از گوشه و کنار
اخبار کارگری
چهارشنبه, ۲۷ام اردیبهشت, ۱۳۹۶  
اشتراک گذاری

بخش ایران:  نسان نودینیان

بخش بین المللی: داوود رفاهی

 

تجمع بازنشستگان فولاد خوزستان در اعتراض به تغییر بیمه درمانی

روز یک شنبه ٢۴اردبیهشت عده ای از بازنشستگان شرکت فولاد در اعتراض به تغییر بیمه درمانی خود از شرکت فولاد به بیمه البرز دست به تجمع اعتراضی مقابل درب شرکت زدند. تجمع کنندگان در مقابل درب شرکت فولاد خوزستان با در دست داشتن پلاکاردهایی نسبت به تغییر بیمه درمانی فولاد به بیمه البرز اعتراض داشتند، آنها خواهان برگشت به شرایط قبلی خود هستند.

شایان ذکر است که شرکت فولاد خوزستان که سالهاست خود رأسا نسبت به بیمه خدمات درمانی کارکنان این مجموعه اقدام می نمود، از ابتدای ماه جاری، بیمه ی البرز را بعنوان جایگزین معرفی نموده است. خواست واقعی همه کارگران بیمه درمانی رایگان است.

 

تجمع اعتراضی کارگران محور کاران کوشای گلپایگان

کارگران از مشکلاتشان میگویند:

قرارداد سفید امضا ، امضا کرده ایم. مسئولین فقط موقع انتخابات پلاکارد میزنند ، شعار میدهند ولی هیچ کدام را عمل نمیکنند

به درد کارگران نمی رسند. فقط میگویند اقتصاد مقاومتی. اقتصاد مقاومتی برای کیست؟ برای کارگر است؟

آیا کسی که آنجا نشسته نباید بیاید ببیند ما برای چه اینجا هستیم.

آن نماینده ای که رای میخواهد، وقتی رای خود را گرفت و رفت توی مجلس، نباید به امورات مردم و شهروندان رسیدگی کند؟

ما جزو این شهر هستیم.

چرخ اقتصاد را ما می چرخانیم ولی کسی به درد ما نمیرسد. چه کسی ضرر قسط های این کارگر را میدهد؟ چه کسی بچه این کارگر را دکتر میبرد؟

ما بچه خود را نمیتوانیم بازار ببریم. چون پول نداریم که اگر چیزی خواست برایش بخریم. چطور این کار را بکنیم.؟

هیچ کس به درد ما رسیدگی نمیکند

ما از برج سوم سال گذشته طلبکار هستیم و یکسال میشود. ببینید قیمت جنس یکسال قبل چقدر بوده و الان چقدر است؟

ولی میخواهند همان حقوق سال گذشته را به ما بدهند.

 

 

اعتراض کارگران فاز ١٢کنگان نسبت به قراردادهای شغلی

صبح روز ٢۴ اردیبهشت ماهجمعی از کارگران شاغل در واحدهای تعمیرات و بهره برداری پروژه‌های فاز ١٢کنگان نسبت به ه تصمیم کارفرما و پیمانکار برای کاستن از مبلغ دستمزدها در قرار داد‌های جدید ، اعتراض کردند. بنا بر خبر مبلغی که قرار است برای سال ٩۶در قالب مزد و حقوق به حدود دویست نفر از کارکنان واحد بهره برداری و ۶٠٠تن از کارکنان و کارگران واحد تعمیرات پروژه فاز ١٢ عسلویه پرداخت شود، به صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است.

 

تجمع کلاه‌زردها در برابرنهاد ریاست جمهوری

صبح امروز ٢۴ اردیبهشت نزدیک به ٢٠٠ نفر از اپراتورهای پست­­‌های فشار قوی برق سراسر کشور به نمایندگی از طرف نزدیک به ۵٠٠٠ نفر از اپراتورها قرارداد کار معین پستهای فشار قوی برق به تهران آمدند و در اعتراض به خلف وعده وزارت نیرو نسبت به اجرای تبدیل وضعیت، مقابل مجلس خیابان پاستور تجمع کردند. این چندمین بار است که کارگران برق فشار قوی مقابل مجلس تجمع میکنند و پیگیر خواستهایشان از جمله تبدیل قراردادهایشان به قراداد مستقیم و بطور واقیعی افزایش سطح حقوقهایشان میشوند.

 

تجمع اعتراضی کارگران یکی از شرکتهای نفتی نسبت به بلاتکلیفی شغلی وعدم پرداخت ۴ ماه حقوق وعیدی مقابل فرمانداری مهران!

صبح روز(٢٠اردیبهشت)جمعی از کارگران پیمانکاری یکی از شرکتهای نفتی در اعتراض به بلاتکلیفی شغلی و عدم پرداخت۴ماه حقوق وعیدی دست به تجمع مقابل فرمانداری مهران زدند.به گفته کارگران کارفرما به تهران رفته و کار در کارگاه را متوقف کرده وکارگران شاغل در آن وضعیت مشخصی ندارند.

 

تجمع کارگران فصلی معدن آق‌دره سه روزه شد

روز ٢٣ اردیبهشت تجمع صنفی جمعی از کارگران سابق معدن طلای آق‌دره برای یافتن شغل، وارد سومین روز خود شد.این کارگران که حدود ۴٠نفر از اهالی روستای آق دره وسط هستند می گویندتا پیش از این به صورت فصلی در معدن طلای آق دره مشغول کار بودند اما در سال جدید هنوز موفق به یافتن شغل همیشگی خود نشده‌ و در نتیجه هنوز بیکارند.بنا بر خبر این معدن برای امسال تنها از مجموع ٢۵٠ کارگر فصلی حدود ۴٠ کارگر را استخدام کرده است.

 

تجمع کارگران نی شکر هفت تپه در اعتراض به نصب دوربین مدار بسته در محل کارشان

صبح روز ٢١ اردیبهشت ۶٠٠ کارگر بخش صنعتی مجتمع کشت‌و صنعت هفت تپه در اعتراض به آنچه امنیتی شدن محل کار خود عنوان می کنند در محل ورودی درب کارخانه و امنیتی کردن محیط کارشان تجمع کردند.

 

تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه کاشی جم بروجرد

ظهرروز٢٠اردیبهشت،جمعی از کارگران اخراجی کارخانه کاشی جم بروجرد دراعتراض به بیکاری وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری تجمع کردند.بنا بر خبر سال گذشته بود که کارخانه کاشی جم همه کارگران را اخراج کرد و خط تولید در این کارخانه متوقف شد.گرچه حدود یک سال است این کارخانه تعطیل شده اما برخی از مسئولین می گویند تعطیل نیست، فقط خط تولید آن متوقف شده است.

کارگران کاشی جم امروز در مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت این کارخانه بازگشت به کار شدند.

 

اعتصاب کارگران خدمات شهری شهرداری سیرجان

از صبح روز٢٠اردیبهشت، کارگران خدمات شهری شهرداری سیرجان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق ودیگرمطالباتشان دست به اعتصاب زدند.به گفته کارگران الان مدت ٣ماه است که بیش از ٣٠٠ کارگر خدمات شهری شهرداری سیرجان حقوق خود را نگرفته اند .زیر فشار این حرکت اعتراضی قرار شد که تا یکشنبه آینده حقوق کارگران و پرسنل شهرداری که در ماه ۴ میلیارد تومان است واریز می شود . کارگران به کارشان بازگشتند و اعلام کردند “اگر یکشنبه حقوق را ندهید دوباره به سر کار نمی رویم”

کارگران

 

اعلام همبستگی اتحادیه آزاد کارگران ایران با اسماعیل عبدی

بعد از ظهر امروز ٢۴ اردیبهشت ماه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران با حضور در منزل اسماعیل عبدی، همبستگی خود را با این معلم برجسته اعلام کردند. در این دیدار جعفر عظیم زاده به نمایندگی از سوی اتحادیه ازاد کارگران طی سخنانی با تاکید بر اتحاد بخشهای مختلف جامعه برای تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و آزادی فوری اسماعیل عبدی اعلام کرد مسئولیت هر گونه آسیب جسمانی وارده بر اسماعیل عبدی در نتیجه اعتصاب غذا، مستقیما بر عهده شخص رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و بالاترین مقامات نهادهای امنیتی است. ویدئوی سخنان جعفر عظیم زاده بزودی از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢۴ اردیبهشت ماه ١٣٩۶

 

گرامیداشت یاد کارگران جانباخته معدن زمستان یورت آزاد شهردر سنندج

دیروز ٢٠ اردیبهشت تعدادی از فعالین کارگری به همراه خانواده هایشان درنزدیکی پارک کودک مراسمی در گرامیداشت یاد کارگران جانباخته معدن زمستان یورت آزاد شهر  برگزار کردند. مراسم بایک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان شروع شد

سپس  قطعنامه ای که از طرف این فعالین تهیه شده بود، در این مراسم یاد بود قرائت گردید.

بیانیه جمعی از کارگران و خانواده های کارگری سنندج در حمایت از قربانیان معدن”زمستان یورت”آزاد شهر

دهها کارگر معدن”زمستان یورت”آزاد شهر در استان گلستان درست چند روز پس از اول ماه مه(روز جهانی کارگر) در ١٨٠٠ متری اعماق زمین زنده به گور شدند. این اولین باری نیست که کارگران قربانی ناامنی محیط کار میشوند .سالانه چندین هزار نفر از هم طبقه ای هایمان در ایران،از تولید کنندگان تمامی نعمات و ثروت ها در جامعه ، قربانی مناسبات و روابط کثیفی میشوند که تنها منطش بالا بردن هر چه بیشتر نرخ سود به نفع طبقه سرمایه دار یا همان اقلیتی است که مدام از سوی نمایندگانش در مناظرات و و عده و وعیدهای انتخاباتی این دوره ریاست جمهوری نیز برای زهر چشم گرفتن از همدیگر و متوهم کردن طبقه کارگر به زبان آورده میشود.

فجایعی همچون معدن یورت آزاد شهر و صدها نمونه دیگر در شرایطی تحمیل میشود که کمر کارگران زیر فشار ساعات کاری طاقت فرسا، دستمزدهای ناچیز، عدم امنیت شغلی ،ناامنی محیط کار ،قرارداد های سفید امضاء ،بیکاری ،بیحقوقی ،فقر و گرسنگی خانواده هایشان خم شده است و طبقه کارگر ایران از انسجام ، سازمان یافتگی و اتحاد لازم برای مقابله با تعرض سرمایه داری برخوردار نیست. تنها راه مقابله جدی با این وضعیت در گرو اتحاد و همبستگی کل طبقه کارگر ایران و فائق آمدن بر پراکندگی موجود است. کارگران هر کدام از مراکز، واحدهای تولیدی ، خدماتی ،کارخانجات و معادن، ارتش عظیم بیکاران و غیره بایستی هر چه سریعتر حول مطالبات و خواسته های حیاتی روزمره خود متشکل و همصدا شده و به نیروی خود اتکا نموده و در جهت منافع مشترکشان بخش هر چه بزرگتری از طبقه کارگر را با خود همراه کنند.

مرگ رفقای کارگرمان در معدن “زمستان یورت” آزاد شهر برای کل طبقه کارگر ایران دردناک و تاسف بار است . نباید گذاشت خانواده جانباختگان و سایر رفقای کارگرشان زیر فشر روانی و عاطفی تنها بمانند. حمایت کامل طبقاتی صفوف کل طبقه کارگر ایران از رفقای معدن امری ضروری و گامی بزرگ در جهت تبدیل نمودن خشم و انزجار به وجود آمده در راستای اتحادی وسیعتر میباشد.

 

ما جمعی از کارگران و خانواده هایمان در سنندج به یاد و گرامیداشت کارگران از دست رفته و سایر آسیب دیدگان این فاجعه، روز چهارشنبه ، ساعت ١٨:٣٠ عصر، جنب پارک کودک شهر سنندج حضور یافته و به نوبه خود این جنایت را محکوم نموده و به خانواده های کارگران و طبقه کارگر ایران تسلیت میگوییم.

 

ما همچنین خواهان محاکمه فوری عاملان این فاجعه، پرداخت کامل خسارت به حادثه دیگان و سایر کارگران این معدن، پرداخت کامل معوقات ، لغو کلیه ی قرارداد های سفید امضاء و یک طرفه، لحاظ نمودن سخت و زیان آور برای کلیه ی کارگران این معدن ، امنیت کامل شغلی و تامین ایمنی کار میباشیم.

 

جان کارگران معدن زمستان یورت فدای ثروت اندوزی زیاده خواهان شد

بی توجهی به ایمنی کار در معدن زمستان یورت فاجعه انسانی بوجود آورد.. چهل چهار تن از زحمتکش ترین کارگران که با دستمزد بسیار ناچیز در شرایط ناایمن در عمق چند صد متری زمین در پی لقمه نانی بودند و حتی دستمزد اندک شان معوق شده و به موقع پرداخت نمی شد در زیر آوار ماندند و جان عزیزشان فدای ثروت اندوزی زیاده خواهانی شد که برای حفظ جان این کارگران حاضر به تهیه تجهیزات و ابزار آلات ایمن نبودند.

حوادث بیشمار ناشی از کار در کشور به دلیل عدم توجه به ایمنی کار، عدم بازرسی کار موثر و عاری از فساد، بی اهمیتی جان انسان در برابر کسب سود بیشتر و بی مسئولیتی حاکمیت در انجام وظایف خود، جان کارگران را با مخاطرات جدی مواجه کرده و پیوسته شاهد جان باختن و معلولیت های کارگران هستیم.

با وجود اینکه تشکیل سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری برای از بین بردن زمینه حوادث اینچنین بسیار موثر و نظارتشان در این مورد و سایر حقوق کارگران بسیار کارساز خواهد بود. متاسفانه از شکل گیری سندیکاهای کارگری به شدت جلوگیری می شود. و پیشروان این عرصه با پرونده سازی واهی ظالمانه بازداشت و زندان می شوند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فاجعه جان باختن کارگران معدن زغال سنگ زمستان یورت را به شدت محکوم کرده و با خانواده های این حادثه دردناک غم انگیز صمیمانه ابراز همدری می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

 

هفت تپه در غم فاجعه معدن یورت

غم ات در نهان خانه دل نشیند

هنوز اخبار کشیدن اجساد کارگران معدن یورت در صدر خبرهای کارگری است. کارگرانی که برای زندگی انسانی و شرافت خانواده شان کار را می کردند و جان خودشان را برای سهل انگاری و سودجویی سرمایه از دست دادند برخلاف سرمایه داران که فقط به فکر سود بیشتر هستند.

در نبود قوانین ایمنی کار ما باید هر روز شاهد آمار بیشتری از کشتار و آسیب بدنی کارگران در محیط کار باشیم.

هنوز قانونی وجود ندارد که کارگر زمانی که خطر کند دست از کار بکشد. اگر کارگری اعتراض کند کارش یا زندان و یا بیکاری است.

ما کارگران هفت تپه در گرمایی گاه بالای پنجاه درجه مجبور به کار هستیم موضوعی که در تمامی کشورهای حل شده است و کارگران در دمای بالای ٣۴ درجه نباید کار کنند و یا کارفرما شرایط مناسب را به وجود آورد.

وضعیت ایمنی کار هر روز بدتر می شود و تنها راه حل در مقابل کارگران در به وجود آوردن تشکلات خودشان است، و ما امید داریم کارگران معادن دست به تشکیل نهاد بیرون از ساختار قدرت دست بزنند و در این راه ما آنها را تنها نخواهیم گذاشت، همان طوری که در لحظات اولیه به کنفدراسیون مواد غذایی خبر دادیم و خواستیم همراه کنفدراسیون پتروشیمی و معادن عکس العمل نشان دهند.

کارگران هفت تپه به احترام تمامی کارگران کشته شده در معدن یورت در محیط کار سکوت می کنند و در همراهی کارگران مجروح هر کاری بتوانیم انجام می دهیم و خانواده های کشته شده و مجروح را تنها نمی گذاریم.

سندیکای کارگران هفت تپه

 

 

 

گزارش

سازمان پزشکی قانونی:مرگ ١۶۴۵ کارگردر حوادث کار سال ١٣٩۵/ افزایش ١٠.١ درصدی

در سال گذشته یکهزار و ۶۴۵ کارگردر حوادث کار جان خود را از دست دادند، این رقم در مقایسه با سال ١٣٩۴ که آمار تلفات حوادث کار یکهزار و ۴٩۴ نفر بود، ١٠.١ درصد افزایش یافته است.

‌در سال گذشته یکهزار و ۶٢٣ مرد و ٢٢ زن بر اثر حوادث کار جان خود را از دست دادند که بیشترین آن ها در تهران با ٣٩٩، فارس با ١١٢ و خراسان رضوی با ١٠٩ جان باخته اند.

در این مدت همچنین استان های کهگیلویه و بویراحمد با ٩، خراسان شمالی با ١٠ و خراسان جنوبی با ١٢ فوتی کمترین آمار تلفات حوادث کار را داشته اند.

در سال گذشته سقوط از بلندی بیشترین دلایل مرگ در حوادث کار را به خود اختصاص داد که با ۴٩.۵ درصد تلفات در رتبه اول مرگ و میر ناشی از حوادث کار قرار می گیرد. در این سال ۶٧۵ نفر به اثر سقوط از بلندی در حین کار جان خود را از دست داده اند.

پس از سقوط از بلندی اصابت جسم سخت با ٣٧۵ فوتی در رتبه دوم دلایل مرگ در حوادث کار قرار می گیرد که ٢٧.۴ درصد از تلفات حوادث کار را شامل می شود.

گفتنی است کمبود اکسیژن (١٠۶ فوتی)، برق‌گرفتگی (٢١٨ فوتی)، سوختگی (١١٩ فوتی) و سایر موارد (١۵٢ فوتی) از دیگر دلایل مرگ در حوادث کار هستند.

 

 

 

گزارش یک سال سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران

 

پاریس ـ ژنو، ١١ مه ٢٠١٧ (٢١ اردیبهشت ١٣٩۶)

 

به: گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی آزادی گردهمایی و تشکل، خانم آنالیزا کیامپی

 

گزار‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت مدافعان حقوق بشر، آقای میشل فورست

 

گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی ترویج و محافظت از آزادی عقیده و بیان، آقای دیوید کِی

 

اعضای گروه تحقیق سازمان ملل درباره‌ی حبس‌های خودسرانه

 

گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، خانم اسما (عاصمه) جهانگیر

 

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ٢٩ اردیبهشت ١٣٩۶، ممنوعیت گردهمایی‌های مستقل و صلح‌آمیز طی روز کارگر در ایران امسال ـ همچون سال پیش [٢] ـ یک بار دیگر نمونه‌ی آشکاری از تداوم سرکوب و آزار فعالان سندیکایی در ایران بود. این سرکوب بخشی از محرومیت روش‌مند کارگران از اساسی‌ترین حقوق خود در ایران است که قربانی قانون‌های تبعیض‌آمیز با انگیزه‌های سیاسی و نظام قضاییِ مصمم به سرکوب جنبش‏های مستقل کارگری و مخالفان دیگر هستند.

 

با وجود افزایش قابل توجه در روابط تجاری و اقتصادی کشورهای غربی با ایران، در پی اجرای توافق هسته‌ای با ایران در سال ١٣٩۴ و رفع بعضی از تحریم‌ها پس از آن، توجه کمی به این واقعیت شده که قوانین و عملکرد کنونی در ایران ناقض موازین بین‌المللی کارگری و حقوق اقتصادی و اجتماعی هستند.

 

سندیکاهای مستقل کارگری در قوانین ایران ممنوع شده‌اند و دولت کنترل شدیدی را بر کلیه‌ی نهادهای قانونی که به‌اصطلاح نماینده‌ی کارگران هستند اعمال می‌کند. حق اعتصاب هرگز به صراحت پذیرفته نشده و در عمل اعتصاب‌ها با خشونت سرکوب می‌شوند. تمام تلاش‌ها در سال‌های اخیر برای تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری به شدت سرکوب و فعالان کارگری از کار اخراج شده‌اند، مورد آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند و به اتهام‌هایی از جمله «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» زندانی شده‌اند.

 

حکومت ایران در کلیت آن از افزایش حداقل دستمزد به میزان کافی «برای زندگی آبرومند کارگران و خانواده‌هایشان» به الزام ماده‌ی ٧ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر باز زده است [٣].

 

میزان دستمزد حداقل که برای سال شمسی جاری از آغاز فروردین ١٣٩۶ تعیین شده بین یک‌سوم تا یک‌چهارم میزان خط فقر برآورد می‌شود. چند میلیون کارگر حتا این حداقل دستمزد را دریافت نمی‌کنند، زیرا در واحدهای کوچک با کمتر از ١٠ کارگر کار می‌کنند که مشمول مقررات قانون کار ـ یعنی حداقل دستمزد، افزایش مزد و بیمه ـ نیستند.

 

کارگران زن به‌شدت مورد تبعیض قرار می‌گیرند. آنها اغلب در واحدهای کوچک کار می‌کنند و از دستمزد برابر برای کار یکسان با مردان محروم هستند. امکان بازگشت آنها به کار پس از مرخصی زایمان بسیار کم است و در شرایط بحرانی پیش از همه اخراج می‌شوند. زنان، اقلیت‌های دینی و قومی و مخالفان سیاسی از اشتغال به بعضی از مشاغل محروم هستند.

 

سازمان‌های ما در زیر نمونه‌هایی از فعالان کارگری را ارائه می‌کنند که در حال حاضر به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حقوق خود برای گردهمایی، تشکل و بیان آزاد، در حبس خودسرانه به‌سر می‌برند و در معرض آزار قضایی هستند.

 

بر این اساس، ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل نام‌برده در بالا می‌خواهیم آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند.

 

سرکوب آزادی گردهمایی، تشکل و بیان صلح‌آمیز در آستانه‌ی روز کارگر سال ٢٠١٧ (١٣٩۶)

 

در ١١ اردیبهشت ١٣٩۶، دولت‌مردان ایران یک بار دیگر فقط اجازه‌ی برگزاری مراسم مورد حمایت حکومت را در تهران ـ پایتخت ـ و چند شهر دیگر دادند، از جمله به‌ سازمان طرفدار رژیم «خانه‌ی کارگر» [۴] که در رشت و نقاط دیگر مراسم برگزار کرد. فعالان مستقل سندیکایی یک بار دیگر از برگزاری مراسم روز کارگر منع شدند.

 

بعضی از اتحادیه‌ها و فعالان سندیکایی مستقل که در روز کارگر یا در هفته‌های پیش از آن از آزادی گردهمایی و بیان محروم شدند از این قرار هستند:

 

در هفته‌ی پیش از ١١ اردیبهشت ١٣٩۶ و در این روز، همچون سال‌های پیش، آزارِ فعالان و اتحادیه‌های مستقل کارگری برای جلوگیری از برگزاری جشن و راه‌پیمایی مستقل از گردهمایی‌ها و مراسم مورد حمایت حکومت شدت یافت.

 

در پایتخت، تهران، کارگران در مراسمی در جلوی ساختمان مجلس حضور یافتند که اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران ترتیب داده بود. مأموران پلیس سعی کردند بنرها و پلاکاردها را که کارگران در آنها خواهان آزادی فعالان سندیکایی زندان اسماعیل عبدی و بهنام ابراهیم‌زاده شده بودند، جمع کنند و سپس راه‌پیمایان را محاصره و تلفن‌های همراه آنها را ضبط کردند. پس از آن، مأموران واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش استان البرز را دستگیر کردند. او یک روز بعد آزاد شد.

 

طی مراسم رسمی در تهران که رئیس جمهوری روحانی در آن سخن گفت و در عین حال به نوعی گردهمایی در حمایت از نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری در ١٩ اردیبهشت شباهت داشت، چند تن از کارگران شعارهایی را در اعتراض به وضعیت زندگی خود سر دادند. بعضی از رسانه‌های حامی روحانی معترضان را «اخلال‌گر» نامیدند. رسانه‌های محافظه‌کار افراطی کوشیدند از فرصت به نفع نامزدهای رقیب بهره‌برداری و وانمود کنند که اعتراض‌ها فقط علیه دولت روحانی است و در مخالفت با سیاست‌های رژیم نیست.

 

همچنین در تهران، سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه («سندیکای شرکت واحد») در روز ١١ اردیبهشت جشنی را در پایانه‌ی اتوبوس‌رانی آزادی برگزار کردند، ولی نیروهای امنیتی شرکت کنندگان را محاصره و با فیلم‌برداری از آنها به آزار آنها پرداختند.

 

در سنندج، مرکز استان کردستان، نیروی انتظامی دو بار در هفته‌ی پیش از ١١ اردیبهشت آقای شیث امانی، فعال کارگری و عضو هیأت مدیره‌ی اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران را احضار کرد و به او اطلاع داد که درخواست اتحادیه برای برگزاری مراسم جداگانه در این روز پذیرفته نخواهد شد. مأموران از او خواستند تعهد بدهد که اتحادیه مراسم جداگانه‌‌ای در روز جهانی کارگر برگزار نخواهد کرد و اعضای آن در مراسم رسمی با حمایت اداره‌ی کار شرکت خواهند کرد، ولی او این درخواست را رد کرد. همچنین، در روز ٧ اردیبهشت، آقای فارس گویلیان یکی از کارگران فعال شهر سنندج، احضار و به او تذکر داده شد که نباید در «مراسم غیر دولتی روز ١١ اردیبهشت» شرکت کند. آقای خالد حسینی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در سنندج احضار و چند ساعت، از جمله در باره‌ی برنامه‌های این کمیته در روز کارگر، مورد بازجویی قرار گرفت. روز ١١ اردیبهشت نیز مأموران پلیس مشارکت کنندگان در راه‌پیمایی را که اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی خبازان سنندج و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ترتیب داده بودند، محاصره کردند و آزار دادند.

 

علاوه بر این، مسوولان پس از این که در آخر شب ٣٠ فروردین اخطاری را به نظافتچی ساختمان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که کارمند رسمی جمعیت نیست ابلاغ کردند، صبح روز ٣١ فروردین، مرکز این جمعیت را در تهران مهروموم کردند. در این اخطار فقط به مشکلاتی در باره‌ی پروانه‌ی این جمعیت به‌طورِ کلی اشاره شده است. مسوولان جمعیت گفته‌‌‌اند که تمام شرایط مربوط به پروانه را برآورده کرده‌اند. این جمعیت که در سال ١٣٨٢ تأسیس شد به شمار زیادی از کودکان ـ به‌ویژه کودکانی از خانواده‌ی مهاجران ـ که ناگزیر از کار در خیابان هستند رسیدگی می‌کند و هدف آن الغای کار کودک است. روز ٢ اردیبهشت نیز، پروانه‌ی انجمن دوستداران حقوق کودک در تبریز که دارای اهداف مشابهی است، تعلیق شد. دولت‌مردان تاکنون هیچ دلیلی برای تعطیل کردن این موسسه‌ها ارایه نکرده‌اند. رسانه‌ها در گزارش‌های خود دلیل این تعطیلی‌ها را فقط «برخی موانع» نقل کرده‌اند بدون این که از منبع این نقل نام ببرند.

 

ادامه‌ی ارعاب و حبس خودسرانه‌ی فعالان کارگری

 

سرکوب مداوم فعالان کارگری، از اعتراض‌های کارگران در کارخانه‌ها و واحدهای مختلف جلوگیری نکرده و اعتراض‌ها در سراسر کشور رشد و گسترش یافته است. بیش از ۶۵٠ مورد اعتصاب، تظاهرات و اعتراض‌های دیگر در سال ١٣٩۵ در مخالفت با اخراج‌ها، تعطیلی واحدها، خصوصی کردن، طرح اصلاح قانون کار و درخواست بازگشت به کار، درخواست دریافت به موقع دستمزد و نیز مزدهای عقب‌افتاده، افزایش دستمزد و اصلاح در قراردادها و بهبود در شرایط کار رخ داده است. این تعداد «افزایش در حدود ٢٧ در صد در اعتراض‌های کارگری» در سال ١٣٩۵ در مقایسه با ۵١۵ اعتراض در سال ١٣٩۴ را نشان می‌دهد. [۵]

 

دولت‌مردان در تلاش برای مهار اعتراض‌ها، به احضار مکرر و تهدید فعالان سندیکایی دستگیری بسیاری دیگر ادامه داده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان پس از یکی دو ماه با وثیقه آزاد شده‌اند و به‌احتمال در ماه‌های آتی محاکمه خواهند شد. فعالان سندیکایی در این موارد اغلب به اتهام‌هایی مثل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اهانت به رهبر» و دیگر اتهام‌های مبهم متهم می‌شوند.

 

در تاریخ ١٠ مه ٢٠١٧ (٢٠ اردیبهشت ١٣٩۶)، دست‌کم ٨ فعال سندیکایی در پی محاکمه‌های به شدت ناعادلانه و محکومیت به «جرایم» مربوط به دفاع از حقوق کارگری در زندان یا در تبعید به سر می‌بردند [۶]:

 

  • آقای اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، دوباره در تاریخ ١٩ آبان ١٣٩۵ برای گذراندن حکم شش سال زندان خود دستگیر شد. مسوولان در اردیبهشت ١٣٩۴ او را تهدید کرده بودند که حکم تعلیقی ١٠ سال زندان را که در سال ١٣٩٠ به اتهام‌های گردهمایی و تبانی علیه نظام و مشارکت در گردهمایی‌های غیرقانونی سندیکایی صادر شده بود به اجرا می‌گذارند، مگر این‌که از سمت خود در کانون صنفی معلمان استعفا بدهد و در اعتراض‌های پیشِ رو در سراسر کشور شرکت نکند. آقای عبدی استعفا داد ولی کانون صنفی معلمان استعفای او را نپذیرفت. او در خرداد ١٣٩۴ به زندان رفت. سپس، در بهمن ١٣٩۴، حکم تازه‌ی ۶ سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام (١ سال زندان) و گردهمایی به منظور ارتکاب جرم علیه امنیت ملی (۵ سال زندان) به او ابلاغ شد. وی به این حکم اعتراض کرد و در تاریخ ٢۴ اردیبهشت ١٣٩۵ آزاد شد. دیوان عالی کشور در بهمن ١٣٩۵ درخواست محاکمه دوباره در مورد حکم ۵ سال زندان او را رد کرد. وکیل او قصد دارد یک بار دیگر درخواست تجدید محاکمه کند. وی از روز ١١ اردیبهشت ١٣٩۶ در اعتراض به حکم‌های امنیتی فعالان سندیکایی و با درخواست خروج پرونده‌اش «از حالت امنیتی به عادی» دست به اعتصاب غذا زده است.

 

  • آقای مهدی فراحی شاندیز، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و کانون صنفی معلمان ایران، سومین حکم سه سال زندان خود را می‌گذراند که در ١٣ دی ١٣٩٣ صادر شد. حکم نخست ٣ سال زندان او به اتهام «اهانت به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» در اوایل آبان ١٣٩٢ پایان یافت، اما مسوولان از آزادی او سر باز زدند. او در پاییز ١٣٩۵ دوباره به همان اتهام‌ها به سه سال زندان و سپس در بهمن ١٣٩۵ به‌خاطر تکرار «جرم» و سر دادن شعار مرگ بر [رهبر کشور] خامنه‌‌ای به سه سال و شش ماه زندان محکوم و سپس در اسفند ماه به زندانی دورافتاده در استان قزوین تبعید شد.

 

  • آقای علی اکبر باغانی، نایب رئیس پیشین کانون صنفی معلمان ایران، ‌پس از پایان حکم یک سال زندان خود از ١٢ اردیبهشت ١٣٩۵ حکم تبعید ١٠ سال خود را در شهر دورافتاده‌ی زابل می‌گذراند. او پیش‌تر در پرونده‌ای مربوط به اعتراض‌های معلمان در سال ١٣٨۵ به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که مسوولان ممکن است تصمیم به اجرای آن بگیرند.

 

  • آقای سعید شیرزاد، فعال کارگری و حقوق کودک، از تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٣ پس از بازداشت در شهر تبریز در شمال غربی ایران در حبس خودسرانه به سر می‌برد. او در سال ١٣٩۴، به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» به ۵ سال زندان محکوم شد. با وجود این‌که او به حکم خود اعتراض کرده، مسوولان او را در زندان نگه داشته‌اند. دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ٢۶ فروردین ١٣٩۶ به پرونده‌ی او رسیدگی کرد ولی هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

 

  • آقایان شهاب کریم آقایی، جعفر پژوهش‌پور و حسین اسماعیلی، سه فعال کارگری که در اعتصاب‌ها و اعتراض‌های صنایع مخابرات ایران شرکت داشتند، در تاریخ ٢٠ بهمن ١٣٩۵ در شیراز، استان فارس، دستگیر شدند. در تاریخ ٢٠ اردیبهشت ١٣٩۶، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع این سه تن در دست نبود.

 

  • آقای داوود رفیعی، کارگری که در سال ١٣٩٣ به‌خاطر «مشارکت در سازمان‌دهی اعتصاب‌ها» از شرکت پارس خودرو اخراج شد و دو کارگر دیگر در تاریخ ١٨ آبان ١٣٩۵ دستگیر شدند. دو کارگر دیگر آزاد شده‌اند، اما تا تاریخ ٢٠ اردیبهشت ١٣٩۶، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع آقای رفیعی در دست نبود.

 

دست‌کم ۴٢ فعال سندیکایی دیگر در انتظار محاکمه‌ی احتمالی، نتیجه‌ی محاکمه، یا نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد هستند:

 

آقای جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است، گرچه دادستانی در تاریخ ۴ آبان ١٣٩۵ او را به زندان فرا خواند. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ در آستانه‌ی تظاهرات روز کارگر (١١ اردیبهشت) به وزارت اطلاعات احضار و مدت ۴۶ روز بازداشت و پس از آن آزاد شد، مورد محاکمه قرار گرفت و محکوم شد و در آبان ١٣٩۴ برای گذراندن حکم شش سال به زندان رفت: پنج سال به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و یک سال به اتهام «اخلال در نظم عمومی». به علاوه، او به مدت دو سال از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دستجات سیاسی، انجام فعالیت مجازی و فعالیت در رسانه‌ها و مطبوعات محروم شد. وی از روز کارگر ١٣٩۵ در اعتراض به وضعیت خود در زندان و در همبستگی با کارگران خواهان حقوق خود دست به اعتصاب غذایی زد که ۶٣ روز ادامه یافت. مسوولان او را در تاریخ ١٠ تیر ١٣٩۵ آزاد کردند و به او وعده‌ی محاکمه‌ی دوباره دادند. آقای عظیم‌زاده به‌همراه آقای شاپور احسانی‌راد، عضو دیگر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در مهر ١٣٩۵ در شهر ساوه در مرکز ایران مورد محاکمه قرار گرفت و هر دو به ١١ سال زندان محکوم شدند: ١٠ سال به‌اتهام «تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و اداره نمودن آن» و ١ سال به‌اتهام «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام». دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ١٩ اردیبهشت ١٣٩۶ به اعتراض آنها رسیدگی کرد و بناست در هفته‌های آتی نظر خود را اعلام کند. عظیم‌زاده و احسانی‌راد در تاریخ ٢١ اسفند ١٣٩۵ در پرونده‌‌ای جداگانه در ساوه محاکمه شدند، اما دادگاه هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

 

آقای رضا شهابی زکریا، صندوق‌دار سندیکای شرکت واحد، با قرار وثیقه آزاد است. او از خرداد ١٣٨٩در حبس خودسرانه به سر می‌برد و در اردیبهشت ١٣٩١ به اتهام‌های «تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال زندان محکوم و از فعالیت‌های سندیکایی و مدنی به مدت پنج سال محروم شد. در آذر ١٣٩۴ به‌خاطر مشارکت دراعتراض‌های زندانیان در فروردین ١٣٩٣ یک سال زندان به محکومیت او اضافه شد. وی در مهر ١٣٩٣ در پی دو عمل جراحی گردن و کمر به دلایل پزشکی از زندان به مرخصی رفت. با وجود این، مسوولان او را در تاریخ ١٨ بهمن ١٣٩۴ احضار و گویا به علت ازسرگیری بعضی فعالیت‌های سندیکایی او، اتهام‌های تازه‌ی «اخلال در نظم عمومی و تشویش در اذهان عمومی» را به او ابلاغ کردند. در این بین، حکم زندان او به پایان رسیده است، اما با وجود این‌که دولت ایران خبر بازگشت او به کار را به سازمان بین‌المللی کار اطلاع داده‌اند، مسوولان برای بازگشت به زندان او را زیر فشار گذاشته اند.

 

آقای محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، روز ٢٢ اردیبهشت ١٣٩۵ پس از ٢٢ روز اعتصاب غذا با درخواست محاکمه‌ی دوباره، به‌طورِ موقت از زندان آزاد شد. آقای بهشتی پس از محاکمه و محکومیت در دو پرونده‌ی جداگانه، در تاریخ ١۵ شهریور ١٣٩۴ برای اجرای دو حکم در مجموع ٩ سال زندان دستگیر شده بود. او در پرونده‌ی سوم به پنج سال زندان محکوم شده و علیه آن اعتراض کرده است. آقای بهشتی نخستین بار در اسفند ١٣٨۵ دستگیر شد و در حدود یک ماه در زندان ماند و در سال ١٣٨۶ به حکم چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی دوباره در اردیبهشت ١٣٨٩ به مدت دو ماه بازداشت و محاکمه و در خرداد همان سال به پنج سال زندان محکوم شد. آقای بهشتی در مهر ماه ١٣٩٢ برای اجرای حکم زندان احضار شد، اما رئیس دادگستری تهران درخواست او را برای توقف اجرای حکم و رسیدگی دوباره به پرونده پذیرفت. در دی ماه ١٣٩۴، او برای سومین بار محاکمه و به پنج سال حبس بیشتر محکوم شد که در مرحله‌ی تجدید نظر است. در هر سه پرونده، او به اتهام‌های مشابهی متهم شده است: «تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام.»

 

آقای محمود صالحی، عضو بنیانگذار انجمن صنفی خبازان شهر سقز، در استان کردستان، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ در آستانه‌ی روز کارگر دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢۵ شهریور ١٣٩۴ اطلاع یافت که به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی»، و «تشکیل سندیکای غیرقانونی کارگری»، «عضویت در گروه غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» به ٩ سال زندان محکوم شده است.

 

آقای عثمان اسماعیلی، سخنگوی کمیته دفاع از فعالان کارگری زندانی در مهاباد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ١٧ بهمن ١٣٩۴ از محکومیت به یک سال زندان به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «وابستگی به احزاب سیاسی» اطلاع یافت.

 

آقای داود رضوی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ در تهران دستگیر و پس از ٢٢ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢٨ بهمن ١٣٩۴ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ۵ سال زندان محکوم شد.

 

آقای ابراهیم مددی، نایب رییس سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ در تهران دستگیر و پس از ٢٢ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢٨ فروردین ١٣٩۵ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ۵ سال و ٣ ماه زندان محکوم شد.

 

آقای علی نجاتی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نیشکر هفته تپه، و شش فعال کارگری دیگر، یعنی خانم اشرف رحیم‌خانی، خانم زینب کشوری، و آقایان عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و عبدالرضا شاکری، به اتهام تبلیغ علیه نظام باید در تاریخ ٢۴ اردیبهشت ١٣٩۶ در دادگاه انقلاب دزفول حاضر شوند. آقای نجاتی روز ٢۴ شهریور ١٣٩۴ دستگیر و پس از ٢٩ روز آزاد شد. او روز ٢٢ آذر ١٣٩۴ در شهر اندیمشک در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام‌های تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه‌های مخالف محاکمه شد و در انتظار صدور حکم است.

 

آقای پدرام نصراللهی، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، آزاد و در انتظار محاکمه است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩۴ دستگیر و پس از ٣۴ روز آزاد شد [٧].

 

آقای محمد رضا آهنگر، عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران در تاریخ ٢٣ اسفند ١٣٩۵ به دلایل یا اتهام‌های نامعلوم دستگیر و در تاریخ ٣٠ فروردین ١٣٩۶ با قرار وثیقه آزاد شد.

 

شش فعال کارگری در کامیاران، استان کردستان، در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام «تبلیغ علیه نظام وشرکت در مراسم اول ماه مه» محاکمه و در تاریخ ٢۴ مهر ١٣٩۵محکوم شدند. خانم روژین ابراهیمی، خانم دلنیا صبوری و آقایان امید احمدی و مهرداد صبوری هر یک به ١ سال زندان و آقایان شاهو صادقی و آرام محمدی هر یک به ٣ ماه و ١ روز زندان محکوم شدند. چهار تن اخیر در تاریخ ٣٠ اردیبهشت ماه دستگیر و در ۵ خرداد ١٣٩۵ با قرار وثیقه آزاد شده بودند.

 

آقای مصطفی غلام‌نژاد، فعال کارگری، در تاریخ ۵ خرداد ١٣٩۵ در شهر تبریز در شمال غربی ایران دستگیر و روز ٢٧ خرداد با قرار وثیقه آزاد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

 

آقای جمیل محمدی، عضو هیات مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در بهمن ١٣٩٣ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال و نیم زندان و جریمه محکوم شده است. او به این حکم اعتراض کرده و در انتظار نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد است.

 

آقای جلیل محمدی، فعال کارگری در سنندج، در روز جهانی زن، ٨ مارس ٢٠١۶ (١٧ اسفند ١٣٩۴) دستگیر و روز ١١ فروردین ١٣٩۵ با قرار وثیقه آزاد شد. او به‌احتمال محاکمه خواهد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

 

آقای حامد محمودنژاد، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، روز ٢٩ فروردین ١٣٩۴ دستگیر و پس از ٢۴ روز با وثیقه آزاد شد. او در تیر ماه ١٣٩۴ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به ٩١ روز زندان محکوم شد. او به این حکم اعتراض کرده ولی نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

 

آقایان یدالله صمدی و اقبال شبانی، اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و هیات مدیره انجمن خبازان سنندج و حومه، در اوایل فروردین ١٣٩۴ به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به ٣٠ ضربه شلاق و پنج ماه زندان محکوم شدند. دادگاه تجدیدنظر آنها را به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرد [٨].

 

آقای محمدرضا نیک‌نژاد و آقای مهدی بهلولی، اعضای هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود هستند. آنها در تاریخ ٩ شهریور ١٣٩۴ دستگیر و در حدود یک ماه بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در اسفند ١٣٩۴ به ۵ سال زندان محکوم شدند. اتهام‌های آن اعلام نشده است، ولی با توجه به حکم صادر شده، احتمالاً به «گردهمایی و تبانی علیه امنیت ملی» متهم شده‌اند.

 

آقای طاهر قادرزاده، عضو کانون صنفی معلمان در استان کردستان، در فروردین ١٣٩۵ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «شرکت در گردهمایی‌های معلمان» به ٩١ روز زندان محکوم شد. نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

 

آقای واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای نقاشان و کارگران ساختمانی استان البرز، آزاد است. او روز ٢٩ شهریور ١٣٩۴ پس از اعتراض به مرگ به‌شدت مشکوک پسر عموی خود و فعال سندیکایی، شاهرخ زمانی [٩]، در زندان دستگیر و یک هفته بعد با قرار وثیقه آزاد شد. او همچنین روز ١١ اردیبهشت ١٣٩۶ در مراسم روز کارگر دستگیر و یک روز بعد آزاد شد.

 

آقایان لطف الله احمدی، نادر رضاقلی و حسین حسن‌آبادی، هر سه از فعالان کارگری، آزاد هستند ولی ممکن است محاکمه شوند. آنها در مراسم روز کارگر ١١ اردیبهشت ١٣٩۵ در سنندج در جلوی خانه کارگر دستگیر و روز بعد با وثیقه آزاد شدند.

 

آقای رسول بداقی، عضو هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩۵ بدون توضیح آزاد شد. او در سال ١٣٨٨ حکم شش سال زندان خود را به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» آغاز کرد. او به مدت پنج سال نیز از فعالیت‌های اجتماعی محروم شده است. قرار بود او در تیر ١٣٩۴ آزاد شود، اما در تاریخ‌های ۵ و ۶ اردیبهشت ١٣٩۴ به دادگاه احضار شد و از اتهام‌های تازه دادستانی و وزارت اطلاعات علیه خود اطلاع یافت. در عین حال، مسوولان به او اعلام کردند که در صورتی که کناره‌گیری خود از فعالیت‌های معلمان را در مصاحبه‌ای اعلام کند، اتهام‌های او را لغو خواهند کرد. او در شهریور ١٣٩۴ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد. پس از اعتراض، دادگاه تجدیدنظر این محکومیت را تأیید کرد. در تاریخ ٢٠ اردیبهشت، زمانی که او به همراه برادر همسر خود از یک فعال سندیکایی همکار خود در بیمارستان دیدار می‌کرد، مأموران امنیتی این دو را مورد ضرب و جرح قرار دادند و با دستبند به زندان اوین منتقل کردند. آنها روز ٢١ اردیبهشت با قرار وثیقه آزاد شدند. روز ٢٣ مرداد ١٣٩۵ دادگاه رسول بداقی را به علت کافی نبودن مدارک شاکیان، بی‌گناه دانست.

 

به علاوه، دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت یا خرداد ١٣٩٣ حکم‌های زندان دست‌کم پنج تن از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری را تأیید کرده است و آنها در خطر دستگیری به سر می‌برند. آنها در ٢۶ خرداد ١٣٩١در «مجمع عمومی» این کمیته دستگیر و سپس آزاد شدند ولی دوباره در آذر ١٣٩١ دستگیر و به مدت دو ماه در حبس خودسرانه به سر بردند. آنها در فروردین ١٣٩٣ به زندان محکوم شدند:

 

آقایان جمال میناشیری و‌‌هادی تنومند (هر یک محکوم به سه سال و نیم).

 

آقایان قاسم مصطفی‌پور، ابراهیم مصطفی‌پور و محمد کریمی (هر یک محکوم به دو سال).

 

دست‌کم ١٠ فعال سندیکایی پس از گذراندن حکم زندان خودسرانه یا بازجویی یا محاکمه آزاد شدند [١٠]:

 

  • آقای بهنام (اسد) ابراهیم زاده، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری، در تاریخ ١١ اردیبهشت ١٣٩۶.

 

  • آقای سعید یوزی، عضو شورای مرکزی کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران و آقای صالح امانی، فعال کارگری، در تاریخ ٢۶ اسفند ١٣٩۵ در کامیاران دستگیر و ٣٨ روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در تاریخ ٧ اردیبهشت ١٣٩۶ محاکمه و تبرئه شدند.

 

  • آقای محمد جرّاحی، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و از اعضای بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، روز ١٩ مرداد ١٣٩۵.

 

  • آقای شریف ساعدپناه عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران ٣٠ تیر ١٣٩۵ به‌توسط نیروهای امنیتی احضار و بازجویی شد. او در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بود.

 

  • آقایان مظفرصالح نیا، عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، و‌هاشم رستمی، فعال کارگری در شهر سنندج، که در تیر ماه ١٣٩۵ در حدود ٢٠ روز بازداشت شده بودند، در تاریخ ١٧ مهر ١٣٩۵ محاکمه و تبرئه شدند. آنها در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بودند.

 

  • آقای زاهد مرادی، فعال کارگری در سنندج، روز ٢٢ خرداد ١٣٩۵ احضار و بازجویی شد.

 

  • خانم نجیبه صالح‌زاده، فعال و همسر فعال سندیکایی آقای محمود صالحی، در تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩۵ در سقز به دادگاه احضار و بازجویی شد. او در تاریخ ١٧ خرداد بازداشت و همان روز با قرار وثیقه آزاد شد. سپس در تاریخ ٢۵ مرداد ١٣٩۵ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری» محاکمه و تبرئه شد.

 

  • آقای علیرضا‌‌هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان ایران، در تاریخ ٩ خرداد ١٣٩۵ آزاد شد.

 

علاوه بر این فعالان، ده‌ها کارگر معترض دیگر که حقوق خود را پیگیری کرده‌اند، مورد آزار و تعقیب قضایی قرار گرفته‌اند:

 

بعضی از این کارگران بازداشت و به زندان یا حبس تعلیقی یا حتا شلاق محکوم شده‌اند و بعضی دیگر احتمالاً در ماه‌های آینده محاکمه خواهند شد. موارد زیر فقط بعضی از نمونه‌هاست:

 

 

 

١٧ کارگر شرکت معدن طلای آق درّه، در تکاب، استان آذربایجان غربی، در اواخر سال ١٣٩۵ محاکمه شدند. دست‌کم ٩ تن از این عده به‌خاطر ترتیب دادن گردهمایی علیه اخراج کارگران در دی ماه ١٣٩٣ و درخواست بازگشت به کار، از ٣٠ تا ۵٠ ضربه شلاق خوردند. اتهام آنها «اغتشاش» بود که بعداً «توهین به نگهبانان و تخریب تابلوی شرکت» نیز اضافه شد. آنها ابتدا به زندان، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند. رهبر جمهوری اسلامی فقط حکم زندان آنها را لغو کرد.

 

٩ کارگر معدن سنگ آهن بافق در تاریخ ١۶ خرداد ١٣٩۵ به‌خاطر مشارکت در اعتراض علیه شرایط کاری به حبس‌های تعلیقی و شلاق محکوم شدند. آنها پس از تحصن ٣٩ روزه‌ی در حدود ۵٠٠٠ کارگر در اردیبهشت ١٣٩٣ در اعتراض به خصوصی‌شدن شرکت دستگیر شده بودند. با وجود این‌که کارفرما سرانجام شکایت خود را پس گرفت، دولت از آنها از جمله به‌خاطر «اخلال در نظم عمومی» و «ایجاد خسارت و ناامنی» شکایت کرد. دادگاه تجدیدنظر حکم‌های زندان را لغو و به جای حکم‌های شلاق، جریمه نقدی تعیین کرد. فقط آقای محمد حسن تشکری به ٣٠ ضربه شلاق (تعلیقی به مدت دو سال) و جریمه نقدی محکوم شد.

 

دست‌کم ١٠ کارگر معترض مجتمع مس میدوک در تاریخ ١۵ فروردین ١٣٩۵ بازداشت و دو روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند.

 

٢۴ تن از کارگران شهرداری اهواز، در جنوب ایران، به‌خاطر اعتراض به کمی دستمزد در تاریخ ٢۴ خرداد ١٣٩۵ بازداشت و پس از چهار روز با قرار وثیقه آزاد شدند و احتمال دارد محاکمه شوند.

 

١٧ عضو تعاونی مسکن شرکت پارس خودرو روز ٩ آذر ١٣٩۵ هنگام اعتراض به تصرف غیر قانونی زمین‌های این تعاونی بازداشت شدند. ١۵ تن همان روز و دو تن دیگر یک روز بعد بدون اتهام آزاد شدند.

 

نیروهای امنیتی همچنین به گردهمایی‌های کارگران معترض در شرکت‌های مختلف حمله کرده‌اند و کارگران را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند. موارد زیر فقط چند نمونه از این حمله‌هاست:

 

  • گردهمایی کارگران شرکت پارسیلون در شهر خرم‌آباد، ٢٧ تیر ١٣٩۵؛ شماری از کارگران زخمی شدند.

 

  • گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ٣ مهر ١٣٩۵.

 

  • گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ١٨ مهر ١٣٩۵.

 

  • گردهمایی کارگران شرکت پتروشیمی پردیس، عسلویه، استان بوشهر، ٢٧ مهر ١٣٩۵.

 

  • گردهمایی کارگران شرکت‌های آونگان و هپکو، شهر اراک در استان مرکزی، ٣ آبان ١٣٩۵.

 

  • گردهمایی کارگران سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تهران، ١۴ آذر ١٣٩۵.

 

  • شرکت پلی‌آکریل، اصفهان، ١۶ آذر ١٣٩۵.

 

خواست‌های کارگران از مسوولان:

 

در روز کارگر، ١١ اردیبهشت ١٣٩۶، دو گروه ائتلافی از اتحادیه‌های مستقل کارگری قطعنامه‌های جداگانه‌ای برای طرح خواست‌های خود منتشر کردند [١١]. موارد زیر از جمله خواست‌های اصلی دو قطعنامه‌ ـ که مشابه ولی با بیان متفاوت مطرح شده بودند ـ بود:

 

آزادی بدون‌قیدوشرط همه‌ی فعالان کارگری از جمله معلمان؛

 

پایان دادن به طرح اتهام‌های امنیتی و آزار قضایی علیه همه‌ی فعالان؛

 

آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل، حق اعتصاب، اعتراض، راه‌پیمائی و گردهمایی، آزادی اندیشه، بیان، و مطبوعات و آزادی تشکیل احزاب سیاسی؛

 

افزایش حداقل دستمزد اعلام‌شده‌ی دولتی برای سال جاری به بیش از چهار برابر به منظور تأمین هزینه‌ی زندگی و تطبیق با خط فقر؛

 

پرداخت فوری دستمزدهای معوق؛

 

پرداخت بیمه‌ی بیکاری کافی؛

 

خاتمه دادن به اخراج و ایجاد امنیت شغلی؛

 

الغای قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان و برقراری برابری کامل زنان و مردان؛

 

الغای کار کودکان؛

 

رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر به ویژه کارگران افغان؛ و

 

اعلام تعطیل رسمی در روز ١١ اردیبهشت و لغو هرگونه محدودیت در برگزاری مراسم این روز.

 

بعضی از خواست‌هایی که در یکی از بیانیه‌ها طرح شده بودند از این قرار بودند:

 

الغای مجازات‌ اعدام؛

 

پایان دادن به سیاست ریاضت اقتصادی؛

 

رعایت حقوق کار، به ویژه کنوانسیون‌های ٨٧ و ٩٨ سازمان بین‌المللی کار دایر بر «آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل» و «عقد قراردادهای دستجمعی».

 

توصیه‌ها:

 

با توجه به وضعیت وخیم کارگری در ایران که در بالا شرح دادیم، برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر و جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران از شما می‌خواهند این درخواست‌ها را نزد دولت‌مردان ایران بازتاب دهید:

 

  • کلیه‌ی فعالان سندیکایی زندانی را فوری و بدون‌قیدوشرط آزاد کنند زیرا اتهام‌ها و حبس آنها خودسرانه است و به‌نظر می‌رسد فقط هدف تنبیه فعالیت‌های به‌حق حقوق بشری آنها را دنبال می‌کند؛

 

  • در هر شرایطی سلامت جسمی و روانی کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران را تضمین کنند؛

 

  • به هر گونه آزار ـ از جمله در سطح قضایی ـ علیه کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند تا آنها بتوانند بدون مانع به فعالیت خود بپردازند؛

 

  • محدودیت‌های مانعِ تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری را برطرف کنند؛

 

  • کنوانسیون‌های اساسی سازمان بین‌المللی کار و نیز کنوانسیون رفع همه‌ی اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) و نیز کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق کلیه کارگران مهاجر و خانواده‌های آنها (ICRMW) را تصویب کنند و به اجرا بگذارند؛

 

  • در هر شرایطی اعلامیه‌ی سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را رعایت کنند؛

 

  • در هر شرایطی تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مطابق با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و عهدنامه‌های بین المللی دیگر که ایران نیز متعاهد آنهاست رعایت خواهند شد.

 

***

 

یادداشت

 

[١] برای اطلاعات مشروح در باره‌ی وضعیت حقوق کارگری، اتحادیه‌های مستقل کارگری و فعالان سندیکایی نگاه کنید به گزارش مشترک «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» با عنوان: «ایران: گسترش فقر، کاهش حقوق کارگری» در:https://www.fidh.org/١٣۴٠٠

 

[٢] نگاه کنید به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩۵.

 

[٣] حداقل دستمزد تعیین شده برای سال ١٣٩۶ در حدود یک‌سوم تا یک‌چهارم خط فقر برآورد می‌شود.

 

[۴] خانه‌ی کارگر به حزب اسلامی کار وابسته است که یکی از رهبران آن نماینده‌ی مجلس و یکی دیگر از رهبرانش وزیر کار است. حزب اسلامی کار و خانه‌ی کارگر از اوایل دهه‌ی ١٣۶٠ ابزار سرکوب جنبش مستقل کارگری بوده‌اند.

 

[۵] نگاه کنید به خبرنامه‌ی «اخبار و گزارش‌های کارگری»، در: etehadbinalmelali.com در عین حال، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور از «افزایش ۶٩ درصدی» اعتراض‌های اجتماعی، کارگری و صنفی در سه سال اخیر خبر داد؛ خبرگزاری تسنیم، ٢١ آذر ١٣٩۵، در: https://www.tasnimnews.com/fa/news/…

 

[۶] برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی موارد و فعالان سندیکایی دیگر، نگاه کنید به فراخوان فوری برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، به تاریخ ٢٣ ژانویه ٢٠١۵، پیام رسانه‌ای برنامه‌ی نظارت به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١۴، گزارش مشترک برنامه‌ی نظارت و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١۵، و گزارش مشترک «برنامه‌ی نظارت»، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩۵.

 

[٧] آقایان صالحی، رضوی، مددی، نجاتی و نصراللهی در گذشته نیز دستگیر شده‌اند یا حکم زندان را گذرانده‌اند (برای نمونه نگاه کنید به فراخوان‌های فوری IRN ٠٠٣ / ٠٨٠۵ / OBS ٠٧۴.٣ در ٢١ دسامبر ٢٠٠٧ و IRN ٠٠٣ / ٠٧١٢ / OBS ٠۶۶ در ۶ ژوئیه ٢٠١٢؛ پیام رسانه‌ای ٢ دسامبر ٢٠١١؛ و گزارش مشترک «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «برنامه‌ی نظارت» به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١۵.

 

[٨] در صورتی که محکوم «جرم» قبلی را تکرار کند، علاوه بر حکم تازه، حکم تعلیقی نیز قابل اجراست.

 

[٩] شاهرخ زمانی، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، که حکم ١١.۵سال زندان را به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل یا عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» می‌گذراند، در شرایط بسیار مشکوکی در تاریخ ٢٢ شهریور ١٣٩۴ در زندان رجایی‌شهر درگذشت. سخنگوی قوه‌ی قضاییه در آن زمان گفت که مسوولان درباره‌ی مرگ او تحقیق خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است.

 

[١٠] برای اطلاعات در مورد شماره‌های ١ و ٨، نگاه کنید به به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩۵.

 

[١١] سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه و کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری یکی از قطعنامه‌ها را امضا کردند. اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، سندیکای کارگران نقاش استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران نیز امضاکنندگان قطعنامه‌‌ی دیگر بودند.

 

باز انتشار – اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣٩۶

بین المللی

ترکیه –   اخراج ١٠٧ قاضی و دادستان به ظن ارتباط با کودتای سال گذشته

تلویزیون ترکیه روز جمعه ۵ مه‌ از اخراج ١٠٧ قاضی و دادستان به ظن ارتباط با کودتای نافرجام ژوئیه گذشته خبر داد. این سومین موج اخراج کارمندان پس از افزایش اختیارات رجب طیب اردوغان ریاست جمهوری این کشور است.

ترکیه به این ترتیب ١۴۵ هزار کارمند، پرسنل امنیتی، و چهره های دانشگاهی را از کار بیکار کرده است. به نوشته خبرگزاری رویترز شمار قضات اخراجی و دادستان ها به ۴٢٣٨ نفر رسیده است.

آنکارا شبکه متصل به فتح الله گولن روحانی شهروند ترکیه و مقیم آمریکا را به انجام کودتای ضددولتی در این کشور متهم می کند. گولن هرگونه مشارکت در کودتا را رد می کند.

در وقایع خشونت آمیز پس از کودتا، بیش از ۴٠ هزار نفر بازداشت و ٢۴٠ نفر اغلب غیرنظامی کشته شدند.گروه های حقوق بشری و برخی سازمان های غربی می گویند در همه پرسی ماه گذشته ترکیه، این کشور عضو ناتو و خواستار پیوستن به اتحادیه اروپا، یک گام به حاکمیت تک نفره نزدیک شد.

 

اندونزیفرماندار سابق پایتخت به جرم ‘کفرگویی’ زندانی شد

فرماندار سابق جاکارتا به جرم کفرگویی و اهانت به اسلام به حبس محکوم شده است.

روز سه‌شنبه ٩ مه، پنج قاضی یکی داگاه کیفری در جاکارتا رای دادند که باسوکی تجاههاجا پوراناما، فرماندار سابق این شهر، در جریان مبارزات انتخاباتی سال گذشته به دین اسلام اهانت کرده و براساس قوانین مجازات کفرگویی در این کشور، او را به دو سال زندان محکوم کردند.

گروه‌های اسلامی که در خارج از دادگاه تجمع کرده بودند با شعار “الله اکبر” از محکومیت این مقام سابق استقبال کردند در حالیکه طرفداران آقای پوراناما گفته‌اند که این محاکمه نتیجه پرونده سازی و دارای انگیزه سیاسی بوده است. همزمان، گروهی از مدافعان دموکراسی و حقوق بشر تظاهراتی را در حمایت از او برگزار کردند و حکم دادگاه را باعث نگرانی دانستند.

بازداشت فرماندار سابق، که با نام “اهوک” هم شهرت دارد، سال گذشته و پس از یک رشته تظاهرات اعتراضی در پایتخت صورت گرفت که در آن، چندین هزار نفر به دعوت گروه‌های اسلامی در خیابان‌ها راهپیمایی کردند و خواستار مجازات او شدند.

با اعلام نتیجه انتخابات، مشخص شد که آقای پوراناما شکست خورده و رقیب انتخاباتی او، که یک فرد مسلمان است، به این سمت انتخاب شده است.

یکی از قضات دادگاه در دفاع از شدت مجازات تعیین شده برای آقای پوراناما گفت که دلیل آن این بوده که متهم درجریان محاکمه هیچگاه از خود ندامت و پشیمانی نشان نداد و همچنان اصرار داشت که جرمی مرتکب نشده است. حداکثر مجازات پیش بینی شده برای کفرگویی و اهانت به اسلام در اندونزی پنج سال حبس است.

وکیل مدافع آقای پوراناما گفته است که خواستار تجدید نظر در حکم این دادگاه خواهد شد.

اعتراض گروه‌های اسلامی پس از آن اغاز شد که پوراناما در یک سخنرانی انتخاباتی تلویحا رقیب خود را متهم کرد که با استناد به آیاتی از قرآن، گفته است که مسلمانان نباید به غیرمسلمان رای دهند و به این ترتیب، از اعتقادات دینی مردم برای مقاصد سیاسی بهره‌برداری کرده و با این اقدام، به دموکراسی در اندونزی آسیب رسانده است. بخشی از اظهار نظر فرماندار سابق جاکارتا در مورد این اظهارات در اینترنت منتشر شد و گروه‌های اسلامی و مسلمانان بنیادگرا آن را اهانت به قرآن دانستند و به دادگاه شکایت کردند.

 

افغانستانبانک جهانی گزارش ‘فقر در افغانستان’ را منتشر کرد

 

بانک جهانی اخیرا گزارشی در مورد وضعیت فقر در افغانستان را منتشر کرد.

این بانک گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان مربوط به به سال‌های ٢٠١۴-١٣ میلادی را منتشر کرد که در آن آمده یک میلیون و ٣٠٠ هزار نفر از جمعیت ٣٢ میلیونی (براساس آمار بانک جهانی) زیر خط فقر زندگی می‌کنند و کمتر از ١.٢۵ دلار در روز درآمد دارند.

در این گزارش آمده که در سال ١١-٢٠١٢ حدود ٣۵.٨٨ درصد جمعیت افغانستان زیر خط فقر بود و همزمان با انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای داخلی و خروج نیروهای خارجی، این آمار به ٣٩.١ درصد رسید.

بانک جهانی دلیل افزایش میزان فقر در افغانستان را کاهش کمک‌های بین‌المللی، بحران بیکاری و گسترش جنگ در این کشور دانسته است.

در گزارش آمده که آمریکا با خروج نیروهای خود از افغانستان، در سال‌های ٢٠١٢ و ٢٠١٣، کمک‌های خود را به میزان ٣۴ کاهش داد و اگر این کمک‌ها با میزان کمک‌های این کشور در زمینه امنیتی و بازسازی با هم محاسبه شود، کمک‌های آمریکا به افغانستان بیش از ۵٠ درصد کاهش یافت.

 

عربستان – ضدیت با موسیقی و شادی از زبان یک آخوند اسلامی ارشد

 

عبدل العزیز الطریفی، روحانی ارشد در عربستان سعودی با انتشار توییتی استفاده از آلات موسیقی را خلاف مقررات شرعی اعلام کرده است.

انتشار این توییت موجب شد پرسشهایی نسبت به مشروع بودن اجرای اصلاحات در عربستان سعودی در زمینه آزادی نسبی فعالیتهای فرهنگی و هنری از جمله سازماندهی کنسرتهای موسیقی راک مطرح شود.

در حالی که شاهزاده محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی و وزیر دفاع با تدوین یک برنامه جامع استراتژیک و اصلاحی قصد دارد تا اقتصاد عربستان را از تک قطبی بودن و وابستگی شدید به صادرات نفت خارج کند و به جاذبه‌های عربستان سعودی بیافزاید، موضع گیری هایی از این دست از سوی روحانیون سنتی این کشور تنش می آفریند.

 

آرژانتینتظاهرات گسترده علیه کاهش محکومیت یک شکنجه گر

عربستان سعودی با اجرای برنامه های اصلاحی، تفریحی و فرهنگی امیدوار است تا از خروج حجم قابل توجهی از سرمایه کشور توسط شهروندانی که با هدف شرکت و حضور در رویدادهای فرهنگی و هنری به کشورهای همسایه می روند، جلوگیری کند.

روحانیون وهابی عربستان همواره ارتباطی نزدیک با قدرت حاکم و خاندان سلطنتی یعنی آل سعود دارند.

صدها هزار تن از شهروندان آرژانتینی با اشغال میدان “مه” بوئنوس آیرس، به تصمیم دادگاه عالی نسبت به کاهش مجازات یکی از شکنجه گران دوران دیکتاتوری این کشور اعتراض کردند.
بسیاری از معترضان روسری سفید بر سر داشتند؛ سرپوشی که برای سال ها نماد مبارزه مادران و مادربزرگانی بود که به دنبال روشن شدن سرنوشت عزیزان ناپدید شده خود در سال های ١٩٧۶ تا ١٩٨٣ بودند.

روز چهارشنبه ١٠ مه‌ عالی ترین نهاد قضایی آرژانتین با کاهش مجازات حبس “لوییس موینا”، آدم‌ربا و شکنجه‌گر رژیم دیکتاتوری این کشور موافقت کرده بود. در جریان حاکمیت ۶ ساله نظامیان در آرژانتین حدود ٣٠ هزار نفر از مخالفان عمدتا چپ‌گرا ناپدید شدند.

نزدیک به چهار دهه است که مادران روسری سفید خواستار روشن شدن سرنوشت عزیزان مفقود خود و مجازات مرتکبان جنایت علیه بشریت هستند.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  مطالب دیگر
  فیسبوک ما
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     روزنامه ژورنال     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی

 درباره روزنه  تماس با ما  خوراکها روزنه قدیمی Rowzane.com