حسن صالحی
دوسال بعد از قتل فجیع مریم فرجی, جمهوری اسلامی مسئول این قتل سیاسی است
یکشنبه, ۵ام مرداد, ۱۳۹۹  
اشتراک گذاری


نامش مریم فرجی و متولد ۲۲ فروردین۱۳۶۴بود. وقتی جانش را گرفتند فقط ۳۳ سال داشت. او در دانشگاه تهران در رشته کارشناسی ارشد مدیریت بین المللی تحصیل می کرد. پدرش با کارگری فرزندانش را بزرگ کرده بود و خودش علیه ظلم و ستم بود. او سختکوش و طبیعت گرا بود و زیبایی های کشورش را برای همه می خواست. هر هدفی را که جلوی خودشمی گذاشت برایش از دلو جان می کوشید. در دوران زندگی اش همراه با خواهرش لیلیدر فعالیتهایی به نفع کودکان و زنان تحت ستم مشارکت داشت. در اعتراضات دیماه ۹۶ مثل دهها هزار نفر دیگر در اعتراض به حاکمیت ظلم و ستم جمهوری اسلامی به خیابان آمد. در روز ۱۲دی ۹۶ دستگیر شد و ۱۰روز در بند ۲۰۹ اطلاعات اوین تحت بازجویی بود. او در ۱۹فروردین ۹۷ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت” به سه سال حبس و دو سال ممنوع الخروجی محکوم و سپس با قید وثیقه آزاد شد.مریم در دادگاه گفت: “من طرفدار حقوق بشر هستم و از حقوق کارگران و کودکان دفاع می کنم. پدرم کارگر است و نمی توانم بی تفاوت باشم.” قاضی احمد زاده رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب در پاسخ به مریم گفت: ” شما هم شغل داری، هم تحصیل می کنی و هم نان آواره خانواده هستی. به زندان می فرستمت تا حالت جا بیاید.” لیلی فرجی می گوید که خواهرش پس از بازداشت در دی ماه ۱۳۹۶در حین بازجویی از جمله مورد توهین های جنسی قرار گرفته و تا مدتها از نظر روحی به هم ریخته بود.
این تصویری است که ما از مریم فرجی داریم . زنی جوان و مبارز که نمی خواست بی تفاوت باشد. اما مریم چگونه و چرا به قتل رسید؟ در ایران مظنون اصلی قتل هر فعال مدنی که برای حقوق کارگران و کودکان و زنان مبارزه می کند بطور اتوماتیک رژیم اسلامی است. بگذارید این مسئله را بیشتر باز کنیم:
مریم فرجی روز پنجشنبه۱۴تیر ۹۷ به قصد دیدار دوستی در تهران از منزل شان درکرج خارج می شود ولی هرگز به مقصد نمی رسد بلکهناپدید می شود. وکیل او با این احتمال که مریم ممکن است بازداشت شده باشد به مراجع دولتی مراجعه می کند ولی آنها می گویند که او بازداشت نشده است. لیلیفرجیمی گوید که خواهرش مریم به او گفته بود که از سوی “افرادی در محل کار و دانشگاه رصد می شود”.
در حدود یک هفته بعد از مفقود شدن مریم، وکیلش از طریق تویتر هشدار می دهد که او ممکن است به قتل رسیده باشد. پنجشنبه۲۲تیر ماه ۱۳۹۷اعلام می شود که ماشین رهاشده‌ مریم و جنازه‌ سوخته‌ایدر بیابان های اطراف شهرستان شهریار پیدا شده است. اداره آگاهی با استناد به پلاتینی که پیش از این در گردن مریم فرجی کار گذاشته شده بود، ابتدا می گوید که به احتمال بسیار زیاد جسد کشف شده متعلق به مریم است اما پاسخ قطعی را منوط به نتیجه آزمایش دی ان ای می کند. بعد می گویند که جسد سوخته متعلق به مریم نبوده است. سپس خبر می آید که آخرین نفری که با مریم تماس داشته است “نامزد سابق” او بوده است کهاین فرد چند روز پس از دستگیری بالاخره به قتل مریم اعتراف می کند.
لیلی فرجی می گوید که فردی که بعنوان “نامزد” مریم معرفیشد بهیچوجه نامزد او نبوده است و مریم هیچگونه ارتباطی بجز آشنایی بعنوان هم محله ای با این شخص نداشته است. این شخص در همان زمان با زن دیگری نامزد بوده است و قرار بوده که با هم ازدواج کنند. “متهم به قتل” از دفن جسد در باغ خواهرش خبر می دهد. آنگاه خبرگزاری قوه قضائیه رژیم اعلام می کند که “با دستگیری نامزد سابق (!) مریم فرجی، جسد مقتول در باغ خواهر قاتل کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد”.لیلیفرجی به کمیته بین المللی علیه اعدام می گوید که محلی که از آن بعنوان باغ خواهر قاتل یاد می کنند باغ نبود بلکه جایی بی در و پیکر و خرابه ای با آلونکی در آن بود. او می گوید که ما هیچوقت به چشم ندیدیم که جسدی را از این خرابه بیرون آورده باشند. جسد را ما در آمبولانس دیدیم. او می گوید که وقتی جسد خواهرش را می بیند متوجه می شود که صورت خواهرش تماما سوخته است. وی می گوید که “من احتمال می دهم به صورت زیبایش اسید پاشیده باشند”. این در حالیست که “قاتل” مدعی بود که او را خفه کرده است!
بر طبق سناریوی حکومت، مریم فرجی به اتفاق “قاتل” با ماشین مریم روز ۱۴ تیر۹۷ به این خرابه می روند. اما لیلی فرجی معتقد است که چون ماشین مریم “پراید” بود بهیچوجه امکان نداشت که بتواند در جاده سنگلاخی منتهی به آن خرابه حرکت کند. لازم به یادآوریست که ماشین مریم در نقطه دیگری در تهران پیداشد. لیلی به کمیته بین المللی علیه اعدام می گوید که ما هیچوقت به تلفن همراه مریم دست نیافتیم. در ماشین وی که در یکی از خیابانهای تهران پیدا شد متعلقات شخصی مریم پیدا شد ولی خبری از تلفن نبود. خود مریم گفته بود که او بارها تلفن های تهدید آمیز داشته است و از طریق تلفن به او تفهیم می کردند که تحت کنترل است و دقیقا می دانند که مشغول چه کاریست. جالب است بدانید که مدتی بعد از قتل مریم از قوه قضائیه جمهوری اسلامی با خانواده مریم تماس گرفتند که وی باید برای اجرای حکم زندان خودش را معرفی کند!
همه شواهد حاکی از آن است که دستگاه قضایی جمهوری و اطلاعات سپاه کینه زیادی از مریم به دل داشته اند. از نظر آنها مریم “لیدر” اعتراضات بوده است. در همان مدتی که مریم در زندان بود بازجوی وی، شخصی بنام “عماد” بارها به او گفته بود که “اجازه نمی دهیم مانند قبل با آرامش زندگی کنی”. قاضی احمد زاده هم در دادگاه او را تهدید می کند که “تو را از زندگی ساقط می کنیم”. به علاوه، تلفن های تهدید آمیز به مریم از سوی عوامل امنیتی و رصد کردن وی در مسیر دانشگاه و محل کار نیز نشان می دهد که او به شدت تحت نظر بود.
این خلاصه ای از ماجرای غم انگیز قتل مریم فرجیاست. وقتی که شما این ماجرا را مرور می کنید رد دستهای خونین جمهوری اسلامی را در این قتل سیاسی می توانید ملاحظه کنید. جمهوری اسلامی در این ماجرا یک نفررا بعنوان قاتل معرفی کرد تا خودش را به اصطلاح تبرئه کرده باشد.ظاهرا انگیزه “قاتل” این بوده است که او به مریم “علاقه” داشته است و چون مریم به او جواب نه داده این شخص او را به قتل رسانده است. پروفایل قاتل بعنوان شخصی بدنام طبعا این ظن را تقویت می کند که ممکن است “قاتل” همین شخص شرور باشد. پرواضح است که جمهوری اسلامی قتل را به گردن کسی بیندازد کهپیشینه بدی داشته باشد وگرنه توجیه این قتل بسیار سخت می بود. هیچ کس هیچ باوری به ادعاهای جمهوری اسلامی در این مورد ندارد و اصولا دستگاه قضایی رژیم را به دلیل پرونده قطور قتل و جنایتش نهادی ذیصلاح در رسیدگی به این پرونده نمی داند.
از طرف دیگر خانواده مریم فرجی بارها گفته اند که هدفشان قصاص نیست و نمی خواهند با قصاص “قاتل”، شریک جرم حکومت شوند. تنها خواست آنها از کسی که متهم به قتل است این است که حقیقت را بگوید و از خانواده آنها عذرخواهی کند. جمهوری اسلامی با علم به اینکه خانواده مریم به دنبال قصاص نیست و به علاوه نمی تواند دیه مرد متهم به قتل را بپردازد به این شخص اطمینان خاطر داده است که اعدام نمی شود. (در قوانین جنایتکارانه اسلامی از آنجا که زن نصف مرد ارزش دارد، پس اگر مردی زنی را به قتل برساند و خانواده مقتول بخواهد که مرد قاتل قصاص شود باید نصف دیگر دیه مرد را بپردازد تا شرایط انجام قصاص برآورده شود.)
در عین حال، رژیم اسلامی برای مخفی کردن دستان جنایتکارش در این قتل همواره سعی کرده است که با تهدید و ارعاب، خانواده مریم فرجی را به سکوت وادارد. لیلی فرجی می گوید که “بارها خواستنداز من تعهد بگیرند که با رسانه ها مصاحبه نکنم ولی من زیر بار نرفتم”. او حکومت و مراجع ذی‌صلاح را مسؤول جان خواهرش می داند و می گوید که “به نظر من کار کار خودشان است و غیر از این‌ها کسی نمی‌تواند جوابگو باشد.”حتی در مراسم خاکسپاری مریم اجازه نداند عده زیادی شرکت کنند و تنها افراد معدوی از نزدیکان و دوستان مریم حضور داشتند؛ مراسمی که در سکوت و تنهایی برگزار شد تا جنایت رژیم برملا نشود. همه این واقعیات را در کارنامه تماما سیاه و جنایتکارانه جمهوری اسلامی ضرب کنید تا متوجه شوید عامل اصلی و واقعی قتل مریم فرجی چه کسی بوده است.
جمهوری اسلامی همان رژیمی است که معترضین دی ماه را دستگیر کرد و آنها را زیر شکنجه کشت و بعد وقیحانه گفت خودکشی کرده اند و یا معتاد بوده اند. جمهوری اسلامی رژیمی است که عده ای از مخالفین و نویسندگان را طی قتل های معروف به زنجیره ای مخفیانه کشت تا از زیر مسئولیت آن شانه خالی کند. جمهوری اسلامی دهها تن از رهبران اپوزیسیون را در خارج کشور به قتل رساند و مسئولیت این قتل ها را بر عهده نگرفت. جمهوری اسلامی دوا و درمان را از زندانیان سیاسی دریغ داشته است تا بتدریج بمیرند. رهبر جمهوری اسلامی به اراذل و اوباشش گفته است که “آتش به اختیار” باشند و به هر طریق ممکن از نظام دفاع کنند. جمهوری اسلامی در دهه شصت کسانی را کشته است که هنوز خانواده هایشان نمی دانند چه بلایی برسر عزیزانشان آمده است. جمهوری اسلامی قاتل ترانه موسوی هاست که در اعتراضات سال ۸۸ او را دستگیر کردند و سپس جسد سوخته او را در بیابانها رها کردند و کسی به این خاطر محاکمه و محکوم نشد. جمهوری اسلامی مسئول قتل زهرا کاظمی ها است که او را وحشیانه به قتل رساندند و هیچگاه مسئولیتش را بر عهده نگرفتند. جمهوری اسلامی مسئول قتل ستار بهشتی ها و جوانان در بند کهریزک است که از بار مسئولیت آن شانه خالی می کند. جمهوری اسلامی فرشید هکی، فعال مدنی، را ربود و به قتل رساند و بعد گفت که او خودسوزی کرده است. جمهوری اسلامی ۱۷۶ نفرمسافر هواپیمای اوکرائینی را عامدانه به قتل رساند ولی منکر شد و بعد که ساقط کردن این هواپیما را پذیرفت این جنایت را به خطای انسانی ربط داد. این همان رژیمی است که مردم حق طلب در آبان ۹۸ را به قتل رساند و هیچ مسئولیتی در این زمینه به گردن نگرفت.
اکنون دو سال از قتل مریم فرجی می گذرد. مظنون درجه اول این قتل همچنان جمهوری اسلامی است. ما نمی گذاریم جنایاتی که جمهوری اسلامی در خفا و یا آشکارا انجام داده است پرده پوشی شود. ما همراه با خانواده مریم فرجی و هزاران خانواده دیگری که عزیزانشان توسط جمهوری اسلامی به قتل رسیده اند و یا اعدام شده اند به جنبش دادخواهی برای کشف حقیقت و محاکمه همه کسانی که این جنایات را مرتکب شده اند ادامه می دهیم. روز سرنگونی جمهوری اسلامی و محاکمه سران آن به دلیل ارتکاب جنایت علیه بشریتنزدیک تر و نزدیک تر می شود. نه فراموش می کنیم و نه می بخشیم.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی