نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
مراد مکوندی
تکرار مکرر در سیاست پارلمان
اشتراک گذاری

برای شما که این تیتر را می خوانید، ممکن است کمی تازه و عجیب باشد. اما بگذارید با همین تیتر به بررسی تغییر سیما و فضای مجلس اسلامی بپردازم.
مجلس اسلامی هر روز که می گذرد، بی خاصیت تر می شود. در دو سال گذشته آخرین بی رمقی ها را از مجلس بی رنگ و بوی اسلامی دیده ایم، مجلسی که در روز چهارشنبه هفتم خرداد شروع به کار کرده، ضعیف ترین دوره ی به اصطلاح پارلمان در جمهوری کرونایی اسلامی است. چرا که فاقد حداقل مشروعیت اجتماعی حتی با معیار مجالس جمهوری اسلامی است. مجلسی تماما نمایشی با مشارکت بیست و چند درصدی که در روز نخست کاری اش معلوم شد که تعداد زیادی از راه یافتگان به مجلس فرمایشی با تقلب و جعل مدارک در انتخابات شرکت کرده اند و تایید اعتبار نامه شان با مشکلات عدیده ی اداری مواجه شده است.
ماجرای عدم مشروعیت این دوره از مجلس اسلامی فقط به نمایندگان راه یافته ختم نمی شود، بلکه جدال راه افتاده برای ریاست آن هم خود ماجرای دیگری است. تا اینجای کار قالیباف- پاسدار و شهردار سابق تهران- که فساد مالی اش را حتی اصولگرایان هم براحتی انکار نمی کنند، در صدر نامزدهای این پست و سمت است که در حقیقت رییس قوه ی مقننه است. آدمی که دستش به خون دانشجویان معترض کوی دانشگاه ( جنبش دانشجویی سال ۷۸) اغشته است و در شوی مناظرات انتخابات دوره ی قبل ریاست جمهوری پرده از آن برداشته شده و در اختلاس ها و زمین خواری ها و تراکم فروشی های ساخت و سازهای تهران در دوران ریاستش بر شهرداری پایتخت، بعنوان متهم از سمت خود برکنار شده، اکنون رییس قوه ای میشود که قرار است برای مملکت قانون وضع کند، یا به قول خامنه ای می خواهد« ریلگذار نظام ولایی » باشد.
تنها در نظام های پوسیده ی دیکتاتوری و رژیم های گندیده ی کرونایی است که به چنین جرثومه هایی امکان رشد و ترقی می دهد. حتی رژیم های سرکوبگر و فاسد سرمایه داری برای حفظ ظاهر هم که شده، از چنین مهره های سوخته و منقضی تاریخ مصرف، استفاده نمی کنند، اما نظام مفلوک و به پایان رسیده برای نجات خود در دریای توفانی اعتراضات مردمی، دست به سوی تخته پاره های این چنینی دراز می کند.
از همین روز نخست مجلس اسلامی، معلوم است که چه دورنمایی برای پارلمان جمهوری ویروسی اسلامی متصور است.
چرا مجلس اسلامی به اینجا رسیده است؟
مجلس دوره ی قبل نشان داد که هیچکاره است؛ نه تغییر نرخ بنزین به او مربوط است و نه تصویب لایحه ی بودجه ۹۹. چونکه در راس این نظام، یک نفر نشسته است که با نوک عصایش، اشاره می کند و کارها را آنطور که می خواهد به پیش می برد.
من گمان می کنم که یکدست شدن مجلس مضحک اسلامی در راستای اراده ی راس نظام برای نجات یافتن از سقوط قریب الوقوع است. به بیان روشن‌تر؛ وقتی اعتراضات مردم و عروج جنبش های اجتماعی حلقه ی محاصره را گرد رژیم تنگ تر کرده است و فساد سیستماتیک و ذاتی خاندان حکومتی هر روز بیشتر از روز قبل، این فرقه ی غارتگر را رسواتر و ناتوان تر می کند، چاره ای جز یکدست کردن قوای اقتدارش ندارد، وگرنه جناح بندی های اصولگرا و اصلاح طلب در اساس، پوچ است.
مثالش را اینگونه می آورم که در شوها و سیرک ها برای مشغول کردن تماشاچیان از یک دلقک تردست استفاده می کنند تا جلوی صحنه بیاید و دو توپ کوچک یا دو گوی را به هوا بیندازد و به توالی دست به دست کند و روی هوا بقاپد و نگذارد توپ و گوی به زمین بیفتد، تا شعبده بازان بتوانند برای بازی اصلی آماده شوند و به صحنه بیایند. گاهی هم دلقک تردست، تعداد توپ و گوی چند رنگ را افزایش می دهد و به سه و چهار می رساند.
یکدست شدن مجلس اسلامی فی الواقع نشان از یکجهت شدن اعتراضات و عزم متحدانه ی مردم برای سرنگون کردن رژیم فقر و فلاکت اسلامی دارد.۷ خرداد ۹۹ *

انترناسیونال ۸۷۰

 
 
https://rowzane.com/content//article=190997