نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
مراد مکوندی
الم شنگه هایی برای انحراف افکار
اشتراک گذاری

در هفته ی گذشته در میان همه ی اخبار نگران کننده، دو خبر یعنی در حقیقت دو اتفاق ناگوار در صدر اخبار مربوط به جمهوری کرونایی قرارداشت. هر چه سعی کردم این دو اتفاق را از هم جدا ببینم، دیدم نمی شود. امکان ندارد جمهوری اسلامی حرکتی مثبت انجام بدهد؛ سر تا پای این هیولای مخوف و مهیب به کثافت و نکبت چندش آوری آلوده است. این روزها که فقر و فقارت و گرانی و بیکاری و بی دارویی و کرونا نا
از یکطرف و دزدی و فساد سیستماتیک سران و ایادی و اذناب شان آخرین نفس ها را از اقتصاد رو به موت سلب کرده است، رژیم فاشیستی حاکم بر ایران دست از خوی بهیمی و درنده خویی اش برنداشته است. اخیرا به منظور ارعاب مردم معترض و جلوگیری از شورش سراسری گرسنگان که بزودی سر برخواهد آورد و این را فرماندهان سپاه و بسیج بارها بر زبان آورده اند، چند نفر از متهمان را سوار بر وانت های روباز در تهران گرداندند و در انتظار مردم به طرز وحشیانه ای مورد ضرب و شتم قرار داده اند تا به قول خودشان درس عبرت! برای دیگران شود٫ شناعت این حرکت به اندازه ای بوده که یکی از کاربدستان ستاد امر بمعروف! در مخالفت با این رفتار قرون وسطایی صدایش در آمد و آن را جرم نامید. و چند تن از وکلای دادگستری، چرخاندن متهمان را در شهر ، هتک حرمت آنان و خلاف مقررات و قوانین و مغایر با شان و منزلت انسانی دانسته اند.
حافظه جامعه هنوز فراموش نکرده است که بنا به اظهارات فرماندهان نیروی انتظامی ، از بازداشت شدگان تحت عنوان اشرار و اراذل و اوباش، برای سرکوب اعتراضات استفاده کرده اند. همین دیروز هم علم الهدی نماینده ی خامنه ای در خراسان و امام جمعه مشهد گفته بود که با آموزش های فرهنگی روی اراذل و اوباش، از آن ها نیرویی ساختند برای مقابله با اغتشاشات!

شواهد حاکی است که کارشناسان سرکوب به سران فاشیست جمهوری جرم و جنایت گوشزد می کنند که از قربانیان آسیب های اجتماعی و آنچه که از آن ها با نام اراذل و اوباش یاد می شود، قبل از سواستفاده های سیاسی و امنیتی و به مثابه گروه های فشار و شعبان بی مخ های جدید، باید آخرین رسوبات اجتماعی و مردمی و انسانی را از آن ها زدود تا آنطور که رژیم سانسور و سرکوب می خواهد، مسخ شده باشند که این بار با پشتوانه های قانونی! و حکومت، دست به هر جنایتی بزنند.

اتفاق دیگری که جمهوری کرونا و کشتار آن را رقم زده است، خبر مربوط به برخورد با کروناست. حکومت کرونایی، به جای پیشگیری و مقابله با ویروس کرونا و پاسخگویی به مطالبات پزشکی و بهداشتی و علیرغم اهمال و تعلل هدفدار در گندزدایی و مبارزه با ویروس، به جای آنکه شرایط و امکانات قرنطینه و فاصله اجتماعی! را فراهم کند، به جای آنکه ماسک و دستکش و مواد ضدعفونی کننده را بوفور در اختیار مردم بگذارد، به جای آنکه دارو و واکسن را تامین کند، به جای آنکه ادارات و کارخانه ها را برای مدتی تعطیل کند و حقوق این مدت را به کارمندان و کارکنان و کسبه بپردازد، به تهدید و هشدار و جریمه دست زده است. علاوه بر سخنان متناقض و چندپهلوی حسن روحانی در مورد مهار کرونا،اخیرا حریرچی، معاون وزیر بهداشت در تلویزیون حکومتی، وقاحت را به اوج رساند و اشتلم زد که مردمی که بدون ماسک در شهر حاضر می شوند جانی و خاین و مجرم اند و با آن ها باید مطابق قانون مربوط به این جرایم برخورد کرد!
این سخنان مفت و سخیف، حداقل دو هدف را دنبال می کند:
اول آنکه می خواهد
ولنگ و وازی های سیاست های دولت و حکومت را در ازادگذاشتن عزاداری های محرم ماستمالی و ماله کشی کند و تقصیر اوجگیری دوباره و سه باره ی کرونا را به گردن مردم بیندازد.
دوم آنکه با مجرم دانستن مردم، زمینه را برای سرکوب مطالبات بهداشتی و معیشتی از قبل آماده کند. اینجاست که اشتلم های حریرچی معاون وزیر بهداشت با حرکت جنایتکارانه ی نیروی انتظامی و قوه قضاییه ربط پیدا می کند؛ مجرم خوانی مردم، یکی از سیاست های کثیف جمهوری سرکوب و سانسور است.
رژیمی که از روزی که روی کار آمد، در یک دستش شلاق بود و کابل و داغ و درفش و غل و زنجیر و در دست دیگرش کتاب قانون پوسیده. رژیمی که بزن و بکش و بدزد و ببر را از خود به نمایش گذاشت.
در همزمانی « گرداندن متهمان در شهر» نیروی سرکوب و « تهدید قانونی مردمی که ماسک نمی زنند» توسط معاون وزیر بهداشت، علاوه بر همزمانی تهدید و ارعاب، همپوشانی ارکان مختلف حکومت را می توانیم عیان ببینیم.
چرا این حملات و هجوم از دو سو به جامعه وارد می شود؟
پاسخ این سوال روشن است:
جنبش سرنگونی با دادخواهی کشته شدگان اعتراضات آبان ۹۸ و دادخواهی خانواده های کشته شدگان هواپیمای اوکراینی ساقط شده با موشک های سپاه و گرانی و بیکاری و فقر فراینده و فشار های حقوقی و انسداد آزادی های مدنی و بگیر و بندها و حبس و اعدام ها و . . . جان مردم را به لب رسانده و همانطور که شاخک های حسی کارشناسان رژیم رصد کرده اند، یکبار دیگر دیگ جوشان اعتراضات و جنبش اجتماعی سرنگونی را به غلیان و قل قل آورده است.
در چنین شرایطی رژیم همه ی امکانات قانونی! و نظامی و انتظامی اش را به میدان آورده است تا بلکه بتواند سرنگون شدنش را به دست مردم به تاخیر بیندازد، اما زهی خیال باطل! سرانجام تمام رژیم های دیکتاتوری و جدا از مردم نشان داده است که به این دیوارهای بنیادا ترک خورده و آماده ی آوارشدن، اعتباری نیست. چونکه مردم عزم شان را جزم کرده اند تا این دیوار کهنه و افتادنی را بر سر سرمایه داری اسلامی آوار کنند.
۱۷ مهر ۱۳۹۹ برابر با ۸ اکتبر ۲۰۲۰

 
 
https://rowzane.com/content//article=202129