یاشار سهندی
دستاوردهای اعتصاب هفت تپه، بازی با جان در نبرد با سرمایه
چهارشنبه, ۱ام مرداد, ۱۳۹۹  
اشتراک گذاری

اعتصاب کارگری در ایران روند سخت و پیچیده ای است. روزها بحث و جدل و کشمکش بین کارگران است که چرا و چگونه اعتصاب باید شروع شود. از کجا و به چه شکل آغاز گردد. در دوران اعتصاب زندگی روتین کارگران دستخوش تلاطماتی شدید می شود که بیشتر مواقع از کنترل آنها خارج میشود و بسته به حضور کارگران چه از نظر تعداد و چه از لحاظ کیفیت اعتراض اعتصاب قوی تر و متحدتر پیش خواهد رفت یا به سرعت تمام میگردد. باید توجه داشت اعتصاب در شرایطی که چند ماه حقوق داده نشده و کارگران در خرج روزانه خود مانده اند، وقتی طولانی میشود اکثرا به روند فرسایشی تبدیل می شود ( امری که جمهوری اسلامی چشم امید به آن دوخته است) حال این را ضربدر شرایطی میشود که در آن کارگران با حکومتی مواجه هستند که قسی القلب است و هیچ رحم و مروتی ندارد. و در همچین شرایطی میتوان بهتر به عظمت اعتصاب کارگران هفت تپه پی برد. بویژه در یک شرایط آب و هوایی طاقت فرسا و شیوع بیماری کشنده کرونا این کارگران دست به اعتصاب زده اند و در واقع به نوعی با جان خود بازی می کنند.
اعتصاب در پایتخت اعتصاب جهان، پنج هفته را پشت سر گذاشت. در این مدت اتفاقاتی در جریان این دور از اعتصاب گذشته که دستاوردهای مهمی را برای جنبش کارگری ایران رقم زده است. به دست گرفتن بنری که در آن به صراحت به نقش کثیف تشکیلات دست ساز حکومتی که تحت عنوان “شورای اسلامی کار” به کارگران تحمیل شده است اشاره شده بود و به درستی تاکید شده بود که این تشکیلات “شورای اسلامی کارفرما” است و ضد کارگر است یکی از دستاوردهای مهم این دوره اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه است. قابل توجه کسانی که با توجیه “بدنه کارگری” تلاش دارند هر جوری هست عصای دست این تشکیلات بغایت سرکوبگر باشند، ” بدنه کارگری” ای که در خدمت کارفرما و دولت سرکوبگر است به درستی از سوی کارگران هفت تپه طرد شده اند. کارگر بودن و بدنه کارگری مصونیت برای شخص یا تشکیلات معینی نیست. به تجربه تلخ جمهوری اسلامی ثابت شده است که تشکیلاتی میتواند بدنه کارگری داشته باشد، اما تماما به صورت “جرینگی” در اختیار کارفرما و نیروهای سرکوبگر باشد. کارگران هفت تپه زخم عمیقی از همین تشکیلات خورده اند که خواستار برچیده شدن این تشکیلات معین شده اند. تا حال چنین به صراحت و در کف خیابان طشت رسوایی این تشکیلات جاسوسی حکومت علیه کارگران به زمین کوبیده نشده بود.
اقتصاد غارتگر جمهوری اسلامی به نام خصوصی سازی در سطح وسیعی به غارت “صنعت ایران” پرداخته است؛ دیگر بر همه روشن شده است “خصوصی سازی” اسم رمز چپاول است. پافشاری کارگران هفت تپه بر خلع ید از اسد بیگی و تاکید بر اینکه نباید نیشکر هفت تپه در اختیار چنین افرادی قرار گیرد در واقع پا روی گلوی غارتگری جمهوری اسلامی گذاشته اند. اینکه یک کارخانه در اختیار بخش خصوصی باشد یا بخش دولتی باشد در اساس استثمار کارگران توفیر چندانی نمی کند یک بحث معتبر است، اما اصرار کارگران بر خلع ید از اسد بیگی ها در کنار اینکه مدام تاکید میکنند نسل اندر نسل در هفت تپه عرق ریخته اند و زمین هایش و درختانش را آباد نگه داشته اند و خود کارگران میتوانند آنرا اداره کنند، جواب محکمی به جمهوری اسلامی سرمایه است و در مقابل همین شرایط است که در اعتصابات قبلی خواست اداره شورایی به صراحت از سوی کارگران مطرح شد و مورد توجه کل جامعه قرار گرفت.
تظاهرات پر شور کارگران در فردای دستگیری چهار تن از رهبران کارگران هفت تپه در شهر شوش که در واقع به نوعی شهر را در قرق خود گرفتند، اگر نگوییم اقدامی بی سابقه بود، اما چنین جسورانه و یکصدا کارگران خواستار آزادی رهبران خودشان نشده بودند. این کارگران با شعار “کارگر زندانی آزاد باید گردد” کاری کردند کارستان و جمهوری اسلامی (هر چند با تعیین وثیقه) مجبور به آزاد کردن سریع بازداشت شدگان گردید و این نمایندگان شجاع فردای روز آزادی در جمع تظاهرات کنندگان حضور یافتند و هم چنان بر خواسته های کارگران پا فشاری کردند.
در این دور از اعتصاب کارگران هفت تپه بار دیگر اهمیت مجمع عمومی برجسته گردید. یکی دیگر از فعالان کارگری که از دل همین تشکل بیرون آمد و با “قدرت بیان” بی نظیر در فردای آزادی نمایندگان کارگران از زندان با صلابت خطاب به استثمارگران فریاد زد و گفت: ما همه لیدر هستیم منتها یکی قدرت بیان دارد دیگری ندارد اگر میخواهید دستگیر کنید باید پنج هزار نفر را دستگیر کنید؛ این سخنان توضیح شفافی از کارکرد مجمع عمومی است. توازن قوا به نفع کارگران تغییر یافته است یکی از دلایل مهم آن اتکای کارگران بر تشکلی توده ای است که سبب شده است یک اعتصاب معین بی رهبر نماند و این خود را در روز ۲۵ تیر در تظاهرات با شکوه کارگران برای آزادی رهبران دربندشان نشان داد. با اتکاء به همین تشکیلات است که کارگران خواسته دیگری را مطرح کردند و آن خلع ید از آنچه جمهوری اسلامی اسمش را گذاشته”بخش خصوصی “و شخص اسد بیگی است.
اعتصاب کارگران هفت تپه در دل شرایطی که کاربدستان حکومت از وزیر و نماینده مجلس و رئیس جمهور و فلان کارشناس اقتصادی و سیاسی هشدار میدهند مردم بیرون می ریزند و ما را بیرون می کنند و در کوران مبارزه علیه اعدام و تاکید مردم بر ادامه قیام آبان ۹۸ از اهمیت صد چندانی برخوردار شده است. خواسته کارگران همانگونه که خود تاکید میکنند صنفی است اما جمهوری اسلامی هر خواسته کوچکی را تهدیدی علیه امنیت خود میداند و حال که یک بخش مهم از صنعت ایران در اعتصاب است میتوان تصور کرد با وجود آنکه سعی می کنند به روی خود نیاورند و این اعتصاب را ندیده بگیرند، چه هراسی در جان حکومتیان انداخته است. لازم است و باید اعتصاب هفت تپه را با تمام امکاناتی که هست حمایت کرد تا به سرانجام خود برسد. بی شک رسیدن کارگران هفت تپه به خواسته هایشان گامی بزرگ در پیش روی جنبش کارگری و جنبش اعتراضی توده مردم ایران دارد.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی