از جنس مهسا هستم- فاطیما قدسی

مدتی است که خودروهای پلیس امنیت اخلاقی در سطح شهر، بیشتر از گذشته به چشم می‌خورند. خودروهای کوچک و بزرگ که در میدان‌ها و گذرگاه‌های اصلی شهر توقف کرده‌اند و مامورهای زن و مرد، به انتظار زنان بی‌حجاب و بدحجاب نزدیک خودرو توی پیاده‌رو به انتظار ایستاده‌اند.این حکومت دنیا را برای ما جهنم کرده که با زور باتوم، مشت و لگد ما را به سمت بهشت روانه کنند.
همراه با انتشار خبر درگذشت مهسا امینی موجی از هشتگ ضد گشت ارشاد، ضد اسلام در میان مردم شروع به انتشار کرد. سالهاست به اسم نهی از منکر دختران و زنان در خیابان مانند مجرمین داخل ون های گشت ارشاد می‌نشانند و به اسم بدحجابی رفتارهای ناخوشایندی به آنها دارند. قتل مهسا، یک قتل عمدی و یک جنایت آشکار و بیشرمانه است.
مهساهایی در ایران هرروز به دنیا می آیند در ترس و وحشت رشد میکنند، از وقتی هفت سال دارند با حجاب به اسارات کشیده میشوند و باید تا آخر عمر در برابر این رنج تاب بیاورند. دختران ایران در وحشتی به نام حکومت اسلامی زاده میشوند و با وحشت از آخوند رشد پیدا میکنند و با وحشت اجرای قوانین اسلامی جانشان ستاده میشود. اینجا جایی است که اندوه با خشم و اشک آتش باهم درهم می آمیزند .اینجا جایی است که سکوت و چشم فروبسته بر این فاجعه نابخشودنی است؛ در اینجا نباید خشم را فروخورد باید آن را با تمام دامنه اش آزاد گذاشت.
اگر جمهوری اسلامی و قوانین اسلامی نبود امروز مهسا امینی با پوشش آزاد به انتخاب خودش در جامعه ای آزاد مشغول گذراندن زندگی نرمال خودش بود. جنگ اینجاست. پیاده به کربلا می‌روند برای رقیه بنت حسین قمه زنی میکنند. یکی از قاتلان مهسا هم بنا بود به کربلا برود. البته که قاتل مهسا فقط جمهوری اسلامی نیست؛ آنها هم که حکومت را رنگی و بزک میکنند و حجاب اجباری را برای جهان فرهنگ مردم ایران نشان میدهند در این قتل و جنایات حکومت شریکند.
این قاصبان از نفس افتاده هزاران مقدمه چینی کرده بودند که اینبار هم برای قتل مهسایمان سناریو نخ نمایی را اجرا کنند، اما وقتی دیدند کسی برای این تئاتر دروغین تره هم خورد نمی کند مدعی شدند که تنها آموزش توجیهی بوده و بعد با انتشار ویدیویی تقطیع شده از طریق دوربینهای مداربسته وانمود کردنند که ژینا(مهسا) به دلیل بیماری زمینه ای و ایست قلبی فوت کرده است و ماموران گشت ارشاد از گل نازک تر به او نگفته اند. اینان به راحتی آب خوردن، میزنند و میکشند تنها چون چند تار موی زنی بیرون بوده است.
سیاست تفکیک جنسیتی، تلاش برای حذف زنان از اماکن عمومی و ممنوعیت ورود زنان به برخی از آنها، فرهنگسازی های دهها ساله مبنی بر اینکه جای زن در خانه و آشپزخانه است و تبلیغ این فرهنگ ضد زن از رسانه های کلان توسط حاکمیت، طرح های تولیدی مستمر با نگاه کالایی به زن به عنوان موجودی که می بایست در خدمت ارضاء نیازهای جنسی مرد باشد، نقش آموزش و پرورش با توجه به آموزه‌های کثیف اسلامی غلط، مردسالار و جنسیت زده و تاثیر منفی در شکل گیری تفکر کودکان و نوجوانان، آزارهای خیابانی گشت ارشاد برای رعایت حجاب اسلامی که دست هر اراذل و اوباشی را برای تعرض به زنان باز میگذارد، و همه بیحقوقی‌هایی که در “قانون” ثبت شده ، عامل آن است.
همه ما گرفتار حکومتی شده ایم که با توسل به زور، نیرنگ و اهرم دین اسلام بساط استبداد گسترانده. مکتب و ذات اسلام بر زن ستیزی و آپارتاید جنسیتی بنا شده است و قوانین اسلامی تماما نرینه سالارانه و ضدزن است. با کنترل پوشش زنان و حجاب اجباری، هرچه بیشتر زنان را سرکوب میکنند. اگر زنی در تضاد با اسلام و ارزشها و قوانین اسلامی حرکت کند بیشترین مجازاتهای غیر انسانی از قبیل، شلاق، سنگسار و اعدام را دریافت می‌کند. جالب است که در دین اسلام کمترین حقوق و بی ارزش ترین ها زنان هستند و تمام عذاب های جهنم از آن زنان است.
اسلام نه تنها دینی است که زن در آن، انسان محسوب نمیشود و فقط یک کالای جنسیست، بلکه اساساً یک دین قرون وسطایی ضد انسانی است، که قطع دست و پا و شلاق در آن مجاز است، مجازات همجنسگرا در آن اعدام است، با تشویق به جهاد در راه خدا و گسترش اسلام، به تروریست پروری میپردازد، انسانها را از فشار قبر و نکیر و منکر و جهنم می‌ترساند و بهشت خیالی‌اش، از مسیر ترس و اجبار و زور میگذرد. قوانین ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بر مبنای آیات و روایات استخراج شده از اسلام تدوین شده است و این اجازه را دارد هرکس را که میخواهد حذف کند، شکنجه کند و اعدام کند و هر انتقاد به عملکرد حکومت، با اتهام کفرگویی، محکوم شود.
طی دو روز گذشته مردم خشمگین در سنندج و سقز با شعارهای ضد حکومتی به قتل مهسا اعتراض کردند. حکومت اسلامی، حکومت قاتل کولبر، سوختبر، زندانیان سیاسی، فعالین اجتماعی، مدنی، کارگر، معلم و زنان و دانشجویان است.این حکومت، حکومت دژان و اختلاسگران و آدم کش ها است. ما باید این حکومت پر تبعیض، ستم و بی حقوقی را از صحنه جهان طرد و سرنگون کنیم. ما باید حکومت این دستگاه آدمخوار، ظالم را با دستان خودمان با نیروی میلیونها نفر اسیر به پایان برسانیم ادامه این حکومت یعنی کشتار، ترور، فقر و فلاکت هرچه بیشتر. در مقابل همه اینها جنبش عظیم رهایی زن قرار دارد و هر روز علیه آن به پیش میرود. اعتراض روزهای اخیر مردم در تهران و سقز و سنندج و گوهردشت گوشه ای از این اعتراض آزادیخواهانه در مقابل جنایات هر روزه این حکومت است.
سقز و سنندج قهرمان در مقابل شلیک گلوله و گاز اشک آور، ژینا را پرچم قیام خود کردند و با زیباترین عبارت بر مزار او نوشتند «ژینا جان تو نمی میری، نامت یک نماد میشود»

اینرا هم بخوانید

«زوال جمهوری اسلامی» در ورودی سازمان‌ ملل را باید گل گرفت! – شمی صلواتی

این سازمان اگر بر اساس ارزش‌های انسانی بنا شده بود میزبان قاتل مردم ما«رئیسی » …