صرفه‌جویی؟ شمی صلواتی

علیرغم اینکه تمایلی به نشستن در کافه نداشتم ولی با اصرار دعوتش را برای نوشیدن قهوه پذیرفتم
رفیق خوبیه، بذله گو و اهل طنز!

من یک قهوه سیاه سفارش دادم و او یک شیرقهوه، بعد گفت بذار شیرینی هم سفارش بدیم قهوه‌ تلخ انسان را دچار دپرسیون ( depression) می کند..

گفتم بی خیال شکرم بالاست،
ولی او شروع کرد به مزه انداختن.
گفت! اتفاقی نمی افتد تو حالا حالاها باید زنده بمانی و به نوشتن ادامه بدهی “حیف نیست شمی، تو ننویسی، من هم عاشق نوشته‌های توم، تو نویسند مورد علاقه منی، شک نکن بعد از مرگ بت می‌شوید
شعرها تو مورد نقد قرار می گیرد اگر تو ننویسی کی باید بنویسی، نوشتهات خوبه، خوشم میاد، شمشیر را از پست بسته”

بدجوری دل به نوشیدن شیرقهوه داد بود هم‌زمان با لذت خاصی تیکه های کوچکی از کیک را جدا و با چنگال بر می داشت در حین خوردن چونه‌ی گرم و لحن صبحتش انسان را با خود به فضای که در آن غرق بود می برد ….»

گفتم از خبرهای جدید بگو
“خبر خاص و بدرد بخوری نیست
فقط باید صرفه‌جویی کرد رفیق”
گفتم در چی؟
“امر دولت رفاه اینکه نباید دو دقیقه بیشتر زیر دوش رفت و یا با تراشیدن موهای زائد باعث مصرف بیشتر برق و گاز شد.

برای جلوگیری از سرما زمستان ماباید به گرما بدن توجه کنیم چون زمستان سردی در پیش است رفیق!
باید رختخواب یک نفر خرید تا زن و شوهر بتوانند برای جلوگیری از سرما، خوب به هم بچسند، تا تولید گرما کنند، می ببینی ما چقدر خوشبختیم، با وجود این دولت، ما باید شکرگزار باشیم که در آلمان زندگی می کنیم “

گفتم چی می گی، با یک قهوه مست شدی، یا چیز دیگری زدی رفیق، این هذیان ها چیه!

بعد با لحنی صمیمانه گفت شمی گوش کن، گوش. خیلی جدی ادامه داد و گفت. در ضمن باید توالت فرنگی خونه را هم عوض کنید و به جای آن توالت اسلامی بذارید.
چرا؟
خب با آب باید شست،
گفتم چی رو ؟
ای بابا کون رو

گفتم خب باید خشکش کرد تنها شستن نیست خشک کردن هم لازم است.
گفت یک حواله آویزان کن و روی آن بنویس حوله‌ی توالت، جانشين دستمال کاغذی توالت. چون همه چیز ما در دست چین و روسیه است کاغذتولدت کمیاب خواهد شد رفیق! در حالکه مست خنده بود
گفت برو شکرگزار باشد اینها برنامه های حزب سبزها است که با احزاب اسلامی مناسبات خوبی دارند حداقل اینها را یاد گرفتن و به ما تزریق می کنند.
به همین دلیل توانستند طرح جدید صرفه جوئی را عملی کنند..

یک مرد که متوجه حرفها و خنده ها ما بود گفت “بس کنید! پروپاگاندا هم حدی دارد بی شعوری هم حدی دارد در شرایط سخت امروزی، بجای قدردانی، توهین و مسخره هم حدی دارد.

رفیقم او را بی پاسخ نگذاشت
گفت بهتره فکر بحال آفتابه هم بکنید، مماشات با حکومتها جنایتگار کم نبود حالا به ادامه جنگ در اوکراین هم دامن می زنید بجای حفاظت‌ از محیط زیست پاچه گیری هم شدند.
صدایش بیشتر بلند کرد و گفت چرا آمریکا باید رهبر ما باشد چرا آمریکا باید الگوی مردم و رهبر دولت ما باشد آمریکایی که سالانه چهارصد هزار انسان در آن به دلیل نداشت بیمه درمانی یا تیر اندازی و خر تو خری کشته می شوند

مرد غریبه قهوه‌ای خود را نیمه تمام رها کرد و با لحنی در اوج عصبانیت گفت کمونیست‌ها نمک ناشناس…. رفت.

به رفیقم گفتم تو او را می شناختی.
آره که میشناسم، او با چنگال سوپ می خوره ولی یک پاش تو کلسیاست و پای دیگرش تو توالت‌های مسلمانها….
گفتنم رفیق اینکه هفت پشتش آلمانی.
گفت هر کجا پای منفعت هست این مردک آنجاست منفعت و خریت برادر هستند. و این مردک هم جز سبزهای احمق است که امروز مشغول زندگی لکچریند….»

بعد از رفتن او ما نیز بلندی شدیم
رفیقم با لبخند گفت بفرما کمونیست با مصرف!!
گفتم چی!
گفت یعنی صورت‌حساب را پرداخت کن
هزینه را به گردن خودم انداخت
و اینطور کافه را ترکم کردیم
دم در کافه گفت تلفزیون انداختم زیر زمینی اینها بیش از حد دورغ گفتند، پروپاگاندا راه انداخت با فرهنگ ضدروسی به تبعیضات دامن زدند باعث تعرض روسیه و ادامه جنگ اکراین شدند با انقلابهای مخملی دنیا را به گنه کشیدند (با دلقکی به نام زلسنگی گندزدن به زندگی ما، دولت آمریکا بدون جنگ اموراتشان پیش نمی ره، که، فقط با یک اروپا ضعیف و دور ساختن از روسیه آمریکا به نام ابرقدرت معنا پیدا می‌کند. اما رهبران اروپا این حقیقت را درک نمی کنند چون واقعا ترسو و کله پوکی ند. شمی…»
۵ سپتامبر ۲۰۲۲میلادی شمی صلواتی

شمی_صلواتی

اینرا هم بخوانید

« نگاهی گذرا به هنر طبقاتی؟ با یادی از رفقا غلام کشاورز و صدیق کمانگر…» شمی صلواتی

هنر ابرازی است که باید در راه آزادی و سوسیالیسم ، توسط کمونیستها بکار گرفت …