شهلا دانشفر
نیشکر هفت تپه یک سنگر مهم جنبش کارگری است. نکته ای در حاشیه پیام عثمان اسماعیلی و محمود صالحی از زندان
چهارشنبه, ۱۹ام خرداد, ۱۴۰۰  
اشتراک گذاری

عثمان اسماعیلی و محمود صالحی از فعالین کارگری طی پیامی از زندان خطاب به کارگران و مردم از کارگران نیشکر هفت تپه خواسته اند که در قبال شرکت کسانی چون خنیفر و مسلم چشمه خاور در ستاد رئیسی پاسخگو شوند و عکس العمل نشان دهند. این نکته درستی است و من نیز در نوشته ای تحت عنوان “صف خود را با مماشاتگران حکومت جدا کنید” به همین نکته اشاره کردم و گفتم که مردم حق دارند از شما پاسخ بخواهند و بعنوان مثال از نامه این دوستان مثال آوردم. اما انتظار درست این دو فعال کارگری در متن و جهت گیری ای مطرح شده که نادرست است. نیش و کنایه زدن های متعدد به اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه و خواستها و شعارهای آنها در این پیام، بیانگر دفاع این دوستان از گرایشی است که جایگاه و اهمیت مبارزات و اعتصابات و خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه را متوجه نیست و آنرا کوچک جلوه میدهد.
به عبارت روشنتر من در عین حال که فراخوان این دوستان به پاسخگو بودن کارگران نیشکر هفت تپه در مورد شرکت خنیفر و چشمه خاور در تبلیغات و فعالیتهای جناحهای حکومتی را درست میدانم، اما با جهت گیری نامه آنها در برخورد به مبارزات شکوهمند کارگران نیشکر هفت تپه و دستاوردهایش، از جمله شورای هفت تپه و مساله خلع ید و تلقی از مبارزات هفت تپه که بقول آنها “گویا بیرق پیشروی جنبش کارگری را بر دوش گرفته” موافق نیستم و نظرات کاملا متفاوتی دارم و این گونه رویکرد نسبت به یک مبارزه شکوهنمد کارگری آنهم درست زمانی که زیر بیشترین حمله و توطئه قرار دارد را عمیقا به زیان کل جنبش کارگری میدانم. از نظر من اولین انتظار از یک فعال جنبش کارگری اینست که جایگاه مبارزات طبقه خود را بببیند و در برابر توطئه گریهای جریانات راست و حکومت و کارفرما، از آن محکم و بدون ابهام دفاع کند. نه اینکه وسط معرکه با “به اصطلاح” و “گویا” و ابهام پراکنی آنرا تضعیف نماید. انتظار این بود و اینست که این دوستان منتقد گرایشاتی باشند که جایگاه مهم هفت تپه را در جنبش کارگری و در جامعه نمی بیند. نه اینکه خود از همان منظر در بحبوحه شرایط سختی که پیش امده به مبارزه کارگران تکه پراکنی کنند.


این دوستان در نوشته شان در چندین جا از وازه “به اصطلاح شورای هفت تپه” استفاده میکنند. و اتفاقا این ندید گرفتن یکی از دستاوردهای مهم تاریخی مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه است. هفت تپه تا همینجا دستاوردهای عظیمی برای طبقه کارگر و جنبش کارگری و آزادیخواهی داشته است. هفت تپه تا همینجا تاثیرات مثتبش بر جامعه و جنبش کارگری از تاثیر و نقش بسیاری از مدعیان دفاع از کارگر و شورا بیشتر و تعیین کننده تر بوده است.
از جمله فراموش نمیشود روزی که جمعیت بزرگی از کارگران نیشکر هفت تپه جمع شده بودند و شماری از مردم نیز در کنارشان بودند، اسماعیل بخشی شعار نان ،کار، آزادی، اداره شورایی را سر داد و با تکرار آن صدای آزادیخواهی بر فضای خیابانهای شهر شوش طنین انداخت. بعد هم بارها این شعار را در تجمعات کارگران، معلمان، و بازنشستگان و دانشجویان در دست نوشته هایشان و در اعلام همبستگی هایشان با کارگران نیشکر هفت تپه شاهد بودیم. اقدامی که با خود گفتمان اداره شورایی را به جلوی صحنه سیاسی جامعه آورد. این اتفاقات افتاده است و اکنون نمیدانم چگونه یک فعال کارگری به سادگی چنین اتفاق شورانگیزی را میتواند به فراموشی بسپارد. بعلاوه این مهم است و آنرا باید دید که شعار اداره شورایی به حرکت و اقدام مشخص کارگران نیشکر هفت تپه تبدیل شد. چطور که دیدیم کارگران نیشکر هفت تپه بعد از اینکه حکومت به کارگران حمله کرد و اعضای مجمع نمایندگان منتخب آنها را دستگیر و زندانی کرد، در خرداد سال ۹۹ دوباره با قدرت به میدان آمدند و اعلام کردند که ما شورایی تصمیم میگیریم. و در طول اعتراضاتشان همین کار را کردند و نمایندگان خود را انتخاب کردند و شورایی عمل کردند و پرچم شوراها را در مقابل شورای اسلامی دست ساز حکومتی برافراشته نگاهداشتند و اتفاقا یک رمز مهم موفقیت این کارگران در مبارزاتشان همین حرکت بود. بنابراین از دوستانی که خود را مدافع جنبش شورایی میدانند انتظار میرود که این دستاوردها را پیشروی خود بدانند و با تمام قوا از آنها حفاظت و پشتیبانی کنند. البته این را هم اضافه کنم که یاد کردن از شورای نیشکرهفت تپه با یک پیشوند “به اصطلاح” و به اینگونه زیر سوال بردن آن محدود به این دوستان نیست بلکه گرایش معینی در جنبش کارگری است که بطور واقعی از پیشروی هایی که در نیشکر هفت تپه شاهدش هستیم و قدمهای عملی ای که در راستای ایجاد شورا در آنجا برداشته شده و راه عملی در مقابل همه کارگران قرار داده است، عقب است. از این زاویه نیز پرداختن به چنین نقطه نظراتی حائز اهمیت است. باید پیشروی ها را دید تا با اتکا به آنها گام های بعدی خود را استوار به جلو برداریم.


نکته دیگر که باز در نوشته دوستان محمود صالحی و عثمان اسماعیلی خطاست یکی قلمداد کردن خلع ید با دولتی کردن است. گویی کارگران نیشکر هفت تپه دنبال دولتی کردن بوده اند. این دوستان نمی بینند که اینجا مساله بر سر جدال کارگران با کارفرمای سرکوبگر و دزد و چپاولگری است که اتفاقا از مافیای بخش خصوصی و دستش در دست حکومت است. در برابر این کارفرما کارگران کل مالکیت او را مورد تعرض قرار میدهند و موفق میشوند. این برای شما مهم نیست؟ این یعنی دولتی کردن؟! بارها و بارها این کارگران اعلام کرده اند که ما خواهان خلع ید از بخش خصوصی و نظارت کارگران بر اداره کارخانه هستیم.
بحث بر سر خلع ید از مالکیت باند مافیایی اسدبیگی بوده است. کارگر در این مبارزه مالکیت خصوصی را مورد تعرض قرار داده است. مالکیت نیز یکی از مقدسات سرمایه داری است. بطور واقعی هم اگر به وضعیت این شرکت نگاه کنید باید از مافیای اسد بیگی که سر آن به بخشی از حکومت وصل بود، خلع ید میشد تا کارگران بتوانند پیگیر دیگر مطالباتشان شوند و همانطور که خود این کارگران هم اعلام کردند این پیروزی اولین گام برای آنها برای پیگیری دیگر خواستهایشان است. بعلاوه کارگران نیشکر هفت تپه نیز خود روشن و شفاف در بیانیه هایشان بارها اعلام کرده اند نباید شرکت هفت تپه به هیچ بخش خصوصی، نیمه خصوصی، یا دولتی و به نهادی نظامی- نیمه نظامی و یا به موسسه و بورس وغیره واگذار شود. آیا محمود صالحی و اسماعیلی این تاکیدات را نشنیده اند یا آنها را نشنیده گرفته اند؟
بنظر من اتفاقا قدم مهم بعدی کارگران نیشکر هفت تپه تحمیل اداره و یا نظارت شورایی بر حکومت، اعلام علنی و و رسمی نمایندگان منتخب خود یعنی شورای واقعی شان است. به نظر من کارگران نیشکر هفت تپه با ادامه مبارزات متحدانه خود و رسمیت بخشیدن به شورای منتخب خود همانطور که موفق شدند از باند مافیایی اسد بیگی خلع ید کنند خواهند توانست دیگر مطالبات خود را بر حکومتیان تحمیل کنند. و با این کار خود الگوی درخشانی از اداره شورایی را به نمایش بگذارند.


در هر حال حرف من اینست که دوستان حساب مبارزات درخشان کارگران نیشکر هفت تپه را نباید با تشبثات حکومتیان برای مخدوش کردن مبارزات قهرمانه این کارگران و استفاده از اعتبار هفت تپه و افرادی چون خنیفر برای داغ کردن تنور انتخاباتشان یکی گرفت. در هفت تپه هم مثل همه جای دیگر گرایشات راست و چپ، خوب و بد و عقب مانده و پیشرو وجود دارد. و حکومت تلاش دارد با سوار شدن بر گرایشات عقب مانده کل دستاوردهای مبارزات کارگران را عقب براند. نباید بگذاریم این توطئه گری ها ذره ای بر عظمت مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه سایه بیندازد. باید بدانیم که اتفاقا این همان هدفی است که در این ماجراها حکومتیان دارند دنبال میکنند. حکومت میکوشد از این طریق در صفوف کارگران نیشکر هفت تپه تفرقه ایجاد کنند. میکوشد فضا را امنیتی کند. میکوشد با خدشه وارد کردن به مبارازت کارگران هفت تپه پشتیبانی های مردمی آنهم درست در زمانی که این کارگران زیر بیشترین تعرضات قرار دارند و به حمایت وسیع ما مردم نیاز دارند را ضعیف کند و ما نباید اجازه دهیم. ما مسئولیم و نباید بگذاریم سیاستهای توطئه گرانه حکومتیان و باند مافیای اسدبیگی ذره ای بر روی دستاوردهای ارزنده کارگران نیشکر هفت تپه که بدرست خود بر روی آن پایتخت اعتصابات جهان نام گذاشته اند سایه بیندازد. انتظار از فعالین کارگری و تمام مخالفین حکومت اسلامی اینست که محکم کنار کارگران نیشکر هفت تپه بایستند و موفقیتهایشان را برجسته کنند و گرایشات پیشرو را تقویت کنند. نه اینکه برعکس عمل نمایند.
از نظر من مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه یک شاهکار تاریخی و مهم جنبش کارگری است. از نظر من پیروزی نیشکر هفت تپه در خلع ید از اسد بیگی و باند مافیایی او یک پیروزی مهم برای آنها و همه کارگران است. و همانطور که خود کارگران در جشن پیروزی شان اعلام کردند این پیروزی نه نتیجه راُفت این بخش و آن بخش حکومت بلکه ثمره ۵ سال مبارزه بی وقفه و متحدانه این کارگران است. کارگران نیشکر هفت تپه با مبارزاتشان کل ساختار سیاسی- اقتصادی حاکم را که اساسش بر چپاول و دزدی استوار است به چالش کشیدند و بدینگونه به صدای اعتراض کارگر فولاد، هپکو، کارگران معادن، معلمان، بازنشستگان و همه بخش های جامعه که هر روزه صدای اعتراضشان علیه این بساط چپاولگری مافیایی بلند است، تبدیل شدند . کارگران نیشکر هفت تپه توانستند در مبارزاتشان یک شهر را به حمایت از خود درآورند و از کارگر تا معلم و بازنشسته و دانشجو به حمایت از آن برخاستند و شعار فرزند کارگرانیم کنارتان می مانیم در دانشگاه ها طنین انداز شد. با این مبارزات شعار نان، کار، آزادی، اداره شورایی به شعار تجمعات اعتراضی بخش های مختلف کارگری تبدیل شد. این کارگران در کوران مبارزاتشان نبرد سختی با دم و دستگاه سرکوب حکومت را به پیش بردند و علیه شکنجه و زندان قد علم کردند. این کارگران آلترناتیو شورایی را در مقابل کل جامعه قرار دادند و اینها همه لحظات درخشان مبارزات این کارگران در راس مبارزات کل جامعه بوده است.


آخرین کلام اینکه مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه در موقعیت حساسی قرار گرفته است. وضعیت در این شرکت بشدت اضطراری است. تبدیل شدن کسانی از کارگران به عامل تبلیغات جناحهای حکومتی که گام اول در توطئه های بعدی است را باید افشا و محکوم کرد و در مقابله با این توطئه گریها از کارگران و فعالین رزمنده نیشکر هفت تپه فعالانه حمایت و پشتیبانی کرد. باید به مبارزات این کارگران ارج گذاشت و از این سنگر مهم جنبش کارگری با قدرت حفاظت و پشتیبانی کرد. همانطور که اشاره کردم این حداقل انتظاری است که از هر فعال کارگری و هر فعال دفاع از حقوق انسانی در این جامعه میرود.

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 
 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی