک یزدی”. رضا پهلوی می پرسد “این بابک یزدی اصلا کی هست”؟ و طرفداران و یا هواداران ایشان نیز هر کس نسبت به برداشت، نظر و دیدگاه خود به توضیح و تشریح “بابک یزدی” می پردازند.

من در این مطلب می خواهم بابک یزدی را بهتر و مستقیم و بی واسطه به آقای رضا پهلوی و طرفدارانشان از منظر خودش معرفی کنم.

آقای رضا پهلوی

من بابک یزدی هستم. معلم اخراجی در انقلاب فرهنگی رژیم اسلامی و متخصص سخت افزار کامپیوتر از کانادا.  65 سال دارم. یعنی یک سال از شما که ولیعهد سابق ایران هستید مسن ترم. من از 5 سالگی یعنی حدود 60 سال کار کرده ام. حتی در زمان درس خواندن هم تقریبا ساعات زیادی در روز یا شب در ایران و کانادا  را باید کار می کردم.  (برعکس شما که یک روز هم به اقرار خودتان  کار نکرده اید).

برای من  23 سال طول کشید تا  مذهب، خدا، خرافات و مسلمان بودن را  بدلیل محیط محدود و فضای بسته سیاسی، فرهنگی، نبود کتاب و آزادی بیان و ترس از ساواک و … کنار بگذارم  و تا حدودی آزادتر شدم (باز برعکس شما که تمام امکانات را در اختیار داشتید و حتی کشورهای غربی و تا حدودی آزاد را دیده بودید و به باور من هنوز هم بعد از 64 سال مذهبی، خرافی، و خدا باور مانده اید).

شرح بیشترش را در کتابم  که بدون مشاور نوشته شده، و تحت عنوان “بابک یزدی از حجتیه تا کمونیسم کارگری”  آمده که در سال 2014 چاپ و چاپ دوم هم به اتمام رسیده و هم اینک لینک پی دی اف  آن در اختیار عموم هست و با یک جستجوی ساده قابل دسترس است می توانید دنبال کنید. فقط اشاره کنم که مبارزه با آخوندها را من از سال 54 یعنی سه سال قبل از انقلاب 57 شروع و به همین دلیل هم در آن زمان من را از حجتیه اخراج کردند!

من حدود 25 سال است که فعال جنبش و حزب کمونیست کارگری هستم که مطمئن هستم شما با آن آشنائی دارید. حزبی که برای اولین بار لغو مجازات اعدام را در دستور گذاشت و چنان در این عرصه تلاش و کوشش کرد و کمپین های متفاوت  راه انداخت که حتی بخشی از طیف راست و از جمله خود شما هم ظاهرا مخالف اعدام شده اید. حزبی که برای اولین بار در احزاب سیاسی ایران آزادی بدون قید و شرط بیان، تحزب، تشکل، اعتراض و اعتصاب را مطرح و برایش جنگید که هنوز هم نه شما و نه سلطنت‌طبان آنرا قبول ندارند. حزبی که دادگاه های شریعه را در کانادا تعطیل کرد، کنفرانس برلین را بر سر دو خردادی ها خراب کرد. حزبی که سالها قبل از انقلاب “زن زندگی آزادی”  و حتی قبل از اینکه مردم به “اصلاح طلب اصول گرا دیگه تمومه ماجرا” برسند ، تنها را ه نجات مردم از جمهوری اسلامی را انقلاب می دانست  و مشغول کاشتن  بذر انقلاب بود،  و در این دو سال نیز مدافع بی چون و چرای این انقلاب بوده و با تمام قوا برای متشکل شدن مردم  و تعمیق آن تلاش کرده است.

در این انقلاب زن زندگی آزادی ما در بسیاری از کشورها بیشترین تلاش را داشتیم که همه ی گروه ها و احزاب و باورها بتوانند متمدنانه و آزادانه حرف خود را زده و برنامه و سیاست خود را اعلام کنند تا مردم هم بتوانند در جوی ریلکس و آزاد و راحت حزب و گروه و گرایش مورد نظر خود را انتخاب کنند. به جرئت می توان گفت که اکثر جریانات از چپ و راست و میانه و لیبرال و ملی این مورد را رعایت کردند  به جز طرفداران متعصب، فالانژ و راست افراطی شخص شما و سخنگوی بیت پهلوی یعنی همسر شما!

من اتفاقا برعکس شما و طرفداران تان به مقدساتی باور ندارم، نه خدا و نه  شاه و نه میهن. و باور دارم هر کس و هر چیزی را می شود و باید نقد کرد. از جمله خدا و شاه و میهن. من عمیقا به آزادی بدون قید و شرط تحزب، تشکل، اعتصاب، و اعتراض و به آزادی بی قید و شرط نقد مذهب و هر خرافه‌ای باور دارم.

به همین دلیل شاید در تورنتو من بیشترین نقد را به دیگران و از جمله مشروطه خواهان، سلطنت طلبان و شخص شما داشته و نوشته ام و از همه آن نقدها هم دفاع می کنم.  چون هتاکی و فحاشی و توهین نبوده، بلکه نقد بوده و حق مسلم من. من بدین باورم که در دانمارک و سوئد و انگلیس که دموکراسی و حقوق بشر نیم بندی هست مبارزان و آزادیخواهان اول  قدرت پادشاهان را مهار کرده و بعد همین دموکراسی به وجود آمده است. نه اینکه پادشاهان به مردم حقوق بشر و دموکراسی هدیه داده اند! همانطور که در اروپا اول مسیحیت را افسار زدند تا توانستند کمی نفس بکشند. و از شر مذهب راحت شوند. من باور دارم که سلطنت متعلق به دوران خانخانی، ارباب رعیتی و قرون وسطی هست که هنوز مردم به حقوق برابر شهروندی آشنا نشده و رعیت، امت، برده و یا بی اختیار بودند می باشد و خون و ژن برتر هم نداریم.

من با تعدادی از طرفداران شما در تورنتو حد اقل آشنا و دوست هستم و اتفاقا رابطه اکثر این دوستان هم با من خوب هست و کمتر توهین و هتاکی از آنها دیده ام. ولی شما توهین، هتاکی، فحاشی و چماقداری برخی از طرفدارانتان به جریانات چپ ، مجاهد، دموکرات، کومله و افرادی چون هالو، حامد اسماعیلیون، مسیح علی نژاد، کاوه شهروز و هر کس کوچکترین نقدی یا زاویه‌ای با شما دارد را یا نادیده گرفته و یا بی تفاوت رد شده و یا موضع خودتان هم هست، چون من ندیده ام شفاف و علنی آنها را محکوم کرده باشید.  

ما با انقلابی مواجه هستیم که شعارش “زن زندگی آزادی است و همسر و خیلی از طرفداران شما به جای “زندگی” شعار “مرگ بر” چپ و مجاهد و کمونیست و … ورد زبانشان است و شما هم با سکوت خود رضایت تان را اعلام کرده اید! و خود شما هم مرد میهن آبادی را سعی میکنید به جای زن زندگی آزادی قرار دهید.

شما البته در مواردی مدعی حقوق شهروندی، آزادی بیان و آزادی احزاب هم بوده و حتی مرحمت فرموده گفته اید که ” حزب کمونیست کارگری هم می تونه آزادانه فعالیت کنه”! خیلی ممنون! گویا در فردای آزادی ایران هم احزاب باید اجازه فعالیت شان  را از شما بگیرند!؟من باور دارم که شما در زندان، شکنجه و اعدام دوران پهلوی ها و جنایات ساواک سهمی نداشته اید ولی بدون محکوم کردن آنها  و همچنین محکوم کردن راست افراطی طرفدار امروز خودتان  ادعای بالا آبکی خواهد بود. برخی از طرفداران امروز شما ورد زبانشان “رهبر ما پهلویه، هر کی نگه اجنبیه”، هست و اجنبی از منظر این ها همان کافر و ملحد و بی دین هست و حکمش هم معلوم.

من در چندین گروه فیس بوکی و تلگرامی و واتساپی ادمین هستم و برخی از طرفداران محدود شما هم حضور دارند و تا زمانیکه که توهین و هتاکی و فحاشی نکنند آزادند ولی این دوستان در این گروه ها به جای مبارزه با رژیم مشغول تبلیغ برای ساواک و شکنجه گران آن و اعدام دوران پهلوی ها هستند بطور نمونه همین الان در یکی از اتاق ها یکی از طرفداران شما نوشته :

“شاهزاده برای ساختن پایه های حکومت پسا سرنگونی مانند هر حکومت دیگر ابتدا سیستم امنیتی آن را می سازد. درود بر موساد درود بر ساواک درود بر هر آنچه برتن رژیم آخوندی لرزه می اندازد”. و ظاهرا تبلیغ زندان و شکنجه و اعدام را هم جزو آزادی بیان خود می دانند!

می بینید که با این ادبیات طرفدران شما مشغول خدمت به جمهوری اسلامی و شیوه‌های سرکوب آن هستند من هم متاسفانه بخشی از فعالیتم که باید مدام برای سرنگونی رژیم باشد باید پاسخ به این نمونه از طرفداران شما باشد.

این مختصری بود مستقیم برای آشنائی با بابک یزدی برای شازده با ژن برتر. اگربازهم به شناخت  بیشتر نیاز  دارید یه جستجوئی در گوگل، یوتیوب، یاهو، فیس بوک، تلگرام و… داشته باشید کمک خواهد کرد.

بابک یزدی

اینرا هم بخوانید

حکومتی که قامتش شکسته تر میشود- مهران محبی

کارگر کمونیست انتخابات کذایی ریاست جمهوری اسلامی، انزوا و شکست حکومت را بر همگان نمایانتر …