نسخه چاپی / وب سایت خبری - تحلیلی روزنه

 
مراد مکوندی
مولوی عبدالحمید کجا ایستاده است؟
اشتراک گذاری

انترناسیونال ۹۰۹
چهارم اسفند بود که خبری بد شبکه های اجتماعی را درنوردید و خیلی زود در صدر اخبار خبرگزاری های جهان نشست. خلاصه ی خبر این بود: در تیراندازی به سوختبران شهرستان مرزی سراوان، عده ای کشته شدند.
استاندار و فرماندار و فرمانده ی سپاه و نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان، مثل بقیهی اوباشان حکومتی، تکذیب کردند و با داغ شدن خبر و انعکاس عکس و فیلم کشتار سراوان، فرمانده جنایتکار نیروی انتظامی سراوان گفت که تیراندازی توسط پاسگاه مرزبانی پاکستان صورت گرفته است!
نهادهای امنیتی رژیم نخست اینترنت منطقه را قطع کردند تا ارتباط مردم و خانواده های کشته شدگان با شهرها و روستاهای دیگر برقرار نشود و مردم برای دفاع از جان خود با هم متحد نشوند. و ادامه ی داستان که همه آن را خیلی خوب می دانند زیرا مشابه چنین جنایت و اقدامات رذیلانهی حکومت در دی ماه ۹۶ و در ۹۷ و مشخص ترینش در کشتار سبعانه ی آبان ۹۸ اتفاق افتاده است.
اما آنچه سبب نوشتن اینیادداشت شده، نه فقط نشان دادن ددمنشی های سپاه سرکوب جمهوری فلاکتبار اسلامی، نه نشان دادن دروغ و کتمان جنایت و صحنه سازی و مهندسی جنایت، بلکه در این مورد مشخص اخیر، همراهی و همکاری امام جمعه ی سیستان و بلوچستان با سرکوبگران است که با انتقادات سطحی و ابکی اش که عمدتا در خصوص داشتن یا نداشتن مسجد اهل سنت در تهران و فلان شهر خلاصه می شود، سعی می کرد خود را اپوزیسیون و مخالف با حکومت اسلامی نشان دهد. او در قیام مردم سراوان و اعتصاب مردم سیستان و بلوچستان، نقش ضد مردم و ضد انقلاب و ضد سرنگونی را بازی کرد. یعنی زمانی که مردم در اعتراض به کشتار زحمتکشان مرزی و دستفروشان سوخت بدست سپاه، به پاسگاه و فرمانداری و به نیروی انتظامی حمله کردند تا این لانه های فساد و آدمکشی را تصرف کنند و از چنگ جانیان درآورند، مولوی عبدالحمیدبیانیه صادر کرد و رذیلانه و خیانتکارانه از مردم بجان آمده خواست که آرامش ! را حفظ کنند و به پاسگاه ها و کلانتری ها و مقرهای فرماندهی سرکوب و حافظ امنیت و منافع سرمایه داران و دزدان و اختلاسگران حمله نکنند تا استاندار و فرمانده سپاه منطقه اعلام کند و به حکومت و غارتگران زالوصفت مژده بدهد که نگران نباشند که امنیت کامل دزدان بزرگ و گردنه بگیران حکومت برقرار شده است. این امنیت دروغین اگر برقرار شده است و یا برقرار خواهد شد، اولا با زور تانک و توپ یعنی با نهایت سرکوب و در ثانی با پشتیبانی تبلیغات رژیم که مولوی و ماموستا و شیخ و پیر و امام جمعه از ایادی آن بشمار می روند، ممکن است عملی شود، آنهم برای چندصباحی و نه برای همیشه. زیرا این رژیم کولبر کش و سوختبرکش و ضدزن و ضدکارگر و ضدبشر به خط پایانش نزدیک شده است و مردم تصمیم جدی شان را گرفته اند که این لکه ی ننگ و وصلهی ناجور را از زمین بردارند و به زباله دان تاریخ بیندازند. مولوی عبدالحمید هم بداند که در بزنگاه تاریخی حیات سیاسی مردم منطقه، جانب دیکتاتور را گرفته و با او به زیر کشیده خواهد شد.زنده باد مردم سراوانزنده باد جنبش سرنگونی
مراد مکوندی

 
 
https://rowzane.com/content//article=213457