گزمه ها قدیسان اند و چگونه به هزیمت افتادند

جمهوری نکبت آفرین اسلامی در عمل شنیع و تبهکارانه ای دیگر دست به پخش آن چه که معروف به “اعترافات تلویزیونی” است، زد. این بار فعالین خوشنام و شجاع جنبش کارگری هدف بود. شنبه ٢٩ دی ماه ٩٧ یکبار دیگر جمهوری اسلامی رسما از سیمای که “ملی” خوانده میشود که در واقع ابزار شکنجه گران ؛ در پوشش کریه قداست امام زمان و پرچم ام القرای اسلام، کوشش کرد به بینندگان ترس را القا کند، که هر اقدام شما را زیر نظر داریم ! “پودرتان میکنیم”! اما بلا فاصله با تویتی سپیده قلیان تاکید کرد با این اقدامات”من و اسماعیل بخشی که سهل است، پنج هزار کارگر هفت تپه را هم جلوی دوربین بنشانید و از آنها به زور کابل و باتوم اعتراف اجباری بگیرید باز هم چیزی از اصل داستان این که شما ستمگر و فاسد هستید کم نخواهد کرد.” و بدین ترتیب خود حکومت پودر شد. حنای “اعترافات” دیگر رنگی ندارد. گذشت آنزمانی که این اقدامات میتوانست رعب در دل مردم بیفکند، اکنون به ضد خودش تبدیل شده. این البته به خاطر شجاعت مثال زدنی شکنجه شدگانی مانند اسماعیل بخشی وسپیده قلیان ممکن شده است.
روایت تاریخی است به هنگام سقوط اردوگاه آدم سوزی آشویتس که به همت فاشیستهای نازی حاکم در آلمان سازمان داده شده بود، کوره ها هنوز مشغول به کار بودند. و جمهوری اسلامی هم از این قاعده فاشیستی مستثنا نیست و با جنایتی که در تنظیم و بخش اعترافات به خرج داد ثابت کرد که تا آخرین لحظه تلاش خود را میکند که از قداست سرمایه با شنیع ترین اعمال ممکن دفاع کند تا نام خود را در کنار فاشیسم هیتلری ثبت کرده باشد. اما همانطور که فاشیسم هیتلری رویایی “رایش هزار ساله” به مدد گشتاپو و کوره های آدم سوزی را با خود به گور برد حکومت الله به همین سرنوشت دچار خواهد شد. چرا که، انسانهای هستند که زمین را زیر پای ایشان به لرزه در آورده اند و آنچه که تا دیروز ابزار ارعاب و وحشت افکنی در دل توده مردم بود اکنون با توان یک جنبش قدرتمند به نقطه ضعف این حکومت شده است.
توان سرکوب جمهوری اسلامی در سکوت قربانیان مضاعف می شد. اما اکنون حتی مادران داغ دیده؛ مادر سینا قنبری، مادر ستار بهشتی، مادر آتنا دائمی و مادر سهیل عربی و … گلوی مادران خاوران شدند که فریادشان در سکوت گورستان خاوران در هم میشکست. دیگر قربانی سرش را پایین نمی اندازد بلکه دادخواست اش را رو به جامعه بیان میکند. جلادان با پوشاندن صورت هایشان همیشه در ترس دائمی بوده اند و دل شان به این خوش بوده که قربانی “سر به زیر شده”؛ اما قربانی اکنون بلافاصله به مدد رسانه های اجتماعی صدایش را به گوش همه میرساند. یورش صبحگاهی برای بازداشت مجدد سپیده قلیان و برادرش نشان از این دارد که گزمه های امام زمان “طرح سوخته” شان روی دست شان مانده.
طوفانی که با نامه اسماعیل بخشی به راه افتاد با پخش این اعترافات توانی مضاعف یافته است. ایشان سعی داشتند تا کمونیسم و مبارزات کارگران را بدنام کنند اما نتیجه چه شد: “… بعد از مصاحبه عناوین سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، کمونیسم، کمونیسم در ایران در گوگل ترند شده است و بیشترین آمار جست‌وجو را به خود اختصاص داده است! ” به فریاد در آمدن شکنجه شدگان زمین را به شدت زیر پای ایشان داغ کرده است. اکنون شکنجه شدگان یک به یک صرفا تظلم خواهی نمی کنند بلکه کیفرخواست خود را علیه گزمه های اسلامی سرمایه فریاد میکنند.
سعی کردند با شکنجه های جان فرسا اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را بشکنند اما این دو با اقدامات شجاعانه شان تمام هیبت خوفناک دستگاه جلادپرور جمهوری اسلامی را در هم شکستند. این دستاوردی است که با طرح های سوخته نمی توانند از جنبش انقلابی مردم ایران بگیرند. اکنون این دو چهره به یک شاخص، به یک نماد مبارزاتی مردم ایران تبدیل شده اند. ایشان نمادهای از یک جنبش عظیم هستند که نوک قله آن در مبارزات هفت تپه و فولاد اهواز خودش را نشان داد و این چنین حکومت را به هزیمت و گرفتاری انداخته است. باشد که تمام هیبیت این جنبش در یک نمایش شکوهمند از اتحاد سراسری طبقه کارگر شکل بگیرد تا آنگاه شاهد باشیم چگونه در این سرزمین، در نبود گزمه های شلاق بدست سرمایه کوچکترین سرود بوسه خواهد شد.

یاشار سهندی

اینرا هم بخوانید

شریفه محمدی؛ صدای بلند شرافت انسانی – یاشار سهندی

مندرج در ژورنال شماره ۷۷۴ (لینک به فایل پی دی اف نشریه ژورنال برای پیاده …