سینا پدرام
دنیای وارونه ها
شنبه, ۱۹ام آبان, ۱۳۹۷  
اشتراک گذاری

بحران تمامى ناپذیر سرمایه دارى دهه اخیر، سؤال اساسى دو قرن گذشته را بار دیگر با فوریت  بیشترى در مقابل نسل جدید انسانى بازگشوده است. سؤالى که براى نجات حال و اینده در برابر همگان قد علم کرده است. سؤالى بزرگ که جوابى درخور میطلبد. به این سؤال خواهیم پرداخت. اما پیش از ان مرور تاریخ معاصر ضرورى مى نماید.
دهه ٨٠ و ٩٠ سده گذشته عروج نیولیبرالیسم و مانتاریسم افسار گسیخته اى بود که از یک سو به تمامى دستاوردهاى فی الحال موجود رفاهى و اقتصادى و سیاسى جوامع کشورهاى اروپایى حمله میبرد و از سوى دیگر رویا و اینده سعادت امیزى را وعده میداد. این دوره به نوعى باز تعریف تمامى داده هاى دهه هاى قبل تَر از خود را پیشِ روىِ خود گذاشته بود.
دوره اى پر از تحرکات و ترشحات فکرى تىُورى پردازان سرمایه دارى، در مراکز پژوهشى وابسته و غیروابسته به سازمانهاى اطلاعاتى که شغل شریفشان یافتن آخرین شیوه هاى “شکنجه هاى قابل قبول قانونى”بود. دوره اى که بازار آزاد وعده هاى از جنس وعده هاى خدابان به ایمان آورندگان مى داد. و اندیشکده هاى ریز و درشت در توجیه کارآمدى اقتصادى و سیاسى سرمایه دارى از “پایان تاریخ”، “نظم جهانى” و “جنگ تمدنها” نقل قول و کد مى اوردند.
در غرب به اندازه شرق مدل هاى مختلف بازار و اقتصاد به امتحان و مسابقه گذاشته میشد.

“رویاى امریکایى”به رویاى ششلول بند معروف هالیوود رونالد ریگان تبدیل شد و به مردان خودساخته و “کارآفرینان” وعده داده شد. خانم تاچر در راس “لیگ جنتلمن ها” وعده یک خانه براى هر بریتانیایى میداد، فقط اگر بردبار بودند و به انتظار مى نشستند و صد البته اگر کمر بندها را به حدى سفت میکردندکه روده هایشان به ستون فقرات شان مى چسبید.
صدراعضم هاى آلمان یکى پس از دیگر رمز موفقیت را با فورمول یا کار براى یک یورو در ساعت و یا بى بهره گى از تمام رفاهیات اجتماعى به جامعه میفروختند.
به مردمان روس و غیر روس جمهوریهاى شوروى سابق گلاسنوست، پروسترویکا و گورباچف با اقتصاد رنگارنگ به جاى اقتصاد خاکسترى دولتى و آزادى سیاسى وعده دادند، اما در عالم واقع یلتسین و پوتین و نیازوف و حیدر على اوف تحویلشان دادند. با تمامى ارتشا و فساد و مافیای سیاسى و اقتصادى متناظر با سیستم “نوین”.
“روش چینى” اسم رمز اقتصاد بازار آزاد براى کشیدن تسمه از گرده کارگران چینى با نازلترین دستمزدها بود. شکوفایى اقتصادى با نرخ رشد دو رقمى بدون وعده تغییرات سیاسى در ارکان حکومتى. شاید فروپاشى شوروى درس عبرتى بود براى زمامداران چین سرمایه دارى نوین.

بر سر درِ هر جامعه انسانى قرار بود نوشته شود: “از این دروازه اگر بگذرى، پاداشى درخور، تو را به انتظار است”(١). دروازه ریاضت کشى. دروازه کار بى وقفه در موسسات غول آساى چند ملیتى. دروازه قروض بانکى بى پایان و حساب هاى خالى.
قرار بود توفق بازار و سرمایه دارى با مهارت تمام به ملکه ذهن مردم تبدیل شده و موفقیت جامعه بشرى با حجم حسابها بانکى اربابان جامعه محاسبه شود.
در حالى که سوسیال دموکراسى اروپایى نفس هاى آخر را میکشید و در رثاء کنزیانیسم و سرمایه دارى با “چهره انسانى” قلم فرسایى میکرد. در حالى که لیبرالیسم دانشگاهى به دولتهاى در خدمت بازار آزاد  کارت قرمز نشان میداد و حاکمان جامعه را از عقوبات بى تناسبى بازار میهراساند، ریگان و تاچر تانگو براى دو نَفَر میرقصیدند.
در حالى که پارلمانها حمله به رفاه جامعه را در دستور کار دولتها قرار میدادند و در مقابل، دولتها از بودجه سالانه مدارس و بیمارستانهاى عمومى میکاستند تا به نام امنیت ملى ونجات ملت موشکها و هواپیماهاى جنگى مافوق مدرن تحویل میدانهاى جنگ وغارت میدادند، افغانستان را به جولانگاه ضد بشریترین جنبش اسلامى مبدل میساختند و به جنگ ژنرالهاى خونخوار آرژانتینى در فالکلند میشتافتند تا قبح سیاستهاى ریاضت کشانه شان را از نظر ها دور نگه دارند.
و در بلبشوى سیاسى واقتصادى، سینماى امریکا سریال friends (دوستها) را تولید میکرد تا رویاى فراغ بالى و زندگى بى دردسر و پر نشاط در قلب منهاتن و مرکز لندن را در ذهن نسل جوان مهندسى کند. قرار بود با کمى همت و تلاش، با کمى توقع کم و کار زیاد، با سامسونتى در دست و کارت اعتبارى در جیب، تمامى این نسل جدید صاحب خانه و خانواده و ماشین و زندگى بى دردسرى را در زیر پرچم بازار آزاد شود
رامبو و راکى را تولید میکرد تا بلکه بتواند به کابوس  سندروم ویتنام نقطه پایان ببخشد و خود را بار دیگر “آزادى بخش” جلوه دهد. مهندسى افکار ابزار کارآمدى یافته بود.
و بالاخره براى چنین دنیاى وارونه اى باید به دنیاى وارونه ها نیز میدان داده میشد.
دهه هشتاد و ده هاى پس از آن تجلى وارونگى نبود. تلاش هوشمندانه بورژوازى براى ابدى جلوه دادن آن نیز نبود. تلاشى در تجلیل این وارونگى در سیاست، فرهنگ، اقتصاد و در تمامى شىًون زندگى و حیات اجتماعى بود.
تلاش براى فرو بردن بشر در قهقرا بود و از اینرو تلاش براى باز تعریف انسان در همه جوانب آن بود از فلسفه تا تاریخ. از کلاس درس تا کارخانه. از خانواده تا محیط کار.
بررسى برآمدها و ویژگیهاى دوران معاصرى که میتواند نقطه عطف تحولات آینده نیز به شمار آید، از اهمیت زیادی برخوردار است، که باید به آن پرداخت.

انترناسیونال ۷۸۹

سینا پدرام

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی