«سنندج سرخ  را نباید تنها گذاشت»- شمی صلواتی 

دلتنگ ونگران شهر و زادگاهم هستم  امشب 

دلتنگ سنندج سرخ 

آنجا که به صدها انسان برابری طلب در آن جانباختند 

دلتنگ همکلاسهای که هر یک به درد تلخی جان باختند،

دلتنگ شهری که در آن بدنیا آمدم، 

و در آن خودم را شناختم، 

بعنوان شاهد!!

“با دیدن سنگ فرش‌های خونین،

و جسدهای افتاده بر زمین!”

        «چم جاجی نسی»

دلتنگ ونگران شهر و زادگاهم هستم امشب!! 

دلتنگ سنندج سرخ 

من افسرده و دلگیرم امشب 

و در  این نصف شبی دوباره مینویسم رفیق!!

«ما بجز انقلاب، انتخاب دیگری نداریم بیا تا 

باسرنگونی جمهوری اسلامی، نفرتمان را به پای درخت جهل، که‌ آیت‌الله ها برآمده از آنند،  بریزیم….»

 زاده این شهر خونین من! «سنندج» 

که در آن مبارزه را آموختم 

شهری که از ابتدا انقلاب به خمینی گفت «نه»

به حکومت اسلامی گفت «نه» 

[وامروز مردمان این شهر در آتش و خون می رقصند 

سرخ ترین شهری که در همان ابتدا با یک نه بزرگی ارتجاع را پس زد ،  و خواهان یک سیستم انسانی بود.

امروز این شهر در آتش و خون است

شهری که برابری طالبان ایران و جهان، نباید تنهایش بگذارند…»

٭٭٭٭٭

٭به یاد  ستارهای سرخ  سنندج

اگه گفتم دوستت دارم، باورم کن 

چرا که! من از دیار دور ، از شهرغریب؛ 

آنجا که آسمانی پر از ستاره دارد، می آیم

اگه گفتم دوستت دارم و تویی تنها گل رویایی 

اگه به ساده گی از عشق لبخند زدم

اگه به آرامی از اشک سخن گفتم 

و اگه با بیانی ساده زندگی را برایت تصویر کردم 

باورم کن و غرق نگاهم باش 

چرا که من از دیار دور می آیم 

آنجا که برای عاشقان نامی آشنا دارد 

آنجا که سرخترین شهر جهان است 

و آسمانی پراز ستاره دارد 

آنجا که پر از گلهای رویایی است

آنجا که چشمه های آغشته به خون دارد 

و با دشتهای وسیع، 

و با رودخانه های روان!

باورم کن،

منم، نماد تازه ای از آنچه که در ذهن توست 

نماد عشق و باید تصویر کرد 

و بر روی آن نوشت عاشقان همیشه پیروزند 

حتی در هنگام جان کندن و فدا شدن! 

عاشق یعنی گل رویایی 

یعنی زیباترین گل بهاری 

یعنی در عشق سوختن 

یعنی تن به رهایی دادن

و رهایی یافتن 

پس عاشق باش به خاطر خودت 

به خاطر حیات انسان 

بخاطر نفسی آزاد 

بخاطر جنگ با خدایان 

بخاطر رفتن به شهر عشق 

بخاطر شهری که آسمانش پر از ستاره است 

بخاطریک  اندیشه پاک و انسانی

بخاطر یک همآغوشی ساده 

بخاطر پیونده دو لب 

و بخاطر حرفهای عاشقانه 

بخاطر یک فریاد!

منتظر باش و باورم کن 

من یک اندیشه ام 

یک روح رها شده 

در اوج پرواز!

که می آیم.  

شمی صلواتی 

اینرا هم بخوانید

چله ی پرستوهای ایران- خاطره محرم نژاداصل

با درگذشت مهسا امینی، صدای اعتراض مردم ایران رسا تر از همیشه به گوش می …