جليل جليلى
یک جمعبندى
پنجشنبه, 12ام تیر, 1399  
اشتراک گذاری

”چندش آور(۱)‟ اولین نوشته من از این نوع بود که شماره ۱ داخل پارانتز به این معنى است که پدیده هاى چندش آور دیگرى هم وجود دارند که در فرصتهاى بعدى آنها را هم تحت همین عنوان به نقد خواهم کشید. ولى اینجا میخواهم مختصرى در مورد این نوشته و بحثها و ابراز نظرات متفاوتى که در این رابطه و حول و حوش آن بیان شد، مسائل جدیدى که بدنبال این نوشته طرح شدند و اقداماتى تا کنون در این رابطه انجام شده است، بنویسم.من همچنین به برخى برخوردهاى زشتى هم که از طرف مخالفین نظر مطرح شده در این نوشته شد جواب خواهم داد.

داستان از اینجا شروع شد که وقتى هفته گذشته در یک سایت اینترنتى۱چشمم خورد به خبرى و بعد به مجسمه اى که در آن خبر به آن اشاره شده بود، احساس بدى به من دست داد و تاریخ ۴۱ سال گذشته ایران در ۴۱ ثانیه در ذهنم مرور شد. آن خبر این بود:

”مریم رجوی برای ندا مراسم بزرگداشت گرفت و برایش گریست.‟

”نمایندگان مجاهدین خلق در اروپا، مجسمه ندا را به پارلمان ایتالیا اهداکردند”

پائین این دو جمله، مریم رجوى را دیدم که پشت تریبون ‟براى ندا‟ گریهمیکند.  پائینتر مجسمه اى که گفته میشود مجسمه ندا آقاسلطان است، او را با پوششى شبیه پوشش اسلامى از نوع مجاهدین بنمایش میگذارد.  در دوطرف مجسمه، طراح و سازنده آن و مرد دیگرى که گویا یکى از نمایندگان مجلس ایتالیا است، دیده میشوند.   پایینتر از اینها هم رضا پهلوى دیده میشود که او هم، به همان اندازه مضحک، پشت میکروفون مشغول پاک کردن اشک چشمانش است که گویا براى ندا ریخته شده اند. و همینطور بازهم پائینتر نوشته شده است:

‏”اقلام تبلیغاتی متنوعی به‌نام ندا تهیه شد.‟ و یکنفر با استفاده از نام ندا، انواع تیشرت، کلاه و ساعت روانه بازار کرد.

اولین چیزى که از ذهنم گذشت این بود که دزدیدن و سوء استفاده کردن از اعتبار یک فرد بعد از مرگش و نشان دادن تصویرى خلاف حقیقت از او چقدرزشت، مدهش و چندش آور است. از رفتارى که میدیدم با انسانها بعد از مرگشان میشود چندشم گرفت و همان احساسم را در نوشته کوتاهى بیان کردم که مورد استقبال وسیعى قرار گرفت، عکس العملهاى مختلفى را دامن زد و این ”جمعبندى‟ را هم ضرورى ساخت.

آن نوشته۲تا این لحظه که من این سطور را مینویسم از طرف ۱۵۰ نفر لایک خورده، ۷۲کامنت گذاشته شده و ۳۸ نفر آنرا شر کرده اند. این استقبال و عکس العمل گسترده در مورد نکته اى که من در این نوشته مطرح کرده بودم، نشان داد که این رفتار با ندا بعد از مرگش احساسات خیلى هاى دیگر را هم آزرده کرده است. برخى از کامنتها مرا به این فکر واداشت که به این مساله باید بشکل دیگرى هم اعتراض کرد و آن نوشتن یک نامه سرگشاده۳به رئیس پارلمان ایتالیا با قید این نکته بود که مجسمه حجاب دار از ندا آقاسلطان که در ساختمان پارلمان آنها نصب شده است تصویرى وارونه از آن چیزى میدهد که ندا بخاطرش به خیابان آمده بود؛ در عتراض به اجبارها و تبعیضات جمهوى اسلامى و از جمله در اعتراض به حجاب اجبارى. من این نامه را نوشتم که خود آن هم مورد استقبال وسیعى قرار گرفت و عکس العمل هاى مختلفى را دامن زد. تا این لحظه این نامه از طرف ۳۴۶ نفر امضا شده است. باتشکر از همه دوستانى که از طریق لایک زدن، کامنتگذاشتن و شر کردن این حرکت را حمایت کرند. این نامه به انگلیسى ترجمه و منتشر شده است.

ولى این اقدام من و حمایت وسیع شما دوستانبرخى را خوش نیامد و شروع کردند به عکس العمل هاى هیستریک همراه با توهین و تهدید و پرتاب کردن اتهاماتى بطرف ما . در جریان این بحث ها دوستى به اطلاع من رساند که فردى به اسم صبرى حسن پور نوشته مرا کپى کرده و بدون اشاره به اسم نویسنده، آنرا در صفحه خود درج کرده است.همچنین سه فرد دیگر به اسامى حسن حبیبى و علیرضا تبریزى و فتاح صبحانى، با اشاره به نوشته من و نامه سرگشاده،صفحات خود را تبدیل کرده اند به بد و بیراه گفتن به من و چند تن دیگر از دوستانى که نامه سرگشاده را امضا کرده اند.

در صفحه صبرى حسن پور یادداشت زیر را در قسمت کامنتهاى مربوط به آن نوشته قرار دادم:
آقاى صبرى حسن پور، این مطلب را که شما اینجا گذاشته اید، من نوشته ام. وجدان سیاسى ایجاب میکند که اگر نوشته اى از جایى کپى میشود اسم نویسنده مطلب قید شود. این نوشته در صفحه فیسبوک من بتاریخ ۲۳ جون منتشر شده است که خیلى هاى دیگره هم آنرا شر کرده اند، شما هم میتوانستى آنرا شر کنى. کپى و پیست بدون اشاره به نام نویسنده مطلب درو از اخلاق سیاسى و ادبى است. ادرس فیسبوک من https://www.facebook.com/Ja‟ از دوستانى که در مورد این نوشته کامنت و نظرى دارند تقاضا میکنم که آنرا در صفحه من، یعنى نویسنده این مطب، قرار دهند. با تشکر، جلیل جلیلى

و در صفحه علیرضا تبریزى نوشتم:
دوست محترم، علرضا تبریزى، به اطلاع میرسانم که مطلبى را که شما به آن اشار دارید من، جلیل جلیلى، نوشته ام. صبرى حسن پور آنرا از صفحه من کپى کرده و، بدون ذکر منبع، در صفحه خود قرار داده است. مسیولیت آن نوشته با من است ولى مسیولیت بى پرنسیپى اقدام صبرى حسن پور مبنى بر اشاره نکردن به نویسنده مطب، با خود ایشان است. من این یادداشت را در صفحه صبرى حسن پور قرار داده ام که اینجا هم کپى میکنم: ”دوست عزیز، این مطلب را من نوشته ام. وجدان سیاسى ایجاب میکند که اگر نوشته اى از جایى کپى مشود اسم نویسنده مطلب قید شود. این نوشته در صفحه فیسبوک من بتاریخ ۲۳ جون منتشر شده است که خیلى هاى دیگره هم آنرا شر کرده اند، شما هم میتوانستى آنرا شر کنى. کپى و پیست بدون اشاره به نام نویسنده مطلب درو از اخلاق سیاسى و ادبى است. ادرس فیسبوک من https://www.facebook.com/Ja‟ بنابراین از خوانندگان این نوشته میخواهم که هر کامنت و نظر دارند، آنرا با رعایت ادب سیاسى، در صفحه خو من بنویسند با تشکرJalilJalili

در قسمت کامنتها در صفحه خود من کامنتهایى در مخالفت با نوشته من گذاشته شد که من و تعداد دیگرى از دوستان جوابهاى مناسب به آنها دادیم. من در همانجا در جواب به کامنت یکى از این افراد، که گفته بود روسرى ندا بزور سرش انداخته نشده بود و بدین صورت از ساخته شدن و به نمایش گذاشته شدن مجسمه ندا با حجاب دفاع کرده بود، نوشتم:


آقاى صبحانى، اولا در ایران، همانطور که خود شما هم میدانید، روسرى را با زور و اجبار و با شعارى مانند ”یا روسرى یا تو سرى‟ و با زور پونس و اسید بر سر زنان کشیدند.شما در اینجا فقط دارید دروغ جمهورى اسلامى را که میگوید روسرى انتخاب زنان ایران است، تکرار میکنید. دوما ممکن است آقاى اولیا بدون ایجاد هیچ تغییرى این تندیس را از روى یکى از عکسهایى که خانم ندا آقاسلطان داشته اند، درست کرده است، ولى هنوز یک سئوال کاملا بجا و معتبر بى جواب میماند و آن این است که مگر آقاى اولیا نمیداند که حجاب یا روسرى در ایران بزور اسید، پونس و توسرى بر سر زنان کشیده شد؟ و چرا ایشان از میان اینهمه عکسهاى بدون روسرى که ندا دارد فقط آن عکسى را انتخاب کرد که او را پوششیده در حجاب تحمیل شده جمهورى اسلامى نشان میدهد. چرا ایشان به خواست و تمایل درونى خود ندا آقاسلطان، که آنرا بشکل آشکارى با شرکتش در اعتراضات قدرتمند سال ۸۸ بیان کرد، بى احترامى میکند؟ آیا اگر ندا آقا سلطان زنده بود، اجازه میداد که از او چنین مجسمه اى ساخته شود؟ مسلما که نه. حالا او زنده نیست ولى ما که نمرده ایم. ما همرزمان ندا و نداها تا زنده ایم اجازه نخواهیم داد فریاد این انسانهاى شریف دفرمه شود و طور دیگرى بگوش جهانیان رسانده شود. ما صداى ندا آقاسلطان هستیم. و از هر انسان شریف و با وجدانى میخواهیم که به ما بپیوندد.
این را هم اضافه کنم که عتراض ما نه به این خاطر است که مجاهدین این کار را کرده اند، بلکه اعتراض ما علیه پیجاندن حقایق زندگى زنان در ایران و دادن تصویر دروغ از زندگى زنان ایران است. هر کس بگوید حجاب و روسرى در ایران خواست زنان ایران است و یا زنان ایران روسرى را خود با تمایل خودشان روى سرشان میکشند، ما خواهیم گفت دروغ است. درد پونس بر پیشانى زنان و سوزش اسید بر تنشان هنوز باقى است. آنها هنوز از درد تحقیر شدن زیر شعار ”یا روسرى یا تو سرى‟ بر خود میپیچند. ما میخواهیم به این درد و به این سوزش پایان دهیم.
در مورد قسمت دوم سوال شما، یا سوال دوم شما، که چرا ما به ساخته شدن تندیس مشابهى در آمریکا اعتراض نکردیم باید بگویم که شخص من از آن اطلاع نداشتم و هنوز هم ندارم. اگر شما اطلاعات دقیقى در این مور دارید ممنون میشوم که آنرا در اختیار ما بگذارید.

یکى دیگر از شرکت کندگان در بحث، شاپرک شجرى زاده۴ در جواب به کامنت فتاح صبحانى، که گفته بود آقاى اولیا مجسمه را فتو شاپ نکرده بلکه آنرا از روى یکى ازعکسهاى ندا ساخته است، نوشت:

این عکس پرسنلی در ایران که مثل بقیه زنان برای گرفتن عکس اداری ندا هم مجبور بوده این عکس اجباری رو بگیره … خانواده ندا ، دخترشون رو سانسور نکردن و عکس های ندا نشون داده به حجاب اجباری باور نداشته حالا بعد از مرگ سر این زن ایرانی باز با اجبار روسری کشیدن !

ولى آقاى صبحانى قانع نشد و سوالات دیگرى را مطرح کرد که من به برخى از آنها در همینجا جواب میدهم که ایشان هم حتما این مطلب را خواهند خواند و جواب سوالات خود را پیدا خواهند کرد.(البته ایشان یکسرىسوالات نامربوط شخصى هم مطرح کرده بود که پرداختن به آنها را لازم نمیبینم)

در جواب اولین سئوال ایشان که گفته بود، من کجا گفتم روسری انتخاب زنان ایران است و کجا ‌تکرار کردم؟مستند نشان دهید.  لازم میدانم اشاره کنم که، حتى اگر هیچ جا هم نگفته باشند که روسرى انتخاب زنان ایران است،دفاع ایشان از داده شدن یک تصویر معکوس از ندا آقاسلطان بوسیله یک مجسمه ساز، نشان میدهید که آقاى صبحانى منکر این حقیقت هستند که حجاب در ایران با زور پونس و سرنیزه و بزور قوانین اسلامى بر سر زنان کشیده شده است. اگر جمهورى اسلامى با پونس و اسید و شعار یا روسرى یا توسرى و وابستهکردن ارزش زن به حجاب، آنرا بر زنان تحمیل کرد، ترسیم چهره هاى حجابدار و یا ساختن مجسمه هاى حجابدار از زنان ایران و تقدیم آنها به موزه ها و یا پارلمانها، این پیام را به جهان مخابره میکند که حجاب یک لباس عمومى و عادى زنان ایران است. این پیام را میدهد که حجاب در ایران تحمیلى نیست بلکه اختیارى است. و این تلاشى است که جمهورى اسلامى در پى آن است. اینیک کار تکمیلى است  بر رفتار جمهورى اسلامى در داخل کشور. شما اگر هم آشکارا نگویید که روسرى انتخاب زنان ایران است، در عمل با عدم اعتراض تان به تقدیم یک مجسمه حجاب دار از ندا به پارلمان ایتالیا نشان میدهید که از نظر شما حجاب امرى على السویه است و یک نوع لباس است و آزارى به کسى نمیرساند. و بدین شکل حمایت خود از کشیده شدن روسرى و حجاب بر سر زنان را برملا میکنید.

نکته دیگرى که ایشان مطرح کرده  بودند این است که خواست و تمایل درونی ندا را من نمیدانم چه بوده اگر شما سندی از تمایل درونی ندا دارید در ذیل کامنت بگذارید.جواب این سوال و همینطور چند نکته دیگر ایشان را فردى به اسم لیلا جدیدى، که بنظر میرسد آدم منصف و ”بى طرفى‟ است، در صفحه خود قاى صبحانى داده است که من هم به همین بسنده میکنم:من موافق بابساطی که اینا راه انداختند نیستم ولی می خوام بگم ندا اعتقادی به پوشاندن موهایش نداشت و عکس های با رو سری اش با رو سری اجباری بود. بیشتر عکسهای منتشر شده اش بی روسری بوده. فکر می کنم بهتر بوده تندیس او همان شکلی که خودش دوست داشته باشه درست می‌شد. یعنی پیام آقای اولیا تاثیر گذار تر می بود. اگر چه این هنرمند گرانقدر از هر دو شکل تندیس او را ساخته اما بهتر بود ندا با شکل واقعی و دلخواه خودش به جهان معرفی. می‌شد و نه با حجاب اجباری

ولى آقاى صبحانى یک چیز جالبى هم گفته است: ما هم میگوییم هر کس بگوید حجاب در ایران اختیاریست و اجباری در انتخاب آن نیست آن فرد شیاد دروغگو و مزدوری بیش نیست.که در جوابشلازم میدانم بگویم که همین ادعاى شما ایجاب میکند که از سازنده مجسمه مورد بحث بپرسید که ایشان را چه کسى مجبور به این ”شیادى و دروغ و مزدورى‟ کرده است؟۵به او بگویید که حجاب در ایران نه اختیارى و انتخاب زنان بلکه اجبارى و تحمیلى است. و بگوئید که اگر آن مجسمه را با الهام از یکى از عکسهاى روسرى دار ندا درست کرده است، بداند که آن روسرى خواست وتمایل ندا نبوده بلکه بر او تحمیل شده بود. و آخر اینکه اگرشما واقعا قبول دارید که حجاب در ایران اجبارى است و زنان اختیارى در انتخاب آن ندارند، انتظار منطقى از شما این خواهد بود که به صف معترضین به حجاب اجبارى و معترضین به تقدیم مجسمه حجابدار از ندا به پارلمان ایتالیا بپیوندید.

ولى موضوع به اینجا خاتمه نیافت.  بروال مثلى که میگوید ”حرفت را بیانداز زمین، صاحبش آنرا پیدا میکند‟، اینجا هم چنین اتفاقى افتاد.  یکبار دیگر آشکار شد که تحمیل کننده حجاب بر زنان در ایران تنها خود جمهورى اسلامى نیست بلکه یک سنت اسلامى و یک سنت لمپنیستى هم هست که بخشى از هواداران آن سنت در خارج از جمهورى اسلامى در سازمان مجاهدین خلق متشکل شده اند و در هر مکان و هر زمانى که امکانش را داشته باشند همان رفتار را با زنان میکنند که جمهورى اسلامى میکند.  ”هوادارن” سازمان مجاهدینیکبار دیگر بهانه اى یافتند تا در صفحات فیسبوک خودشان کمپینى را علیه حزب کمونیست کارگرى و فعالیتهاى این حزب و علیه خود من و مینا احدى، چهره محبوب و شناخته شده در جامعه ایران، و سایر مبارزین آزادیخواه و برابرى طلب و مخالفین حجاب اجبارى و تبیعض جنسیتى براه بیاندازند و هرآنچه را که در این چهل و یکساله یاد گرفته اند نثار ما کنند. همین فتاح صبحانى، که یکى از هواداران و مدافعین این سازمان است، در صفحه فیسبوک خود مطلبى نوشته تحت عنوان تواب سازی آنلاین پروژه جدید وزارت اطلاعات آخوندی.و در آن من و دیگر کسانى را که ۴۱ سال است در مقابل یک حکومت فاشیست اسلامى ایستاده ایم، زیر فحش و ناسزا گرفته است و در مورد ما از همان صفات و القابى استفاده کرده است که ۴۱ سال است از طرف حکومت جمهورى اسلامى بطرف ما پرتاب میشود. او در این نوشته اش، با استفاده از کلمات رکیک و اتهامات ناروا به فعالین حزب کمونیست کارگرى و تعدادى دیگر، چیزهاى مختلفى را با هم مخلوط کرده که از یکطرف نشانه اغتشاش فکرى خود و سازمان محبوبش و از طرف دیگر نشانه بى اطلاع بودن از و یا انکار کردن اتفاقات ایران و جهان و تحولات فکرى و اخلاقى در دنیاى امروز است. من نمیخواهم اینجا به همه این نکات بپردازم ولى به چند نکته اشاره میکنم.

آقاى فتاح صبحانى با اشاره به تدارک سازمان مطبوعشان، سازمان مجاهدین، به یک نمایش در ۱۷ جولاى، هر اتفاق قبل از این تاریخ را توطئه اى از طرف رقیب خود، یعنى جمهورى اسلامى براى مقابله با این نمایش معرفى میکند و به این خاطر هر کس قبل از برگزارى این مراسم کوچکترین انتقادى به مجاهدین بکند و یا چیزى بگوید که به مجاهدین بربخورد، از نطر ایشان بخشى از این توطئه محسوب میشود. او از جمله به برگزارى کنفراس بسیار موفق کمیته مبارزه براى آزادى زندانیان سیاسى، که بتاریخ ۲۰ جون برابر با ۳۰ خرداد و بشکل آنلاین برگزار شد، ۶به بهنام ابراهیم زاده و فایل صوتى سهیل عربى از زندان و مادر سهیل عربى و مادر ندا آقاسلطان اشاره میکند و همه اینها را بخشى از این توطئه مینامد.  من در جواب به لاطالئات این فرد میگویم که این میتواند تنها از ذهنى برخیزد که مجاهدین را مرکز عالم میپندارد و هر انتقادى که ارزشهاى مجاهدین را مورد سئوال قرار دهد را توطئه جمهورى اسلامى قلمداد میکند. اینها فکر میکنند که مردم اجازه خواهند داد بعد از جمهورى اسلامى ”واقعى‟ جمهورى اسلامى ”بدل‟ ، جمهورى اسلامى دیگرى، جمهورى اسلامى از نوع مجاهددر ایران بقدرت برسد. این از ذهن رهبرى مجاهدین برمیخیزد که ”بطور غریبى مفتون قدرت دولتى و تشریفات و مراسم و ملحقات آن است.‟(بخشى از جمله اى از نوشته منصور حکمت تحت عنوان ”رویاهاى ممنوع مجاهد‟) ۷

وقتى بار دیگر این نوع بد دهنى را از انسانهایى که خودرا مخالف جمهورى اسلامى میدانند دیدم، این تفکر که سازمان مجاهدین نه اپوزیسیون جمهورى اسلامى بلکه بخشى از جمهورى اسلامى است؛ جمهورى اسلامى در سایه، در ذهنم زنده شد.  خاطرم است که وقتى در ۱۱ اردیبهشت سال ۵۸ کارگران تمام تلاش خود را براى برگزارى یک مراسم آزاد و مستقل از دولت با شور و شوق بکار بسته بودند و براى آن سازماندهى کرده بودند، در تبریز هوادارن و اعضاى همین سازمان مجاهدین بودند که در میدان ساعت، بازو به بازوى حزب الهى ها در مقابل صفوف کارگران ایستادند و با سر دادن شعار ”مسلمان دانشگاه، کمونیست باغ شمال‟ به صفوف کارگران حمله کردند و پلاکاردها و پرچمهاى ویژه روز جهانى کارگر را شکستند و پاره کردند.۸و همینطور، همین مجاهدین بودند که در مقابل شعار صدها هزاز زنى که در ۸ مارس سال ۵۷ با شعارهائى چون ”ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم‟ جنبش نوین آزادى زن را رقم زدند و اعتراض خود علیه حجاب اجبارى را بنمایش گذاشند، در کنار آیت الله خمینى شان قرار گرفتند و گفتند که حجاب مساله اساسى مردم نیست.آنزمان مجاهدین بخشى از جمهورى اسلامى بود و امروز خارج از آن ولى با همان رفتار؛ جمهورى اسلامى در سایه.

سخن آخر، ولى نه آخرین سخن، این است که همه آنچه که اتفاق افتاد حکایت از این دارد که دفاع از حرمت ندا آقا سلطان بعد از مرگش و اعتراض به نصب مجسمه اى با حجاب اسلامى از او در مجامع عمومى، از جمله در ساختمان پارلمان ایتالیا، کارى بود بجا. این از طرف دیگر نشان داد که تحمیل کنندگان حجاب بر زنان در ایران تنها خود جمهورى اسلامى نیست بلکه سایه این حکومت در خارج هم هست.

لندن ۱ جولاى ۲۰۲۰

رفرانس:

۱ سایت مورد اشاره (خبر فورى) : https://www.khabarfoori.com/detail/1967584/%D8%AF%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86—%D8%B9%DA%A9%D8%B3?fbclid=IwAR189IhrzFNJUPoHRchHuF0MFiKSHH93bHaRyMGp9WZCoxaws9zdTc51orI

۲)این نوشته را از طریق لینک زیر میتوانید بخوانید: https://www.facebook.com/Jalil.Jalilie/posts/3061678917213844?__cft__[0]=AZXSNtc9e0yXX25T_VS8jLZ_c7cwOwtT0pszTOXbdC5o8hR2s4pvD4jwP3RkVI58hPLyuihtwZpEBaXEv2tXnGVznPy-Kbj1f4BKp00RcyXrVlLGrenSOp_ZLdMiS1-PBrc&__tn__=%2CO%2CP-R

۳) لینک نامه سرگشاده به فارسى و به انگلیسى:

به رابرت فیکو، رئیس پارلمان ایتالیادر مورد مجسمه ندا آقاسلطانرابرت گرامى،ما مطلع شدیم که تندیسى از ندا آقاسلطان…

Posted by Jalil Jalili on Friday, June 26, 2020

To Roberto Fico, President of the Italian Chamber of DeputiesRe: The Statue of Neda Agha SoltanDear Mr FicoWe…

Posted by Jalil Jalili on Wednesday, July 1, 2020

۴)  دوست فیسبوکى من، شاپرک شجرى زاده هم مطلبى در این رابطه نوشته که میتواند آنرا در صفحه خود ایشان یا از طریق لینک زیر بخوانید

( ترسناک)دیروز پستی در فیس بوک دیدم از جناب جلیل جلیلی با عنوان چندش آور در این پست صحبت از این بود که نماینده…

Posted by Shaparak-shjr Shaparak on Wednesday, June 24, 2020

۵) اخیرا از چن نفر شنیدم که گویا آقاى طرح اولیه مجسمه ندا را بدون حجاب ریخته بود ولى خانم اشرف رجبى به ایشان ”توصیه‟ میکنند که مجسمه را با حجاب درست کند. و این قابل درک است چون از نطر مریم اجوى حجاب سنت زنان ایران، سنت دختر پیغمبر ایشان و سمبل عفت زن است.

۶) کمیته مبارزه براى آزادى زندانیان سیاسى امسال، در دهمین سالگرد روز جهانى در حمایت از زنانیان سیاسى، در روز ۳۰ خرداد یک کنفرانس آنلاین خیلى عالى و باکیفیت بالا برگزار کرد که اگر شما آنرا ندیده اید پیشنهاد میکنم آنرا از طریق لینک زیر تماشا کنید:https://www.youtube.com/watch?v=PFDJjhXHrOo&fbclid=IwAR1m0XGfm1_XkrJnFHSGQVY-7Yq6DRKVv1e8et-6RuSQnVExs925mDJ-c9w

۷) خواندن نوشته منصور حکمت تحت عنوان رویاهاى ممنوع مجاهد را به همه خوانندگان این سطور توصیه میکنم. این نشته را میتوانید در سایت منصور حکمت و یا در  مجموعه آثار منصور حکمت جلد هشتم صفحات ١٨٧ تا ٢٠٠ بخوانید.http://hekmat.public-archive.net/

۸  براى اطلاعت بیشتر از رفتار مجاهدین در دهه ۵۰ به دو نوشته من در لینکهاى زیر مراجعه کیند و در قسمت جستجوى بالاى صفحه بنویسید ”اولین اول ماه مه بعد از قیام ۵٧ در تبریز‟ و مطلب را آنجا بخوانید.

https://www.facebook.com/Jalil.Jalilie/allactivity?entry_point=profile_shortcut&privacy_source=activity_log&log_filter=cluster_11&category_key=statuscluster

مطلب دییگرى در رابطه مشاهدات من از سازمان مجاهدین در دهه ۵۰http://rowzane.com/content//article=131626

نسخه چاپی    
 
نظر دهید--(راهنما)
 

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

 
 
 
حزب کمونیست کارگری ایران     /     سازمان جوانان کمونیست     /     کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری     /     کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری     /     تلویزیون کانال جدید

نشریه انترناسیونال     /     نشریه کارگر کمونیست     /     وبگاه منصور حکمت     /   وبگاه حمید تقوایی / آرشیو روزنه تا سال ۲۰۱۷

کمپین برای آزادی کارگران زندانی     /     نهاد کودکان مقدمند     /     کمیته بین المللی علیه اعدام     /     سازمان زن آزاد     /     کمیته دفاع از زندانیان سیاسی     /     فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی