آئینه تمام نمای یک جامعه پرخروش – سخنرانی اختتامیه حمید تقوائی در کنگره دوازدهم حزب

فایل پی دی اف ویژه پیاده کردن روی تلفن همراه

مهمانان عزیز، نمایندگان عزیز، هیات رئیسه، بعد از سه روز پرکار و پرشور خسته نباشید. کسی که کنگره ما را در این سه روز دنبال کرده باشد متوجه میشود که این کنگره آئینه تمام نمای یک جامعه پرخروش بود. یک جامعه بپاخاسته و معترض علیه هرچه تبعیض هست، علیه هر چه نابرابری هست، علیه ظلم و استبداد و سرکوب.

 این یک کنگره یک جانبه نبود. فقط ما با مردم صحبت نکردیم، مردم هم با ما صحبت کردند. این کنگره یک دیالوگ، یک گفتگوی دوجانبه بود بین کادرها و اعضا و جلسه نمایندگان یک حزب سیاسی، حزب کمونیست کارگری، با کل جامعه. پیامهای پرشوری که از شما مردم گرفتیم ما را در ادامه راهمان مصمم تر و عزم ما را جزم تر کرد.

این کنگره قرارها و اسناد زیادی را تصویب کرد  که اگر نه تمام مسائل – چنان جمهوری اسلامی جامعه ایران را پر مصیبت کرده که حتی تا چند هفته در اجلاس باشید لیست آن تمامی ندارد –  ولی مهم ترین مسائل را در بر میگرفت. کنگره فراخوان داد، اعلام حمایت کرد، سیاستهای ضد انسانی حکومت را محکوم کرد، و شما با ما همراه شدید. با پیامهای پر شورتان با ما همراه شدید.

ما حزبی هستیم که میخواهیم کل این بساط ظلم و ستم و بیحقوقی و استثمار را بر بیندازیم. من در سخنرانی افتتاحیه گفتم که ما حزبی هستیم که برای همه آزادی می جنگیم، برای همه برابری جنگیم، ما برای همه رفاه میجنگیم. و به این معنا کل جامعه، نود  و نه درصدی های جامعه، توده مردم را در برابر یک اقلیت مفتخور سرمایه دار فاسد چپاولگر نمایندگی میکنیم. این اقلیت خودش را جمهوری اسلامی نامیده. زمانی خمینی گفت اقتصاد مال خر است. امروز اقتصاد مال بیت رهبری است، مال خامنه ای است، مال آیت الله های میلیاردر است. اینها مانند یک غده سرطانی بر جامعه چنگ انداخته اند. و وقتی که کارگران خواهان دستمزد هائی هستند که بتوانند یک زندگی درخور شان انسان داشته باشند؛ وقتی کشاورزان از خشکی و خشکسالی و ویرانی کار و کسبشان، مزارعشان، زندگیشان شکایت میکنند و به خیابانها میریزیند؛ وقتی خانواده های دادخواه در دادخواهی از عزیزانی که از دست داده اند – بخاطر شلیک مستقیم این دژخیمان به سر آنها و به هواپیمای آنها- و یا عزیزانی که در زندانها به “خودکشی” وادار کرده اند، فریاد میزنند؛ وقتی که زنان میخواهند این ستم و تحقیر و تبعیض غیر قابل تحمل در حق ٥٠ درصد جامعه را درهم بشکنند؛ وقتی معلمان و بازنشستگان به خیابان می آیند و اعتراض میکنند؛ اینها باید همه در یک حزبی، در یک گردهمائی، در یک کنگره و اجلاسی نمایندگی بشوند.

 دولتها یا احزاب حکومتی اجلاسهای حزبی زیاد برگزار میکنند. در مورد روابط خودشان با یکدیگر و استراتژی چگونه حکومت کردن و چگونه بساط  دزدی و قدرت و ظلم و ستمشان را برقرار نگه داشتن صحبت می کنند. کنگره حزب کمونیست کارگری از جنس دیگری است. این صدای بی صدایان است. کنگره کارگران است. کنگره محرومان است. کنگره خانواده های دادخواه است، کنگره بازنشستگان و معلمان است. این کنگره یک جامعه بپاخاسته است. 

من در سخنرانی افتتاحیه به این واقعیت اشاره کردم و اکنون بعد از سه روز این را به چشم دیدیم که چطور این حزب دارد کل جامعه را نمایندگی میکند. از کولبران بگیرید تا کارگران نفت و فولاد، از معلمان بگیرید تا بازنشستگان، از مادران دادخواه تا رنگین کمانی ها و تا حاشیه نشینها در این کنگره مورد خطاب قرار گرفتند، به آنها پیام دادیم، حمایت بی چون و چرا و پیگیر خودمان را از این بخشهای جامعه اعلام کردیم. جمهوری اسلامی تمام جامعه را در منگنه قرار داده و اکثریت قریب به اتفاق مردم را به شرایط غیر قابل تحملی رانده است. حتی مساله کرونا در ایران همانطور که در قرار مربوطه گفتیم یک فاجعه طبیعی نیست، فقط یک بلیه طبیعی که همه جهان را دربرگرفته نیست. اگر این ویروس کرونا نامیده میشود چون زیر میکروسکوپ تاج بر سر دارد، ما بدون میکروسکوپ می بینیم که ویروس کرونا در ایران عمامه به سر دارد. این فاجعه دست ساز حکومت است.

اگر میگویند محیط زیست در جهان دارد نابود میشود بخاطر سوختهای فسیلی، در ایران بخاطر فسیلهای حاکم، فسیلهای سوخته حاکم، این بلا به سر مردم آمده است. اگر در دنیا کارگر استثمار میشود، کارگر به ریاضت کشی اقتصادی محکوم میشود، در ایران این استثمار و ریاضت کشی با نرخ سود بی نهایت انجام میشود. چون در ایران دستمزد  نمی دهند. به همین سادگی!  بردگی مزدی کاملا در ایران متجسم است، متعین است، به چشم می بینید. کارگر   شش ماه شش ماه حقوق نمی گیرد و حقوقی هم که میگیرد حتی یک پنجم معاش خود و خانواده اش را تامین نمیکند. این جمهوری اسلامی است. بله، جمهوری اسلامی سرمایه داری است، ولی دولت سوئد و فرانسه و نروژ هم سرمایه داری است. فقط اینکه ما علیه سرمایه داری می جنگیم حق مطلب را ادا نمیکند. جمهوری اسلامی یک حکومت تا مغز استخوان فاسد، مذهبی، ضدزن، ضد پایه ای ترین حقوق انسانی در جامعه است که رسالت و وظیفه دفاع و حراست از سلطه سرمایه را برعهده گرفته. انقلاب ٥٧ با صدای بلند علیه سرمایه داری بلند شد کما اینکه بعد از سقوط شاه شوراها همه جا را فراگرفت، و جمهوری اسلامی بود که اعلام کرد “شورا پورا” مالیده و چهل سال تمام زد و کوبید و الان دوباره پرچم شوراها بوسیله کارگران هفت تپه بلند شده است. میگویند ما حکومت شورائی میخواهیم، ما حکومت مافوق مردم نمیخواهیم.

سرمایه داری در ایران عقب مانده ترین، ضد انسانی ترین، جانی ترین، فاسدترین حکومتی است که تاریخ معاصر به خودش دیده است. و اگر این واقعیت را آدرس نکنید و علیه این مبارزه نکنید، علیه هیچ چیز نجنگیده اید. کسی که میخواهد از سرمایه داری در ایران خلع ید کند باید اول این مفت خورها را بزیر بکشد. باید این یک درصدیهای حاکم را بزیر بکشد و اینها با مذهب، با قوانین قصاص ١٤٠٠ سال قبل، با نرمهای قبیله ای عشیرتی ٢٠٠٠ سال قبل، یک جامعه را به گرو گرفته اند. جامعه ای که از همان روز اول علیه اینها ایستاد و تا امروز ایستاده و مبارزاتش گسترده تر شده و در دل این مبارزه حزبی را از خودش بیرون داده که نامش حزب کمونیست کارگری ایران است. و این حزب است که امروز  بعد از ٤ دهه   کنگره ای برگزار میکند که در اجلاسش میتواند کولبران، می توانند کارگران ، میتوانند کارگران معدن، کارگر نفت، کارگر هفت تپه، معلم، نویسنده، نه تنها شرکت کنند و پیام بدهند، بلکه قرار بدهند و قرارشان تصویب بشود و روز بعد تصویب آنرا تبریک بگویند. 

برای اولین بار در تاریخ ایران حزبی هست که در دل یک جامعه پرخروش و تپنده نبض و قلب آن جامعه را نمایندگی میکند. این کنگره قلب تپنده جامعه مبارز ایران علیه سیستم سرمایه داری بغایت ارتجاعی و جنایتکار جمهوری اسلامی است. 

امیدوارم این کنگره راه روشن تری را در برابر ما بگذارد و وظایفی که این کنگره تعیین کرده است را بتوانیم با تمام قوا به پیش ببریم  تا پیروزی مردم ایران و به زیر کشیدن نظام و سیستم سرمایه داری جمهوری اسلامی.

متشکرم

٧ دسامبر ٢٠٢١

اینرا هم بخوانید

مهسا پرچم و نماد یک جامعه در حال انفجار! حمید تقوائی

قتل مهسا بدست حکومت تبهکار اسلامی جامعه را به مرز انفجار رسانده است. مهسا چهره …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.