مینا احدی
یک نامه سرگشاده که صدها بار پازپخش شد و هزاران نفر آنرا خواندند!
پنجشنبه, ۴ام دی, ۱۳۹۹  
اشتراک گذاری

مینا احدی در سال ٢٠١۵ یک نامه سرگشاده به سارا واگنکنخت یکی از رهبران بسیار سرشناس و محبوب حزب چپ آلمان نوشت. این نامه یکی از اسناد مهم در تاریخ مبارزات ما در کشور آلمان است. سندی که تفاوت ما با حزب چپ را نشان میدهد و نامه ای که با صدها کامنت و اظهار نظر روبرو شد. این نامه باز در سایت هومانیستهای آلمان منتشر شد و یکی از پر خواننده ترین ها در همین روزها هم در این سایت هست. ما این نامه را ترجمه میکنیم و در اختیار شما عزیان قرار میدهیم.

نامه سرگشاده مینا احدی به سارا واگنکنخت از رهبران مهم و سرشناس حزب چپ آلمان

١٧ دسامبر ٢٠١۵

کلن : منتقد مذاهب و کمونیست مینا احدی چند روز قبل یک نامه سرگشاده به سارا واگنکنخت مسئول فراکسیون حزب چپ نوشته است. با کلمات بسیار واضحی احدی سیاست این حزب در مورد اسلام سیاسی را نقد میکند سایت هومانیستها این نامه را بطور کامل منتشر میکند.

سارای گرامی!

از وقتی من سخنرانی تو در پارلمان را شنیدم، هم متعجب شده ام و هم مات و متحیر مانده ام. به این دلیل که تو هم ، همانند حزب چپ اوضاع سیاسی را درست توضیح نمیدهی. تو با یک سخنرانی مهیج و زنده علیه خشونت و جنگ حرف زدی تو گفتی که ترور را نمیتوان با بمب پاسخ داد. من هم اضافه میکنم که پاسخ به این معضلات به فاکتورهای مختلفی ربط دارد نه! با بمب نمیتوان به جنگ ترور رفت ولی همچنین با سکوت و بی ضرر جلوه دادن هم نمیتوان به جنگ اسلام سیاسی رفت.

این یک حقیقت تلخ است که دولتهای غربی امریکا و انگلیس و فرانسه به این جنبش اسلامی برای به قدرت رسیدن کمک کردند. در کشورهایی مثل ایران عراق افغانستان و سودان و .. در این کشورها تروریستهای اسلامی زندگی میلیونها نفر از مردم را به گروگان گرفته و زندگی آنها را نابود کردند. برای اینکه واضح تر حرف بزنم، من در مورد سنگسار در مورد حجاب اجباری و اعدام های دسته جمعی حرف میزنم. من در مورد قوانین رسمی حرف میزنم که من و ترا رسما نیمه انسان حساب میکنند.

همانند یک ایرانی من از نزدیک چهره کریه و ضد انسانی این جنبش یعنی جنبش اسلامی را تجربه کردم، و چند دهه است علیه این جنبش مبارزه میکنم. بعد از سخنرانی مهییج تو من سراغ گوگل رفتم برای اینکه ببینم این رهبر حزب چپ چند بار علیه جنایات جنبش اسلامی از این نوع سخنرانیهای جالب کرده است. گوگل امید مرا به یاس کامل تبدیل کرد حتی یک دقیقه تو در باره سنگسار در مورد شلاق خوردن زنان، در مورد اعدام مثلا اعدام آتئیست ها و بی خدایان و کمونیست ها حرفی نزده ای.

گوگل بمن گفت که زیر این تیتر سارا و جنبش اسلامی، هیچ چیز پیدا نمیشود.

من امیدوارم که تو اسم مرا شنیده باشی. من یک شهروند هستم در آلمان که در تقریبا همه شهرهای آلمان علیه سنگسار، علیه اعدامها علیه برقع ، علیه زن ستیزی اسلامی و تروریسم اسلامی سخنرانی کرده ام و همچنین سیاست دولتهای غربی را نقد کرده ام، از جمله سیاست دولت آلمان را من ولی هیچگاه از شما دعوت نامه نگرفته ام و مهمان شما نبوده ام. چرا؟ برای اینکه حزب شما جنبش اسلامی را همانند جنبش رهایی بخش درکشورهایی که ما از آنهافرار کرده ایم، علیه امپریالیسم تعریف میکند و شاید تو هم جنبش اسلامی را چنین تعریف میکنی. شما ها هر تاکتیک و حرکت این جنبش را و این جانیان را به عنوان حرکتی ضد امیریالیستی تعریف میکنید.

جنبش اسلامی در خود یک جنبش است برای سرکوب مردم و سرکوب جنبش چپ بویژه .

این جنبش ترور میکند و میکشد بر اساس قوانین اسلامی و بر اساس دستورات قران.

جنبش اسلامی در ایران، که پدر تو هم از آن مملکت آمده است، مبارزات مردم را و انقلاب آنها علیه دیکتاتوری پهلوی را سرکوب کرد انقلابی که کاراکتر قوی چپ داشت.

داعش و حکومت اسلامی داعشی ها در ایران برادران دوقلو هستند.

بربریت اسلامی در ایران با اعدام های دسته جمعی و سرکوب وحشیانه مردم شروع شد. اینها در همان روزهای اول هزاران جوان را کشتند. من تا به امروز حتی یک جمله از حزب تو در محکومیت این جنایات و وحشیگری های داعش در ایران ندیده و نشنیده ام. چرا؟

ما ، من و تو، هر دو چپ و هر دو کمونیست هستیم. ما در آلمان تا کنون همدیگر را ملاقات نکرده ایم. چرا که ما سیاستها و مواضع مختلفی داریم. در مورد فجایع بزرگ این قرن همچنین در مورد تروریسم اسلامی، شما هیچگاه نقش جنایتکارانه جنبش اسلامی و اسلام سیاسی در دوره اخیر را ندیدید و نشناختید. شما مالتی کالچرالیسم و پست مدرنیسم را نمایندگی میکنید. شما ما زنان را که در دستهای جنبش ضد زن و بیمار گونه اسلامی افتاده بودیم، ندیدید و به همه ما میلیونها زن پشت کردید. در حالیکه یک مشت زن ستیز اسلامی زنان را به گروگانگرفته بودند، شما مشغول کار و زندگی خودتان شدید. ما در پرونده سیاسی شما هیچ نمونه ای از حمایت و دفاع شما از زنان اسیر در دستهای جنبش اسلامی پیدا نمیکنیم چرا؟

من یک ایرانی کمونیست هستم. بیشترین سالهای زندگی من صرف مبارزه با این هیولا شده ، هیولایی که دولتهای غربی به او جان بخشیدند.

ما در ایران سیاستهای این حکومت از جمله سنگسار و یا اعدام و یا سرکوب زنان را با مبارزات خودمان عقب راندیم. در حالیکه دوستان چپ ما و بویژه زنان چپگرا در غرب در مورد سنگسار و جنایاتی از این قبیل با بی تفاوتی ما را نگاه میکردند. من امیدوارم تو متوجه باشی من در مورد چه چیز حرف میزنم.

مثل بعنوان یک زن از ایران که زیر سیطره تروریسم اسلامی زندگی کرده، اعلام جرم میکنم :

علیه دولتهای غربی که جریانات قرون وسطایی و مرتجع را کمک کردند در این کشورها به قدرت برسند، علیه روشنفکرانی که میخواهند ما را ساکت کنند و از بی ضرر بودن اسلام حرف میزنند،

علیه چپهایی که سکوت کردند و چشم های خود را بستند، و توضیح فرمودند که مثلا اعدام و آدم کشی جزیی از فرهنگ ما هست!!

بله من اعلام جرم میکنم!

چشم های خود را ببندید و زندگی خود را ادامه دهید و متاسفانه شما، کسانی و جریانی که در قبال جامعه مسئولیت سیاسی دارید، شما حزب چپ در آلمان حتی یک قدم هم جلوتر رفته و توضیح دادید که اصلا مشکلی در کشورهای ما وجود ندارد. همه چیز طبق روال عادی است. در مواردی شاهد بودم که شما رئیس جمهور قبلی حکومت اسلامی، احمدی نژاد را بعنوان قهرمان مبارزه با امپریالیسم امریکا مورد تفقد قرار میدادید.

تو در پارلمان آلمان در مورد افغانستان و سیاست غلط دولت آلمان حرف زدی، تو گفتی که این سیاست غلط باعث رشد طالبان شد. سیاست غلط فقط شامل بمباران و فرستادن نیروی نظامی نبود، بلکه اینرا نیز شامل میشد که دولت آلمان کمک کرد در افغانستان حکومتی سرکار بیاید و در کنفرانس افغانستان در بن کمک کرد حکومتی سرهم بندی بشود که هیچ سنخیتی با سیاست سکولار و نیروهای مترقی در افغانستان نداشت. در آن کنفرانس همه نیروهای مترقی و انسان دوست و طرفدار جدایی مذهب از دولت، همه مردم مترقی افغانستان بیرون گذاشته شدند، و دولت آلمان کمک کرد یک حکومت قومی مذهبی مرتجع در افغانستان سرکار بیاید.

٢٠١١ م در شهر بن یک تظاهرات سازمان دادیم علیه سیاست غلط دولت آلمان و دهمین سال بسته بندی کردن یک حکومت قومی مذهبی و مرتجع در افغانستان، ما معتقد بودیم که این راه و این سیاست راه را برای جنگهای طولانی و طاقت فرسا در افغانستان باز میکند . متاسفانه هیچ کدام از شما و حزب شما در این میتینگ همراه ما نبود.

سارای گرامی!

ما علیه جنگ و ترور هستیم . علیه تروریسم دولتها و علیه تروریسم اسلامی با توجه به اوضاع کنونی سیاست چپ اینست که یک جبهه سوم سازمان دهیم جبهه ای علیه تروریسم دولتی و تروریسم اسلامی

متاسفانه حزب تو در صف اول مباره علیه تروریسم اسلامی نایستاده است. بهمین دلیل از نظر من شما به بخش چپ جامعه تعلق ندارید.

کمونیسم یک پاسخ درست و سازنده به مشکلات مردم برای یک دنیای بهتر است. شما با چشم پوشی از مشکلات و یا با برداشتهای غلط و تعریف جنبش اسلامی بعنوان جنبش ضد امپریالیستی، به رابطه خودتان با مردم این کشورها ضربه محکمی زده اید.

.بعنوان یک مبارز قدیمی علیه اسلام سیاسی به این نتیجه میرسم که شما یا مشکل را درست بررسی نمیکنید و یا آنرا پرده پوشی میکنید. بهمین دلیل شما در طول سی و شش سال هیچ جایی در مبارزه ما علیه اسلام سیاسی پیدا نکرده اید.

من امیدوارم که این نامه ا مکانی برای تو فراهم کند برای فکر کردن به این معضلات. سالهای سال است که همین جنبش در آلمان با ساختن مساجد، تحمیل حجاب اجباری، تقلا برای جدا سازی جنسیتی در مدارس و غیره فعالیت میکند. بسیاری از مردم در آلمان به درست نگران پس راندن پرنسیپ های سکولار در این کشور هستند. و حزب شما مثل همه موارد دیگر در کنار اسلامیها ایستاده است.

لطفا در مورد این معضلات فکر کنید! من منتظر پاسخ تو به این نامه هستم .

با احترام مینا احدی

https://hpd.de/artikel/12550

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی