مراد مکوندی
آمران علنی خشونت
شنبه, ۱۹ام مهر, ۱۳۹۹  
اشتراک گذاری

انترناسیونال ۸۸۹
جمهوری کثافت اسلامی نشان داد که جرثومه ی نکبت و جنایت است. حکومت دون شان انسان، چهره ی کریه اش را از همان فردای انقلاب ۵۷ و حتی پیش از آن نشان داد. چهره ی دیوآسای ضد زن جمهوری خون و لجن از همان اسفند ۵۷ در سرکوب تظاهرات شجاعانه ی زنان در اول مارس آنسال نمایان شد و بعد از آن نیز با کشتارهای سبعانه اش در کردستان و گنبد و در فاجعه ی کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای در جهرم و کرمان وتهران و در جای جای ایران ثابت شد که این رژیم جز با زبان زور و خشونت نمی تواند حرف بزند. زنان در مرکز انواع خشونت های حکومت اسلامیست هایبه قدرت رسیده قرار داشتند و تا به امروز نیز زنان به دلیل آنکه در مقابل این حکومت خشونت آفرین ایستاده اند، آماج کورترین و وحشیانه ترین حملات سازمانیافته قرار گرفته اند. بعد از آنکه مقاومت جانانه ی زنان و مردان جامعه دست های آلوده ی حکومت مرتجعین تاریخ را از سنگسار کوتاه کرده است و طرح های گوناگون نیروی انتظامی و گشت های ارشاد یکی پس از دیگری سرش به سنگ خورد، گله های اوباش و آتش به اختیار به فتواهای پنهان و آشکار آیت اله های قرون وسطایی به صورت زنان اسید پاشیدند تا هم زنان را از پیگیری مطالبات حقوق شان منصرف کنند و هم جامعه را مرعوب سازند.
اگر تا دیروز امام جمعه اصفهان در لفافه گفت که باید چوبها را برای زنان بالا برد و در پی آن زنان زیادی قربانی پروژه ی حکومتی اسیدپاشی شدند و عاملان این جنایت و شناعت تا امروز شناسایی و تحت تعقیب قضایی قرار نگرفتند، امروز یک بار دیگر و این بار با لحنی بی پروا و آشکارتر می گویند که همان اوباش و اراذل دولت پناه و دست ساز نهادهای امنیتی باید جامعه را برای زنان، ناامن کنند! “جامعه را برای زنان نا امن کنید” اسم رمز کشتن و اسید پاشیدن است. این فرمان ضدبشری را فقط امام جمعه ی اصفهان نداده است بلکه امام جمعه ی بجنورد در خراسان شمالی هم این نعره ی ددمنشانه و شیطان صفتانه را سر داده است. همزمانی و همزبانی این نعره های اهریمنی و ضدزن، نشان از سیستماتیک بودن آن دارد. نشان از یک هدایت و حمایت حکومتی است که ریشهی گندیدهی آن به ستاد سیاستگذاری امامان جمعه و به بیت خامنه ای می رسد.
مروجین و آمران خشونت یک چیز را خوب تشخیص داده اند و آن پیگیری و خستگی ناپذیری زنان برای مطالبات و احقاق حقوق اجتماعی شان است. اگر در سال ۵۷ و دهه ی ۶۰ سرکوب زنان در پناه سکوت و بی خبری و بی رسانه گی صورت می گرفت، امروز زنان معترض و آزادیخواه هم تعدادشان بسیار بیشتر شده است و هم اینکه جنبش زنان با جنبش های اجتماعی نظیر جنبش کارگری و معلمان و دانشجویان و با جنبش علیه سانسور پیوند خورده است و هم اینکه رسانه های فراگیر و شبکه های اجتماعی، مطالبات و اعتراضات زنان را به طرز گسترده ای انعکاس می دهند. بطوریکه کمتر فشار و سرکوبی است که از دید جامعه و از نگاه وجدان بیدار بشریت پنهان بماند.
در اعتراض به سخنان سخیف و ضدزنی که از دهان یاوه گوی امامان جمعه ی اصفهان و بجنورد بیرون آمده است، کاربران شبکه های اجتماعییکصدا بپا خاستند تا جاییکه آمران بی شرم خشونت علیه زنان که در حقیقت آمران خشونت علیه جامعه اند، به غلط کردن افتادند و حرف خود را پس گرفتند. اگرچه ممکن است مثل همیشه دروغ گفته باشند، چراکه دروغگویی کارشان است، اما این حقیقت فشار از پایین نشان داد که حکومت و منادیان سرکوب، با فشار افکار عمومی روبرو هستند. اگر تمام رسانه ها در چنبره حکومت به اسارت گرفته شده است، شبکه های اجتماعی در دست مردم است. همه می دانند که این از گور برخاستگان تاریخ و این داعشیان حاکم و ایادی کهنه پرست شان اگر بتوانند، و اگر فشار افکار عمومی و شبکه های اجتماعی نباشد، نفس کشیدن را هم قدغن می کنند.
عقب نشینی دو امام جمعه از فرمان خشونت علیه زنان، تنها دروغگویی و حیلهی آن ها نیست. بلکه پیشروی جنبش زنان و اعتراضات گسترده ی اجتماعی نیز هست. پیشروی ای که حکومت از اعتراف به آن وحشت دارد. همانطور که از سرنگون شدن می هراسد.
از جنبه ی حقوقی هم اگر به حرف های ضدزن این دو نمایندهی حکومت سرکوبگر و داعشی نگاه کنیم، به دروغین بودن احکامی مانند”اقدام علیه امنیت ملی!” و یا”تشویش اذهان عمومی!” که در پرونده ساز ی ها علیه کارگران و معلمان و زنان و دانشجویان و بازنشستگان به کار می برند بیشتر پی می بریم. چه کسی امنیت جامعه را به خطر انداخته است؟ کارگران بیکار شده و معترض به زندگی زیر خط فقر یا این امامان جمعه؟چه کسانی اذهان عمومی را مشوش می کنند؟ کارگران معترض هفت تپه که جلوی غارت ثروت ها توسط بخش خصوصی ایستاده و به خیابان آمده اند یا این دو نمایندهی خامنه ای و حکومتش که موجی از نگرانی را به جامعه پمپاژ کرده اند؟چه کسانی روح و روان جامعه را بیمار می کنند؟ خانواده های دادخواه کشته شدگان هواپیمای اوکراینی ساقط شده با موشک های سپاه، یا امامان جمعه که با سخنان نفرت انگیز خود تخم قتل و غارت و خشونت را در جامعه می پراکند؟
این چه دستگاه قضایی است که دست های کثیف و خون آلود این بیماران خشونت آفرین را علیه مردم باز گذاشته است!اگر این دو نفر بر حسب نااگاهی و لق لقه ی زبان، این فرمان زن ستیزانه و نا امن کننده ی جامعه را داده اند، چرا سران سه قوه و در راس آن ها خامنه ای سکوت کرده اند؟ خامنه ای که برای هر موضوع کوچک و بی اهمیتی ساعت ها روضه خوانی می کند و هشدار می دهد و نفی و نهیب می زند، چرا در برابر این دهن کجی بزرگ به مردم، ساکت نشسته است؟
مردم می دانند که این حرف ها که از بعضی منابر و از دهان امامان جمعه و جماعات بیرون می آید چه بسا سیاست راس بالای حکومت است و برای همین است که جامعه و وجدان های آگاه و معترض یکپارچه در مقابل این جنایات می ایستدو تصمیم گرفته است که جامعه را از شر این وصله ی ناجور در قرن بیست و یکم خلاص کند. آن روز دور نیست. صدای شیپور سرنگونی جمهوری اسلامی از همه جای ایران بلند شده است. امام جمعه ی اصفهان و بجنورد پنبه ی نادانی را از گوششان بیرون بیاورند تا فریاد مردم را بشنوند!

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی