مردم را تحقیر و سرزنش نکنید- یاشار سهندی

ظاهر امر بدهکاری ما مردم ایران بواسطه یک عمل تاریخی و مشارکت در یک انقلاب بزرگ و سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی به یک عده خاص تمامی ندارد و هر بار به بهانهای عوض اینکه حکومت بواسطه سرکوبگریاش محکوم شود این سرکوبگری به پای مردمی نوشته میشود که مورد سرکوب واقع شدند. بیشترین شماتت و سرزنش معمولا در سالگرد قیام 22 بهمن 57 بسوی ما مردم سرازیر میشود و این بار به بهانه سرکوب زنان در مقابل استادیوم فوتبال شهر مشهد این “مردای ما” هستند که محکوم میشوند که چرا زمینه سرکوب را با “تمکین” و “منتفع” شدن از قوانین ضد زن بوسیله حکومت فراهم کردند! از آن بیشتر ظاهرا “یک جا هم با شجاعت” کسی جلو “رژیم آپارتایدی و‌قاتل” قد علم نکرده است!؟


در برنامه “چشم انداز” پنج شنبه شب تلویزیون ایران اینترنشنال نرگس محمدی به شدت به مردان، بخصوص “مردان آزادیخواه” حمله کرد که بواسطه “منتفع” شدن از قوانین ضد زن هیچگاه صدایشان بر ستمی که بر زنان رفته درنیامده است(!) و از مجری برنامه خواست که بیشتر از اینکه به ماجرای سرکوب زنان در مقابل استادیوم فوتبال مشهد بپردازد به این موضوع بپردازد. مسیح علینژاد در کانال تلگرام خود با یادآوری یک تکه از سخنان خود در برنامه ای در تلویزیون “من و تو” که در آن مدعی شده ” چهل ساله که مردای ما تسلیم شدن، در برابر هر زوری که به دختران و مادران و خواهران شان گفتن!” و متنی هم به این ویدئو اضافه کرده که انصافا بهترین از این نمیشود دیکتاتوری حاکم را از سرکوبگریاش معاف دانست چون مردای ما تسلیم هر زور گویی شدند! و یادمان نرفته که روزی جواد ظریف هم مدعی شد “مردم خودشان خواستند یک جور دیگر زندگی کنند!”


مسیح علینژاد در کانال تلگرامی خود چنین نوشته است:”ما همه سرما‌خورده‌ی یک زمستانیم، نمی‌توان در جامعه‌ای زیست و شانه از زیر بار مسئولیت فردی در برابر حکومت خالی کرد. فراموش نکنیم ما مردمیم و قدرت مشروعیت بخشیدن یا نبخشیدن به هر حکومتی را داریم. اما مهم تر از هر چیز باید متحد شدن را تمرین کنیم. جمهوری اسلامی یک حکومت عادی نیست. این ما ملت ایران هستیم که باید یک جا با شجاعت بایستیم و بگویم وقتی یک حکومت عادی نیست، ما بخشی از عادی سازی این رژیم آپارتایدی و‌قاتل نخواهیم شد.”
تاریخ چهار دهه گذشته مملو از ایستادگی مردم در مقابل این حکومت است. آیا باید یکبار دیگر یک به یک این ایستادگی را مرور کنیم تا شاید بعضی ها باورشان شود که مبارزه از روزی شروع نشد که ایشان از خدمت به جمهوری اسلامی دست برداشتند؟

از تمامی سال 1400 بگیرید که هر بخشی از جامعه به اشکال گوناگون اعتراض خود را به ” رژیم آپارتایدی و‌قاتل” بیان کردند تا آبان 98 و تابستان 97 و دی ماه 96 نمونه های درخشانی از مبارزات سهمگین مردم بر علیه حکومت بود که هر بار کشته های زیادی روی دست مردم گذاشت. 7 ماه مبارزه علیه رژیم در سال 88 را چه کسی رقم زد؟ در فاصله 96 تا 88 مبارزات بخشهای گوناگون جامعه، کارگران و مال باختگان و زنان و جوانان نیز کم نداشتیم. تیرماه 78 شجاعت کدام مردم بود که لرزه بر پیکر حکومت انداخت؟ در نیمه اول دهه 70 قیام مردم اسلامشهر و مشهد را به حساب کی باید نوشت؟ در تمامی دهه 60 کشتار زندانیان و شکنجه بی امان زندانیان از سر تفنن نبود؛ جنایت بی وقفه در طی یک دهه حکایت از وجود مبارزه ای عمیق بود هر چند تظاهر خیابانی نداشت، فرصتش را نداشت. از سال 60 تا 57 در سراسر ایران مردم درصدد ادامه و حفظ انقلابی بودند که علیه دیکتاتوری شکل گرفته بود. از کردستان تا گنبد از اهواز تا مشهد، در همه جای ایران مردم خون شان کف خیابانها و کوچهها جاری شد که حکومت اسلامی پا بگیرید؛ که انتقام رژیم سلطنتی را از مردمی بگیرند که به خود جرات دادند و با شجاعت جلو دیکتاتوری شاه ایستادند. همه و همه اینها و بسیار بیشتر از اینها نادیده گرفته میشود و اکنون “ملت ایران” مقصر جلوه داده میشوند و “بخشی از عادی سازی این رژیم آپارتایدی و‌قاتل” معرفی میشوند.


ظاهرا امر ایشان نیز به ابزار تحریک “رگ غیرت مردای ما” (رگ غیرتی که حکومتهای دیکتاتوری سرمایه سخت در پرواندن آن به آن نیاز دارند که نصف جامعه در هم بکوبند) متوسل می خواهند بشوند. مسیح علینژاد در پیامی دیگر در کانال تلگرامی خود چنین نوشته است:” در حالی که مردان فوتبالیست می رقصیدند و برای هم قلب می فرستادند، آن بیرون زنان را تحقیر می کردند و به صورتشان گاز اشک آور می زدند.” این گونه پیامها جز بنزین بر روی آتش “غیرت مردان” پاشیدن هیچ ثمری ندارد. جمهوری اسلامی تا توانسته “رگ غیرت مرد ایرانی” را بزرگ کرده و قوانین ضد زن را به تصویب رسانده و بر طبق این قوانین به زنان توهین و تحقیر روا میدارد لطفا شمای که مدعی مبارزه برای حقوق زنان هستید به آن متوسل نشوید.


در همان برنامه چشم انداز محسن سازگارا حضور داشت که سخنان نرگس محمدی را تایید میکرد. ایشان یک مهره اساسی در شکل گیری و تداوم حکومت آپارتاید جنسی و قاتل بوده که از در “خدمت امام در نوفل لوشاتو” و سازماندهی سپاه پاسداران شروع کرد و هم اکنون دنبال “بچه های خب سپاه” می گردد. اگر کسی باید جوابگوی برخی اعمالش باشد امثال سازگارا هستند نه مردمی که زیر سرکوبگری و فلاکت حاکم بر زندگی شان توسط حکومت اسلامی له شدهاند.
مسیح علینژاد در برنامه ای دیگر در تلویویون ایران اینترنشنال اذعان میکند خود زمانی فریب خورده و قلمش در خدمت حکومت بوده اکنون در صف مبارزه علیه حکومت قاتل و ضد زن است و از کسی مانند “جوادی حصار اصلاح طلب” به عنوان یک مرد میخواهد جلو ایشان نایستد. این “مردای ما” نیستند که جلو مبارزه علیه قوانین و ستم کشی زنان ایستادند این یک حکومت وحشی (از اصلاح طلب تا اصول گرا) و بغایت کثیف و بی نهایت خشن است که جلو مبارزات با تمام هیبتاش ایستاده است. نوک حمله باید علیه آن باشد نه مردان. و باید پرسید زنانی مانند خزعلی یا ابتکار یا دستجردی که مجری سرکوب زنان هستند کجای روزگار ایستادند و جلو کی ایستادند؟


سرکوبگری زنان رکن اساسی حکومت اسلامی سرمایه است. مرد سالاری ابزاری برای این سرکوبگری است نه همه آن. برای این سرکوبگری از اسید و سنگسار و شلاق و اعدام و زندان و مدد گرفتهاند. این سرکوبگری از نیاز حکومت اسلامی سرمایه است نه متنفع شدن مردان از مثلا قانون طلاق و چند همسری چنانکه نرگس محمدی می گوید. دوام و قوام مردسالاری بواسطه نیاز سرمایه داری است وحکومتهای دیکتاتوری ضامن اجرای آن، چه در شکل شاهانه یا فقیهانه.
با تحقیر و سرزنش کردن بخشی از جامعه، نمی توان انتظار متحد شدن مردم را داشت. متحد شدن هم تمرین نمیخواهد. به وقتش آنزمان که مردای ما و زنان ما بار دیگر باور کنند قدرتشان بزرگترین نیرو در جهان است اتفاق خواهد افتاد همانگونه که در سال 57 شکل گرفت. و این باور در طی مبارزه علیه حکومت اسلامی در حال شکل گیری است و سال 1401 می تواند بار دیگر شاهد این اتفاق تاریخی باشیم. و هم اکنون شاهد شکل گیری اتحاد بر علیه سرکوب زنان هستیم.

اینرا هم بخوانید

چرا در انقلاب ۵۷ شرکت کردم؟ ناصر اصغری

فعالیت سیاسی برای بخش وسیعی از فعالین سیاسی یک انتخاب آزادانه است (پائین تر توضیح …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.