وکیل الرعایا- یاشار سهندی

“شاهزاده دموکرات”، که خودش را سمبل یک چیزی میداند، که در عین حال فانتوم هم بلدند بپرانند و ایضا به زبان انگلیسی خوب حرف میزنند، هیکلم هم که میزونه، و همین چند وقت پیش دنبال حقوق بشر خودش بود از رعایا خواستند که وکالت بِلاعزل به ایشان بدهند تا ایشان به پشتوانه آن شاید بخود بجنبند و یک کارهای بکنند.
بهرحال آخرین هوس شاهانه ایشان (چهاردهه¬ای میشود که ایشان سوگند پادشاهی خوردند) بر این قرار گرفته است که وکیل الرعایای ملت شوند.
دست خودشان نیست هیچ شاهی نمی تواند احساس شاهی کند اگر ملت را رعیت فرض نکند. بهرحال شاهان هر بدی داشته باشند، این خوبی را دارند که همه “ملت” را ( حتی درباریان را) به یک چشم می بینند. به چشم رعیت. و گر نه تو قرن بیست و یکم، یک آدم جدی سیاسی از ملت نمی خواهد که به من وکالت بدهید بلکه سعی میکند به نمایندگی انتخاب شود، برای اینکه به نمایندگی انتخاب شود چهار تا خواسته مشخص و روشن جلو روی مردم میگذارد، یا حزبی میسازد یا عضو حزبی میشود. اما چه میشود کرد وقتی خون فَرَهی در رگ آدم جریان داشته باشد، سال 3000 هم که زندگی کنی باز هم ملت، رعیتی بیش نیستند که باید وکیل الرعایا امور ایشان را رتق و فتق کند.
ایشان در عین حال فرمودند با کسی شوخی ندارند هر کس چشم بد به ایرانی که ایشان روی سینه سنجاق کرده بیندازد بعدا میدهند “اداره امنیت” پدرِ پدر سوخته شان را در بیاورد. جهت اطلاع؛ “پدر سوخته” فحش شاهانه ای است که هم از سر تفقد به زبان شاهان ایران جاری میشده، هم از سر خشم. اولی موجبات خشنودی چاکران دربار را فراهم می آورده و دومی روزگار رعیت را سیاه میکرده. چکار میشود شاهند دیگر! شاعر یک جای گفته بود: شاهان از دم مشنگند!
نمیدانم از کِی و کی گفته: دشمن دانابلندت میکند، بر زمینت می کوبد نادان دوست. هرکی گفته، سخن به جایی از خودش ساخته. یک عده “خارج کشور نشین” با توئیت کردن از “شخص شخیص مملکت” خواستند وکالت ایشان را بر عهده گیرند. ایشان هم میخواهد عین سند وکالت را روی میز “تصمیم سازان” بکوبند. خارج نشین¬ها حواس شان نیست ایشان “از داخل ایران” تمنا کردند که وکالت سرنوشت خود را به ایشان بسپرند. امیدواریم چندی بعد ایشان به کمپین “من پشیمانم” نپیوندند!
بهرحال خارج نشینان ندانسته زیر پای شاهزاده را خالی کردند، البته اگر ترند توییتر مهندسی نشود! مجری تا دیروز سیمای جمهوری اسلامی و مجری امروز من و تو که کمپین “من وکالت میدهم” راه بیندازد اگر اقدامش غیر از دوستی خاله خرسه دربیایید عجیب است.
البته حرف شاعر که در بالا آوردیم همچین زیاد قشنگ نیست! برای تلطیف شدن فضا نقل قولی از “شازده کوچولوی” آنتوان دو سنت-اگزوپری می آوریم: “این آدم بزرگها راستی راستی چقدر عجیبند!”

اینرا هم بخوانید

نقاط ضعف و قوت چپ در انقلاب زن، زندگی، آزادی- ناصر اصغری

در یادداشت قبلی به نقاط ضعف و چشم اسفندیار جنبش راست در تحولات پیش روی …