سالی که گذشت، سالی که در پیش است

از خبرها:

افزایش «قاپ‌زنی» و «زورگیری»؛ ۷۰درصد قربانیان حین سرقت «زخمی» شده‌اند.

افزایش «۳۰ درصدی» ترک‌ تحصیل در میان دانش‌آموزان مقطع ابتدایی در ایران.

یک‌سوم ایرانیان، شیر و لبنیات را از سفره خود حذف کرده‌اند.

افزایش نجومی قیمت گوشت؛ برنج؛ شکر و سبزیجات راهم به این آمار دولتی اضافه کنید تا ببینید چه سال پُر مشقت تری را به پایان می رسانیم.

تا اینجا چیزی برای گفتن نداشتیم که مردم بهتر از ما ندانند. پس هدف ما از بیان این حقایق چه می تواند باشد؟ گرانی و ترک تحصیل و قاپ زنی و زورگیری که روشن تر از آفتاب است. حتی این هم گفتن ندارد که زیان این وضعیت، فقط گرسنگی بیشتر و بی سرپناه شدن وسیع تر مردم نیست. اینها هم گفتن ندارد. آمار هولناک اعتیاد میلیونی جوانان نیز نیاز به بازگفتن ندارد.

نکته اینجا است. مردم قربانیان دست و پا بسته این وضعیت نبوده و نیستند. دارند در ابعاد سراسری و میلیونی با چنگ و دندان برای تغییرات بنیادی مبارزه می کنند. دستگیری و کشته میدهند اما با همه بدختی هایی که بر روح و روان و زندگی شان آوار می شود، زانو نزده اند.

یک قدم و یک حرکت بنیادین دیگر لازم است تا مردم تماما و برای همیشه رها شوند. انتخاب سیاسیِ حزب خود که پیروزی را تماما تضمین کند؛ اتحاد سراسری همه مردم را تامین کند و جمهوری اسلامی را شکست بدهد. این حزب موجود است. حزب کمونیست کارگری برای همین روزها و همین نبردها ساخته شده است.

مندرج در ژورنال شماره ۶۱

اینرا هم بخوانید

نقد کتاب توماس پیکتی; سرمایه در قرن بیست و یکم- حسین مرادبیگی

لینک دریافت کتاب در فورمت پی دی اف از اینجا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *